امید معلم: مشکل اصلی سینمای ایران در جهان، ضعف پخش بینالمللی است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در ادامه برنامههای تخصصی نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، کارگاه انتقال تجربه امید معلم با محور «سینمای بینالملل» ظهر شنبه نهم آبان ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
این نشست که با استقبال گسترده علاقهمندان به سینما همراه بود، به بررسی جایگاه سینمای ایران در جهان، سازوکار جشنوارههای بینالمللی، پخش جهانی، نقش کمپانیها، سینمای مستقل، حمایت نهادهای دولتی، تولید مشترک و ظرفیتهای جهانی سینمای جنگ و مقاومت اختصاص داشت.
سینمای ایران از نظر فنی کم ندارد؛ مشکل در عرضه است
معلم در آغاز این کارگاه با اشاره به تصویری که امروز از سینمای ایران در جهان وجود دارد، گفت: سینمای ایران از نظر فنی و حرفهای ظرفیتهای قابل توجهی دارد و در حوزههایی مانند انیمیشن، جلوههای ویژه، بازیگری و برخی شاخههای تولید، به استانداردهای قابل رقابت نزدیک شده است.
او با این حال تأکید کرد مهمترین عقبماندگی سینمای ایران نه در تولید، بلکه در پخش بینالمللی است. به تعبیر او، سینمای ایران شبیه کشاورزی است که محصول باکیفیتی تولید میکند، اما سازوکار حرفهای برای رساندن آن به بازار جهانی ندارد.
وی گفت: ساختار پخش جهانی ایران متناسب با حجم تولید، ظرفیت نیروی انسانی و کیفیت بخشی از آثار رشد نکرده و همین مسئله باعث شده بسیاری از فیلمها حتی در صورت برخورداری از توان فنی و هنری، مسیر منظمی برای رسیدن به بازارها و مخاطبان جهانی نداشته باشند.
سینمای تجاری و سینمای مؤلف نباید مقابل هم قرار بگیرند
معلم در ادامه با رد دوگانهسازی میان سینمای تجاری و سینمای هنری گفت سینما میتواند همزمان اجتماعی، سیاسی، جنگی، کمدی، تجاری یا خاصپسند باشد و هیچیک از این شاخهها نباید باعث حذف دیگری شود.
وی گفت: سینمای تجاری برای ورود سرمایه به چرخه تولید ضروری است، اما رشد آن نباید به قیمت کنار رفتن فیلمسازانی تمام شود که مسیر هنری یا شخصی خود را دنبال میکنند. به گفته معلم، در سینمای آمریکا نیز آثار پرفروش و تجاری در کنار فیلمهای مؤلفانه حضور دارند و این دو مسیر همدیگر را حذف نمیکنند.
جشنوارههای جهانی هر کدام رویکرد خودشان را دارند
بخش دیگری از سخنان معلم به نسبت سینما و سیاست در جشنوارههای جهانی اختصاص داشت. او با اشاره به اینکه برخی جشنوارهها بهطور آشکار نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی روز حساس هستند، گفت این ویژگی لزوماً به معنای بیاعتبار بودن آنها نیست.
او جشنواره برلین را نمونهای از فستیوالهایی دانست که رویکرد سیاسی و اجتماعی خود را پنهان نمیکنند و افزود: همانطور که جشنوارههای داخلی نیز ممکن است از زاویه مشخصی به فرهنگ، اجتماع یا سیاست نگاه کنند، جشنوارههای بینالمللی نیز معیارها و جهتگیریهای خود را دارند.
معلم افزود: انتخاب یک فیلم ایرانی در چنین جشنوارههایی را نباید بهصورت خودکار به معنای تکرار دیدگاه همان جشنواره دانست، زیرا یک اثر ممکن است به دلایل هنری، فرهنگی، اجتماعی یا مجموعهای از این عوامل انتخاب شده باشد.
برای جشنواره فیلم نسازید
یکی از صریحترین توصیههای امید معلم به فیلمسازان جوان این بود که «برای جشنواره فیلم نسازید؛ فیلم خودتان را بسازید». او گفت مشکل از جایی آغاز میشود که فیلمساز پیش از شکلگیری اثر، به سلیقه جشنوارهها فکر میکند و جهان شخصی خود را با الگوهای فرضی پذیرش در جشنواره جایگزین میکند.
این فیلمساز گفت: فیلمساز باید ابتدا دغدغه واقعی و نگاه خود را پیدا کند و اگر میخواهد اثرش در عرصه بینالمللی دیده شود، در مرحله بعد به زبان مشترک انسانی فکر کند. عشق، فقر، خانواده، کودکی، فقدان، امید، ترس و ایمان از جمله مفاهیمی هستند که در فرهنگهای مختلف قابلیت ارتباط دارند.
امید معلم «بچههای آسمان» را نمونهای دانست که در عین ایرانی بودن، به دلیل برخورداری از چنین عناصر مشترکی توانسته با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کند.
جهانی شدن به معنای حذف فرهنگ ایرانی نیست
این تهیهکننده و منتقد سینما تأکید کرد حضور جهانی به معنای حذف مؤلفههای ایرانی نیست.
او با اشاره به ظرفیتهای ادبی، عرفانی و تاریخی ایران گفت چهرههایی مانند حافظ، سعدی و مولانا در جهان شناختهشدهاند و بازآفرینی این میراث با زبان امروز سینما میتواند برای مخاطب خارجی جذاب باشد.
او همچنین از تجربه ترکیه یاد کرد و گفت این کشور توانسته با تولید سریالها و آثار تصویری منطبق با فرهنگ خود، هم بازار بینالمللی به دست آورد و هم از این مسیر در گردشگری اثر بگذارد.
معلم معتقد است ایران نیز ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی فراوانی دارد که هنوز به اندازه کافی وارد چرخه تولید و عرضه جهانی نشدهاند.
تحریم، پخش سینمای ایران را هم دشوار کرده است
معلم در بخش دیگری از سخنانش به تأثیر تحریمها بر سینما پرداخت و گفت محدودیتهای اقتصادی و بانکی فقط صنعت و تجارت را هدف قرار نمیدهند، بلکه پخش و فروش بینالمللی فیلم را هم پیچیده میکنند.
او توضیح داد که در برخی موارد شرکتهای ایرانی نمیتوانند مستقیماً با کمپانیهای اروپایی قرارداد ببندند و ناچار میشوند از واسطههایی در کشورهایی مانند عمان یا امارات استفاده کنند؛ موضوعی که هزینه را بالا میبرد و مسیر عرضه اثر را دشوارتر میکند.
کن و اسکار دو ساختار متفاوتاند
این منتقد سینما در ادامه برای روشن شدن سازوکارهای جهانی، تفاوت میان «فستیوال» و «جشن جایزه» را توضیح داد و گفت: رویدادهایی مانند کن، برلین، ونیز، تورنتو و لوکارنو جشنوارهاند؛ یعنی فیلمها در آنها نمایش داده میشوند، منتقدان و مخاطبان آثار را میبینند و هیئت داوران از میان آثار منتخب برندگان را معرفی میکند.
در مقابل، رویدادهایی مانند اسکار، گلدنگلوب، بفتا یا سزار در منطق اصلی خود جشن جایزهاند که بعد از چرخه نمایش و اکران شکل میگیرند. از نگاه معلم، مقایسه مستقیم کن و اسکار، مقایسه دو ساختار متفاوت است.
کمپانیهای پخش، مسیر ورود به فستیوالهای معتبر را هموار میکنند
معلم با اشاره به تغییر سازوکار سینمای جهان گفت در گذشته حضور موفق در یک جشنواره میتوانست مستقیماً راه پخش بینالمللی را باز کند، اما امروز کمپانیهای پخش و فروش بینالمللی نقش بسیار مهمتری در مسیر ورود فیلمها به فستیوالهای بزرگ پیدا کردهاند.
او گفت اگر فیلمساز بتواند پیش از ارسال مستقیم، اثرش را به یک کمپانی معتبر ارائه دهد و آن شرکت مسئولیت عرضه را بر عهده بگیرد، شانس دیده شدن و ورود به بخشهای اصلی جشنوارهها افزایش پیدا میکند؛ چراکه این شرکتها از شبکه، سابقه و اعتبار حرفهای برخوردارند.
جایزه گرفتن بدون پخش جهانی کافی نیست
به گفته معلم، امروز حتی دریافت جایزه از یک جشنواره معتبر نیز بهتنهایی مسیر حضور در جوایزی مانند اسکار را تضمین نمیکند. فیلم باید پس از جشنواره در نقاط مختلف جهان دیده شود، نقد دریافت کند و در چرخه نمایش و پخش قرار گیرد.
او تأکید کرد اعضای آکادمیهای بزرگ سینمایی در کشورهای مختلف حضور دارند و طبیعتاً به آثاری رأی میدهند که آنها را دیدهاند یا دربارهشان شنیدهاند؛ بنابراین سینمای ایران باید از نگاه محدود «جایزه گرفتن» عبور کند و برنامهای کامل برای معرفی، تبلیغ، نمایش و پخش جهانی داشته باشد.
چین با برنامه بلندمدت وارد بازار جهانی شد
معلم برای توضیح اهمیت ساختار عرضه، به تجربه چین اشاره کرد و گفت رشد حضور سینمای چین در جشنوارههای جهانی حاصل یک روند تصادفی نبوده است.
به گفته او، پس از رشد اقتصادی چین، سرمایهگذاری هدفمندی در حوزه فرهنگ و سینما انجام شد، سازوکارهایی برای حمایت از فیلمسازان مستقل شکل گرفت و سپس آثار آنها با تبلیغات و برنامهریزی حرفهای وارد بازارهای جهانی شدند.
او افزایش حضور فیلمسازان چینی در جشنوارههایی، چون برلین و ونیز را نتیجه همین برنامه بلندمدت دانست و گفت سینمای ایران هنوز در بخش عرضه جهانی فاقد ساختاری با این قدرت و تداوم است.
دولت حمایت کند، اما در فیلمسازی دخالت نکند
معلم در پاسخ به پرسشی دربزاه سینمای مستقل و سینمای دولتی گفت مسئله اصلی تقابل میان «دولتی» و «مستقل» نیست. دولت میتواند و حتی در برخی حوزهها باید از سینما حمایت کند، بهویژه در جاهایی که سینمای تجاری توان تأمین سرمایه ندارد.
او، اما دخالت در فیلمنامه، انتخاب بازیگر، فیلمبردار و تصمیمهای هنری را عامل آسیب به اثر دانست و گفت: «یا به یک فیلمساز اعتماد داریم یا نداریم. اگر اعتماد داریم باید اجازه بدهیم کارش را انجام دهد و اگر نداریم، اساساً نباید پروژه را به او بسپاریم.»
معلم معتقد است وقتی نگاه نهاد سفارشدهنده با نگاه فیلمساز بهصورت دستوری ترکیب میشود، محصول نهایی اغلب به اثری خنثی و معمولی تبدیل میشود که نه صدای روشن فیلمساز را دارد و نه سیاست فرهنگی را به شکل مؤثر منتقل میکند.
سینما باید محل گفتوگوی اجتماعی باشد
او با اشاره به تجربه فیلمهایی مانند «مارمولک» و «به رنگ ارغوان» گفت برخی آثار در زمان خود با محدودیت و سوءتفاهم مواجه شدند، اما بعدها ارزش و جایگاهشان بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
معلم یکی از کارکردهای اصلی سینما را ایجاد گفتوگوی صلحآمیز در جامعه دانست و گفت بخشی از فاصله میان نسلها به این دلیل است که جریان گفتوگو در جامعه درست شکل نگرفته است.
به اعتقاد او، سینما میتواند فضایی باشد که دیدگاههای مختلف بدون حذف یکدیگر درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی حرف بزنند و سوءتفاهمها کاهش یابد.
تولید مشترک؛ حلقهای که هنوز جدی شکل نگرفته است
یکی دیگر از محورهای سخنان معلم به پایین بودن تعداد تولیدات مشترک واقعی در سینمای ایران اختصاص داشت. او گفت حضور یک یا دو بازیگر خارجی در یک فیلم را نمیتوان تولید مشترک دانست.
از نگاه او، تولید مشترک زمانی معنا پیدا میکند که سرمایه، فکر، عوامل، بازار و برنامه عرضه میان چند کشور بهصورت واقعی به یکدیگر متصل شوند. معلم توسعه این همکاریها را یکی از مسیرهای مهم برای افزایش حضور جهانی سینمای ایران دانست.
سینمای مقاومت برای جهان، نیازمند مؤلفههای مشترک انسانی است
در بخش پایانی کارگاه، بحث به سینمای جنگ و مقاومت رسید. معلم گفت اصل سینمای جنگ در جهان ژانری کاملاً شناختهشده و پرمخاطب است و کشورهای غربی هنوز هم پس از دههها درباره جنگهای جهانی فیلم میسازند؛ بنابراین موضوع جنگ یا مقاومت بهخودیخود مانع حضور جهانی نیست.
او تأکید کرد سینمای جنگ ایران بهطور طبیعی تا حد زیادی برای مخاطب داخلی شکل گرفته و برخی مؤلفههای آن کاملاً ریشه در فرهنگ ایرانی دارند. از این رو، برای رسیدن به مخاطب جهانی لازم است این مفاهیم با زبانی سینمایی عرضه شوند که برای فردی خارج از این فرهنگ نیز قابل درک باشد.
معلم دفاع از سرزمین، شجاعت، ایثار، از دست دادن خانواده، خانه، مرز، کشته شدن غیرنظامیان و مقاومت در برابر تجاوز را از جمله عناصر مشترکی دانست که در هر نقطه جهان قابل فهماند.
فرهنگ شهادت باید ترجمه سینمایی پیدا کند، نه حذف شود
او در پاسخ به بحث تفاوت نگاه ایرانیان به شهادت و مرگ با مخاطب خارجی گفت مسئله، حذف این مفاهیم نیست؛ بلکه باید نقطه اتصال آنها با تجربه جهانی انسان پیدا شود.
به گفته معلم، شجاعت و فداکاری برای نجات دیگری مفاهیمی فراتر از جغرافیا هستند و اگر روایتهای دفاع مقدس با چنین زبان و تمرکزی بازآفرینی شوند، امکان ارتباط بیشتری با مخاطب جهانی خواهند داشت.
او «نجات سرباز رایان» را مثال زد و گفت مخاطب در هر کشوری میتواند فداکاری گروهی از انسانها برای نجات یک فرد را درک کند و در جنگ هشتساله ایران نیز قصههای فراوانی با چنین ظرفیتهایی وجود دارد.
با نگاه صفر و صدی به غرب نمیتوان ارتباط فرهنگی ساخت
معلم در بخش پرسش و پاسخ همچنین با نگاه یکپارچه و صفر و صدی به «مخاطب غربی» مخالفت کرد و گفت غرب مجموعهای از میلیونها انسان با دیدگاههای گوناگون است و نمیتوان همه را دارای یک نگاه واحد دانست.
او به اعتراضهای اجتماعی در برخی کشورهای اروپایی و حمایت گروههایی از مردم این کشورها از فلسطین اشاره کرد و گفت ایجاد زبان و اتصال فرهنگی میتواند امکان انتقال دیدگاه ایرانی را بیشتر کند.
از نظر او، فیلمساز باید مخاطب خارجی را نه «طرف مقابل»، بلکه انسانی ببیند که ممکن است بخشی از تجربه، احساس یا دغدغه او را بفهمد.
جشنواره مقاومت مسیر خودش را دارد؛ حضور در فستیوالهای جهانی هم مسیر دیگری است
معلم در پایان تأکید کرد جشنواره فیلم مقاومت باید هویت و مسیر خودش را توسعه دهد و در عین حال حضور آثار ایرانی در فستیوالهای جهانی نیز میتواند دنبال شود.
او این دو مسیر را متضاد ندانست و گفت هر حضور موفق یک فیلم ایرانی در یک مدیوم جهانی میتواند به مطرح شدن نام ایران، افزایش فروش و شکلگیری ارتباطات حرفهای برای آثار بعدی کمک کند.
لازم به یادآوری است، نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت از هفتم تا چهاردهم آبان به دبیری جلال غفاری در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.
انتهای پیام/