پیشنهاد رئیس دانشگاه شریف به وزارت علوم برای ادغام دروس مشابه دانشکدههای کشور/ برخی رشتهها فارغالتحصیل بیکار بیشتری تولید میکنند + فیلم
به گزارش خبرنگار آنا، گسترش ابزارهای هوشمصنوعی در سالهای اخیر، بسیاری از فعالیتهایی را که پیشتر به نیروی انسانی متخصص نیاز داشت، با تغییر مواجه کرده است؛ از برنامهنویسی و تهیه متنهای تخصصی گرفته تا تنظیم قرارداد، تحلیل داده و ارائه خدمات کارشناسی. این تغییرات در حالی رخ میدهد که آموزش عالی همچنان بخش مهمی از نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار را تربیت میکند و همین مسئله، ضرورت بازنگری در نحوه آموزش و نوع مهارتهای مورد نیاز دانشجویان را بیش از گذشته مطرح کرده است.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که دانشگاهها چگونه باید خود را با تحولات سریع فناوری هماهنگ کنند؟ آیا برخی رشتههای دانشگاهی در سالهای آینده با کاهش تقاضا مواجه خواهند شد و آیا ادغام یا بازنگری رشتهها میتواند پاسخی به تغییرات بازار کار باشد؟ از سوی دیگر، با توجه به کاهش جمعیت متقاضی ورود به مقطع کارشناسی و افزایش گرایش به تحصیلات تکمیلی، ظرفیتهای دانشگاهی چگونه باید با نیاز واقعی کشور هماهنگ شود؟
دانشگاه صنعتی شریف نیز در ماههای اخیر اقداماتی را برای بررسی این تحولات آغاز کرده است؛ از تشکیل کارگروههای تخصصی هوش مصنوعی و برگزاری نشستهایی با اعضای هیئت علمی و متخصصان تا ایجاد زیرساختهای جدید برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و ارتباط با صنعت. این دانشگاه همچنین تلاش دارد از ظرفیت هوش مصنوعی برای کمک به کسبوکارها و افزایش بهرهوری صنایع استفاده کند.
تجریشی معتقد است تحولات پیشرو تنها به تغییر چند رشته یا حذف برخی مشاغل محدود نمیشود، بلکه میتواند پارادایم آموزش عالی و رابطه دانشگاه با بازار کار را تغییر دهد؛ بهگونهای که در آینده، شرکتها بخشی از نیروی مورد نیاز خود را مستقیماً آموزش دهند و دانشگاهها نیز بیش از گذشته بر تربیت نیروی متناسب با نیازهای جدید تمرکز کنند.
به منظور اطلاع از جزئیات بیشتر در گفتوگو با مسعود تجریشی رئیس دانشگاه صنعتی شریف نشستیم که مشروح آن را در ادامه خواهید خواند.
هوش مصنوعی میتواند ساختار برخی دانشکدهها و مشاغل را تغییر دهد
با توجه به گسترش هوش مصنوعی، دانشگاه صنعتی شریف چه برنامهای برای آینده رشتهها، ادغام رشتهها و تغییر ساختار آموزشی دارد؟
یکی از نکات مهمی که امروزه دغدغه اصلی برنامهریزان آموزشی در کشور و دنیاست، ورود هوش مصنوعی و تحولاتی است که این فناوری میتواند در آینده آموزش عالی ایجاد کند. امروزه شما میتوانید کد کامپیوتری بنویسید و از هوش مصنوعی بخواهید مسئله را برای شما حل کند. میتوانید پروپوزال درسی خود را به هوش مصنوعی بدهید و از آن بخواهید پروپوزال را اصلاح یا تکمیل کند. حتی اگر بخواهید سخنرانی داشته باشید، میتوانید از هوش مصنوعی برای تهیه متن سخنرانی استفاده کنید. در حوزههای حقوقی نیز میتوان از آن برای تهیه پیشنویس قرارداد استفاده کرد؛ کاری که در گذشته توسط فردی متخصص در رشته حقوق انجام میشد. بنابراین؛ ممکن است بهتدریج شاهد تغییر ساختار برخی واحدها باشیم. برای مثال، یک سازمان ممکن است دیگر به یک بخش حقوقی بزرگ برای تنظیم قراردادها نیاز نداشته باشد و از ابزارهای هوشمصنوعی در این زمینه استفاده کند. در حوزه برنامهنویسی نیز ممکن است تعداد مهندسانی که صرفاً کدنویسی میکنند کاهش پیدا کند و به جای آن، افرادی مورد نیاز باشند که بتوانند خروجی هوش مصنوعی را در قالب زبان و نیازهای کسبوکار خودشان به کار بگیرند.
به همین دلیل، تحول بسیار جدی در حال شکلگیری است. همانطور که در مقطعی رباتها توانستند بخشی از کارهای کارمندان را انجام دهند، اکنون میتوان انتظار داشت هوش مصنوعی بخشی از کارهای کارشناسی را نیز انجام دهد.
این مسئله طبیعتاً آموزش عالی را تحت تأثیر قرار میدهد. ممکن است در آینده برخی از دانشکدهها با ساختار فعلی خود دیگر وجود نداشته باشند یا برخی نیازهایی که امروز برای آنها نیرو تربیت میکنیم، از سوی شرکتها مطرح نشود.
تشکیل سه کارگروه برای بررسی آینده آموزش در عصر هوشمصنوعی
ما در دانشگاه شریف، سه کارگروه تشکیل دادهایم تا درباره همین مسائل فکر کنند. شاید این کار را کمی دیر شروع کرده باشیم، اما حدود دو ماه است که این کارگروهها فعالیت خود را آغاز کردهاند و بهصورت جدی در حال بررسی جایگاه هوشمصنوعی در آینده آموزش هستند. یکی از موضوعات مورد بررسی این است که آینده آموزش با توجه به تحولات هوشمصنوعی چگونه خواهد بود. علاوه بر آن، بررسی میکنیم که هوش مصنوعی دقیقاً چیست، چه ابزارهایی در اختیار دانشگاه قرار میدهد و چگونه میتوان از این ابزارها در فرآیند آموزش استفاده کرد. همزمان از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه نیز خواستهایم در جلساتی برای استادان درباره این موضوع گزارش و توضیح ارائه کنند. این جلسات نیز برگزار شده است.
از سوی دیگر، یک پلتفرم هوشمصنوعی خریداری کردهایم تا بتوانیم زیرساخت حرفهایتری برای استفاده از این فناوری در دانشگاه داشته باشیم و بتوانیم پاسخ بخشی از نیازهای خود را از طریق این ابزار دریافت کنیم.
آموزش بیش از یک میلیون نفر با هدف آشنایی با هوشمصنوعی
یکی دیگر از اقداماتی که در حوزه هوشمصنوعی انجام دادهایم، توسعه آموزش عمومی این حوزه است. آماری که به من ارائه شده، نشان میدهد تاکنون بیش از یک میلیون نفر از طریق دورهها و برنامههای مختلف با مباحث هوشمصنوعی آشنا شدهاند. در دانشگاه شریف تلاش کردهایم با برگزاری دورهها و عقد قرارداد با مجموعههای آموزشی در مناطق مختلف، زمینه آشنایی دانشآموزان و دانشجویان با مفهوم هوشمصنوعی را فراهم کنیم.
یکی از برنامههای مهم ما این است که هوشمصنوعی را از یک موضوع صرفاً دانشگاهی خارج کنیم و آن را به فضای کسبوکار نیز وارد کنیم تا هم به آموزش دانشجویان کمک کند و هم بتواند در حل مسائل بنگاهها و صنایع مورد استفاده قرار گیرد.
هوشمصنوعی باید به صنعت و کسبوکار کمک کند
در طراحی ساختمان جدید دانشگاه نیز از مشاوران خواستهایم ظرفیتهایی در نظر گرفته شود که بتواند به شکلگیری کسبوکارهای مبتنی بر هوشمصنوعی کمک کند. هدف این است که در شبکه دانشافزایی دانشگاه، کسبوکارهایی شکل بگیرند که بتوانند از هوشمصنوعی در حوزههای مختلف استفاده کنند. در حوزههایی مانند بانکداری و صنعت نیز این موضوع را دنبال میکنیم. در داخل دانشگاه کارگروهی تشکیل دادهایم که با صنایع مادر که با آنها همکاری داریم، بررسی کند هوشمصنوعی چگونه میتواند به بهتر اداره شدن مجموعهها، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری آنها کمک کند. اینها بخشی از اقداماتی است که طی پنج، شش ماه اخیر در حوزه آموزش، ایجاد زیرساخت و ارائه خدمات به جامعه و صنایع آغاز کردهایم.
مشاغل حذف نمیشوند، بلکه جابهجا میشوند
با توجه به نگرانیها درباره حذف برخی مشاغل، نقش دانشگاه در تربیت نیروی انسانی آینده چگونه تعریف میشود؟
قطعاً، برخی مشاغل تحت تأثیر قرار میگیرند. برای مثال، ممکن است یک دفتر در گذشته تعداد زیادی برنامهنویس داشته باشد که کدنویسی میکردند، اما اکنون نرمافزارها و پلتفرمهای هوشمصنوعی میتوانند بخشی از این کار را انجام دهند؛ بنابراین طبیعی است که آن بنگاه دیگر به همان تعداد نیروی انسانی نیاز نداشته باشد. مسئله مهم این است که چه کسی باید برای این افراد شغل جدید ایجاد کند. این بخش، وظیفه حاکمیت است. اما از طرف دیگر، مشاغل الزاماً بهطور کامل حذف نمیشوند، بلکه جابهجا میشوند. ممکن است یک برنامهنویس دیگر صرفاً کدنویس نباشد و وارد حوزه هوشمصنوعی شود و در ایجاد و توسعه پلتفرمهای هوشمصنوعی فعالیت کند؛ بنابراین یکی از وظایف دانشگاه این است که این خلأها را شناسایی کند و نیروی انسانی مورد نیاز جامعه در آینده را تربیت کند.
الگوی سنتی رشتهها و مدارک دانشگاهی در حال تغییر است
به نظر من؛ برخی رشتهها باید به شکل جدی مورد بازنگری قرار گیرند. در دنیا حرکتهای گستردهای در حال شکلگیری است. برای مثال، یک شرکت بزرگ ممکن است نیازهای مشخصی داشته باشد و به این نتیجه برسد که اگر بخواهد نیروی مورد نیاز خود را از دانشگاه جذب کند، برای یک کار مشخص باید سه نفر استخدام کند. بسیاری از بنگاههای بزرگ به این جمعبندی رسیدهاند که خودشان نیروی انسانی مورد نیازشان را جذب کنند و برای آنها دورههای آموزشی برگزار کنند. بنابراین؛ دیگر الزاماً به دنبال فردی با مدرک لیسانس حسابداری، لیسانس فناوری اطلاعات یا حتی لیسانس هوشمصنوعی نیستند، بلکه میگویند نیرویی را میخواهم که بتواند نیاز مشخص بنگاه من را برطرف کند و خودم حاضر هستم او را برای این کار آموزش بدهم.

این انگیزه و کششی که در گذشته نسبت به رشتهها و مدارک و مدارج سنتی وجود داشت، در بسیاری از کشورهای دنیا در حال تغییر است. به نظر من این اتفاق بهتدریج در داخل کشور نیز رخ خواهد داد. البته، اکنون وضعیت اشتغال مناسب نیست و بسیاری از افراد هر شغلی را که پیدا کنند، میپذیرند؛ اما اگر اقتصاد شکل مناسبتری پیدا کند، بنگاههایی که تعداد زیادی نیرو دارند، ممکن است به این سمت بروند که خودشان نیروی انسانی مورد نیاز را تربیت کنند.
در مورد حسابداری نیز به نظر من پارادایم فعلی در آینده به همین شکل نخواهد بود. امروز ممکن است یک نفر چند ماه روی حسابهای یک مجموعه کار کند، اما دور از انتظار نیست که در آینده بسیار نزدیک، حسابها به هوشمصنوعی داده شود و هوش مصنوعی در مدت بسیار کوتاهی گزارش مورد نیاز را ارائه کند. در چنین شرایطی شاید تنها یک نفر باقی بماند که خروجی هوشمصنوعی را کنترل کند و از صحت آن مطمئن شود.
هرچه دادههای بیشتری در اختیار هوشمصنوعی قرار گیرد، این سیستمها نیز حرفهایتر میشوند. حتی ممکن است قوانین را بررسی کنند و بگویند کاری که انجام میدهید با مقررات موجود سازگار نیست و راهکار اصلاح آن را نیز ارائه دهند. یعنی، هوشمصنوعی به سمتی میرود که هم مشکل را تشخیص میدهد و هم راهکار آن را ارائه میکند.
دانشگاه باید پیش از بروز بحران، تغییرات بازار کار را شناسایی کند
به همین دلیل، دانشگاه نمیتواند منتظر بماند تا تحولات اتفاق بیفتد و بعد تصمیم بگیرد. بخش خصوصی نیز باید بتواند خود را با این تحولات هماهنگ کند. اگر بخش خصوصی بتواند پاسخگوی نیازهای جدید باشد، طبیعتاً ممکن است نیرویی که دانشگاه تربیت کرده، دیگر از سوی بازار جذب نشود. بعد از مدتی دانشگاه با این سؤال مواجه میشود که چرا فارغالتحصیل من بیکار است و در نتیجه مجبور میشود به دنبال تغییرات برود. اما در سطح کلان، به اعتقاد من هنوز کسی بهصورت جدی درباره سرعت این تحولات فکر نمیکند. تحولات بسیار سریع است و من تصور میکنم پنج سال دیگر ممکن است در برخی رشتهها دیگر تقاضایی وجود نداشته باشد.
حذف رشتهها در دستور کار نیست؛ بازنگری باید جدی باشد
در کشور ما حذف رشتهها به آن شکلی که در برخی کشورها اتفاق افتاده، چندان مرسوم نیست. برای مثال، در برخی کشورها تعداد زیادی رشته حذف شده است. در بعضی دانشگاههای کشور نیز رشتههایی داریم که متقاضی بسیار کمی دارند؛ گاهی تنها یک یا دو نفر متقاضی وجود دارد و طبیعی است که آن رشتهها در معرض حذف قرار بگیرند. اما دانشگاه صنعتی شریف یک دانشگاه جامع نیست و یک دانشگاه فنی است؛ بنابراین حذف به آن شکل در دستور کار ما نیست، ولی بازنگری بسیار جدی مطرح است.
با توجه به تحولاتی که هوشمصنوعی ایجاد کرده، بازنگری در رشتهها و سرفصلها باید بسیار جدی باشد. موضوعاتی مانند هوشمصنوعی و کوانتوم مطرح هستند و باید مشخص شود در کدام بخش دانشگاه قرار بگیرند، در چه دانشکدههایی ارائه شوند و چه سرفصلهایی داشته باشند. این موضوع هم در وزارت علوم و هم در دانشگاه جدید است. کارهای اولیه برای شناسایی این حوزهها انجام شده و بعد از جانمایی، موضوع باید در شورای دانشگاه و وزارت علوم بررسی شود.
وزارت علوم نیز از این موضوع استقبال میکند و معتقد است اگر دانشگاههایی مانند شریف در برخی دورهها، گرایشها و رشتههای جدید پیشگام شوند، دانشگاههای دیگر نیز میتوانند از این تجربه استفاده کنند. برداشت من این است که در یک سال آینده شاهد تحولات جدی در رشتههای جدید خواهیم بود، اما این تحولات الزاماً به معنای حذف رشتههای موجود نیست.
حتی دروس دارای همپوشانی نیز باید مورد بازنگری قرار گیرند
ادغام نیز در برخی بخشها میتواند جدی باشد. حتی از معاون آموزشی دانشگاه خواستهام دروسی را که در چند دانشکده ارائه میشوند و حدود ۹۰ درصد همپوشانی دارند، شناسایی کنند. ممکن است یک درس در سه دانشکده ارائه شود، در حالی که بخش عمده محتوای آنها یکسان است. میتوان این دروس را به یک درس تبدیل کرد و سپس دروس پیشرفتهتر را برای دانشجویانی که به تخصص بیشتری نیاز دارند، ارائه داد. در این بخش جای تحول بسیار زیادی وجود دارد و معتقدم باید جدیتر روی آن کار کنیم.
ظرفیت دانشگاهها باید با نیاز واقعی کشور هماهنگ شود
بخشی از ظرفیت دانشگاهها در برخی رشتهها خالی مانده است. آیا در این زمینه نیازمند بازنگری در ظرفیتها و آمایش آموزش عالی هستیم؟ اخیراً در جلسهای که درباره اعلام رتبهها و ظرفیت دانشگاهها برگزار شد، بحث افزایش ظرفیت دانشگاههای تابع وزارت علوم نیز مطرح بود.
در بسیاری از رشتهها حتی در دانشگاههای خوب و معتبر، دانشجو وارد نمیشود و صندلی خالی وجود دارد. سؤال این است که یک دانشگاه بر اساس خوابگاه، منابع، فضا، اعضای هیئت علمی، نیاز جامعه و سند آمایش سرزمین، چگونه باید ظرفیت خود را تنظیم کند؟
در حال حاضر، الگوریتمی در وزارت علوم مطرح است که بر اساس تعداد استاد، ظرفیت دانشجو را تعیین میکند؛ اما ممکن است یک دانشگاه فراتر از توان واقعی خود دانشجو بگیرد. این مسئله باید مورد بررسی قرار گیرد، زیرا جمعیت کشور به سمتی میرود که تعداد متقاضیان دوره کارشناسی کاهش پیدا میکند و گرایش به مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر میشود.
باید مشخص شود کشور به چه تعداد فارغالتحصیل از هر رشته نیاز دارد
به نظر من باید عدهای بنشینند و مشخص کنند کشور در رشتههای مختلف و در مناطق مختلف به چه تعداد نیروی انسانی نیاز دارد و متناسب با همان نیاز، دانشجو تربیت کنیم. اینکه امروز رشتههایی مانند حسابداری یا برخی رشتههای دیگر تعداد زیادی فارغالتحصیل بیکار دارند، نشان میدهد که نتوانستهایم عرضه و تقاضا را تنظیم کنیم و برای این افراد متناسب با ظرفیت تربیتشده، شغل ایجاد کنیم. از طرف دیگر، رشتههای جدیدی ایجاد میشوند، اما هنوز این رشتهها در آییننامهها و مقررات دستگاههای مختلف به رسمیت شناخته نشدهاند.
برای مثال، دانشکده انرژی دانشگاه شریف دانشجو تربیت میکند و دانشگاههای فنی دیگر نیز وارد این حوزه شدهاند، اما وقتی آییننامههای مربوط به حوزه انرژی را بررسی میکنید، هنوز مشخص نیست فارغالتحصیل این رشته دقیقاً در چه جایگاهی میتواند فعالیت کند یا چه شرکتی میتواند با حضور این افراد تشکیل دهد؛ بنابراین در کنار ایجاد رشتههای جدید، باید زمینه ایجاد تقاضا برای فارغالتحصیلان آنها نیز فراهم شود.
خلأ سیاستگذاری در تطبیق آموزش عالی با نیاز کشور
به اعتقاد من در سطح کلان با یک خلأ جدی سیاستگذاری مواجه هستیم. گاهی مطرح میشود که تعداد دانشگاهها یا دانشجویان یک حوزه در کشور از برخی کشورهای بزرگ نیز بیشتر است. این مسائل نشان میدهد که باید بهصورت جدی بر اساس تقاضای واقعی کشور برای تربیت نیروی انسانی برنامهریزی کنیم.
نمونه دیگر را میتوان در حوزه پزشکی دید. در این حوزه گاهی با کمبود متخصص در برخی رشتههای حیاتی مواجه هستیم، در حالی که در رشتههای دیگری تعداد متقاضیان بسیار بیشتر است. در گذشته افراد زیادی علاقهمند بودند وارد رشتههایی مانند جراحی قلب شوند یا به سمت برخی تخصصهای پزشکی بروند، اما اکنون ممکن است رشتههای اورژانسی و برخی تخصصهای حیاتی با کمبود نیرو مواجه باشند؛ زیرا فرد ممکن است در بخشهای دیگر درآمد یا شرایط کاری مناسبتری داشته باشد.

این همان برنامهریزی است که باید انجام شود. در برخی حوزهها کشور در آینده با کمبود جدی نیرو مواجه خواهد شد و در برخی حوزهها نیز بدون توجه کافی به نیاز واقعی، نیروی انسانی تربیت میکنیم و منابع ملی را هزینه میکنیم.
آمایش آموزش عالی یک مسئله ملی است
این موضوع فقط وظیفه دانشگاهها نیست. دانشگاه صنعتی شریف نمیتواند به تنهایی درباره نیاز کل کشور تصمیمگیری کند. به اعتقاد من، وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در این زمینه بنشینند و مسئله را بهصورت کلان حل کنند؛ اینکه کشور در سالهای آینده به چه تعداد نیروی انسانی در چه رشتههایی و در کدام مناطق نیاز دارد و دانشگاهها چگونه باید متناسب با این نیاز ظرفیت خود را تنظیم کنند.
اگر این برنامهریزی انجام نشود، ممکن است از یک طرف با کمبود نیروی متخصص در حوزههای حیاتی مواجه باشیم و از طرف دیگر، تعداد زیادی فارغالتحصیل در رشتههایی داشته باشیم که بازار کار متناسب با آنها وجود ندارد.
انتهای پیام/