سهراب بختیاری‌زاده؛ صادق اما بدون درایت رسانه‌ای/سرمربی استقلال در تله‌ قاطعیتِ بدون قانون

سهراب بختیاری زاده
سهراب بختیاری‌زاده با جسارتش در برابر بازیکن‌سالاری، نفسی تازه در کالبد استقلال دمید و ثابت کرد که هیچ‌کس بزرگتر از تیم نیست اما حالا، این شجاعت در خطر است؛ چرا که بختیاری‌زاده در حال حرکت به سمتی است که در آن، مربی‌سالاری جایگزین نظم قانونی شده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، در شرایط حساس فعلی باشگاه استقلال، به‌ویژه با توجه به بسته بودن پنجره نقل‌وانتقالات، شجاعت در تصمیم‌گیری یکی از حیاتی‌ترین ویژگی‌های یک سرمربی است. سهراب بختیاری‌زاده در اولین گام‌هایش، با اتخاذ موضعی قاطع در برابر رفتار‌های ناپسند برخی بازیکنان (مانند رامین رضاییان) و ایستادگی در برابر «بازیکن‌سالاری»، تحسین بسیاری را برانگیخت اما در تحلیل دقیق‌تر، باید پرسید آیا این مبارزه با بی‌نظمی، در حال تبدیل شدن به یک «مربی‌سالاری» تک‌بعدی نیست؟

جنگ علیه بازیکن‌سالاری، مرز باریکی با لجبازی و تک‌روی دارد.بختیاری‌زاده باید به خاطر داشته باشد که او در مقام سرمربی، در واقع «کارمند» باشگاه استقلال است و هیچ‌کس، حتی سرمربی، از نهاد باشگاه بزرگ‌تر نیست، همان‌طور که هیچ بازیکنی بزرگتر از تیم نیست. 

طبق عرف و قانون فوتبال، وقتی بازیکنی خطایی می‌کند، سرمربی حق دارد او را از تمرینات یا بازی‌ها کنار بگذارد تا تنبیه شود اما این‌که در فضای رسانه‌ای با صراحت اعلام کند «تا من هستم، فلانی در این تیم جایی ندارد»، فراتر از اختیارات مدیریتی یک سرمربی است. چگونه می‌توان بدون در نظر گرفتن «پنجره بسته» و بدون توجه به سرمایه‌های مالی باشگاه که برای برخی بازیکنان مبالغ هنگفتی تا مرز 100 میلیارد تومان هزینه کرده است، چنین تعیین تکلیفی کرد؟ 

در ساختار یک باشگاه حرفه‌ای، نقش «کمیته انضباطی» است برای همین موارد. سرمربی نارضایتی خود را ابراز می‌کند و بازیکن را به کمیته انضباطی ارجاع می‌دهد تا طبق قانون جریمه یا تنبیه شود اما «اخراج ابدی» یا «حکم عدم حضور» توسط سرمربی، نه تنها با قوانین باشگاه‌داری در تضاد است، بلکه با منطق مدیریت منابع انسانی نیز نمی‌سازد. هیچ مربی مطرحی در جهان با روش «حکم اخراج ابدی» با بازیکن‌سالاری مبارزه نکرده است بلکه راهکار، ارجاع بازیکن به باشگاه و کمیته انضباطی است.

سهراب بختیاری‌زاده که خود تجربه سالیان طولانی بازی در استقلال را دارد، باید بداند که نسل جدید بازیکنان با نسل او متفاوت است. روش «تنبیه قهری» و برخورد رودررو، شاید در گذشته جواب می‌داد، اما امروز در دنیای رسانه‌های اجتماعی، این رفتار‌ها به جای آرامش، تنش را بیشتر می‌کند. صداقت کلام، ستون موفقیت است و سهراب در این مورد صادق است، اما صداقت بدون «درایت» و «زمان‌سنجی»، تبدیل به تندی بی‌مورد می‌شود. دانستن اینکه «چه حرفی را، کی و کجا بزنیم»، بخشی از هنر مدیریت است که به نظر می‌رسد بختیاری‌زاده هنوز آن را در اولویت قرار نداده است.

در نهایت، باید هشدار داد که کسانی که امروز هر تصمیم تندی از او را تحسین می‌کنند و «آفرین» می‌گویند، در واقع در حال «دوستی خاله خرسه» در حق او و استقلال هستند. تحسینِ لجبازی به جای تحسینِ انضباط، تنها تیم را به سوی هرج‌ومرجی جدید می‌برد. سهراب باید یاد بگیرد که قاطعیت، در گروی رعایت قوانین باشگاهی و مدیریت صحیحِ روابط انسانی است، نه با حذف تک‌سویه بازیکنان.

انتهای پیام/

ارسال نظر