کمبود فناوری نداریم؛ مشکل در حکمرانی فناوری است/ هوش مصنوعی باید تصمیمیار مدیر شهری باشد
به گزارش خبرگزاری آنا، محمد حسن زاده، رییس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، درباره ضرورت برگزاری این رویداد و مهمترین الزامات حرکت شهرهای ایران به سمت هوشمندسازی، از تغییر ماهیت تصمیمگیری شهری با ورود هوش مصنوعی، داده و دانش میگوید. به گفته او، شهر هوشمند دیگر نمیتواند صرفا با تجهیزات، سامانهها و فناوریهای ارتباطی تعریف شود و معیار موفقیت آن باید میزان حل مسئله و خلق ارزش عمومی باشد.
دبیر علمی هفتمین کنفرانس شهر هوشمند و هوش مصنوعی ایران معتقد است؛ نمایشگاه شهر هوشمند و هوش مصنوعی زمانی میتواند اثرگذار باشد که از محل ارائه محصولات به بستری برای شکلگیری همکاری، اتصال عرضه و تقاضای فناوری و حتی یک آزمایشگاه سیاستگذاری و نوآوری شهری تبدیل شود.
نقطه اتصال فناوری و مسائل واقعی شهر
حسن زاده درباره ضرورت برگزاری نمایشگاه شهر هوشمند و هوش مصنوعی با رویکرد جدید توضیح داد: امروز دیگر نمیتوان شهر هوشمند را صرفا با فناوریهای ارتباطی، تجهیزات هوشمند یا چند سامانه نرمافزاری تعریف کرد. ما در مقطعی قرار گرفتهایم که هوش مصنوعی، داده و دانش در حال تغییر ماهیت تصمیمگیری و مدیریت شهری هستند؛ بنابراین ضرورت برگزاری این نمایشگاه، ایجاد یک نقطه اتصال میان فناوریهای نوین و مسائل واقعی شهر است.
او هدف اصلی این رویداد را عبور از «نمایش فناوری» به سمت حل مسئله دانست و افزود: میخواهیم مدیر شهری، پژوهشگر، شرکت دانشبنیان و ارائهدهنده فناوری در کنار یکدیگر قرار بگیرند و درباره این پرسش گفتوگو کنند که هر فناوری دقیقا کدام مسئله شهری را حل میکند، چه دادهای نیاز دارد، چه ارزش افزودهای ایجاد میکند و چگونه میتوان اثر آن را اندازهگیری کرد.
به گفته دبیر علمی هفتمین کنفرانس شهر هوشمند و هوش مصنوعی ایران، نمایشگاه زمانی موفق است که از محل ارائه محصولات به محل شکلگیری همکاری و حل مسئله تبدیل شود. در این چارچوب، برگزاری نشستهای تخصصی، ارائه مسائل واقعی شهر از سوی مدیران، جلسات B۲G و G۲B و ارائه راهحلهای دانشگاهی و دانشبنیان میتواند نمایشگاه را به سکویی برای اتصال عرضه و تقاضای فناوری تبدیل کند.
حسن زاده همچنین نمایشگاه را ظرفیت تبدیل شدن به «آزمایشگاه سیاستگذاری و نوآوری شهری» میداند؛ به این معنا که مسائل واقعی شهر در آن مطرح و دانشگاهها و شرکتها برای آنها راهحل ارائه کنند.
مسئله شهر هوشمند، کمبود فناوری نیست
رییس ایرانداک در پاسخ به این پرسش که مهمترین مانع هوشمندسازی شهرهای ایران کمبود فناوری است یا مشکلات حکمرانی و مدیریت شهری، گفت: مسئله اصلی کمبود فناوری نیست؛ مسئله اصلی نحوه حکمرانی، مدیریت و استفاده از فناوری است.
وی ادامه داد: امروز فناوریهای بسیار خوبی در داخل و خارج کشور وجود دارد. اما اگر ساختار تصمیمگیری، فرایندها، دادهها، استانداردها، منابع انسانی و مدل کسبوکار مناسب نباشند، حتی پیشرفتهترین فناوری هم نمیتواند شهر را هوشمند کند.
از نگاه حسن زاده، هوشمندسازی پیش از آنکه یک پروژه فناوری اطلاعات باشد، یک پروژه تحول مدیریتی و سازمانی است و فناوری باید در خدمت این تحول قرار گیرد، نه اینکه خود فناوری به هدف تبدیل شود.
از چه فناوریای بخریم؟ تا چه مسئلهای داریم؟
او یکی از الزامات جلوگیری از تبدیل هوشمندسازی به مجموعهای از سامانهها و تجهیزات را تغییر نقطه شروع پروژهها میداند. به گفته او، به جای اینکه ابتدا پرسیده شود چه فناوریای بخریم، باید پرسید چه مسئلهای داریم؟
حسن زاده برای هر پروژه هوشمندسازی، یک زنجیره روشن را ضروری ارزیابی کرد و گفت: مسئله به داده، به دانش، به راهحل، به اقدام و در نهایت به ارزیابی اثر متصل شود.
او معتقد است؛ اگر این زنجیره شکل نگیرد، ممکن است سامانههای زیادی تولید شود، بدون آنکه مسئلهای حل شده باشد. به همین دلیل، هر پروژه هوشمندسازی باید شاخص اثرگذاری داشته باشد؛ از کاهش زمان سفر و مصرف انرژی گرفته تا کاهش هزینه خدمات، افزایش رضایت شهروندان یا افزایش سرعت تصمیمگیری.
به اعتقاد او، معیار موفقیت شهر هوشمند، تعداد سامانهها و تجهیزات نیست؛ میزان حل مسئله و خلق ارزش عمومی است.
داده؛ زیرساخت تصمیمگیری هوشمند
حسن زاده در ادامه، داده را یکی از ارکان اصلی شهر هوشمند دانست و افزود: داده در شهر هوشمند همان نقشی را دارد که مواد اولیه در یک صنعت دارند. بدون داده باکیفیت، بهروز، قابل اعتماد و قابل تبادل، نه تحلیل مناسبی شکل میگیرد و نه هوش مصنوعی میتواند ارزش واقعی ایجاد کند.
به گفته او، در ایران دادههای شهری کم نیستند، اما پراکندگی، ناهمگونی، جزیرهای بودن، کیفیت متفاوت و گاهی دشواری دسترسی و تبادل دادهها از چالشهای اصلی است.
او با بیان اینکه کشور بیش از تولید داده بیشتر به حکمرانی داده نیاز دارد، گفت: یعنی مشخص باشد چه دادهای تولید میشود، مالک و متولی آن کیست، کیفیت آن چگونه تضمین میشود، چگونه به اشتراک گذاشته میشود، چه کسانی به آن دسترسی دارند و چگونه از حریم خصوصی و امنیت آن حفاظت میشود.
پایان سامانههای جزیرهای
دبیر علمی هفتمین کنفرانس شهر هوشمند و هوش مصنوعی ایران حرکت از نگاه سامانهمحور به نگاه دادهمحور و مسئلهمحور را یکی از الزامات ایجاد یکپارچگی در مدیریت شهری دانست و گفت: معماری داده شهری، استانداردهای مشترک، شناسههای یکتا، استانداردهای تبادل داده، APIهای مشترک و پایگاههای داده قابل تعامل از الزامات فنی این مسیر هستند، اما بخش مهمتر به حکمرانی مشترک داده میان سازمانهای شهری بازمیگردد.
به گفته وی، باید مشخص باشد داده در کجا تولید میشود، چه کسی مسئول کیفیت آن است و چگونه میتوان آن را در اختیار تصمیمگیرندگان قرار داد.
حسن زاده در این زمینه بر شکلگیری چرخهای مستمر از داده، اطلاعات، دانش، بینش، تصمیم، اقدام و تولید داده جدید تاکید دارد و مدیریت دانش را در کنار مدیریت داده، عاملی تعیینکننده در این فرایند دانست.
مدیریت شهری نباید هر مسئله را از صفر تجربه کند
به گفته رییس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، تجربه این مجموعه در حوزه مدیریت دانش و اطلاعات علمی میتواند در شکلگیری مدیریت دانش شهری نیز مورد استفاده قرار گیرد.
وی توضیح داد: اطلاعات زمانی ارزشمند میشود که سازماندهی، بازیابی، تحلیل و به دانش قابل استفاده تبدیل شود.
از نگاه حسن زاده، مدیریت دانش شهری باید بتواند دانش حاصل از پژوهشها، تجربیات مدیران، دادههای شهری، گزارش پروژهها، درسآموختهها و حتی دانش شهروندان را گردآوری و قابل استفاده کند.
رییس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تاکید کرد: مدیریت شهری نباید هر مسئله را از صفر تجربه کند. اگر تجربه یک شهر یا یک منطقه ثبت و بهدرستی مدیریت شود، شهر دیگر میتواند از آن یاد بگیرد. بر همین اساس، هدف نهایی باید شکلگیری مدیریت شهری مبتنی بر شواهد و دانش باشد؛ یعنی تصمیمگیری تا حد امکان بر داده، پژوهش، تجربه و شواهد معتبر استوار باشد، نه صرفا برداشت فردی یا تجربه شخصی.
فاصله دانشگاه و مدیریت شهری
حسن زاده یکی از دلایل فاصله میان پژوهشهای دانشگاهی و تصمیمهای اجرایی را دوطرفه میداند. به گفته او، گاهی پژوهشها مسئلهمحور نیستند و از سوی دیگر، مدیران اجرایی نیز فرصت یا سازوکار مناسبی برای استفاده از نتایج پژوهش ندارند.
او راهحل را ایجاد واسطههای دانش میان دانشگاه و مدیریت اجرایی عنوان میکند: دانشگاه باید بتواند مسائل واقعی شهر را بشناسد و پژوهش را برای پاسخ به آن مسائل طراحی کند؛ از طرف دیگر، مدیر شهری باید بتواند نتیجه پژوهش را به زبان تصمیم و سیاست دریافت کند.
به اعتقاد او، به جای رابطه مقطعی دانشگاه ـ پروژه، باید یک اکوسیستم مستمر دانش ـ سیاست ـ اجرا شکل بگیرد.
هوش مصنوعی کجا به کمک شهر میآید؟
دبیر علمی هفتمین کنفرانس شهر هوشمند و هوش مصنوعی ایران، حملونقل و ترافیک را یکی از حوزههای مهم کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت شهری دانست که از پیشبینی ترافیک و بهینهسازی چراغها تا مدیریت حملونقل عمومی را دربرمیگیرد.
او در عین حال به ظرفیتهای هوش مصنوعی در پیشبینی و مدیریت مصرف انرژی، نگهداری پیشگویانه زیرساختها، مدیریت پسماند، پاسخگویی هوشمند به شهروندان، تحلیل درخواستها و شکایات و پشتیبانی از تصمیمگیری مدیران اشاره و در عین حال تاکید کرد که نباید صرفا به دنبال استفاده از هوش مصنوعی بود، بلکه باید مسئلهای را پیدا کرد که هوش مصنوعی بتواند آن را بهتر، سریعتر یا کمهزینهتر حل کند.
خطر هوشمند به نظر رسیدن
او نسبت به این خطر که سازمانها در موج استفاده از هوش مصنوعی بیشتر به دنبال هوشمند به نظر رسیدن باشند تا حل مسائل واقعی، هشدار داد و خاطرنشان کرد: همانطور که در گذشته ممکن بود یک سازمان با داشتن چند سامانه خود را الکترونیکی یا دیجیتال معرفی کند، امروز نیز ممکن است صرفا با افزودن عنوان هوش مصنوعی بخواهد خود را هوشمند نشان دهد. به گفته رییس ایرانداک، برای جلوگیری از این وضعیت باید اثر واقعی فناوری سنجیده شود: اگر یک سامانه هوش مصنوعی داریم، باید بپرسیم چه مسئلهای را حل کرده؟ چقدر هزینه را کاهش داده؟ چقدر زمان را کم کرده؟ دقت تصمیمگیری را چقدر افزایش داده و رضایت شهروندان چه تغییری کرده است؟
او در جمعبندی این بخش تاکید کرد: هوشمندی را نباید با فناوری اندازهگیری کرد؛ باید با نتیجه اندازهگیری کرد.
اگر قرار باشد تنها یک کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت شهری در اولویت قرار گیرد، حسن زاده پشتیبانی از تصمیمگیری مدیریت شهری را انتخاب میکند.
او دلیل این انتخاب را اثرگذاری این کاربرد بر حوزههای مختلف مدیریت شهری عنوان کرد و گفت: اگر بتوانیم دادههای حملونقل، انرژی، خدمات شهری، ساختوساز، محیطزیست، بودجه، درخواستهای شهروندان و سایر منابع را به شکل درست گردآوری و تحلیل کنیم، مدیر شهری میتواند به جای تصمیمگیری صرفا واکنشی، به سمت پیشبینی، سناریوسازی و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد حرکت کند.
به گفته او، هدف جایگزین کردن شهردار با هوش مصنوعی نیست، بلکه باید مدیر شهری را به مدیر تصمیمیار و دادهمحور تبدیل کرد.
حسن زاده در پاسخ به این پرسش که پنج سال دیگر چه تغییری باید رخ داده باشد تا شهر هوشمند در ایران از یک مفهوم و عنوان نمایشگاهی عبور کرده باشد، پنج تحول را ضروری دانست و توضیح داد: یکپارچه و قابل استفاده شدن دادههای شهری، افزایش سهم داده و شواهد در تصمیمهای مهم شهری، عبور هوش مصنوعی از مرحله آزمایش و نمایش و ورود آن به فرایندهای واقعی مدیریت شهری، لمس آثار هوشمندسازی در زندگی روزمره شهروندان و در نهایت تغییر فرهنگ مدیریتی.
او معتقد است مدیر شهری در این نقطه دیگر فناوری را یک پروژه جانبی نمیبیند، بلکه داده، دانش و هوش مصنوعی را بخشی از زیرساخت اصلی تصمیمگیری میداند.
حسن زاده در پایان تاکید کرد: اگر به این نقطه برسیم، میتوانیم بگوییم شهر هوشمند دیگر صرفا یک عنوان نمایشگاهی نیست؛ بلکه یک شیوه جدید برای اداره شهر و خلق ارزش عمومی است.
انتهای پیام/