یادداشت

وطن‌فروشی با تشکر از ابلیس؛ واژه‌ها در برابر این حجم از وقاحت کم می‌آورند!

شاید حالا بفهمند نعمت گاز و شبکه بزرگ حمل و نقل و نغمه روحنواز حتی دستفروشان خیابان‌ها و شلوغی روحنواز مدارس و دانشگاه‌ها و رونق کسب و کارها. سختی بود، اما زندگی جریان داشت. اختلاف بود، اما درون یک خانواده‌ای به بزرگی ایران بود و چه کسی رذل‌تر از وطن‌فروشی که دعوای خانه را به بمب بی‌رحم عمو ترامپ، این نماینده بلاواسطه ابلیس، حواله دهد و تازه thank you هم بگوید. واقعاً واژه‌ها در برابر این حجم از وقاحت و سفاهت و بلاهت کم می‌آورند.

خبرگزاری آنا؛ علی محمدی ترکاشوند عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت؛ دیشب که پیاده از مراسم راهپیمایی شبانه حضور در خیابان، پس از دعای استغاثه جمعی برمی‌گشتم، در کوچه‌های کرج مروری بر چندماه مسیر بسیار سخت ایران اسلامی داشتم. تیغ‌های از نیام برکشیده زهرآگین شیاطین جن و انس به رهبری شیطان اکبر و مغزهای زنگ‌زده پوسیده روشنفکرنماهای بی‌سواد پرمدعای وطن‌پرست‌نما اما خائن به همین وطن از ذهنم گذشت. 

سالیانی است پیر فرزانه شهید و امام امت نصیحت کرد و نهیب داد، اما امان از جهل جماعتی چند. از دست چدنی زیرپوشش مخملین گفت، اما جماعتی جاهل نعره‌ها برآوردند و حلقوم دریدند و سیاهی به خیابان سرازیر کردند و لای پنجره‌های باز خانه‌هایشان، نغمه شیطان سر زدند و سیاهی، تباهی درو می‌کند و کمک‌های عمو ترامپ شد بمب و موشک بر سر این مردم شریف و نجیب، اما شجاع و دلیر و بمب‌های عمو ترامپ نوازشگر همان جماعت جاهل هم شد تا شاید از خواب غفلت به درآیند که هدف، نفت است و دجال زمان چه اشتهای سیری‌ناپذیری برای این ماده بدبوی سیاه رنگ دارد و چه کژاندیشانی که از شامه شیطان کبیر، بوی نفت و تسلیم این کهن سرزمین اصیل را درک نکرده بودند.

به خیابان‌های روشن، ویترین‌های زیبای خیابان و پنجره‌های نورانی در شب‌های کرج نگاه می‌کردم و یاد ناشکری آن جماعت افتادم از فراموشی این نعمت بسیط و ارزان که حال با تهدید نابودی نیروگاه‌های کشور توسط ژنرال جزیره اپستین، شاید قدرش را حالا بدانند.

شاید حالا بفهمند نعمت گاز و شبکه بزرگ حمل و نقل و نغمه روحنواز حتی دستفروشان خیابان‌ها و شلوغی روحنواز مدارس و دانشگاه‌ها و رونق کسب و کارها. سختی بود، اما زندگی جریان داشت. اختلاف بود، اما درون یک خانواده‌ای به بزرگی ایران بود و چه کسی رذل‌تر از وطن‌فروشی که دعوای خانه را به بمب بی‌رحم عمو ترامپ، این نماینده بلاواسطه ابلیس، حواله دهد و تازه thank you هم بگوید. واقعاً واژه‌ها در برابر این حجم از وقاحت و سفاهت و بلاهت کم می‌آورند.

اما... این فقط جماعتی جاهل و خائن بودند و قلیل که وطن، لقلقه زبانشان بود لیک همان را سر نیزه برای معامله با دنیای حقیرشان آماده داشتند، اما... جمعیتی کثیر، ملت رشید و عزیزی هستند که عرق آب و خاک دارند، ساکتند در ناملایمات و سختی‌ها، اگر گله دارند در درون خانواده واگویه می‌کنند، اما برای یک وجب این خاک، سینه ستبر می‌کنند و خون رگ را برای تقدیم دارند و یک جمعیت دیگر نیز معامله با خدا داشتند و دارند مصداق "من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله"، برخی به دیدار حق شتافتند و برخی منتظر دیدار، به صف. همین‌ها در همه بزنگاه‌ها با نگاه "و کفی بالله نصیرا و وکیلا" قدرت ایران و اسلام هستند و در این ایام عاشورایی زمان چه عزیزانی که در خون خود غلتیدند تا ایران و اسلام سرافراز بماند که سیدالشهداء آنها قائد امت بود.

ایران قائدی داشت که زبان از وصف عظمت روح بلندش عاجز بود و الانی که ققنوس قدرت ایران سربرآورده، او سالیان درازی از لحظه لحظه عمرش را چونان شمعی درخشان، به پایش ریخت و برنامه‌ریزی کرد و هدایت کرد و نصحیت کرد با سعه صدری به پهناوری ایران و جهان. بزرگی ایران را در قاب تصویری زیبا از آینده وعده داد، اما جاهلانی از توهم گفتند، در حالی که وعده صادق بود، اما دیده بصیر می‌خواست نه بصر.

این رهبر شهید سردارانی برتر از شمشیرزنان صدر اسلام و دانشمندانی در طراز انقلاب جهانی پرورش داد تا صدای چکمه‌ها و تیزی قلم‌های آنها کاخ ستم در لندن و واشنگتن و کشورک‌های خلیج فارس را به لرزه درآورند و پا بر قیود شیطانی استکبار و استعمار و استثمار بگذارند.

رهبر قائد شهید به ما جرئت طوفان داد، به ما اعتماد به نفس و باور داد، به ما توان ساختن و ایستادن داد، به ما جرئت بیان و سر برافراشتن داد و کشوری بزرگ ساختیم با زیرساخت‌های قوی که در جنگ فهم آن مشخص شد. فهم مقابله قدرتمندانه با ابرقدرت‌های مادی تکنولوژیک و پیروزی در این هماورد نابرابر مادی. او به ما عمق و معنا بخشید.

مقتدایی که جانش را تقدیم جوششی عظیم از ملتی کرد که دوستش داشت و ۴۰ روز است که رستاخیزی از حضور مردمی شریف در خیابان‌هارا رقم زد تا در هم شکند توطئه ها را، اما... قدرت‌های مادی درک استواری یک ملت بر "حسبناالله و نعم الوکیل" را ندارند و فهمی از مکتب حسین ندارند. و باید سر به عبودیت درگاه خداوند بزرگ سایید از این همه عنایت و رحمت که "حسبنالله و نعم الوکیل".

تسلیم زورگویان سابق در برابر قدرت سترگ ایران اسلامی مبارکباد، گرچه از کید شیاطین نباید غافل شد.

باشد که قدر بدانیم و ملت عزیز را قدر نهیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر