اسکندری: مدارس سما دانش آموزان را برای زیست در عصر هوش مصنوعی تربیت میکنند
در روزهایی که نظام آموزشی کشور با چالشهای بیسابقهای از جمله تهدیدات امنیتی، تحولات سریع فناوری و نیاز به بازتعریف هویت نسل جدید روبهروست، مدارس سما وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یکی از بزرگترین شبکههای آموزشی غیردولتی کشور، با اتخاذ راهبردهای نوین و برنامهریزیهای بلندمدت، درصدد است تا الگویی موفق از تربیت تمامساحتی دانشآموزان را ارائه دهد. در همین راستا، گفتوگوی تفصیلی با رسول اسکندری، معاون امور مدارس استان تهران ترتیب داده شد تا از نزدیک با اولویتها، برنامهها و اقدامات جدید این مجموعه در سال تحصیلی جاری آشنا شویم. آنچه در ادامه میآید، متن مشروح این گفتوگو است:
مدارس سما؛ بازوی آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی با ۸۵۰ مدرسه در سراسر کشور
اسکندری در ابتدای این گفتوگو با اشاره به سابقه و مأموریت مدارس سما اظهار کرد: یکی از اقدامات موفق دانشگاه آزاد اسلامی، ایجاد مدارس سما در سراسر کشور بوده است که اکنون بیش از ۸۵۰ مدرسه در کشور فعالیت میکنند. مأموریتهای مختلفی برای مدارس سما تعریف شده که یکی از مهمترین آنها، تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی دانشآموزان در کنار آموزشهای رسمی است.
وی با تأکید بر اینکه این رویکرد در راستای فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حرکت به سمت تمدنسازی و تحقق تمدن نوین اسلامی است، افزود: به نظر میرسد این زیرساختها و پایهها باید از مسیر مدرسه شکل بگیرد. مدرسه، کانون اصلی شکلگیری شخصیت، باورها و هویت نسل آینده است و اگر بخواهیم جامعهای با هویت مستقل، متعهد و پیشرو داشته باشیم، باید از همین نقطه آغاز کنیم.
طرح قدس و جشنواره سرزمین من ایران؛ دو بال تقویت هویت دانشآموزان
معاون امور مدارس استان تهران در تشریح برنامههای عملیاتی مدارس سما برای تحقق این مأموریت، به دو طرح کلان اشاره کرد و گفت: یکی از طرحهایی که در راستای تقویت هویت اسلامی دانشآموزان اجرا میشود، طرح قدس قرآن در سما است. در قالب این طرح، مجموعهای از مسابقات با محوریت قرآن و معارف دینی در مقاطع مختلف تحصیلی برگزار میشود؛ از جمله مسابقات تفسیر، حفظ قرآن، اذان، مداحی، قصههای نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و دیگر موضوعات مرتبط. مجموع این برنامهها در قالب جشنواره طرح قدس نمود پیدا میکند.
اسکندری سپس به بعد دیگر هویتسازی، یعنی تقویت هویت ایرانی، پرداخت و اظهار کرد: در کنار تقویت هویت اسلامی دانشآموزان، توجه ویژهای نیز به تقویت هویت ایرانی آنها داشتهایم. در همین راستا، به سراغ پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و برگزاری جشنواره سرزمین من ایران رفتیم. در طرح پاسداشت، برنامههایی مانند شاهنامهخوانی، نقالی و حفظ اشعار شاعران برجسته کشور اجرا میشود. همچنین در جشنواره سرزمین من ایران، دانشآموزان در گروههای مختلف، آدابورسوم، فرهنگ و ویژگیهای اقوام ایرانی را معرفی میکنند. در این جشنواره یکروزه، دانشآموزان با فرهنگ اقوام مختلف کشور، غذاها، سنتها و مشاهیر آنان آشنا میشوند.
وی با بیان اینکه این رویکرد چندفرهنگی، علاوه بر غنای فرهنگی دانشآموزان، زمینهساز تقویت همبستگی ملی و درک متقابل میان اقوام ایرانی است، تأکید کرد: پرداختن به تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی، ضرورتی انکارناپذیر است و باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که در راستای فرمایش رهبر شهیدمان درباره حرکت به سمت تمدنسازی و تمدن نوین اسلامی قرار دارد.
ورود هوشمندانه به عصر هوش مصنوعی؛ از پایه سوم ابتدایی تا دوازدهم
یکی از محوریترین بخشهای گفتوگو با اسکندری، به موضوع آموزش هوش مصنوعی در مدارس سما اختصاص داشت. وی در اینباره با تشریح جزئیات این طرح اظهار کرد: یکی از اقداماتی که امسال بهصورت ویژه به آن پرداختیم، ورود به حوزه هوش مصنوعی بود. آموزش هوش مصنوعی را از پایه سوم ابتدایی تا پایه دوازدهم آغاز کردیم. همواره این پرسش برای ما مطرح بود که در پایه سوم ابتدایی چه محتوایی باید به دانشآموز ارائه شود، در پایه ششم چه آموزشهایی لازم است و در مقاطع متوسطه، بهویژه پایههای یازدهم و دوازدهم، چه سرفصلهایی باید تدریس شود. پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی دقیق، مطالعات تخصصی و تدوین یک سند جامع با سرفصلهای مشخص و کتابهای کار متناسب بود.
اسکندری درباره روند تدوین این سند راهبردی توضیح داد: جلسات متعددی با همکاری دانشکدههای هوش مصنوعی، دانشکدههای علوم تربیتی و جمعی از استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاههای معتبر کشور برگزار کردیم. همچنین از تجربههای موفق جهانی، اسناد موجود در این حوزه و نظر متخصصان بهره گرفتیم تا در نهایت به یک سند جامع دست پیدا کنیم که نقشه راه آموزش هوش مصنوعی از پایه سوم ابتدایی تا دوازدهم باشد. بر اساس این سند، تدوین طرح درسها و کتابهای کار را آغاز کردیم.
وی با اشاره به رویکرد همزمان اجرایی و پژوهشی این طرح افزود: این فرآیند بهصورت همزمان اجرا و ارزیابی میشد؛ یعنی در حین اجرا، آسیبها و نقاط ضعف شناسایی و بررسی میشدند. جلسات کارشناسی بهصورت مستمر برگزار میشد و مدیران، معلمان و همکاران مدارس، روند اجرای برنامهها را رصد میکردند. بر اساس بازخوردها و آسیبشناسیهای انجامشده، محتوای کتابهای کار بهصورت مداوم مورد بازبینی و پایش قرار میگرفت تا در نهایت به خروجی مطلوب برسیم. امروز میتوانیم ادعا کنیم که در حوزه آموزش هوش مصنوعی صاحب سبک هستیم.
دو رویکرد کلان در آموزش هوش مصنوعی؛ تربیت برای زیست آینده و کسب مهارتهای کاربردی
اسکندری در پاسخ به پرسشی درباره رویکرد مدارس سما در آموزش هوش مصنوعی گفت: ورود ما به حوزه هوش مصنوعی بر پایه دو رویکرد اصلی شکل گرفت. رویکرد نخست و مهمتر، این بود که معتقدیم دانشآموزان امروز در آینده در فضایی مبتنی بر هوش مصنوعی زندگی خواهند کرد؛ بنابراین باید برای زیست در چنین فضایی آماده و تربیت شوند. رویکرد دوم نیز ناظر بر آموزش مهارتهای کاربردی بود تا دانشآموزان با ابزارهای مورد نیاز آشنا شوند و توانایی استفاده از آنها را در انجام فعالیتهای مختلف به دست آورند.
وی سپس به یکی از دستاوردهای مهم این برنامه اشاره کرد و افزود: در مسیر اجرای این طرح، متوجه شدیم برخی دانشآموزان استعدادهای ویژهای در حوزه هوش مصنوعی دارند. با آغاز فرآیند آموزش، مشخص شد که برخی از این دانشآموزان چند گام جلوتر از همکلاسیهای خود حرکت میکنند و طبیعی بود که کلاسهای عادی برای آنها جذابیت کمتری داشته باشد. به همین دلیل، باشگاه نخبگان هوش مصنوعی را راهاندازی کردیم.
اسکندری درباره نحوه شناسایی و هدایت این دانشآموزان مستعد توضیح داد: معلمان از طریق پروژهها، ارزیابیها و روند فعالیت دانشآموزان، استعدادهای متفاوت را شناسایی میکردند. این دانشآموزان بهصورت هدفمند تفکیک شدند و برای آنها مربیان تخصصیتر، آموزشهای عمیقتر و پروژههای پیشرفتهتری در نظر گرفته شد. البته این به معنای جداسازی کامل فرآیند آموزشی نبود، بلکه سطح آموزش و نوع برنامهریزی برای این دانشآموزان متناسب با تواناییهایشان متفاوت طراحی شد.
وی با تأکید بر ابعاد تربیتی و رسانهای این برنامه خاطرنشان کرد: نکته اساسی برای ما این بود که دانشآموزان برای زیست در فضای مبتنی بر هوش مصنوعی تربیت شوند؛ بهگونهای که از تفکر انتقادی و سواد رسانهای برخوردار باشند و بتوانند در مواجهه با تحولات آینده، تحلیل و درک درستی داشته باشند. اگر سند آموزشی و کتابهای کار ما بررسی شود، بهخوبی مشخص خواهد شد که این مسیر با چه نگاه و هدفی طراحی شده است.
اسکندری در ادامه به ظرفیتهای ایجادشده برای تعمیم این تجربه به سایر استانهای کشور اشاره کرد و گفت: در مرحله نخست، این طرح را بهصورت پایلوت در مدارس شهر تهران اجرا کردیم و اکنون این توانایی را داریم که آن را در سطح کشور گسترش دهیم. یکی از مهمترین زیرساختهایی که در این مسیر ایجاد شده، تولید محتوا و طراحی منابع آموزشی است. امروز میتوانیم برای استانهای مختلف، از جمله سیستان و بلوچستان، معلمان متخصص تربیت کنیم، طرح درس و کتاب کار در اختیار آنها قرار دهیم و بر اساس این محتواها، فرآیند آموزش معلمان را پیش ببریم تا بتوانند این مسیر را در مدارس استان خود اجرا کنند.
مثلث طلایی موفقیت؛ آموزش هوش مصنوعی با همراهی دانشآموز، معلم و خانواده
اسکندری در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره نحوه همراهسازی معلمان با این برنامه تخصصی توضیح داد: برای اجرای این پروژه، دورههای آموزشی ویژهای برای مربیان در نظر گرفتیم و پس از آموزش، آنها را وارد کلاسهای درس کردیم. البته حتی معلمانی که آموزش دیده بودند نیز در آغاز مسیر با چالشهایی مواجه میشدند؛ چرا که فضای واقعی کلاس درس با آموزشهای اولیه تفاوتهایی داشت و به همین دلیل، فرآیند آموزش و ارزیابی آنها بهصورت مستمر بازبینی و اصلاح میشد. با این حال، هیچ معلمی بدون گذراندن دورههای تخصصی وارد کلاس نشد و تنها معلمانی که آموزشهای لازم را دریافت کرده بودند، مسئولیت تدریس این محتوا را بر عهده گرفتند.
وی سپس با اشاره به نقش سایر ارکان تربیتی در موفقیت این برنامه افزود: موضوع آموزش هوش مصنوعی فقط به دانشآموزان محدود نمیشود، بلکه سه ضلع اصلی دارد؛ دانشآموز، کادر مدرسه و خانواده. شاید در نگاه نخست بیشتر توجهها به دانشآموزان معطوف باشد، اما ما هر سه ضلع را بهصورت همزمان مورد توجه قرار دادیم. علاوه بر آموزش مربیان تخصصی هوش مصنوعی، سایر اعضای کادر آموزشی مدارس نیز باید با این فضا آشنا میشدند. به همین دلیل، برای معلمان و کارکنان مدارس نیز دورههای آموزشی مرتبط با هوش مصنوعی برگزار کردیم.
اسکندری درباره نقش خانوادهها در این فرآیند توضیح داد: اولیای دانشآموزان نیز باید بدانند که فرزندانشان چگونه، در چه فضایی و با چه هدفی از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند و چه آموزشهایی را باید دریافت کنند. بر همین اساس، خانوادهها را بر اساس مقاطع تحصیلی و ویژگیهای سنی فرزندانشان دستهبندی کردیم؛ زیرا نیازها و نوع مواجهه خانوادهها در سنین مختلف متفاوت است. برای هر گروه، آموزشهای متناسب طراحی شد که عمدتاً بهصورت آنلاین برگزار میشد و خانوادهها نیز در این فرآیند آموزشی مشارکت داشتند.
آموزش مجازی در ایام جنگ؛ استراتژی چندپلتفرمی و تابآوری آموزشی
بخش دیگری از گفتوگو به تجربه مدارس سما در دوران جنگ و برگزاری آموزشهای مجازی اختصاص داشت. اسکندری در اینباره اظهار کرد: با توجه به شرایط جنگ تحمیلی، حرکت به سمت آموزش مجازی اجتنابناپذیر بود؛ بهویژه اینکه تهران یکی از استانهایی بود که بیش از سایر مناطق در معرض تهاجم قرار داشت. بنابراین چارهای جز استفاده از بستر آموزش مجازی وجود نداشت.
وی سپس به راهبرد مدارس سما برای مدیریت این شرایط اشاره کرد و گفت: از همان ابتدا تلاش کردیم همه ظرفیتها را به یک بستر محدود نکنیم و به تعبیر قدیمیها، همه تخممرغها را در یک سبد نگذاریم. به همین دلیل، از پلتفرمهای مختلف استفاده کردیم و مدارس را میان چند بستر آموزشی تقسیمبندی کردیم تا اگر یکی از پلتفرمها با مشکل مواجه شد، همه مدارس دچار اختلال نشوند و بتوانیم بهسرعت از بستر جایگزین استفاده کنیم. با این رویکرد، در برقراری ارتباط دوطرفه و تعامل میان معلمان و دانشآموزان با مشکل جدی مواجه نشدیم.
اسکندری با اشاره به تجربه دوران کرونا افزود: طبیعتاً سرعت اینترنت تا حدی تأثیرگذار بود، اما با مسائل پیچیدهتری مواجه نبودیم. تجربهای که در دوران کرونا از آموزش مجازی به دست آمده بود، در این دوره بسیار کمککننده شد. مدیران مدارس بهخوبی آموخته بودند که آموزش مجازی چگونه باید مدیریت شود تا برای دانشآموزان خستهکننده نباشد و بتوانند ارتباط مؤثری با کلاس برقرار کنند. این تجربه و دانش به بدنه مدارس منتقل شده بود و معلمان میدانستند با چه روشها، مهارتها و ابزارهایی میتوانند تعامل دوطرفه و مؤثری را با دانشآموزان حفظ کنند.
وی با تأکید بر اینکه آموزش مجازی هرگز جایگزین کامل آموزش حضوری نخواهد شد، اظهار کرد: طبیعتاً آموزش مجازی کیفیت آموزش حضوری را ندارد، اما میزان رضایتمندی خانوادهها و دانشآموزان قابل توجه بود. در مقاطعی، شخصاً با انجمن اولیا و مربیان برخی مدارس تماس گرفتم تا میزان رضایت آنها را ارزیابی کنیم. یکی از والدین که عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بود، در گفتوگو با من تأکید داشت که کیفیت و نظم برگزاری کلاسهای مدارس سما حتی از برخی کلاسهای دانشگاهی نیز بهتر است. ایشان میگفت زمانی که میبیند فرزندش در اتاق خود با تمرکز و تعامل مناسب در کلاس شرکت میکند، احساس میکند شرایط آموزشی مدارس سما بسیار مطلوبتر از برخی تجربههای آموزش مجازی در دانشگاههاست.
اسکندری خاطرنشان کرد: ما بهصورت مستمر از خانوادهها بازخورد میگرفتیم، ارزیابی میدانی انجام میدادیم و کیفیت آموزش را مورد سنجش قرار میدادیم. خوشبختانه توانستیم این دوره را با موفقیت پشت سر بگذاریم.
نظام نظارتی هوشمند؛ رصد کلاسها با شناسه کاربری دانشآموزی
اسکندری در پاسخ به پرسشی درباره سازوکار نظارت بر کیفیت کلاسهای مجازی توضیح داد: در کنار دریافت بازخورد از خانوادهها، مجموعه ستادی معاونت مدارس نیز بهصورت تصادفی با اولیای دانشآموزان تماس میگرفت و روند آموزش را ارزیابی میکرد. بنده نیز شخصاً در برخی موارد با خانوادهها گفتوگو داشتم. علاوه بر این، برای نظارت تخصصی بر کلاسها، تیمی در معاونت تشکیل شده بود که با استفاده از شناسه و رمز عبور دانشآموزی وارد کلاسهای مجازی میشدند و روند تدریس معلمان را رصد میکردند. در برخی موارد نیز بهصورت آزمایشی بهجای دانشآموز از معلم سؤال میپرسیدند تا کیفیت پاسخگویی، تعامل و شیوه تدریس معلمان را ارزیابی کنند.
وی با اشاره به محدودیتهای اجرایی این شیوه نظارت افزود: طبیعتاً امکان حضور و نظارت بر همه کلاسها وجود نداشت، اما همین میزان نظارت نیز این پیام را منتقل میکرد که کلاسها بهصورت مستمر رصد میشوند. همین مسئله باعث میشد کلاسها با نظم بیشتری برگزار شوند، محتوای آموزشی بهطور کامل ارائه شود، زمان کلاسها کاهش پیدا نکند و جلسات آموزشی در موعد مقرر برگزار شوند. همچنین نحوه ارائه محتوا، دریافت تکالیف و تعامل معلم با دانشآموزان نیز مورد توجه و ارزیابی قرار میگرفت تا این ارتباط آموزشی بهصورت دقیق و منظم شکل بگیرد.

پشتیبانی همهجانبه از سلامت جسم و روان دانشآموزان؛ همکاری با دانشکدههای علوم پزشکی و تعلیم و تربیت
اسکندری در بخش دیگری از گفتوگو به موضوع حمایتهای جسمی و روانی از دانشآموزان، بهویژه در شرایط پس از جنگ، اشاره کرد و گفت: همکاری ما با معاونت علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی بیشتر با هدف توجه همزمان به سلامت جسم و روان دانشآموزان شکل گرفت. در این زمینه تلاش کردیم با بهرهگیری از ظرفیتهای تخصصی دانشگاه، خدمات جامعتری به دانشآموزان ارائه شود.
وی درباره روند این همکاری توضیح داد: جلسات متعددی با رؤسای دانشکدههای علوم پزشکی برگزار کردیم و در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که تیمهای تخصصی از دانشکدههای مختلف به مدارس اعزام شوند. متخصصان چشمپزشکی، گوش و حلق و بینی، دندانپزشکی و سایر حوزههای پزشکی در مدارس حضور پیدا میکردند و وضعیت جسمی دانشآموزان را مورد ارزیابی قرار میدادند. همچنین موضوعاتی مانند اختلالات بینایی، شنوایی، مشکلات ساختار قامتی و سایر مسائل سلامت بررسی میشد و نتایج آن در قالب پرونده سلامت به خانوادهها ارائه میشد.
اسکندری افزود: در کنار ارائه مشاوره به خانوادهها، اگر دانشآموزی نیاز به درمان یا پیگیری تخصصی داشت، به مراکز درمانی دانشگاه آزاد اسلامی معرفی میشد و خانوادهها میتوانستند از برخی تخفیفهای درمانی نیز بهرهمند شوند. هدف این بود که خانوادهها نسبت به وضعیت سلامت فرزند خود آگاهی دقیقتری پیدا کنند و در صورت نیاز، اقدامات درمانی لازم را انجام دهند.
وی سپس به موضوع سلامت روان دانشآموزان پرداخت و اظهار کرد: در حوزه روان نیز، در مواردی که مدیران مدارس یا مشاوران، نشانههایی از مشکلات روحی و روانی را گزارش میکردند، از ظرفیت روانپزشکان و متخصصان این حوزه استفاده میشد. البته بخش عمده این فعالیتها پیش از جنگ نیز در مدارس جریان داشت، اما پس از جنگ، بهطور طبیعی با چالشهایی مانند استرس، اضطراب، رخوت ناشی از ماندن طولانیمدت در خانه و برخی نشانههای افسردگی در میان دانشآموزان مواجه شدیم. در این بخش، همکاری گستردهای با دانشکدههای علوم تربیتی و روانشناسی داشتیم تا بتوانیم این مسائل را بهصورت تخصصی مدیریت و پیگیری کنیم. وی با تشریح ساختار حوزه روانشناسی توضیح داد: برای تبیین دقیقتر این موضوع باید اشاره کنم که حوزه روانشناسی در دو بخش فعالیت میکند؛ یک بخش روانشناسی بالینی در حوزه علوم پزشکی و بخش دیگر در ذیل دانشکدههای علوم تربیتی و تعلیم و تربیت قرار دارد. ما در این حوزه، همکاری خود را بیشتر با دانشکدههای علوم تربیتی پیش بردیم.
اسکندری درباره روند اجرای این برنامه افزود: در گام نخست، آموزش معلمان را در دستور کار قرار دادیم تا بدانند چگونه باید با دانشآموزان تعامل کنند، چه نوع رفتاری در کلاس داشته باشند و چگونه مسائل و مفاهیم لازم را به دانشآموزان منتقل کنند. پس از آن، به سراغ آموزش خانوادهها رفتیم و در مرحله بعد، آموزشهای عمومی برای دانشآموزان طراحی و اجرا شد.
وی ادامه داد: این ارتباط مستمر با خانوادهها و آشنایی آنها با مسائل روانی و تربیتی، باعث میشد مشکلات و دغدغهها سریعتر به مدرسه منتقل شود. مدیران مدارس نیز این مسائل را به معلمان و مشاوران منتقل میکردند تا روند پیگیری آغاز شود. در موارد خاص، استادان و همکاران دانشگاهی بهصورت موردی و در قالب مطالعه موردی وارد عمل میشدند و موضوعات را بهصورت تخصصی بررسی و مدیریت میکردند.
اسکندری با اشاره به همکاری میان مشاوران مدارس و استادان دانشگاه خاطرنشان کرد: مشاوران مدارس در خط مقدم ارتباط با دانشآموزان قرار داشتند و در صورت نیاز، اعضای هیئت علمی دانشگاه نیز در کنار آنها حضور پیدا میکردند تا پروندههای خاص بهصورت تخصصی و علمی پیگیری شود.
مزیت رقابتی دانشگاه آزاد اسلامی؛ پیوستگی آموزشی از کودکستان تا دکتری
در بخش پایانی گفتوگو، خبرنگار به یکی از ویژگیهای منحصربهفرد دانشگاه آزاد اسلامی، یعنی پوشش کامل آموزشی از دوره کودکستان تا دانشگاه، اشاره کرد و از اسکندری خواست درباره ظرفیتهای این ساختار منسجم توضیح دهد.
اسکندری در پاسخ گفت: به نظر من، این یکی از اتفاقات بزرگ، ارزشمند و افتخارآفرین دانشگاه آزاد اسلامی است؛ اینکه این مجموعه توانسته یک زنجیره کامل آموزشی را از دوران کودکی تا مقاطع عالی دانشگاهی شکل دهد. ما فقط از مدرسه آغاز نمیکنیم، بلکه از دوره کودکستان نیز دانشآموزان را تحت پوشش قرار میدهیم. مرکزی با عنوان تاک داریم که در حوزه کودکستان فعالیت میکند و کودکان از حدود پنج یا ششسالگی وارد این چرخه آموزشی میشوند و این مسیر تا مقطع دکتری ادامه پیدا میکند. این پیوستگی آموزشی، قطعاً مزایا و دستاوردهای بسیار مهمی به همراه دارد.
وی برای تبیین عملی این موضوع، به نمونهای از تجربههای موفق دانشگاه اشاره کرد و افزود: برای مثال، دو دانشکده در کن و جنتآباد داشتیم که رشتههای فنی مشابهی ارائه میکردند. در جلساتی که با مسئولان واحد یادگار امام برگزار شد، پیشنهاد شد ظرفیت این دو مجموعه بهصورت هدفمند همافزا شود. بر همین اساس، در هنرستان کن رشتههایی تعریف شد که ادامه آنها در دانشکده مهارتی جنتآباد وجود داشت. به این ترتیب، دانشآموزان از همان دوران هنرستان در مسیری قرار میگرفتند که ادامه تحصیل و مهارتآموزی آنها در دانشگاه نیز بهصورت منسجم ادامه پیدا کند.
اسکندری ادامه داد: این پیوستگی آموزشی باعث شد بسیاری از دانشآموزانی که در هنرستانهای سما در رشتههایی مانند کامپیوتر، الکترونیک یا تربیتبدنی تحصیل میکنند، پس از فارغالتحصیلی وارد دانشکدههای مهارتی دانشگاه آزاد اسلامی شوند و همان مسیر تخصصی را ادامه دهند. این انسجام و استمرار آموزشی، یکی از مزیتهای مهم ساختار دانشگاه آزاد اسلامی به شمار میرود.
دانشکدههای تعلیم و تربیت؛ حلقه واسط مدارس و دانشگاه
اسکندری در ادامه به نقش کلیدی دانشکدههای تعلیم و تربیت در ایجاد پیوند میان مدارس و دانشگاه اشاره کرد و گفت: قطعاً لازم است هماهنگی و ارتباط بیشتری میان مدارس و دانشگاههای ما شکل بگیرد. به اعتقاد من، یکی از مهمترین راهکارهایی که از یادگارهای ارزشمند شهید دکتر طهرانچی به شمار میرود، ایجاد دانشکدههای تعلیم و تربیت بود. این دانشکدهها عملاً به حلقه واسط میان مدارس و دانشگاه تبدیل شدند. در ساختار این دانشکدهها، معاونتی تحت عنوان معاونت عرصه ایجاد شد که ارتباط مستقیم آن با مدارس بود.
وی درباره سازوکار این همکاری توضیح داد: ارتباط ما با دانشکدهها بهتدریج شکل گرفت و بخش مهمی از خدمات آموزشی را از ظرفیت علمی آنها دریافت کردیم. در مقابل، مدارس نیز خدمات و فرصتهای آموزشی و پژوهشی در اختیار دانشکدهها قرار دادند. در این دانشکدهها، دانشجویانی در رشتههایی مانند آموزش ابتدایی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت تربیت میشوند، اما بسیاری از آنها تا پیش از ورود به عرصه کار، تجربه عملی حضور در مدرسه را نداشتند. ما این عرصه را برای دانشکدهها فراهم کردیم تا دانشجویان بتوانند دورههای کارآموزی و کارورزی خود را در مدارس سپری کنند.
اسکندری افزود: در این فرآیند، همکاران ما در معاونت مدارس، مدارس را دستهبندی و با دانشکدهها هماهنگ میکردند. سپس استادان دانشگاه به همراه گروهی از دانشجویان، وارد مدارس میشدند و از نزدیک با فرآیندهای آموزشی، مدیریتی و تربیتی آشنا میشدند. در برخی موارد، صرفاً در کلاسها حضور پیدا میکردند و تدریس معلمان را مشاهده میکردند. حتی فضاهایی تحت عنوان پاویون در مدارس آماده شده بود تا استادان و دانشجویان بتوانند بهصورت دقیقتر روند آموزش را بررسی و تحلیل کنند.
وی سپس به مزیت دوم این همکاری اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از دستاوردهای مهم این ارتباط، شکلگیری اتاقهای مشترک میان مدرسه و دانشکده بود. جلسات منظمی میان مدیران، معلمان و کادر اجرایی مدارس با اعضای هیئت علمی دانشگاه برگزار میشد. نتیجه این تعامل آن بود که دانش و یافتههای علمی روز از دانشگاه به مدارس و معلمان منتقل میشد و در مقابل، مسائل و چالشهای واقعی مدارس نیز بهعنوان موضوعات پژوهشی به دانشگاه انتقال پیدا میکرد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشهای دانشجویان و استادان بر اساس مسائل واقعی و میدانی مدارس شکل گرفت.
پنج مدل آموزشی نوین؛ کوچینگ، استیم، کارآفرینی و فراتر از آن
اسکندری در ادامه به اجرای مدلهای نوین آموزشی در مدارس سما اشاره کرد و اظهار داشت: پنج مدرسه را با همکاری دانشکدههای تعلیم و تربیت و بر اساس الگوهای نوین آموزشی راهبری کردیم. این مدلها شامل رویکردهایی مانند کوچینگ، استیم، مدارس کارآفرین و سایر الگوهای آموزشی جدید بود. در هر یک از این مدارس، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه که در آن حوزه تخصص داشت، بهعنوان راهبر علمی مدرسه فعالیت میکرد.
وی درباره نحوه اجرای این مدلها توضیح داد: برای مثال، اگر یکی از استادان در حوزه آموزش استیم تخصص داشت، راهبری علمی آن مدرسه را بر عهده میگرفت. مدیر مدرسه، معلمان و کادر اجرایی آموزشهای لازم را دریافت میکردند و بهصورت مستمر تحت هدایت علمی قرار میگرفتند تا این مدل آموزشی بهطور کامل در مدرسه اجرا شود. در مدارس کارآفرین نیز همین روند وجود داشت؛ به این معنا که استاد متخصص، به همراه تعدادی از دانشجویان دکتری و کارشناسیارشد، یک گروه علمی تشکیل میدادند و مدل آموزشی مورد نظر را در مدرسه پیادهسازی میکردند.
اسکندری با تأکید بر نتایج مثبت این رویکرد افزود: این تجربهها از دستاوردهای ارزشمند شکلگیری دانشکدههای تعلیم و تربیت و اتصال مدارس به دانشگاه بود و ثمرات بسیار خوبی به همراه داشت. طرحهایی مانند میقات و سایر مدلهای نوین آموزشی با همکاری اعضای هیئت علمی و دانشکدههای تعلیم و تربیت در مدارس اجرا شد.
وی در پایان به یکی از آثار مهم این فرآیند اشاره کرد و گفت: نکته جالب اینجاست که اجرای این طرحها تنها به تربیت دانشآموزان محدود نمیشد، بلکه در کنار آن، نسل جدیدی از استادان و پژوهشگران نیز تربیت میشدند. استاد راهبر، در کنار اجرای طرح، تعدادی از دانشجویان دکتری و پژوهشگران جوان را نیز آموزش میداد و در پایان مسیر، بهجای یک متخصص، چندین نیروی متخصص در آن حوزه آموزشی تربیت میشدند. این موضوع یکی از اتفاقات بسیار ارزشمند و اثرگذار در حوزه معاونت امور مدارس استان تهران بود.
جذب معلمان از میان فارغالتحصیلان دانشکدههای تعلیم و تربیت
اسکندری در پاسخ به پرسشی درباره سازوکار جذب معلمان جدید در مدارس سما توضیح داد: یکی از مزیتهای ارتباط میان مدارس و دانشکدههای تعلیم و تربیت این بود که امکان شناسایی و جذب نیروهای مستعد از میان دانشجویان فراهم شد. دانشجویانی که در دورههای کارورزی و حضور در مدارس شرکت میکردند، با فضای واقعی آموزش آشنا میشدند و بسیاری از آنها علاقهمند بودند پس از فارغالتحصیلی وارد مدارس سما شوند.
وی افزود: دانشجویان مقاطع کارشناسیارشد و افرادی که حداقل مدرک کارشناسی داشتند، بر اساس نیازسنجیهایی که از سوی مدارس انجام میشد، توسط رؤسای دانشکدهها به ما معرفی میشدند. بسیاری از این افراد، علاوه بر آموزشهای دانشگاهی، تجربه حضور در مدرسه و آشنایی با محیط آموزشی را نیز در دورههای کارورزی کسب کرده بودند. به همین دلیل، بخشی از نیروهای آموزشی مدارس سما امروز از میان فارغالتحصیلان خود دانشگاه آزاد اسلامی جذب شدهاند و اکنون در مدارس فعالیت میکنند.
تعادل میان برنامه درسی ملی و مدلهای اختصاصی سما
اسکندری در پاسخ به پرسش پایانی درباره نحوه تلفیق برنامه درسی رسمی کشور با مدلهای اختصاصی مدارس سما گفت: ما تنها با یک مدل آموزشی پیش نمیرویم، بلکه مجموعهای از مدلهای متنوع آموزشی را در مدارس اجرا میکنیم. برای مثال، مدرسهای که با الگوی مدرسه کارآفرین فعالیت میکند، علاوه بر اجرای سرفصلهای رسمی آموزشی، فوقبرنامههای اختصاصی متناسب با همان مدل را نیز دنبال میکند. این فوقبرنامهها زیر نظر اعضای هیئت علمی متخصص در آن حوزه طراحی و اجرا میشود.
وی با اشاره به دشواریهای آغاز این مسیر افزود: ایجاد این پیوند میان دانشگاه، مدرسه و اعضای هیئت علمی، کار سادهای نبود. طبیعی است که هر تغییر و تحول جدیدی در ساختارهای آموزشی با مقاومتهایی همراه شود. برای حل این مسئله، یک کنسرسیوم میان چهار دانشکده تعلیم و تربیت شامل علوم و تحقیقات، تهران جنوب، تهران شمال و اسلامشهر تشکیل دادیم. جلسات منظم و مستمری با رؤسای این دانشکدهها برگزار میشد تا هماهنگی لازم برای اجرای مدلهای آموزشی ایجاد شود.
اسکندری ادامه داد: در کنار این موضوع، پذیرش این مدلها از سوی مدیران مدارس، معلمان و خانوادهها نیز اهمیت زیادی داشت. در ابتدای مسیر، طبیعی بود که تردیدها و مقاومتهایی وجود داشته باشد، اما زمانی که اجرای مدلها آغاز شد و آثار آن بهتدریج نمایان شد، انگیزه و استقبال نیز افزایش پیدا کرد.
وی درباره روند توسعه این الگوها گفت: ما از ابتدا با پنج مدل آموزشی آغاز نکردیم، بلکه کار را با یک مدل شروع کردیم. پس از اجرای اولیه، گزارشها ارائه شد، بازدیدهایی از مدارس صورت گرفت و نتایج عملی کار برای دیگران قابل مشاهده شد. همین مسئله باعث شد سایر اعضای هیئت علمی نیز انگیزه پیدا کنند تا ایدههای خود را در مدارس اجرا کنند. وقتی یک استاد توانست مدل مدرسه کارآفرینی را با موفقیت اجرا کند، استاد دیگری نیز به این باور رسید که میتواند الگوی مدرسه استیم یا سایر مدلهای آموزشی را در مدرسه پیادهسازی کند.
اسکندری با تأکید بر اثرات حرفهای این تجربه برای استادان دانشگاه افزود: این فرآیند فقط برای مدارس مفید نبود، بلکه برای خود استادان نیز یک تجربه عملی ارزشمند محسوب میشد. بسیاری از استادان پیش از آن، صرفاً در کلاسهای دانشگاه درباره مدلهای آموزشی تدریس میکردند، اما اکنون این فرصت را پیدا کرده بودند که همان الگوها را در میدان عمل اجرا و تکمیل کنند. این تجربه، دانش و مهارت عملی آنها را نیز افزایش میداد.
وی در ادامه به آثار این تحول در سطح مدارس اشاره کرد و گفت: از سوی دیگر، وقتی مدیران، معلمان، دانشآموزان و خانوادهها آثار این تحول را مشاهده کردند، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا شد. مدیر مدرسه احساس میکرد که مهارتها و توانمندیهای جدیدی به مجموعه او اضافه شده است، معلمان با سبکهای نوین آموزشی آشنا میشدند و خانوادهها نیز متوجه میشدند فرزندانشان در یک فرآیند آموزشی متفاوت و خلاقانه قرار گرفتهاند.
اسکندری با اشاره به تجربه مدارس کارآفرین اظهار کرد: برای مثال، در پایان برخی دورهها، دانشآموزان ایدهها و محصولات خود را در قالب بازارچههای دانشآموزی ارائه میکردند. این برنامهها با استقبال بسیار خوبی از سوی خانوادهها روبهرو میشد و فضای پرنشاط، خلاق و پویایی را در مدرسه ایجاد میکرد. همین فضای مثبت و پرانرژی، انگیزه مضاعفی برای معلمان و همکاران ما به وجود میآورد تا این مسیر با جدیت بیشتری ادامه پیدا کند.
وی در پایان با جمعبندی این تجربه گفت: طبیعی است که آغاز هر تحول آموزشی دشوار باشد، اما زمانی که نتایج آن دیده میشود، شیرینی و لذت آن نیز نمایان میشود. بهویژه در حوزه آموزش و کار با دانشآموزان، مشاهده آثار مثبت تغییرات بسیار دلگرمکننده است. هرچند در ساختار رسمی آموزش، ایجاد حتی تغییرات کوچک نیز گاهی با دشواریهای متعددی همراه است، اما خوشبختانه توانستیم تحولاتی ایجاد کنیم که نتایج آن ملموس و اثرگذار بوده است.
انتهای پیام/