مسئولیت اجتماعی دانشگاهها در دوران بحران بازتعریف میشود/ استاد دانشگاه در شرایط تهدید، حافظ آگاهی و انسجام اجتماعی است
به گزارش خبرگزاری آنا، دانشگاهها و مراکز علمی در برخی نقاط جهان با تهدیدهای امنیتی، فشارهای سیاسی و محدودیتهای علمی مواجه هستند، موضوع «مسئولیت اجتماعی دانشگاهها» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، خبرگزاری آنا گفتوگویی با محمدمهدی کریمنژاد، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، انجام داده است تا ابعاد مختلف نقش دانشگاه، اساتید و دانشجویان در شرایط بحرانی، چالشهای اخلاق علمی در جهان و مفهوم «دانشگاه پساجنگ» را بررسی کند.
وقتی دشمن مستقیماً اساتید ما را ترور میکند یا دانشگاههای ما هدف حمله قرار میدهد، تعریف «مسئولیت اجتماعی استاد دانشگاه» نسبت به قبل چه تغییری میکند؟
در چنین شرایطی، تعریف مسئولیت اجتماعی استاد دانشگاه از یک نقش صرفاً آموزشی و پژوهشی فراتر میرود و به «حفظ سرمایه فکری، هویت علمی و آرامش اجتماعی» گسترش مییابد. اگر در شرایط عادی، مسئولیت استاد بیشتر بر آموزش، تولید علم و تربیت نیروی انسانی متمرکز بود، در شرایط تهدید مستقیم، استاد دانشگاه به یکی از ارکان پایداری فکری و فرهنگی جامعه تبدیل میشود. امروز از استاد دانشگاه انتظار میرود علاوه بر تداوم مسیر علم، نقش فعالی در تقویت امید اجتماعی، حفظ انسجام ملی، مقابله با جنگ روانی، ارتقای سواد رسانهای و جلوگیری از گسترش ترس و ناامیدی ایفا کند. همچنین مسئولیت اخلاقی استاد در تربیت دانشجویانی آگاه، مقاوم، تحلیلگر و متعهد نسبت به آینده کشور پررنگتر از گذشته میشود. در چنین فضایی، سکوت علمی و انفعال دیگر تنها یک انتخاب فردی نیست؛ بلکه میتواند بر امنیت روانی و فکری جامعه دانشگاهی اثر بگذارد؛ بنابراین مسئولیت اجتماعی استاد از «انتقال دانش» به «صیانت از آگاهی، حقیقت و سرمایه انسانی کشور» ارتقا پیدا میکند.
چرا در پارادایم «دانشگاه غربی»، حمله به دانشگاههای ایران یا تخریب دانشگاههای غزه با سکوت مواجه میشود؟ این موضوع چه شکافی را در اخلاق علمی جهان نشان میدهد؟
این پرسش، ناظر به یکی از چالشهای مهم نظام علمی معاصر است؛ یعنی فاصله میان «ادعای جهانشمول بودن اخلاق علمی» و «رفتار گزینشی نهادهای علمی در بحرانهای سیاسی و انسانی». وقتی حمله به دانشگاهها، پژوهشگران و زیرساختهای علمی در برخی کشورها با واکنش گسترده مواجه میشود، اما در مواردی دیگر با سکوت یا واکنش حداقلی همراه است، این تصور شکل میگیرد که بخشی از نظام دانشگاهی جهانی هنوز تحت تأثیر ملاحظات سیاسی، رسانهای و قدرتهای مسلط عمل میکند، نه صرفاً بر اساس اصول ثابت انسانی و علمی.
این وضعیت شکافی جدی را آشکار میکند: شکاف میان «اخلاق علمی آرمانی» و «اخلاق علمیِ وابسته به جغرافیای قدرت». در اخلاق علمیِ آرمانی، دانشگاه باید حریم امن اندیشه، گفتوگو و تولید دانش باشد؛ فارغ از ملیت، مذهب یا موقعیت سیاسی. اما سکوت در برابر تخریب مراکز علمی یا آسیب به اساتید و دانشجویان، این پرسش را مطرح میکند که آیا ارزش جان دانشمند و امنیت دانشگاه در همه جهان به یک اندازه تلقی میشود یا خیر.
از منظر انتقادی، این اتفاق میتواند نشانهای از بحران استقلال دانشگاه در سطح جهانی نیز باشد؛ جایی که برخی نهادهای علمی، به جای ایفای نقش اخلاقی و مستقل، در برابر فشارهای سیاسی یا روایتهای غالب رسانهای محافظهکارانه عمل میکنند. نتیجه چنین روندی، کاهش اعتماد جهانی به بیطرفی اخلاقی نهادهای علمی و تضعیف مفهوم «دانشگاه بهعنوان وجدان بیدار جامعه بشری» است.
در مفهوم «دانشگاه پساجنگ»، چگونه میتوانیم میان «تعامل علمی بینالمللی» و «حفاظت از داشتههای علمی در برابر جاسوسی و ترور» تعادل ایجاد کنیم؟
در مفهوم «دانشگاه پساجنگ»، تعامل علمی بینالمللی و حفاظت از سرمایههای علمی دیگر دو مفهوم متضاد تلقی نمیشوند، بلکه باید بهصورت «تعامل هوشمند و امن» بازتعریف شوند. دانشگاه پساجنگ نه میتواند درهای خود را به روی جهان ببندد و نه میتواند نسبت به تهدیدهای امنیتی، نفوذ علمی و آسیب به نخبگان بیتفاوت باشد. تعادل میان این دو، نیازمند گذار از «بینالمللیسازی ساده» به «بینالمللیسازی راهبردی» است. به این معنا که همکاریهای علمی بر اساس سطح حساسیت دانش، منافع ملی، اعتماد متقابل و چارچوبهای شفاف حقوقی و اخلاقی مدیریت شوند.
در این الگو، علوم و فناوریهای راهبردی نیازمند لایههای حفاظتی، مدیریت داده، امنیت سایبری و صیانت از نخبگان هستند، در حالی که تعاملات علمی عمومی، آموزشی و انساندوستانه همچنان میتوانند فعال و گسترده باقی بمانند. دانشگاه پساجنگ همچنین باید مفهوم «امنیت علمی» را در کنار «آزادی علمی» به رسمیت بشناسد. همانگونه که دانشگاه از آزادی اندیشه دفاع میکند، موظف است از پژوهشگران، زیرساختهای دانشی و مالکیت فکری خود نیز محافظت کند.
این موضوع بهویژه در دورهای اهمیت دارد که رقابتهای ژئوپلیتیکی، فناوری و اطلاعات، مرز میان همکاری علمی و بهرهبرداری امنیتی را پیچیدهتر کردهاند. از سوی دیگر، قطع ارتباط علمی با جهان نیز میتواند به انزوای دانشی، مهاجرت نخبگان و کاهش قدرت علمی منجر شود؛ بنابراین راهحل، «انزوا» نیست؛ بلکه ایجاد دانشگاهی است که هم شبکه جهانی دانش را حفظ کند و هم دارای سواد امنیت علمی، دیپلماسی علمی فعال، نظامهای ارزیابی همکاریهای بینالمللی و سازوکارهای حمایت از نخبگان باشد.
در نهایت، دانشگاه پساجنگ باید به این بلوغ برسد که علم در جهان امروز هم ابزار توسعه است و هم بخشی از قدرت ملی؛ بنابراین تعامل علمی بدون ملاحظه امنیت، سادهانگاری است و امنیت بدون تعامل علمی نیز به رکود و انزوا خواهد انجامید.
نقش دانشجویان در مقابله با «آپارتاید علمی» چیست؟ آنها چگونه میتوانند در مجامع بینالمللی، صدای مظلومیت و در عین حال اقتدار علمی دانشگاههای ایران باشند؟
دانشجویان در عصر جدید، صرفاً دریافتکنندگان دانش نیستند؛ بلکه به کنشگران فعال «دیپلماسی علمی و روایتگری دانشگاهی» تبدیل شدهاند. در مواجهه با آنچه برخی از آن بهعنوان «آپارتاید علمی» یا برخوردهای تبعیضآمیز در نظام علمی جهانی یاد میکنند، نقش دانشجویان میتواند بسیار تعیینکننده باشد؛ زیرا آنان بیشترین ارتباط را با شبکههای علمی، رسانهای و بینالمللی دارند.
نخستین نقش دانشجویان، حفظ و نمایش اقتدار علمی از طریق تولید دانش باکیفیت، حضور فعال در مجامع علمی، انتشار پژوهشهای معتبر و مشارکت در پروژههای بینالمللی است. بهترین پاسخ به حذف یا نادیدهگرفتن علمی، تقویت مرجعیت علمی و نشاندادن توان واقعی دانشگاهها و پژوهشگران کشور است.
در کنار آن، دانشجویان میتوانند با بهرهگیری از زبان علمی، رسانههای نوین و دیپلماسی دانشگاهی، روایت انسانی و واقعی از فشارها، تحریمها یا آسیبهای واردشده به دانشگاهها و دانشمندان را به جهان منتقل کنند. این روایتگری زمانی اثرگذار خواهد بود که از هیجانزدگی فاصله بگیرد و بر مستندات، منطق، اخلاق علمی و اصول انسانی تکیه کند.
حضور فعال در انجمنهای علمی بینالمللی، شبکههای دانشجویی، کنفرانسها و فضای مجازی علمی نیز اهمیت زیادی دارد. دانشجو میتواند همزمان دو تصویر را به جهان ارائه کند: از یک سو مظلومیت دانشگاهی در برابر تهدید، تحریم یا خشونت، و از سوی دیگر توانمندی، پویایی و استمرار جریان علم در ایران. این ترکیب، تصویر دانشگاهی مقاوم، زنده و اثرگذار را شکل میدهد.
همچنین دانشجویان باید از تبدیل دانشگاه به فضای صرفاً احساسی یا تقابلی پرهیز کنند. اقتدار علمی زمانی پایدار میماند که همراه با اخلاق، گفتوگو، عقلانیت و اعتمادبهنفس علمی باشد. در واقع، دانشجوی امروز میتواند «سفیر علم، حقیقت و کرامت دانشگاه ایرانی» در عرصه جهانی باشد؛ سفیری که هم از عدالت علمی دفاع میکند و هم با دانش و نوآوری، جایگاه علمی کشور را ارتقا میدهد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس