جادوی کلمات در ویترین روزنامه‌ها؛ از خواندن عمیق تا درک دقیق

روزنامه
کلمات، روح جاری در شریان جامعه‌اند. اگر آنها را درست و مسئولانه بنویسیم و دقیق و انتقادی بخوانیم، امکان گفت‌وگویی عمیق‌تر شکل می‌گیرد و جامعه‌ای آگاه‌تر و بالنده‌تر خواهیم داشت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، فاطمه نوری جهانگرد، مدرس دانشگاه، عضو انجمن سواد رسانه‌ای ایران و مشاور معاون امور رسانه‌ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در یادداشتی به نقش واژه‌ها در روزنامه‌نگاری و ضرورت توجه مخاطبان به لایه‌های پنهان معنا در تیتر‌های رسانه‌ای پرداخته است.

امروز ششم مهرماه، طبق عادت دیرینه سال‌های دور و نزدیک زیستن در فضای رسانه‌ای، مشغول مرور صفحات نخست روزنامه‌ها بودم؛ البته این‌بار در نسخه‌های الکترونیکی. این بار، اما نگاهم از سطح خبر‌ها و تیتر‌های داغ عبور کرد و بر جان‌مایه اصلی حرفه‌مان، یعنی «کلمات»، متوقف شد.

روزگاری که پای درس پیشکسوتان و استادان استخوان‌خُردکرده این حوزه می‌نشستم، همواره یک اصل را آویزه گوشمان می‌کردند: «برای یک خط نوشتن، باید هزار صفحه خواند.» خبرنگار و روزنامه‌نگار حرفه‌ای کسی است که گنجینه‌ای بی‌پایان از واژگان را در صندوقچه ذهن خود انباشته باشد.

همین نگاه باعث شد امروز برخی از کلمات و ترکیب‌های خاص به‌کاررفته در صفحات نخست روزنامه‌ها را کنار هم بگذارم و از منظری متفاوت به آنها نگاه کنم؛ چراکه انتخاب واژه‌ها و نحوه ترکیب آنها می‌تواند نشانه‌ای از عمق نگاه و گستره دانش نویسنده باشد.

ترکیب‌هایی مانند «هندسه بازدارندگی»، «سینمای زیرزمینی»، «دوئل دیپلماسی»، «آگاهی پیش از گرفتاری»، «زنان در دیوارنگاره‌ها کم‌پیدا، در عمق جامعه پرپیدا»، «قفل چین»، «حراج جان در جاده‌ها»، «نبرد تاب‌آوری»، «آرمان‌گرایی غیرواقع‌بینانه»، «مزد دلاری برای چوپان ایرانی»، «نفوذ پس از خروج»، «هنرگردی و گردشگری»، «نمک‌نشناسی استراتژیک» و «اعتماد، سرمایه بی‌صدا»، هرکدام فراتر از چند واژه کنار یکدیگرند و می‌توانند حامل لایه‌هایی از معنا، تصویرسازی و زاویه نگاه باشند.

این ترکیب‌ها را می‌توان از دو منظر بررسی کرد؛ نخست از منظر تولیدکنندگان پیام، یعنی روزنامه‌نگاران و نویسندگان، و دوم از منظر مصرف‌کنندگان پیام، یعنی مخاطبان و مردم.

واژه، سلاح فکر است

وقتی روزنامه‌نگار و خبرنگار به‌جای تکرار کلیشه‌ها از ترکیب‌هایی مانند «هندسه بازدارندگی»، «نبرد تاب‌آوری» یا «نمک‌نشناسی استراتژیک» استفاده می‌کند، موضوع صرفاً به هنرمندی در بازی با کلمات محدود نمی‌شود. پشت چنین انتخاب‌هایی می‌تواند آشنایی با حوزه‌های مختلف دانش، از سیاست و جامعه‌شناسی گرفته تا ادبیات و فرهنگ، و البته مطالعه مستمر و انباشت ذهنی واژگان قرار داشته باشد.

واژه‌گزینی هوشمندانه به ما یادآوری می‌کند که تیترنویسی فقط انتخاب چند کلمه برای جلب توجه نیست؛ بلکه نوعی صورت‌بندی معناست. هر واژه می‌تواند بخشی از واقعیت را برجسته، بخشی را کمرنگ و زاویه‌ای خاص از یک رویداد را پیش چشم مخاطب قرار دهد.

روزنامه‌نگاری که اهل مطالعه عمیق و پژوهش نباشد، در بزنگاه‌های تحلیلی با محدودیت واژگان و ایده مواجه می‌شود. در عصر شتاب‌زده رسانه‌های دیجیتال که خلاصه‌نویسی و سطحی‌خوانی بیش از گذشته رواج یافته است، مطالعه عمیق همچنان یکی از پایه‌های اصلی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای محسوب می‌شود.

رمزگشایی با عینک سواد رسانه‌ای

اما ماجرا فقط به تولید پیام ختم نمی‌شود. همین کلمات برای مخاطب نیز می‌توانند میدانی برای تمرین و سنجش سواد رسانه‌ای باشند.

خواننده‌ای که از مهارت سواد رسانه‌ای برخوردار است، تیتر‌هایی مانند «زنان در دیوارنگاره‌ها کم‌پیدا، در عمق جامعه پرپیدا» یا «اعتماد، سرمایه بی‌صدا» را صرفاً جمله‌هایی موزون و جذاب نمی‌بیند. او تلاش می‌کند بار عاطفی واژه‌ها، زمینه اجتماعی خبر، زاویه دید رسانه و چارچوبی را که خبر در آن روایت شده است، شناسایی کند.

سواد رسانه‌ای یعنی توانایی عبور از سطح واژه‌ها و رسیدن به لایه‌های زیرین معنا.

برای مثال، هنگامی که مخاطب با عبارت «حراج جان در جاده‌ها» مواجه می‌شود، باید از خود بپرسد چرا نویسنده به‌جای عبارت خنثی‌تری مانند «تصادفات جاده‌ای» از واژه «حراج» استفاده کرده است. انتخاب این واژه، بار عاطفی، هشداردهندگی و تصویری تیتر را افزایش می‌دهد و مخاطب را به سمت برداشت خاصی از مسئله هدایت می‌کند.

بنابراین، مخاطب باسواد رسانه‌ای نه‌تنها «چه چیزی گفته شده» را می‌بیند، بلکه به این پرسش نیز توجه می‌کند که «چگونه گفته شده است؟»، «چه واژه‌هایی انتخاب شده‌اند؟» و «این انتخاب چه معنایی را برجسته می‌کند؟»

بازگشت به عمق واژه‌ها

در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی ما را به خلاصه‌خوانی، تیترخوانی و دریافت پیام‌های چندثانیه‌ای عادت داده‌اند، بازگشت به عمق واژه‌ها یک ضرورت است؛ هم برای کسانی که پیام تولید می‌کنند و هم برای کسانی که آن را مصرف می‌کنند.

برای ما که سال‌ها در اتاق خبر زیسته‌ایم، مسیر ماندگاری از کتابخانه‌ها، مطالعه مستمر و پژوهش عمیق می‌گذرد تا دستمان از واژه‌های دقیق و فاخر خالی نماند. برای مردم و مخاطبان نیز مسیر از تقویت سواد رسانه‌ای، پرسشگری و تأمل درباره معنای واژه‌ها و نحوه روایت واقعیت می‌گذرد.

کلمات، روح جاری در شریان جامعه‌اند. اگر آنها را درست و مسئولانه بنویسیم و دقیق و انتقادی بخوانیم، امکان گفت‌وگویی عمیق‌تر شکل می‌گیرد و جامعه‌ای آگاه‌تر و بالنده‌تر خواهیم داشت.

انتهای پیام/

ارسال نظر