آخرین اخبار:
یک روانشناس در گفت‌وگو با آناتک:

بازی‌ ویدئویی باشگاهی است که توانایی‌های شناختی را تقویت می‌کند

بازی
بازی‌های ویدئویی با توجه به سازوکار و قوانینی که دارند، می‌توانند برخی توانایی‌های شناختی مانند حافظه، توجه، تمرکز و سرعت پردازش اطلاعات را تقویت کنند. یک روانشناس توضیح می‌دهد که بازی‌های ویدیویی مانند باشگاهی هستند که به جای تقویت عضله ذهن را تقویت می‌کنند، اما باید به طراحی بازی و زمان استفاده از آن توجه کرد.

کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان بازی‌های ویدئویی متنوعی را در اوقات فراغت خود انجام می‌دهند. هر بازی که طراحی منحصر به فرد خود را دارد بخش متفاوتی از ذهن بازیکن را درگیر می‌کند، بر بخش خاصی تاثیر می‌گذارد و توانایی‌هایی را تقویت می‌کند که در زندگی روزمره نیز کاربرد دارد. زینب غدیری، پژوهشگر روانشناسی تربیتی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، در گفت‌وگو با آناتک توضیح می‌دهد که بازی‌ها چگونه بر ذهن و عملکرد افراد مختلف تاثیر می‌گذارد و به چه اندازه طراحی آن بازی اهمیت دارد.

بازی‌ ویدئویی باشگاهی است که توانایی‌های شناختی را تقویت می‌کند

بازی‌های ویدیویی چه تأثیری بر حافظه، توجه، تمرکز و سرعت پردازش اطلاعات دارند؟

بازی‌ها بر اساس سازوکار‌ها و قوانینی طراحی می‌شوند که سازندگان آنها در نظر می‌گیرند. این قوانین تعیین می‌کنند که کدام بخش از مغز درگیر فعالیت شود و تمرین کند. بازی‌ها دقیقاً مانند یک باشگاه هستند، با این تفاوت که به‌جای تقویت عضلات، توانایی‌های شناختی را تقویت می‌کنند. در واقع، بازی‌ها باشگاه‌های شناختی هستند و هر بازی، به‌نوعی توانایی متفاوتی را تمرین می‌دهد و تقویت می‌کند. بعضی بازی‌ها بر حافظه تأثیر می‌گذارند، بعضی بر توجه و تمرکز و بعضی دیگر بر سرعت پردازش اطلاعات. ممکن است یک بازی چندین توانایی را به‌طور هم‌زمان درگیر کند.

برای مثال، پژوهشی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که بازی‌های اکشن سرعت پردازش بینایی را افزایش می‌دهند و بر کارایی حرکات چشم نیز تأثیر می‌گذارند؛ به‌عبارت دیگر، سرعت واکنش را بالا می‌برند. درباره حافظه هم، همان‌طور که اشاره کردم، تأثیر بازی به نوع آن بستگی دارد. برای مثال، اگر حافظه کاری را در نظر بگیریم، برخی بازی‌ها می‌توانند این توانایی را تقویت کنند و باعث شوند افراد در انجام کار‌هایی که به حافظه کاری نیاز دارند، عملکرد بهتری داشته باشند.

آیا مهارت‌هایی که افراد در بازی‌های ویدیویی به دست می‌آورند، ممکن است در زندگی روزمره‌شان نیز کاربرد داشته باشد؟

بله، مهارت‌هایی که افراد در بازی‌های ویدیویی به دست می‌آورند، در زندگی روزمره‌شان نیز کاربرد دارند. البته یک شرط بسیار مهم وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. همان‌طور که گفتم، مهارتی که از طریق بازی ایجاد می‌شود، در انجام کار‌های مشابه در زندگی واقعی نیز می‌تواند به کار بیاید، اما این‌طور نیست که انجام یک بازی باعث شود فرد در همه حوزه‌ها توانمند شود و به‌اصطلاح همه‌چیزدان باشد. شواهد علمی در این زمینه بسیار ضعیف‌اند.

برای مثال، فردی را در نظر بگیرید که بازی ماینکرفت را انجام می‌دهد. این بازی بر ساخت‌وساز و مهارت چیدمان متمرکز است و بازی مشهوری هم به شمار می‌رود. ممکن است این فرد در چیدمان منطقی وسایل خانه یا سازمان‌دهی فضای موردنظرش، به دلیل مهارت‌هایی که در بازی به دست آورده است، عملکرد بهتری داشته باشد، اما لزوماً به این معنا نیست که، چون این بازی را انجام داده و در چیدمان منطقی خانه مهارت دارد، بتواند در امتحان ریاضی هم نمره خوبی بگیرد.

بنابراین، بازی ابزاری برای افزایش مهارت است، اما قرار نیست معجزه کند و عملکرد فرد را در همه زمینه‌ها ارتقا دهد. هر بازی برای شکل‌گیری یک مسیر عصبی مشخص در نظر گرفته شده است؛ به‌عبارت دیگر، مسیری عصبی ایجاد می‌کند که یادگیری از طریق آن صورت می‌گیرد و تقویت می‌شود. فرد نیز می‌تواند از این مسیر در موقعیت‌های مشابه استفاده کند.

چرا بعضی از بازی‌های ویدیویی می‌توانند برخی توانایی‌های شناختی را تقویت کنند، اما لزوماً باعث بهبود همه عملکرد‌های ذهنی نمی‌شوند؟

علت اصلی این موضوع به سازوکار‌ها و طراحی بازی برمی‌گردد. در روان‌شناسی، به این مسئله اصطلاحاً «تقاضای شناختی مشترک» می‌گوییم. هر بازی فقط توانایی‌هایی را تمرین می‌دهد که در قوانین آن بازی وجود دارند و درگیر می‌شوند. بازی‌ها نیز بر اساس بار عملکردی خود دسته‌بندی می‌شوند. برای مثال، بعضی بازی‌ها اکشن و ادراکی‌حرکتی هستند، بعضی بازی‌های استراتژیک و مبتنی بر برنامه‌ریزی‌اند و برخی دیگر در دسته بازی‌های پازل قرار می‌گیرند و می‌توانند حافظه کاری را تقویت کنند.

این موضوع را می‌توان به ورزش تشبیه کرد. فرض کنید ورزشکاری فقط حرکت اسکات را انجام دهد. در این صورت، عضلات پاهایش قوی می‌شوند، اما عضلات بازوهایش به دلیل انجام این تمرین، تغییر محسوسی نمی‌کنند؛ زیرا در این تمرین درگیر نشده‌اند.

بنابراین، اگر بخواهید توانایی‌های شناختی فرزندانتان را تقویت کنید، باید به نوع بازی توجه داشته باشید. لازم است بازی را متناسب با نیاز یا توانایی‌ای که فرزندتان دارد، انتخاب کنید. نوع بازی در این زمینه بسیار مهم است.

نوع بازی و مدت‌زمان انجام آن چه نقشی در تأثیر بازی‌های ویدئویی بر عملکرد شناختی دارند؟

نوع بازی بسیار مهم است و جهت تأثیر آن را تعیین می‌کند. مدت‌زمان بازی نیز در این زمینه نقش دارد. بازی در نهایت می‌تواند مانند دارو عمل کند یا به سم تبدیل شود. بازی‌های استراتژیک برای تقویت برنامه‌ریزی بسیار مفیدند و بازی‌های اکشن سرعت واکنش را افزایش می‌دهند. بااین‌حال، مدت‌زمان بازی باید در حد معقولی باشد تا به‌جای اثر منفی، تأثیر مثبتی بر مغز بگذارد.

برای مثال، ۳۰ دقیقه بازی پازل را در نظر بگیرید. این فعالیت را می‌توان به ۳۰ دقیقه پیاده‌روی مفید تشبیه کرد. اما اگر پنج ساعت مداوم بازی کنید و تا نیمه‌شب بیدار بمانید، شرایط متفاوت می‌شود. همان‌طور که پنج ساعت پیاده‌روی مداوم می‌تواند باعث خستگی شود، بازی طولانی‌مدت نیز ممکن است مانع از آن شود که این فرایند اثر مطلوب خود را بر عملکرد روانی بگذارد و در نهایت به خستگی مفرط منجر شود.

در واقع، خود بازی یا ورزش لزوماً مشکلی ندارد، بلکه مسئله به دوز و مدت‌زمان انجام آن مربوط می‌شود. اگر زمان بازی از حد توان شناختی فرد فراتر برود، به‌جای تقویت مغز، باعث خستگی و افت عملکرد می‌شود. بنابراین، باید به مدت‌زمان و زمان انجام بازی توجه کرد. این دو عامل در سنین مختلف نیز متفاوت‌اند. لازم است والدین به سن فرزندانشان و نوع بازی مناسب برای هر گروه سنی توجه داشته باشند.

بازی‌ها برای گروه‌های سنی مختلف، از کودکان تا سالمندان، طراحی شده‌اند. برای مثال، بازی‌های پازل می‌توانند برای تقویت حافظه کاری در سالمندان مفید باشند؛ اما مقدار و زمان انجام آنها نیز اهمیت دارد. برخی منابع علمی برای کودکان، روزانه ۳۰ دقیقه تا یک ساعت بازی را در نظر گرفته‌اند. برای مثال، اگر کودکان پس از مدرسه بازی کنند، این فعالیت می‌تواند برایشان مفید باشد و فرصتی برای تفریح فراهم کند.

به‌طور کلی، صنعت بازی، صنعت تفریح و سرگرمی است که امروزه رونق زیادی پیدا کرده است. نمی‌توان این صنعت را حذف کرد یا از بین برد، بلکه باید با سازوکار آن آشنا شد و شناخت کافی از آن به دست آورد تا بتوان به‌درستی از آن استفاده کرد.

از دیدگاه روان‌شناسی شناختی، بازی‌های ویدیویی چگونه می‌توانند فرایند یادگیری و انعطاف‌پذیری ذهن را تحت تأثیر قرار دهند؟

بازی‌ها از طریق روایت و تجربه، یادگیری را از حالت صرفاً دانستن به حالتی تبدیل می‌کنند که فرد آن را تجربه می‌کند و با آن درگیر می‌شود. در بازی، فرد مدام چرخه‌ای را تکرار می‌کند. حدس می‌زند، تصمیم می‌گیرد، بازخورد می‌گیرد و استراتژی خود را تغییر می‌دهد.

بعضی بازی‌ها به‌سرعت باعث ترشح دوپامین می‌شوند، اما برخی دیگر به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که فرد باید شکست را نیز تجربه کند و اراده خود را برای ادامه‌دادن پس از شکست تمرین دهد. در این بازی‌ها، ممکن است فرد پس از مدت طولانی‌تری و با افزایش تاب‌آوری، پاداش دریافت کند و در آن زمان ترشح دوپامین نیز بیشتر شود.

برای کودکانی که تمرکز پایینی دارند، انجام مداوم بازی‌هایی که به‌سرعت دوپامین ترشح می‌کنند، انتخاب مناسبی نیست. برای کودکانی که با مشکلات تمرکز مواجه‌اند، بهتر است بازی‌هایی در نظر گرفته شود که به تقویت تاب‌آوری و افزایش تمرکز کمک می‌کنند؛ بازی‌هایی که در آنها شکست را تجربه کنند، اما پس از شکست دوباره بلند شوند و ادامه دهند. این موضوع با یکی از مؤلفه‌های بهزیستی، یعنی اراده برای ادامه‌دادن پس از شکست، ارتباط دارد.

در مجموع، این چرخه مغز را برای انعطاف‌پذیری و تغییر سریع مسیر آماده می‌کند. بااین‌حال، نکته مهمی وجود دارد که والدین باید به آن توجه کنند؛ این انعطاف‌پذیری‌ها بیشتر در محیط بازی فعال می‌شوند.

برای مثال، بازیکنی که مدام آزمون‌وخطا می‌کند، یاد می‌گیرد چگونه به‌سرعت راه‌حل خود را تغییر دهد، اما این به آن معنا نیست که او در هر موقعیتی از زندگی واقعی، می‌تواند مشکلات اجتماعی را به‌سرعت حل کند یا لزوماً انعطاف‌پذیری لازم را در همه موقعیت‌ها به دست آورده است. برای انتقال این مهارت به زندگی واقعی، باید شرایطی فراهم شود که فرد بتواند مهارتی را که در بازی آموخته است، در دنیای واقعی نیز تمرین کند.

بازی‌کردن طولانی‌مدت چه تأثیری بر توجه، کنترل تکانه‌ها و توانایی تمرکز در فعالیت‌های روزمره دارد؟

من در این زمینه بیشتر دو گروه از افراد را در نظر می‌گیرم: افرادی که به‌صورت تفریحی بازی می‌کنند و افرادی که در بازی‌کردن مشکل دارند. این تفکیک را از این جهت مطرح می‌کنم که می‌خواهیم درباره سازوکار‌های کنترل صحبت کنیم.

افرادی که به بازی اعتیاد پیدا می‌کنند و بازی‌کردن بیش از حد بر عملکرد تحصیلی، شغلی و زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد، با افت عملکرد مواجه می‌شوند. در این افراد، ممکن است سیستم پاداش مغز بیش‌ازحد برانگیخته شود و در نتیجه، تکانشگری و اضطراب افزایش پیدا کند. این افراد گاهی در موقعیت‌هایی که باید رفتارشان را کنترل کنند، توانایی کنترل خود را از دست می‌دهند.

بااین‌حال، برخی تحقیقات نیز نشان داده‌اند که افرادی که زیاد بازی می‌کنند، لزوماً کنترل خود را از دست نمی‌دهند. مرز میان این دو وضعیت، اعتیاد به بازی است که خود می‌تواند مشکل‌ساز باشد. حتی ممکن است افرادی که زمان زیادی را صرف بازی می‌کنند، در برخی موقعیت‌ها کنترل بازدارنده بهتری از خود نشان دهند.

بنابراین، برای بررسی تأثیر بازی طولانی‌مدت بر توجه و فعالیت‌های روزمره، باید به مرز میان بازی‌کردن زیاد و اعتیاد به بازی توجه کرد. برای مثال، امروزه افراد زیادی شغلشان بازی‌کردن است؛ دیگران بازی آنها را تماشا می‌کنند و آنها از این راه درآمد به دست می‌آورند. برخی افراد نیز بازی طراحی می‌کنند و سپس آن را انجام می‌دهند. این شرایط با بازی‌کردنی که به اعتیاد منجر می‌شود، متفاوت است.

در نتیجه، مرز اصلی، اعتیاد به بازی است و باید آن را در نظر گرفت. اعتیاد به بازی می‌تواند تکانشگری و اضطراب را افزایش دهد. برای مثال، ممکن است فردی که به‌صورت تفریحی بازی می‌کند، تکالیفش را انجام دهد و سپس یک ساعت بازی کند؛ چنین فردی حتی ممکن است در برخی زمینه‌ها توجه بهتری نسبت به هم‌کلاسی‌هایش داشته باشد.

در مقابل، فردی که تا ساعت چهار صبح بیدار می‌ماند، کنترل زمان را از دست می‌دهد و صبح با وجود خستگی به کلاس می‌رود، ممکن است با افت کیفیت زندگی و عملکرد مواجه شود. در چنین شرایطی، مشکل صرفاً خود بازی نیست، بلکه از دست دادن کنترل، بی‌نظمی در زندگی و پیامد‌های آن است.

انتهای پیام/

ارسال نظر