آخرین اخبار:
یک دانشیار باستان‌شناسی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

قنات تنها راه تأمین آب در ایران باستان نبود

قنات
کم‌آبی هیچ‌گاه مانعی برای آبادانی ایران نبوده است؛ گاهی همین محدودیت، زمینه‌ساز شکل‌گیری خلاقانه‌ترین سازه‌های مهندسی در تاریخ این سرزمین شده است. از آبراهه‌های زیرزمینی تا سدها، بندها و سامانه‌های ذخیره آب، ایرانیان در طول قرن‌ها راه‌هایی برای سازگاری با اقلیم خشک و تأمین نیاز سکونتگاه‌ها و زمین‌های کشاورزی ابداع کردند؛ فناوری‌هایی که برخی از آن‌ها هنوز هم در شناخت تاریخ مهندسی و مدیریت منابع آب اهمیت دارند.

زندگی در بخش بزرگی از فلات ایران همواره با محدودیت منابع آب همراه بوده است؛ اما این محدودیت به معنای ناتوانی جوامع گذشته در کشاورزی یا شکل‌دادن به سکونتگاه‌های پایدار نبود. ساکنان این سرزمین در دوره‌های مختلف، متناسب با شرایط طبیعی هر منطقه، روش‌هایی برای دسترسی به آب‌های زیرزمینی، مهار جریان رودخانه‌ها، ذخیره بارندگی و انتقال آب به زمین‌های کشاورزی توسعه دادند. قنات یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این فناوری‌هاست، اما تاریخ مهندسی آب در ایران به آن محدود نمی‌شود.

دکتر بیتا سودایی، دانشیار گروه باستان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین و از پژوهشگران حوزه باستان‌شناسی دوران تاریخی، در گفت‌وگو با آناتک توضیح می‌دهد که این فناوری‌ها چگونه به تداوم کشاورزی و سکونت در مناطق مختلف ایران کمک می‌کردند و آب چگونه میان بهره‌برداران تقسیم می‌شد.

دکتر بیتا سودایی

فلات ایران در بسیاری از مناطق با بارش کم و نامنظم و دوره‌های خشکسالی روبه‌رو بوده است. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد جوامع ساکن ایران در دوره‌های باستان چگونه خود را با این شرایط سازگار می‌کردند و آب را به‌دست می‌‌آوردند؟

این پرسش از نظر باستان‌شناسی و تاریخ تمدن ایران بسیار مهم است؛ زیرا یکی از ویژگی‌های برجسته جوامع باستانی فلات ایران، توانایی آن‌ها در شکل‌دادن به الگوهای سکونت، کشاورزی و حتی ساختارهای سیاسی و اقتصادی بر اساس محدودیت منابع آب بوده است. ساکنان فلات ایران صرفاً با کمبود آب مقابله نمی‌کردند، بلکه به‌تدریج نظام‌های پیچیده‌ای برای شناسایی منابع آب، استحصال، انتقال، ذخیره‌سازی و مدیریت و توزیع آن ایجاد کردند. شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهد این سازگاری در مناطق مختلف یکسان نبود و متناسب با شرایط اقلیمی، توپوگرافی و منابع آب هر منطقه شکل می‌گرفت. برای مثال در سرزمین‌هایی که امکان استفاده از رودخانه‌های دائمی را نداشتند برای توسعه کشاورزی از قنات استفاده می‌کردند.

قنات یکی از فناوری‌های شناخته‌شده در تاریخ ایران است. شواهد باستان‌شناختی درباره زمان، پیدایش و گسترش قنات در ایران چه می‌گویند و این فناوری چگونه به شکل‌گیری یا تداوم سکونت‌گاه‌ها در مناطق خشک کمک کرد؟

درباره تاریخ دقیق پیدایش قنات در ایران اتفاق‌نظر کامل وجود ندارد. منشأ قنات از موضوعات بحث‌برانگیز در باستان‌شناسی ایران است؛ زیرا این سازه حاصل شناخت تدریجی زمین‌شناسی، منابع آب زیرزمینی، شیب زمین و شرایط اقلیمی فلات ایران است. در این زمینه سه دیدگاه اصلی مطرح شده است.

نخست، نظریه پیدایش در شمال‌غرب فلات ایران است. بر اساس این دیدگاه، قنات احتمالاً در اواخر نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد در حوزه زاگرس و مناطق نزدیک به دریاچه ارومیه شکل گرفته و سپس در دوره هخامنشی به دیگر مناطق ایران و سرزمین‌های تحت سلطه آنان گسترش یافته است.

دوم، نظریه ارتباط قنات با فناوری معدن‌کاری است. هانری گوبلو (Henri Goblot) معتقد است فناوری قنات احتمالاً از تجربه حفر تونل‌های زیرزمینی در معدن‌کاری پدید آمده است. معدن‌کاران هنگام حفر تونل‌های افقی با آب‌های زیرزمینی روبه‌رو می‌شدند و برای تخلیه آب، مسیرهایی با شیب مناسب ایجاد می‌کردند. این تجربه به شناخت حرکت آب در لایه‌های زیرزمینی و استفاده از شیب طبیعی زمین برای هدایت آب به سطح کمک کرد. البته این فرضیه هنوز یک تفسیر تاریخی و فناورانه است و شواهد مستقیمی از تبدیل کارگاه‌های معدن‌کاری به قنات در دست نیست.

سوم، نظریه پیدایش در جنوب و جنوب‌شرق ایران و احتمال منشأ چندکانونی است. پژوهشگرانی مانند پیتر مگی (Peter Magee) بر اهمیت بررسی مناطقی مانند بلوچستان و جنوب‌شرق ایران تأکید دارند. همچنین یافته‌های باستان‌شناختی عمان از وجود سامانه‌های مشابه قنات در عصر آهن حکایت می‌کنند. بر همین اساس، برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند این فناوری در چند منطقه و در پاسخ به شرایط محیطی مشابه، به‌طور مستقل یا با تأثیر متقابل شکل گرفته باشد؛ دیدگاهی که منشأ چندکانونی (Polycentric Origin) نامیده می‌شود.

از نظر شرایط طبیعی، در بسیاری از مناطق ایران رشته‌کوه‌ها در کنار دشت‌های خشک قرار دارند. بارندگی بیشتر در ارتفاعات و نفوذ آب حاصل از بارش و ذوب برف به رسوبات آبرفتی، موجب شکل‌گیری سفره‌های آب زیرزمینی در زیر دامنه کوه‌ها و مخروط‌افکنه‌ها می‌شود.

انسان باستان احتمالاً از مشاهده چشمه‌های دامنه کوه‌ها، تفاوت سطح آب در چاه‌های ارتفاعات و دشت‌ها، ورود آب به تونل‌های معدن و حرکت آن در مسیرهای شیب‌دار، به شناخت این منابع رسیده بود. همچنین انتقال آب از ارتفاعات به زمین‌های پایین‌تر بدون نیاز به بالا کشیدن مکانیکی، می‌توانست در شکل‌گیری این فناوری مؤثر باشد.

ترکیب این شناخت‌ها و تجربه‌های فنی، زمینه پیدایش قنات را فراهم کرد. البته این توضیح، بازسازی احتمالی مسیر شکل‌گیری این فناوری است و مستقیماً در متون باستانی ثبت نشده است.

قنات از پنج بخش اصلی تشکیل شده است. چاه مادر برای دسترسی به سفره آب زیرزمینی؛ تونل زیرزمینی برای جمع‌آوری و انتقال آب؛ میله‌ها یا چاه‌های عمودی برای تهویه، خروج خاک و دسترسی به مسیر جهت تعمیر؛ مظهر قنات به‌عنوان محل خروج آب در سطح زمین؛ و کانال‌های توزیع برای هدایت آب به زمین‌های کشاورزی و سکونتگاه‌ها.

 به‌جز قنات، ایرانیان در دوره‌های باستان و تاریخی از چه روش‌هایی برای تأمین، ذخیره و انتقال آب استفاده می‌کردند؟

در ایران باستان، فناوری‌های آبی متنوعی وجود داشت که برخی از آن‌ها قدمتی بسیار بیشتر از قنات دارند.

نخست، سدسازی و ایجاد بندهای انحرافی. سدها فقط برای ذخیره آب ساخته نمی‌شدند، بلکه برای کنترل جریان رودخانه، هدایت آب به کانال‌های کشاورزی و جلوگیری از خسارت سیلاب نیز کاربرد داشتند. از نمونه‌های آن می‌توان به سدهای دوره هخامنشی در جنوب‌غرب ایران و حوضه رودخانه‌های کر و پلوار اشاره کرد.

دوم، کانال‌های روباز و شبکه‌های انتقال آب. حفر کانال‌های روباز یکی از قدیمی‌ترین روش‌های انتقال آب در ایران بود و شواهد آن به دوره‌های پیشاتاریخی بازمی‌گردد. در تپه پردیس در دشت تهران، بقایای کانالی مصنوعی با عرض حدود یک متر و عمق ۲۴ سانتی‌متر شناسایی شده که بر اساس تاریخ‌گذاری کربن ۱۴، به دوره نوسنگی متأخر و حدود هزاره ششم پیش از میلاد تعلق دارد. احتمال می‌رود این کانال برای آبیاری استفاده می‌شده است.

در دوره‌های بعد، شبکه‌های پیچیده‌تری در مناطقی مانند خوزستان و دشت‌های اطراف رودخانه‌های کارون، کرخه و دز شکل گرفتند. این شبکه‌ها از کانال‌های اصلی و فرعی، دریچه‌های تنظیم جریان، بندهای کوچک و کانال‌های مزرعه‌ای تشکیل می‌شدند و آب رودخانه‌ها را به زمین‌های کشاورزی می‌رساندند.

سوم، بهره‌برداری از سیلاب و آب‌های فصلی. در این روش، کشاورزان با ساخت خاکریز یا بندهای ساده از سنگ، چوب و خاک، بخشی از جریان سیلاب را به زمین‌های کشاورزی هدایت می‌کردند. رسوبات سیلاب نیز روی زمین باقی می‌ماند و به حاصلخیزی خاک کمک می‌کرد. پس از نفوذ آب در خاک، کشت انجام می‌شد. این روش به تجهیزات پیچیده‌ای نیاز نداشت و از شیوه‌های ساده آبیاری در جوامع کشاورزی ایران و بین‌النهرین بود.

چهارم، استفاده از مخازن ذخیره آب و آبگیرهای مصنوعی. این مخازن برای ذخیره آب و تأمین نیاز در فصل‌های خشک ساخته می‌شدند و می‌توانستند از رودخانه، چشمه، کانال یا رواناب باران آب دریافت کنند. یکی از نمونه‌های مهم، مجموعه آبی چغازنبیل در خوزستان است که تأسیسات ذخیره و تصفیه آب آن شامل مخزنی با ظرفیت تقریبی ۳۳۷ مترمکعب، بخش ته‌نشینی رسوبات، مجاری انتقال آب، حوضچه دریافت و کانال‌های توزیع آب تصفیه‌شده بود. آب پس از ورود به مخزن، فرصت ته‌نشینی ذرات معلق را پیدا می‌کرد و سپس به حوضچه دیگری انتقال می‌یافت. این مجموعه نشان‌دهنده توجه به کیفیت آب در کنار تأمین آن است.

پنجم، چاه‌های آب و ابزارهای بالاکشیدن آب. در مناطقی که سطح آب زیرزمینی بالا بود، چاه امکان دسترسی مستقیم به آب را فراهم می‌کرد. برای بالا آوردن آب از طناب و سطل، قرقره‌های ساده، نیروی انسانی یا حیوانات و ابزارهای مکانیکی استفاده می‌شد. در برخی سامانه‌ها نیز حیوانات بارکش سطل‌های بزرگ آب را بالا می‌کشیدند و آب به حوضچه‌های ذخیره یا کانال‌های آبیاری منتقل می‌شد. البته باید میان شواهد قطعی وجود چاه و انتساب ابزار مشخص به آن تفاوت قائل شد؛ زیرا بقایای چوبی و طناب‌ها معمولاً از بین می‌روند و برخی بازسازی‌ها بر منابع تاریخی و شواهد تطبیقی تکیه دارند.

ششم، جمع‌آوری رواناب با تراس‌بندی و بندهای کوچک. در مناطقی که رودخانه دائمی یا آب زیرزمینی در دسترس نبود، با روش‌هایی مانند ساخت دیواره‌های سنگی در امتداد خطوط تراز، بندهای کوتاه در آبراهه‌های فصلی و تراس‌های کشاورزی، از خروج سریع آب باران جلوگیری می‌شد. این روش سرعت رواناب و فرسایش را کاهش می‌داد و نفوذ آب در خاک را افزایش می‌داد.

از شواهد این روش می‌توان به دشت دهلران و دامنه‌های غربی آن اشاره کرد. مطالعات باستان‌شناختی نشان می‌دهند در دوره ساسانی، تراس‌های سنگی و بندهای کوچک در آبراهه‌های فصلی ساخته شده بودند که به حفظ رطوبت خاک و کشاورزی در زمین‌های دامنه‌ای کمک می‌کردند. در این روش، به‌جای انتقال آب از منبعی دیگر، بارندگی و رواناب محلی مدیریت می‌شد.

هفتم، انتقال آب چشمه‌ها از طریق مجاری زیرزمینی و روباز. این روش با قنات تفاوت دارد؛ زیرا در آن آب چشمه‌های طبیعی واقع در ارتفاعات به سکونتگاه‌ها منتقل می‌شد. یکی از نمونه‌های آن مجموعه تخت جمشید است که در آن مجاری و کانال‌هایی در دامنه کوه و زیر سطوح معماری ساخته شده بود. این مسیرها برای انتقال آب چشمه‌ها، هدایت آب باران و جلوگیری از تجمع و نفوذ آب در بخش‌های مختلف مجموعه کاربرد داشتند. بنابراین، مهندسی آب در تخت جمشید علاوه بر تأمین آب، کنترل رواناب و حفاظت از بناها را نیز در بر می‌گرفت.

هشتم، زهکشی و کنترل شوری خاک. این روش در کشاورزی مناطق خشک اهمیت زیادی داشت. آبیاری مداوم می‌تواند سطح آب زیرزمینی را بالا ببرد و موجب تجمع نمک در لایه‌های سطحی خاک شود. به همین دلیل، جوامع کشاورزی در این مناطق علاوه بر تأمین آب، به روش‌هایی برای دفع آب اضافی و کنترل شوری خاک نیاز داشتند.

آب قنات ها و دیگر منابع مشترک چگونه بر سکونتگاه ها تقسیم می‌شد؟ اسناد تاریخی و شواهد باستان‌شناختی درباره قواعد تقسیم آب، زمان بندی آبیاری و شیوه حل اختلاف بر سر منابع آب چه اطلاعاتی به ما می‌دهد؟

پرسش بسیار مهمی است؛ چون در واقع از فناوری آبیاری به موضوعی فراتر یعنی نظام مالکیت، مدیریت و توزیع آب در جوامع باستانی ایران می‌رسیم. بر این اساس ساختن قنات یا کانال به‌تنهایی کافی نبود؛ بلکه باید مشخص می‌شد چه کسی، در چه زمانی، به چه مقدار آب دسترسی دارد و چه نهادی بر این تقسیم نظارت می‌کند. در نظام‌های آبیاری سنتی ایران، که بخشی از آن‌ها احتمالا ریشه‌های کهن دارند،

چند شیوه اصلی برای تقسیم آب وجود داشته است. شیوه نخست تقسیم زمانی بوده است. هر کشاورز در ساعت یا روز معینی حق استفاده از آب را داشته است. 

شیوه دوم تقسیم حجمی است. آب با دریچه یا ابزار تقسیم‌کننده به نسبت سهم هر فرد یا زمین تقسیم می‌شد. شیوه سوم تقسیم بر اساس مالکیت است. افرادی که در حفر یا نگهداری قنات سرمایه‌گذاری می‌کردند از حقوق آب برخوردار می‌شدند. شیوه چهارم تقسیم بر اساس نیاز و موقعیت زمین است. نزدیکی به سرچشمه، نوع زمین، و میزان دسترسی به آب در اولویت‌بندی موثر بود. بدین‌گونه در نظام سنتی قنات، سهم آب گاهی برحسب ساعت و روز تعیین می‌شد. در برخی مناطق، چرخه تقسیم آب یک قنات بین شش تا بیست‌ودو روز طول می‌کشید. البته این اطلاعات عمدتا از مطالعات نظام‌های سنتی و مردم‌نگاری به‌دست آمده‌اند و نباید بدون مدرک به دوره هخامنشی یا ساسانی تعمیم داده شوند.

آیا برای دوره‌های باستانی سند داریم؟

بله؛ به‌ویژه برای دوره ساسانی شواهد متنی جالبی وجود دارد.

در دوره هخامنشی در تخت جمشید، آرشیو بزرگی از الواح باروی تخت جمشید به‌دست آمده که اطلاعات فراوانی درباره مدیریت اقتصادی، توزیع مواد غذایی، نیروی کار، جابه‌جایی کالا و سازمان اداری ارائه می‌کند. این الواح نشان‌دهنده وجود دستگاه اداری منظم برای مدیریت منابع هستند؛ اما تا آنجا که شواهد منتشرشده نشان می‌دهند، نباید آن‌ها را سندی مستقیم برای تعیین سهم آب تک‌تک کشاورزان دانست ولی در دوره ساسانی شواهد مشخص‌تر می‌شوند. در برخی از اسناد حقوقی پهلوی که شامل قراردادها، احکام، اسناد مالکیت، دریافت مالیات و فهرست املاک کشاورزی هستند از جمله در متن حقوقی پهلوی ماتیکان هزار دادستان (Mādayān ī Hazār Dādestān) به موضوعاتی درباره حقوق آب، کانال‌ها و قنات‌ها اشاره شده است. این موضوع نشان می‌دهد که آب صرفاً یک منبع طبیعی نبود، بلکه موضوع مالکیت، قرارداد و قواعد حقوقی نیز محسوب می‌شد.

اگر اختلاف بر سر آب پیش می‌آمد، چه می‌کردند؟

این قسمت بسیار جالب است؛ زیرا اختلاف بر سر آب در جوامع کشاورزی مسئله‌ای اجتناب‌ناپذیر بوده است. می‌توان سه سطح از حل اختلاف را در نظر گرفت.

سطح اول توافق و میانجی‌گری محلی است. احتمالاً بسیاری از اختلاف‌ها در سطح روستا و میان مالکان زمین، بهره‌برداران قنات و مسئولان محلی حل می‌شد. قواعد عرفی، توافق بر سر نوبت آب و مشارکت در تعمیر کانال‌ها می‌توانست از بروز اختلاف جلوگیری کند.

سطح دوم رسیدگی اداری است. در دوره ساسانی، بر اساس برخی از پژوهش‌های مأموران و مدیران آب در موضوع تقسیم آب، به‌ویژه هنگام کمبود منابع، نقش داشتند. بنابراین می‌توان از نوعی نظارت اداری بر توزیع آب سخن گفت. سطح سوم رسیدگی حقوقی و قضایی است. وجود متون حقوقی پهلوی و اشاره آن‌ها به حقوق آب و قنات‌ها اهمیت دارد. اما برای اینکه بدانیم دقیقاً در هر نوع اختلاف چه مجازاتی تعیین می‌شد یا کدام مرجع حکم می‌داد، باید متن حقوقی مربوط را به‌صورت موردی بررسی کرد.

نکته جالب‌تر این است که در دوره اسلامی نیز گزارشی از گردیزی درباره زمان عبدالله بن طاهر، حاکم خراسان در قرن سوم هجری، وجود دارد. بنا بر این گزارش، اختلاف‌های مربوط به کاریزها چنان فراوان شده بود که او گروهی از فقیهان را گرد آورد تا درباره قوانین قنات و تقسیم آب کتابی تدوین کنند. این اثر با نام کتاب قُنی شناخته می‌شد. این گزارش متعلق به دوره اسلامی است، نه سند مستقیم دوره ساسانی؛ اما نشان می‌دهد که مسئله حقوق آب و اختلاف بر سر آن سابقه‌ای جدی داشته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر