در گفت‌وگو با آنا تاکید شد

معادله دلار در سایه هرمز؛ عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت فرصتی برای ترمیم ذخایر ارزی ایران است

بسته شدن یا محدودیت در تنگه هرمز، به‌عنوان گذرگاه انتقال روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت، می‌تواند معادلات بازار انرژی و ارز را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ با این حال یک اقتصاددان، معتقد است که اثر این تحولات بر نرخ دلار در ایران بیش از آنکه مستقیم و ناشی از شوک‌های جهانی باشد، به محدودیت‌های تجاری، دسترسی به کانال‌های ارزی و کیفیت سیاست‌گذاری داخلی گره خورده است. در صورتی که افزایش احتمالی قیمت نفت به درآمدهای قابل‌انتقال برای ایران تبدیل شود و این منابع در مسیر تقویت ذخایر ارزی و مدیریت نقدینگی به‌کار گرفته شود، بخشی از فشارهای ارزی می‌تواند تعدیل شده و این شرایط حتی به فرصتی برای ترمیم پشتوانه ارزی کشور تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری آنا، همزمان با تشدید گمانه‌زنی‌ها درباره وضعیت تنگه هرمز، یک پرسش کلیدی در مجامع اقتصادی پررنگ شده است: آیا اختلال در این گلوگاه حیاتی می‌تواند فراتر از بازار انرژی، به تغییراتی در توازن ارزی جهان به‌ویژه جایگاه دلار در ایران منجر شود؟ برخی تحلیل‌ها بر این باورند که اگرچه این اثرگذاری فوری نخواهد بود، اما تداوم نااطمینانی در یکی از مهم‌ترین مسیر‌های تجارت نفت، می‌تواند به‌تدریج رفتار بازیگران اقتصادی را تغییر دهد و نشانه‌هایی از فرسایش تدریجی سلطه دلار را آشکار کند.

اختلال در یکی از گلوگاه‌های حیاتی انتقال انرژی در منطقه، بار دیگر توجه تحلیلگران بازار‌های جهانی را به پیامد‌های فراتر از بخش انرژی جلب کرده است؛ پیامد‌هایی که می‌تواند تا بازار‌های مالی و حتی توازن ارزی کشور‌ها امتداد یابد.کارشناسان می‌گویند مسیر‌های راهبردی انتقال نفت و گاز، به‌دلیل سهم بالای خود در تجارت جهانی انرژی، نقشی کلیدی در ثبات قیمت‌ها و جریان عرضه دارند. هرگونه اختلال در این مسیر‌ها می‌تواند به افزایش ریسک در بازار، نوسان قیمت نفت و تغییر در الگو‌های تجارت انرژی منجر شود.

در چنین شرایطی، اثرات ثانویه این تحولات ممکن است به بازار ارز نیز سرایت کند. در ایران، که بخش قابل‌توجهی از درآمد‌های ارزی آن به صادرات انرژی وابسته است، تغییر در قیمت‌ها یا مسیر‌های تجارت می‌تواند بر عرضه ارز در بازار داخلی اثرگذار باشد. برخی تحلیلگران معتقدند در صورت افزایش قیمت جهانی نفت، درآمد‌های ارزی بالقوه ایران می‌تواند افزایش یابد؛ موضوعی که در صورت تحقق صادرات، ممکن است به تقویت منابع ارزی و کاهش فشار بر بازار ارز داخلی بینجامد. در مقابل، تشدید نااطمینانی‌های ژئو‌اقتصادی و محدودیت در مسیر‌های حمل‌ونقل می‌تواند روند تجارت را پیچیده‌تر کند.

از منظر توازن ارزی جهانی نیز، هرگونه شوک در بازار انرژی ممکن است بر نحوه تسویه معاملات بین‌المللی اثر بگذارد. از آنجا که بخش عمده تجارت نفت همچنان با دلار انجام می‌شود، تغییر در مسیر‌های تجاری یا افزایش استفاده از ارز‌های جایگزین در برخی معاملات می‌تواند بحث‌ها درباره جایگاه دلار در مبادلات انرژی را دوباره مطرح کند.

با این حال، اقتصاددانان تأکید می‌کنند که تغییر در جایگاه دلار در تجارت انرژی فرایندی تدریجی و وابسته به عوامل متعددی از جمله ساختار بازار‌های مالی، توافق‌های تجاری و سیاست‌های ارزی کشورهاست. از این رو، هرچند اختلال در گلوگاه‌های حیاتی انرژی می‌تواند فشار‌هایی بر نظم موجود وارد کند، اما دگرگونی بنیادین در توازن ارزی جهانی در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد. تحولات در مسیر‌های کلیدی انتقال انرژی نه‌تنها برای بازار نفت، بلکه برای ثبات مالی و ارزی کشور‌ها نیز اهمیت دارد؛ موضوعی که باعث شده دولت‌ها و فعالان بازار با دقت بیشتری تحولات این گلوگاه‌های راهبردی را دنبال کنند.

تحلیل‌ها از تاثیر هرمز بر ارز

کارشناسان بر این باورند تنگه هرمز بیش از آنکه صرفا یک مسیر ترانزیتی باشد، نقطه تلاقی دو متغیر تعیین‌کننده اقتصاد جهانی است: جریان انرژی و اعتماد مالی. هرگونه اختلال در این مسیر، بلافاصله قیمت نفت را تحت فشار صعودی قرار می‌دهد و نمونه بارز آن را کامل طی چند ماه اخیر با بسته شدن تنگه هرمز در جهان دیدیم. اما اثر مهم‌تر آن در لایه‌های بعدی اقتصاد شکل می‌گیرد؛ جایی که افزایش هزینه انرژی، به موجی از تورم در زنجیره تولید جهانی تبدیل می‌شود.

این تورم نه‌تنها کشور‌های واردکننده انرژی، بلکه کل ساختار قیمت‌گذاری کالا‌های اساسی نهاده‌های کشاورزی تا حمل‌ونقل را درگیر می‌کند. در چنین فضایی، رفتار بازار‌های مالی نیز دستخوش تغییر می‌شود. براساس گفته اقتصاددانان جهانی، برخلاف تصور رایج، دلار در همه شرایط بحران تقویت نمی‌شود بلکه اگر شوک از ناحیه‌ای باشد که مستقیما با تجارت دلاری مانند نفت در ارتباط است، می‌تواند به بازنگری در الگو‌های تسویه و ذخیره‌سازی ارزی منجر شود.

حرکت به سمت دارایی‌های امن از جمله طلا هم از پیامد‌های این اتفاق می‌تواند تلقی شود.در این حال برخی دیگر بر این باورند خرج طلا برای افزایش ذخیره ارزی یا دیگر تغییرات مالی از این دست، از جمله واکنش‌هایی است که در صورت تداوم نااطمینانی قابل انتظار است. با این حال، این روند‌ها کند، تدریجی و وابسته به تکرار بحران‌ها هستند، نه یک اتفاق مقطعی.

تاثیر چندجانبه بسته بودن معاملات

آلبرت بغزیان، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا، با نگاهی محتاطانه به تاثیر بسته بودن تنگه هرمز در اقتصاد جهانی گفت: اثرگذاری بسته بودن یا محدودیت در تنگه هرمز بیش از آنکه قابل پیش‌بینی دقیق باشد، باید در قالب سناریو‌های کلی تحلیل شود. تا زمانی که وضعیت این آبراه چه در قالب تنش و چه در چارچوب یک توافق مشخص نشود، نمی‌توان برآورد ریاضی دقیقی از قیمت‌ها یا پیش‌بینی مشخصی از ادامه روند بازار‌های مالی جهانی ارائه داد. هرچند بسته شدن آن به‌طور طبیعی به اختلال در حمل‌ونقل نفت و افزایش هزینه‌های جهانی منجر خواهد شد.

وی تأکید کرد: در صورت بازگشایی تنگه هرمز به هر نحوی، تورم ایجادشده در سطح جهان به‌تدریج اصلاح می‌شود و روال به سابق باز می‌گردد. حتی دریافت مبلغ مستقیم برای تردد کشتی‌ها هم تاثیر مالی چندانی در قیمت نفت نخواهد داشت. اما باید تاکید کرد در داخل ایران، نوسانات ارزی بیش از هر چیز تحت تأثیر محدودیت‌های تجاری، اختلال در واردات و وابستگی به کانال‌های ارزی منطقه‌ای است. افزایش نرخ ارز در داخل الزاما بازتاب مستقیم تحولات جهانی نیست، بلکه بیشتر ناشی از شرایط عملیاتی اقتصاد ایران در مواجهه با این محدودیت‌هاست.

راهکار‌های تقویت ذخایر ارزی

این اقتصاددان طی صحبت‌های خود به تاثیر محدودیت‌های ارزی در کشور اشاره کرد و گفت: در کوتاه‌مدت، محدودیت در مسیر‌های تجاری و اختلال در واردات برای ایران می‌تواند فشار‌های قابل‌توجهی ایجاد کند. وابستگی بخشی از واردات به مسیر‌های دریایی و همچنین نقش امارات به‌عنوان یکی از مراکز اصلی مبادلات ارزی ایران، باعث می‌شود هرگونه اختلال در این مسیرها، به افزایش هزینه‌های مبادله و نوسانات ارزی منجر شود. افزایش نرخ ارز در چنین شرایطی، بیش از آنکه ناشی از متغیر‌های بنیادی باشد، به محدودیت‌های عملیاتی در دسترسی به منابع ارزی و کانال‌های انتقال مربوط می‌شود.

وی ادامه داد: با این حال، در میان‌مدت، افزایش قیمت جهانی نفت می‌تواند برای ایران به‌عنوان دارنده منابع قابل توجه انرژی فرصت‌هایی ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه امکان فروش و انتقال درآمد‌های حاصل از آن فراهم باشد. در چنین شرایطی، اگر سیاست‌گذاری داخلی بتواند از این فرصت برای تقویت ذخایر ارزی و مدیریت نقدینگی استفاده کند، بخشی از فشار‌های اقتصادی قابل تعدیل خواهد بود.

اهمیت کیفیت سیاست‌گذاری داخلی

هرچند مدیریت ایران بر تنگه هرمز می‌تواند به‌عنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی مهم عمل کند و حتی در برخی سناریو‌ها فشار‌هایی غیرمستقیم بر نظام ارزی مبتنی بر دلار وارد سازد، اما این اثرگذاری نه فوری است و نه تعیین‌کننده به‌تنهایی. در مقابل.آنچه برای اقتصاد ایران اهمیت بیشتری دارد، نحوه بهره‌برداری از فرصت‌های ناشی از تحولات بازار انرژی و همزمان، مدیریت چالش‌های کوتاه‌مدت در حوزه تجارت و ارز است؛ مسیری که موفقیت در آن، بیش از هر چیز به کیفیت سیاست‌گذاری داخلی وابسته خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر