عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع): منطق «سیاست قدرت» در نظام بین‌الملل در حال فروپاشی است

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، در حاشیه دومین همایش ملی «آقای نادر ۲» اظهار کرد که نشانه‌هایی در چهار عرصه ژئوپلیتیک، نظامی، سیاسی و قدرت نرم پدیدار شده که حاکی از جهش جایگاه ایران از یک قدرت منطقه‌ای به قدرتی فرامنطقه‌ای در معادلات بین‌المللی است.

به گزارش خبرگزاری آنا، روح‌الامین سعیدی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، در همایش ملی «آقای نادر۲» با اشاره به ورود ایران به عرصه جدید قدرت، اظهار داشت: منطق حاکم بر روابط بین‌الملل مدرن از قرن هفدهم تاکنون، منطق «سیاست قدرت» یا «پاور پالیتیکس» بوده است؛ منطقی که بر اساس آن، آرایش کنشگران در صفحه شطرنج بین‌الملل صرفاً بر مبنای توانمندی‌های مادی تعیین می‌شود.

وی با بیان اینکه در این منطق، هرچه بازیگر از پول و قدرت مادی بیشتری برخوردار باشد، نفوذ بیشتری در عرصه جهانی خواهد داشت، افزود: این رویکرد ریشه‌ای باستانی دارد؛ چنانکه در دوران باستان، دولت‌شهر آتن به ملوس می‌گفت: «قدرتمندان آن کاری را که قدرتشان را دارد، انجام می‌دهند و ضعیفان مجبور هستند آنچه را که باید، بپذیرند».

سعیدی با اشاره به سیر تاریخی این منطق در دوران مدرن تصریح کرد: رفتار آلمان نازی با چکسلواکی و لهستان، رفتار شوروی با مجارستان، اقدامات فرانسه در الجزایر، سیاست‌های آمریکا در نقاط مختلف جهان و رفتار رژیم صهیونیستی با اعراب، همگی نمونه‌هایی از حاکمیت این منطق قدرت‌محور بوده‌اند.

وی با انتقاد از کارکرد نهادهای بین‌المللی در این بستر گفت: بر اساس این منطق، حقوق بین‌الملل، نهاد حقوق بشر و اصول حاکمیت ملی همواره زیر سؤال رفته است.

این پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به اقدامات اخیر آمریکا خاطرنشان کرد: امروز شاهد آن هستیم که رئیس‌جمهور یک کشور قانونی و عضو جامعه بین‌الملل، به دستور رئیس‌جمهور آمریکا ربوده می‌شود. این اقدام به معنای فروپاشی مفهوم حاکمیت به عنوان رکن اصلی نظام بین‌الملل است.

سعیدی با اشاره به کشتار ده‌ها هزار غیرنظامی در غزه و جنگ‌های اخیر منطقه‌ای تأکید کرد: در مقابل منطق سیاست قدرت، مفاهیمی مانند حقوق بین‌الملل و حقوق بشر عملاً معنای خود را از دست می‌دهند.

ایران و افق تحول در نظام جهانی

وی با اشاره به جایگاه نوظهور ایران در معادلات جهانی گفت: ورود ایران به عرصه جدید قدرت، نشانه‌ای از تحول در منطق حاکم بر نظام بین‌الملل است. این تحول می‌تواند زمینه‌ساز بازتعریف روابط بین‌الملل بر مبنای عدالت و احترام متقابل باشد.

سعیدی در ادامه سخنان خود با اشاره به نشانه‌های تغییر در نظام جهانی گفت: طی سال‌های اخیر همواره گفته می‌شد که نشانه‌هایی از تغییر وضعیت موجود دیده می‌شود؛ از افول آمریکا تا سربرآوردن قدرت‌های جدید، هرچند این تغییرات بسیار تدریجی بوده است.

وی با تمرکز بر چین به عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران در بحث تغییرات جهانی افزود: خود آمریکایی‌ها می‌گویند تنها رقیب همتراز ما چین است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا چین توانایی ارائه یک ایدئولوژی جهان‌شمول را دارد؟ آیا کنفوسیوسیسم می‌تواند در مقابل لیبرالیسم جهانی شود؟ آیا مدل ترکیبی چین – ملغمه‌ای از اقتصاد بازار آزاد و نظام سیاسی اقتدارگرا تحت حاکمیت حزب کمونیست – می‌تواند بدیلی برای نظم موجود باشد؟

این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به شکل‌گیری تدریجی «مکتب چینی روابط بین‌الملل» تصریح کرد: امروز در مورد قدرت نرم، روایت و گفتمان چینی بحث‌های زیادی مطرح است، اما این فرایند هنوز در حال شکل‌گیری است و مشخص نیست که آیا چین توانایی پاسخگویی به پرسش‌های بنیادین جهان را خواهد داشت یا خیر.

انقلاب اسلامی و شتاب تحولات منطقه‌ای

سعیدی با اشاره به گفتمان انقلاب اسلامی گفت: از ابتدای انقلاب همواره این ادعا مطرح بوده که ایران توانسته حرف جدید و گفتمان بدیلی ارائه دهد، اما به نظر می‌رسد از هفتم اکتبر به این سو، سرعت تحولات در منطقه ما به قدری عجیب است که انسان در تحلیل باز می‌ماند؛ هنوز اتفاقی را تحلیل نکرده‌اید، اتفاق بعدی رخ می‌دهد.

وی با اشاره به دو جنگ سال گذشته در منطقه خاطرنشان کرد: در نتیجه این تحولات شتابان، امروز دیگر این موضوع که ایران قدرتی سربرآورده است، صرفاً یک ادعای داخلی نیست؛ بلکه دانشمندان و چهره‌های سرشناس روابط بین‌الملل نیز تأیید می‌کنند که ایران در معادلات آینده می‌تواند حرف‌های جدی برای گفتن داشته باشد.

سعیدی بحث اصلی خود را این‌گونه جمع‌بندی کرد: نشانه‌هایی در چهار عرصه به وجود آمده که نشان می‌دهد – هرچند هنوز هیچ چیز قطعی نیست – ممکن است طی سال‌های آینده شاهد یک جهش در جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و فراتر از آن، در معادلات بین‌المللی باشیم.

وی با تبیین مفهوم «قدرت بزرگ» در روابط بین‌الملل افزود: تا پیش از این، اگر جمهوری اسلامی ایران را به عنوان «قدرت منطقه‌ای» تعریف می‌کردیم، کسی نمی‌توانست حرفی بزند، چرا که در غرب آسیا ایران به عنوان قدرت منطقه‌ای شناخته می‌شد. اما فراتر از منطقه، کسی ادعای «قدرت بزرگ» بودن ایران را نداشت.

این پژوهشگر علوم سیاسی با تشریح مؤلفه‌های قدرت بزرگ گفت: قدرت بزرگ قدرتی است که بتواند منافعش را فراسوی منطقه خود تعریف کند، بر تحولات بین‌المللی تأثیر بگذارد، در سرنوشت دیگران نقش داشته باشد، قدرت چانه‌زنی در عرصه جهانی داشته باشد و روایتی برای عرصه بین‌الملل ارائه دهد.

احتیاط در پیش‌بینی؛ جنگ هنوز پایان نیافته است

سعیدی با تأکید بر ضرورت واقع‌بینی خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد نشانه‌هایی وجود دارد که می‌توانیم در سال‌های آینده جمهوری اسلامی ایران را فراتر از منطقه غرب آسیا و در یک گستره بین‌المللی ببینیم؛ اما هیچ چیز قطعی نیست، چرا که هنوز در میانه جنگ هستیم و هنوز نتوانسته‌ایم پایان‌بندی روشنی برای آن متصور شویم. با این حال، رصد این نشانه‌ها و تحلیل مسیر تحولات، برای درک جایگاه آینده ایران در نظام جهانی ضروری است.

روح‌الامین سعیدی در ادامه سخنان خود در حاشیه همایش ملی «آقای نادر۲»، به تبیین چهار نشانه کلیدی پرداخت که نشان‌دهنده امکان جهش جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

بازگشت ژئوپلیتیک به عرصه اقتصاد بین‌الملل

سعیدی با اشاره به نخستین نشانه تحول گفت: مدت‌ها بود که دانشمندان غربی اعلام می‌کردند دوران ژئوپلیتیک به پایان رسیده و اقتصاد به عرصه‌ای بدون مرز تبدیل شده است؛ عرصه‌ای که توسط سازمان تجارت جهانی، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و در نهایت تحت هژمونی آمریکا مدیریت می‌شود.

وی افزود: در این نظم، ده‌ها و صدها کشتی روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کردند، اما ما تحریم بودیم، سهممان از بازار حذف شده بود و سیستم سوئیفت به روی ما بسته بود. عملاً ما از معادلات اقتصاد جهانی حذف شده بودیم. اما در جنگ اخیر، ما اراده کردیم و ژئوپلیتیک را به عرصه معادلات قدرت بازگرداندیم.

این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) تصریح کرد: امروز بزرگترین قدرت دریایی دنیا نتوانست تنگه هرمز را باز کند؛ کاغذ به عینیت تبدیل شد. مقامات فرانسه و آلمان می‌گویند باید با ایران هماهنگ کنیم. این یعنی پذیرش اراده ما. کنشگری ایران در عرصه اقتصاد جهانی اکنون کاملاً قابل رؤیت است؛ تصمیم دولت ما در قیمت نفت، بر بازار حامل‌های انرژی و زنجیره تأمین جهانی تأثیر می‌گذارد.

سعیدی در تبیین نشانه دوم گفت: از ابتدای دهه ۹۰ میلادی، قدرت نظامی آمریکا مبتنی بر دکترین «انقلاب در امور نظامی» (RMA) استوار بود؛ جنگ‌های تمیز، کوتاه‌مدت و بدون تلفات، مبتنی بر فناوری‌های نوین اطلاعاتی، ماهواره‌ای و هوش مصنوعی. در این زمینه، آمریکا بلامنازع بود.

وی با اشاره به عملیات ترور شهید سلیمانی به عنوان نمونه‌ای از این برتری افزود: اما در جنگ اخیر، شاهد رویارویی این شیوه با یک مدل کاملاً بومی بودیم. بعد از جنگ جهانی دوم، آسیب رساندن به پایگاه‌های نظامی آمریکا در حد رویا بود؛ اما امروز اکثر پایگاه‌های آمریکا در منطقه از وضعیت عملیاتی خارج شده‌اند.

سعیدی خاطرنشان کرد: ما با شیوه نبرد نامتقارن، پهپادها، موشک‌ها و حتی پدافند هوایی، در بازه‌ای چهل‌روزه، مدل نظامی ۸۰۰ میلیارد دلاری آمریکا را با مدل بومی تحریم‌شده چهاردهه‌ای ایران به چالش کشیدیم. نتیجه؟ باز نشدن تنگه هرمز شعار نبود، کاملاً موفق بود. حتی آقای جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، می‌گوید: «ایران جنگ را برده است، به ایران امتیاز بدهید».

احیای قدرت چانه‌زنی سیاسی و تعیین دستور کار جهانی

این پژوهشگر علوم سیاسی در خصوص نشانه سوم گفت: در عرصه سیاسی و چانه‌زنی، ایران توانست با استفاده از قدرت خود، تمامی رقبایی را که تا پیش از جنگ، ضعف ایران را در منطقه، برون‌منطقه و حتی داخل کشور پذیرفته بودند، کنار بزند.

وی افزود: امروز وقتی ابرقدرت جهانی می‌پذیرد که بیاید در مورد یک سند ده‌ماده‌ای مذاکره کند، یعنی تو قدرت داری. یعنی می‌توانی چارچوب ایجاد کنی و قدرت سیاسی‌ات را نه فقط در منطقه، بلکه در سطح بین‌المللی به رخ بکشی. امروز ژاپن و اروپا مجبورند پذیرش کنند که با ایران باید گفت‌وگو کرد.

سعیدی در تبیین چهارمین نشانه، به احیای محور مقاومت اشاره کرد و گفت: پیش از جنگ، همه می‌گفتند حزب‌الله تمام شده است؛ اما ما حتی در دوران کرونا، حزب‌الله را دوباره مسلح کردیم. ایده «وحدت ساحات» و «بازدارندگی گسترده» محقق شد. وقتی فرمانده سپاه نیم‌ساعت فرصت داد و آتش‌بس در جنوب لبنان تحمیل شد، این یعنی قدرت در سطح جهانی.

وی درباره قدرت نرم و پذیرش جهانی روایت ایران افزود: در چهل روز جنگ، ایران یک بازسازی هویتی شد. افکار عمومی جهان، ایران را به عنوان نماد مقاومت در برابر امپریالیسم تکریم می‌کند. در حالی که جریان‌های فکری دیگر به بن‌بست رسیده‌اند، روایت ملت ایران شنیده و پسندیده شده است.

اراده ملی؛ پیشران جهش آینده

سعیدی با تأکید بر نقش اراده ملی در تحقق این جهش گفت: ایرانی باید متوجه تولد دوباره خود شود. دانشگاه، سینما، اقتصاد و رسانه باید به گونه‌ای دیگر به جهان بنگرند. این ظرفیت برای حرکت جهشی فراهم شده و بخش بزرگی از آن بر عهده اراده داخلی است.

وی در خصوص چشم‌انداز بازدارندگی منطقه‌ای افزود: رژیم صهیونیستی با چند موشک از بین نمی‌رود؛ باید بازدارندگی منطقه‌ای را احیا کنیم. ائتلاف با پاکستان و ترکیه، و شکل‌گیری «مربع استراتژیک» ایران، حزب‌الله، انصارالله و حماس، می‌تواند ایران را فراتر از یک قدرت منطقه‌ای به سطح جهانی برساند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در پایان با استناد به آیه شریفه «أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» خاطرنشان کرد: فرق ما با دیگران، امید به نصرت الهی است. هر کشور دیگری با از دست دادن رهبر خود، فروپاشیده بود؛ اما ما همچنان تحت عنایت الهی هستیم و خواهیم ماند. این باور، موتور محرک تداوم مسیر تحول و جهش ایران در نظام جهانی است.

انتهای پیام/

ارسال نظر