معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد در یادداشتی مطرح کرد

از انسان‌سازی تا تمدن‌سازی؛ رسالت نظام تعلیم و تربیت در اندیشه رهبر شهید

معاون امور تحول و تعالی دانشگاه آزاد
معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد اسلامی، در یادداشتی با اشاره به اندیشه رهبر شهید انقلاب نسبت به نظام تعلیم و تربیت، «جهاد تعلیم و تربیت» را کلیدواژه اصلی تحقق تمدن نوین اسلامی دانست و با تأکید بر اینکه انسان‌سازی، نخستین و بنیادی‌ترین گام در این مسیر است، بر نقش راهبردی معلم، خانواده، اصلاح محتوای آموزشی، عدالت تربیتی و مقابله هوشمندانه با جنگ نرم رسانه‌ای به عنوان ارکان این جهاد همه‌جانبه تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری آنا در متن یادداشت فاطمه حمیدی فر معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد اسلامی آمده است:

جهاد تعلیم و تربیت در مسیر تحقق تمدّن نوین اسلامی از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی

تعلیم و تربیت در اندیشه‌ی اسلامی، از اساسی‌ترین و زیربنایی‌ترین میدان‌های پیشرفت یک جامعه است. اگر اقتصاد، سیاست، فرهنگ، علم، امنیت و عدالت را ستون‌های یک جامعه‌ی پیشرفته بدانیم، باید پذیرفت که ریشه و جانِ همه‌ی اینها در نوع تربیت انسان‌ها نهفته است. هیچ جامعه‌ای بدون نیروی انسانیِ تربیت‌یافته، مؤمن، دانا، مسئولیت‌پذیر و دارای هویت مستقل، نمی‌تواند به قله‌های پیشرفت واقعی برسد. از همین‌رو، در نگاه رهبر انقلاب اسلامی، مسئله‌ی تعلیم و تربیت، یک موضوع حاشیه‌ای، اداری یا صرفاً آموزشی نیست؛ بلکه میدان یک جهاد بزرگ، عمیق، ماندگار و تمدّن‌ساز است.

وقتی از «تمدّن نوین اسلامی» سخن گفته می‌شود، منظور صرفاً ساختن مجموعه‌ای از نهاد‌های سیاسی یا علمی نیست، بلکه مقصود، شکل‌گیری یک حیات طیبه‌ی اجتماعی است که در آن علم، اخلاق، معنویت، عدالت، عزت، آزادی، مسئولیت و پیشرفت در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. چنین تمدّنی پیش از آن‌که در ساختمان‌ها، فناوری‌ها یا ساختار‌ها دیده شود، باید در انسان‌ها پدید آید. یعنی ابتدا باید انسان‌هایی ساخته شوند که توانایی حمل این بار تمدّنی را داشته باشند. بنابراین، اولین و مهم‌ترین جبهه‌ی تحقق تمدّن نوین اسلامی، جبهه‌ی انسان‌سازی است؛ و انسان‌سازی، جوهره‌ی اصلی تعلیم و تربیت به شمار می‌رود.

از منظر رهبر و قائد شهید انقلاب، تفاوت اساسی نظام تربیتی اسلام با بسیاری از نظام‌های تربیتی رایج در جهان آن است که در نگاه اسلامی، انسان فقط موجودی برای تولید، مصرف، رقابت و کامیابی فردی نیست. انسان دارای روح الهی، کرامت ذاتی، مسئولیت اجتماعی و قابلیت رشد تا مراتب والا است. بر این اساس، تعلیم و تربیت باید همه‌ی ابعاد وجودی انسان را پوشش دهد: عقل او را شکوفا کند، قلب او را نورانی سازد، اراده‌اش را استوار کند، اخلاقش را تزکیه نماید، هویتش را تثبیت کند، و او را برای ایفای نقش در جامعه آماده سازد. در این منطق، تربیت صرفاً به معنای موفقیت در امتحان، ورود به دانشگاه یا کسب شغل پردرآمد نیست؛ بلکه تربیت یعنی ساختن انسانی که درست فکر کند، درست انتخاب کند، درست زندگی کند و درست اثر بگذارد.

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های جهاد تعلیم و تربیت، تربیت ایمانی و معنوی است. در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب، جامعه‌ای که از ایمان تهی شود، هرچند از نظر ظاهری به پیشرفت‌هایی برسد، در عمق دچار بحران هویت، اضطراب، فروپاشی اخلاقی و پوچی خواهد شد. ایمان، تنها یک عنصر فردی و عبادتی نیست؛ بلکه نیرویی است که به انسان امید، استقامت، شجاعت، پاکی، هدفمندی و قدرت ایستادگی می‌بخشد. جوانی که با خداوند مأنوس باشد، زندگی را بی‌معنا نمی‌بیند، در برابر سختی‌ها زود نمی‌شکند، و در میدان مسئولیت از خود ضعف نشان نمی‌دهد. از این رو، نظام تربیتیِ مطلوب باید زمینه‌ی انس نسل جدید با قرآن، نماز، دعا، تقوا، توکل، صداقت و مراقبت اخلاقی را فراهم کند؛ اما این کار باید با شیوه‌ای عمیق، حکیمانه، اقناعی و شیرین انجام گیرد، نه با روش‌های سطحی، تحمیلی یا شعاری.

در کنار ایمان، علم‌آموزی و پرورش عقلانی جایگاهی محوری دارد. تمدّن نوین اسلامی بدون علم و دانایی ممکن نیست. رهبر انقلاب بار‌ها تأکید کرده‌اند که ملت ایران برای رسیدن به عزت و استقلال، باید از نظر علمی قوی شود. اما نکته‌ی مهم آن است که در نگاه اسلامی، علمِ مطلوب علمی است که در خدمت تعالی انسان و آبادانی جامعه قرار گیرد، نه علمی که در خدمت سلطه، تبعیض، تخریب اخلاق و وابستگی باشد. بنابراین، جهاد تعلیم و تربیت فقط حفظ محفوظات یا انباشت اطلاعات نیست؛ بلکه پرورش قدرت فهم، تحلیل، تفکر نقادانه، خلاقیت، نوآوری و روحیه‌ی پژوهش است. دانش‌آموز و دانشجو باید بیاموزند که چگونه سؤال بپرسند، چگونه حقیقت را جست‌و‌جو کنند، چگونه مسائل کشور را بشناسند و چگونه برای حل آنها فکر کنند. جامعه‌ای که جوانانش اهل فکر و تحقیق نباشند، ناچار مصرف‌کننده‌ی اندیشه‌های بیگانه خواهند شد.

از ابعاد مهم دیگر این جهاد، هویت‌سازی اسلامی ـ ایرانی است. یکی از خطر‌های بزرگ در دنیای امروز، بی‌هویتی یا ازخودبیگانگی نسل‌هاست. سلطه‌گران جهانی همواره تلاش می‌کنند ملت‌ها را از ریشه‌های اعتقادی، تاریخی و فرهنگی خود جدا کنند تا آنها را به پیروان منفعل الگو‌های تحمیلی تبدیل سازند. رهبر انقلاب بر این باورند که جوان ایرانی باید خود را بشناسد، به گذشته‌ی تمدّنی و فرهنگی خود آگاه باشد، اسلام را مایه‌ی عزت بداند، انقلاب اسلامی را یک نقطه‌ی عطف تاریخی بفهمد، و به توانایی‌های ملت خود ایمان داشته باشد. اگر نظام آموزشی در این زمینه کوتاهی کند، نسل جدید ممکن است دچار خودکم‌بینی، شیفتگی به بیگانه و بی‌اعتمادی به ظرفیت‌های داخلی شود.

در حالی که تمدّن نوین اسلامی بر شانه‌های نسلی بنا می‌شود که هم هویت خود را می‌شناسد و هم افق جهانی دارد. روحیه‌ی جهادی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز از ارکان مهم تربیت تمدّن‌ساز است. در منطق انقلاب اسلامی، انسان تربیت‌یافته کسی نیست که فقط به نجات فردی یا موفقیت شخصی بیندیشد، بلکه باید نسبت به جامعه، مردم، عدالت، محرومان، استقلال کشور و سرنوشت امت اسلامی احساس تعهد داشته باشد.

رهبر انقلاب همواره بر تربیت نسلی فعال، پرانگیزه، خستگی‌ناپذیر و اهل اقدام تأکید کرده‌اند. روحیه‌ی جهادی به این معناست که انسان در برابر مشکلات منفعل نباشد، از سختی‌ها نترسد، از کمبود امکانات مأیوس نشود و با اخلاص و تلاش، در پی حل مسائل باشد. چنین روحیه‌ای باید از مدرسه و خانواده شکل بگیرد. اگر جوان از دوران کودکی فقط به رفاه‌طلبی، رقابت مادی و منافع فردی عادت داده شود، در آینده نمی‌تواند بار‌های بزرگ اجتماعی و تمدّنی را به دوش بکشد.

در این مسیر، نقش معلم جایگاهی ممتاز و کم‌نظیر دارد. معلم در دیدگاه اسلامی صرفاً انتقال‌دهنده‌ی دانش نیست؛ او الگو، جهت‌دهنده، الهام‌بخش و مربی شخصیت است. گاهی یک رفتار معلم، یک جمله‌ی او، یک نوع برخورد اخلاقی یا یک امیدبخشی به‌موقع، سرنوشت یک دانش‌آموز را تغییر می‌دهد. به همین دلیل، در جهاد تعلیم و تربیت، تکریم معلم فقط یک تعارف اجتماعی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی است. معلم باید از نظر علمی توانمند، از نظر اخلاقی مورد اعتماد، از نظر روحی بانشاط، و از نظر بینشی دارای فهم درست از رسالت خود باشد. اگر معلم، خودباور، امیدوار، متخلق، منظم و دلسوز باشد، این ویژگی‌ها به نسل آینده منتقل می‌شود. در مقابل، اگر جایگاه معلم تضعیف شود یا نقش او به یک کارمند صرف تقلیل یابد، ضربه‌ی بزرگی به نظام تربیتی وارد خواهد شد.

خانواده نیز در این میان، نخستین و ماندگارترین نهاد تربیتی است. هیچ مدرسه و دانشگاهی نمی‌تواند خلأ‌های عمیق تربیتی خانواده را به‌طور کامل جبران کند. شخصیت کودک، بیش از آن‌که در کلاس درس شکل بگیرد، در فضای عاطفی، اخلاقی و رفتاری خانه ساخته می‌شود. نوع سخن گفتن والدین، روابط میان اعضای خانواده، میزان توجه به نماز و صداقت، سبک مصرف، نحوه‌ی استفاده از رسانه، احترام به دیگران، تحمل سختی و نگاه به علم و کار، همگی عناصر تربیتی مؤثرند. در نگاه تربیتی مبتنی بر تمدّن نوین اسلامی، خانه و مدرسه باید مکمل هم باشند، نه متعارض با هم. هرگاه این دو نهاد در ارزش‌ها، شیوه‌ها و اهداف دچار شکاف شوند، تربیت فرزندان آسیب می‌بیند. پس یکی از الزامات جهاد تربیتی، تقویت پیوند میان خانواده و مدرسه و ارتقای آگاهی تربیتی والدین است.

از دیگر لوازم مهم این جهاد، اصلاح محتوا و روش‌های آموزشی است. نظام آموزشی اگر بر محفوظات بی‌روح، امتحان‌زدگی، رقابت ناسالم، مدرک‌گرایی و غفلت از پرورش شخصیت استوار باشد، نمی‌تواند نسل تمدّن‌ساز تربیت کند. رهبر انقلاب بار‌ها بر ضرورت تحول در آموزش و پرورش تأکید داشته‌اند؛ تحولی که در آن، آموزش با تربیت، علم با اخلاق، مهارت با تعهد، و دانایی با عمل همراه شود. کتاب درسی، شیوه‌ی تدریس، ارزشیابی، برنامه‌های فرهنگی، فعالیت‌های جمعی، اردوها، محیط مدرسه و حتی روابط درون مدرسه، همه نقش تربیتی دارند. اگر مدرسه فقط به کارخانه‌ی نمره و کنکور تبدیل شود، بسیاری از ابعاد وجودی دانش‌آموز نادیده گرفته خواهد شد. مدرسه‌ی مطلوب، محیطی زنده، امیدبخش، منظم، اخلاقی، پرسش‌محور، هویت‌ساز و استعدادپرور است.

یکی از چالش‌های جدی امروز، جنگ نرم و تربیت در فضای رسانه‌ای است. در گذشته، مدرسه و خانواده نقش محوری‌تری در تربیت داشتند؛ اما امروز رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های سرگرمی و جریان‌های تبلیغی، سهم عظیمی در شکل‌دهی ذهن و ذائقه‌ی نسل جوان دارند. اگر این فضا مدیریت نشود، می‌تواند به بستری برای ترویج سطحی‌نگری، فردگرایی افراطی، بی‌بندوباری اخلاقی، تحریف حقیقت، ناامیدی و تخریب هویت تبدیل شود. از نگاه رهبر انقلاب، دشمنان ملت‌ها قبل از تسلط سیاسی و اقتصادی، برای تسلط فرهنگی و فکری برنامه‌ریزی می‌کنند. بنابراین، جهاد تعلیم و تربیت در روزگار ما، فقط به کلاس درس محدود نیست؛ بلکه شامل حضور هوشمندانه در فضای مجازی، تولید محتوای سالم و جذاب، آموزش سواد رسانه‌ای، تقویت قدرت تحلیل و مصون‌سازی فکری و اخلاقی نسل جوان نیز می‌شود. جوان امروز باید یاد بگیرد که هر پیامی را بی‌تأمل نپذیرد، هر الگوی رفتاری را تقلید نکند و در برابر شبیخون فکری و فرهنگی قدرت تشخیص داشته باشد.

امیدآفرینی نیز عنصر بسیار مهمی در تربیت تمدّن‌ساز است. تمدّن را انسان‌های مأیوس نمی‌سازند. نسلی که مدام به او القا شود «نمی‌شود»، «نمی‌توانیم»، «عقب مانده‌ایم» و «راهی جز وابستگی نداریم»، هرگز به حرکت بزرگ تاریخی دست نخواهد زد. رهبر انقلاب همواره بر دمیدن روح امید، اعتمادبه‌نفس ملی و باور به «ما می‌توانیم» تأکید کرده‌اند. البته امید حقیقی با توهّم تفاوت دارد.

امیدِ تربیتی یعنی شناخت واقع‌بینانه‌ی دشواری‌ها، اما در عین حال باور به امکان غلبه بر آنها با همت، ایمان، علم و تلاش. اگر جوانان ما با این روحیه تربیت شوند، نه از مشکلات اقتصادی و اجتماعی فرار می‌کنند و نه در برابر پیشرفت دیگران احساس حقارت خواهند کرد.

در کنار امید، اخلاق و تزکیه ستون دیگر این جهاد است. علم بدون اخلاق می‌تواند خطرناک شود، قدرت بدون معنویت می‌تواند به ظلم بینجامد، و پیشرفت بدون عدالت می‌تواند جامعه را از درون تهی کند. از این‌رو، تربیت اسلامی باید بر صفاتی همچون صداقت، امانت‌داری، حیا، عدالت‌خواهی، نظم، ادب، گذشت، مسئولیت‌پذیری، شجاعت، انصاف، احترام به والدین و معلمان، تعاون و خدمت به مردم تأکید کند. جامعه‌ای که از نظر علمی پیشرفت کند، اما از نظر اخلاقی فرسوده شود، در حقیقت بنیان‌های خود را سست کرده است. تمدّن نوین اسلامی فقط با فناوری و قدرت ساخته نمی‌شود؛ با انسان پاک، متعهد و بافضیلت ساخته می‌شود.

از منظر رهبرشهید انقلاب، یکی دیگر از اهداف مهم تعلیم و تربیت، پرورش انسان کارآمد و اهل عمل است. تربیت اسلامی به معنای کناره‌گیری از دنیا یا بی‌توجهی به مسائل عینی زندگی نیست. برعکس، انسان تربیت‌یافته باید بتواند در میدان‌های واقعی زندگی حضور مؤثر داشته باشد: در علم، در صنعت، در فرهنگ، در مدیریت، در خدمت‌رسانی، در خانواده و در حل مشکلات جامعه؛ لذا نظام تربیتی باید مهارت‌آفرین، مسئله‌محور و عمل‌گرا باشد. جوانی که فقط محفوظات فراوان دارد، اما توان تصمیم‌گیری، کار جمعی، خلاقیت، حل مسئله و تحمل مسئولیت را ندارد، برای ساخت تمدّن کافی نیست. تربیت صحیح باید اراده، انضباط، همت، مهارت و قدرت اقدام را در نسل جوان تقویت کند.

مسئله‌ی عدالت تربیتی نیز در این منظومه جایگاه مهمی دارد. اگر تعلیم و تربیتِ باکیفیت فقط در اختیار طبقات خاص یا مناطق برخوردار باشد، جامعه از سرمایه‌های انسانی خود محروم می‌شود و شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر می‌گردد. تمدّن نوین اسلامی بر پایه‌ی عدالت استوار است؛ پس فرصت‌های تربیتی نیز باید عادلانه توزیع شود. کودکان مناطق محروم، خانواده‌های کم‌درآمد، روستا‌ها و حاشیه‌نشینان نیز باید از آموزش باکیفیت، معلمان خوب، امکانات مناسب و محیط رشد برخوردار باشند. نگاه تمدّنی اقتضا می‌کند که هیچ استعدادی در گوشه‌ای از کشور به سبب فقر یا بی‌توجهی خاموش نماند.

در نهایت، باید گفت جهاد تعلیم و تربیت از منظر رهبر انقلاب، یک برنامه‌ی بخشی و کوتاه‌مدت نیست، بلکه حرکتی پیوسته، عمیق، همه‌جانبه و تاریخی است. این جهاد، همه را در بر می‌گیرد: معلم، دانش‌آموز، والدین، مدیران، دانشگاهیان، حوزویان، هنرمندان، رسانه‌ها، سیاست‌گذاران و همه‌ی کسانی را که به نوعی در ساخت ذهن، دل و اراده‌ی نسل جدید نقش دارند. هر اندازه این میدان جدی‌تر گرفته شود، آینده‌ی کشور روشن‌تر، اقتدار ملی عمیق‌تر و زمینه‌ی تحقق تمدّن نوین اسلامی فراهم‌تر خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر