فروپاشی مانیفست فشار ترامپ
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، صحن علنی کنگره آمریکا ساعاتی پیش شاهد حضوری بود که بیش از آنکه اقتدار یک ابرقدرت را به رخ بکشد، استیصال لایههای پنهان تصمیمگیری در کاخ سفید را عیان کرد. ترامپ در حالی پشت تریبون ایستاد که ماشین تبلیغاتی او هفتهها از یک طرح جایگزین هولناک دم میزد، اما خروجی این نشست تنها بازخوانی خستهکننده گزارههایی بود که سالهاست در ادبیات سیاسی واشینگتن رنگ باختهاند. این لکنت راهبردی، ریشه در واقعیتی دارد که فراتر از اتاقهای فکر نئومحافظهکاران جریان دارد.
برای درک این بنبست باید به عقب بازگشت؛ جایی که دکترین فشار حداکثری در نسخه اول خود، با پاسخ مقاومت فعال تهران مواجه شد. چراکه ایران امروز بازیگر سابق نیست. توسعه زنجیره ارزش دفاعی و تثبیت عمق استراتژیک، محاسبات سود و هزینه را برای هر مستاجر کاخ سفید تغییر داده است. ترامپ تصور میکرد با یک تشر سیاسی، تهران را به پای میز معاملهای یکطرفه میکشاند، اما اکنون با حقیقتی مواجه شده که در آن، ابزار تحریم به اشباع رسیده و گزینه نظامی نیز به دلیل ریسکهای غیرقابل کنترل، عملاً از روی میز خارج شده است.
بحران فرماندهی در پنتاگون
در حالی که ترامپ تلاش میکرد چهرهای مصمم از خود نشان دهد، گزارشهای درز یافته از ساختمان پنجضلعی پنتاگون، تصویر متفاوتی را ترسیم میکنند. پیت هگست، وزیر دفاع، در جلسات غیرعلنی با واقعیتی تلخ روبروست: ژنرالهایی که نمیخواهند بازنده یک جنگ فرسایشی دیگر در خاورمیانه باشند. شکاف میان رویاپردازیهای سیاسی جناح تندرو و واقعگرایی فنی فرماندهان ارشد به اوج رسیده است.
تجربه جنگهای دو دهه اخیر آمریکا در عراق و افغانستان، یک حافظه سازمانی تروماتیک در ارتش این کشور ایجاد کرده است. فرماندهان سنتکام به خوبی میدانند که جغرافیای ایران با هیچیک از نبردهای پیشین قابل مقایسه نیست. شبکهسازی دفاعی ایران که ترکیبی از جنگ نوین پهپادی و موشکهای نقطهزن است، هرگونه تحرک تهاجمی را با پاسخی در سطح تخریب متقابل مواجه میکند. این همان نقطهای است که ارتش آمریکا را به نه گفتن واداشته است.
اضطراب در بدنه نظامی آمریکا به حدی است که در هفتههای اخیر، بارها آمادهباشهای شبانه برای حملات احتمالی صادر شده، اما در آخرین دقایق به دلیل ترس از ابعاد پاسخ ایران، دستور لغو صادر گشته است. این وضعیت تعلیق، روحیه نیروهای مستقر در پایگاههای منطقهای را به شدت فرسوده کرده است.
سراب حمایت متحدان
بخش دیگری از محاسبات غلط ترامپ بر توانمندیهای رژیم صهیونیستی استوار بود. اما دادههای میدانی نشان میدهد که تلآویو در وضعیتی نیست که بتواند هزینههای یک نبرد بزرگ را پوشش دهد. ارزیابیهای فنی حاکی از آن است که ماشین جنگی اسرائیل برای بازسازی سامانههای دفاعی آسیبدیده و تطبیق با تاکتیکهای نبرد نوین، به زمان زیادی نیاز دارد.
وابستگی مطلق تلآویو به پل هوایی تسلیحاتی واشینگتن و آسیبپذیری شدید زیرساختهای انرژی و شهری آن در برابر باران موشکی ایران، هرگونه ماجراجویی را به یک خودکشی استراتژیک تبدیل کرده است. در واقع، فریادهای تهاجمی مقامات صهیونیست بیشتر برای مصرف داخلی و فرار از بحرانهای سیاسی خودشان است، نه نشانهای از آمادگی واقعی برای ورود به تونل تاریک جنگ با ایران.
فرار به جلو از مسیر مذاکره
در نهایت، آنچه در کنگره دیده شد، صدای فروپاشی یک راهبرد بود. ترامپ که با شعار پیروزی سریع وارد گود شده بود، اکنون خود را در محاصرهای از واقعیتهای سخت میبیند: ارتشی که تمایلی به جنگ ندارد، متحدی که توان ایستادگی ندارد و جامعهای در داخل آمریکا که حتی در ایالتهای مرکزی مثل نیوجرسی، کمترین رغبتی به شنیدن طبل جنگ نشان نمیدهد. توئیتهای اخیر نمایندگانی، چون اندی کیم، تنها نوک کوه یخ مخالفتهای عمومی است.
ترامپ اکنون به خوبی درک کرده است که مسیر فعلی بنبست است. نطق بیرمق او در حقیقت آمادگی برای یک عقبنشینی تاکتیکی به سمت میز مذاکره بود. او به دنبال راهی است تا شکست راهبردی خود را در قالب یک توافق جدید بستهبندی کند؛ چرا که میداند در انتهای مسیر فشار، چیزی جز اعتراف به قدرت بلامنازع ایران وجود ندارد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس