مردم امکان دفاع از کشور را برای نیروهای مسلح فراهم کردند/ غافلگیری دشمن از قدرت نظامی ایران
«سعدالله زارعی» کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، ضمن اشاره به هوشمندی سومین رهبر انقلاب در برابر بحرانهای سیاسی-امنیتی پیش روی کشور اظهار کرد: برای تحلیل این رفتار هوشمندانه ما بایستی تحولات امنیتی ایران را از ابتدای انقلاب تاکنون مورد ارزیابی قرار دهیم تا بتوانیم براساس آن میزان موفقیت سیاستها و رهبران ایرانی را در این زمینه تشخیص دهیم. وقتی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ما نظامی را تأسیس کردیم که در آغاز یک سلسله مسئولیتهای امنیتی-نظامی را در محیط داخلی و منطقهای برعهده گرفت.
وی در ادامه تأکید کرد: این شرایط در حالی بود که نظام تازه تأسیس شده بود و ساختارهای لازم برای دستیابی به اهداف خود در اختیار نداشت. ما ارتشی داشتیم که براساس یکسری استانداردها پدید آمده بود. بعد انقلاب این ارتش را در حوزه مفاهیم، سیاستها و کارکردها در معرض تغییرات اساسی قرار داد و ارتشی که با بنیانهای خاصی ساخته شده بود برای سازگار شدن با اهداف نظام جدید نیازمند فرصت بود جنگ هشت ساله هم فضای آرامی در اختیار ارتش قرار نداد، زیرا در حالی که ارتش باید باسازی میشد جنگ و پیش از ان شورشهای داخلی اتفاق افتاد.
کارنامه نیروهای مسلح در ۴۸ سال گذشته
کارشناس ارشد مسائل راهبردی افزود: در کنار ارتش نهاد نظامی جدیدی در کشور به نام سپاه به وجود آمد که مانند یک نهال تازه به وجود آمده بود که فاقد تجربه، امکانات لازم و سیاستهای تنظیم شده بود این سپاه تازه متولد شده بلافاصله با پروژههای امنیتی درگیر شد و بعد هم بحث جنگ تحمیلی پیش آمد و سپاه درگیر جنگ و حوادث بعدی شد. حالا ما میخواهیم بعد از ۴۸ سال و تحولاتی که در طول این سالها رخ داده کارنامه این نیروهای مسلح را در طول این سالها بررسی کنیم و به این وسیله بتوانیم عملکرد رهبران در پیشبرد اهداف نظامی-امنیتی را مورد بررسی قرار دهیم.
وی اضافه کرد: در شرایط فعلی ما یک جنگ سنگین را پشت سر گذاشتهایم البته این جنگ هنوز به پایان نرسیده، اما بخش اعظم آن را پشت سر گذاشتهایم. کشور ما بعد از این جنگ از لحاظ حفظ تمامیت ارضی، استقلال، سیاستهای اصولی، قدرت تهاجمی و حفظ مدیریت نظامی در شرایط خوبی به سر میبرد. دشمن هم علی رغم این که با تمام توان با هدف انحلال این ساختار نظامی در این صحنه حاضر شده امروز اعتراف میکند که: «ما قدرت نظامی ایران را به درستی نشناختهایم» این یعنی نیروی نظامی که یک زمانی قدرت برخورد با جریانات تجزیه طلب داخلی را هم نداشت امروز به جایی رسیده است که بزرگترین ابرقدرت نظامی دنیا با تمام قدرت به جنگ آن آمده درخواست آتش بس داده و الان هم در خصوص توانمندیهای نظامی آن زبان به اعتراف گشوده است به نحوی که اکنون به دنبال راهی برای خروج از جنگ است.
قدرت نظامی ایران تحت اشراف رهبر انقلاب است
این استاد دانشگاه همچنین یادآور شد: بنابراین قدرت نظامی ما وضعیت خوبی دارد. این قدرت نظامی تحت اشراف، مدیریت و فرماندهی رهبر انقلاب به عنوان فرمانده کل قوا در سه دوره تاریخی است. مخصوصاً رهبری شهید جنگ ۱۲ روزه را در شرایطی فرماندهی کردند که فرماندهان ارشد به شهادت رسیده بودند و دشمن درصدد ترور رهبر انقلاب بود. یعنی رهبری در یک شرایط دشوار باید نیروهای نظامی را به سمت تحقق اهداف هدایت میکردند.
کارشناس ارشد مسائل راهبردی با اشاره به ویژگیهای مدیریت راهبردی رهبر شهید انقلاب عنوان کرد: به دلیل مدیریت راهبردی رهبر شهید انقلاب کشور در پایان جنگ ۱۲ روزه دچار مشکل اساسی در حوزه امنیتی-نظامی نشد. یعنی نه کشور تجزیه شد، نه استقلال ما تحت تأثیر قرار گرفت و نه رویکردهای نظامی-امنیتی ما تغییر کرد.
در جنگ رمضان جمهوری اسلامی ایران با ۱۱ کشور درگیر بود
این تحلیلگر مسائل راهبردی محور مقاومت ضمن مرور تحولات مربوط به جنگ رمضان بیان کرد: جنگ رمضان در شرایطی آغاز شد که طی آن فرماندهی کل قوا به همراه فرماندهان ارشد با فاصله اندکی از هم به شهادت رسیدند و بعد رهبری ادامه کار را به عهده گرفت که در شرایط امنیتی سخت تری نسبت به امام شهید قرار داشت و جنگ هم با شدت و گستره بیشتر ادامه پیدا کرد. به نحوی که در این شرایط ایران با یازده کشور درگیر بود. این کشورها شامل ابرقدرتی مثل آمریکا تا برخی موجودیتهای منطقهای مثل رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای دیگر منطقه میشدند.
وی اضافه کرد:، اما جنگ رمضان که از نظر زمانی بیش از سه برابر جنگ ۱۲ روزه بود با پیروزی بزرگتری ایران به پایان و آتش بس منتهی گشت و تا امروز مدیریت شده است. امروز هم زبان دنیا در اعتراف به قدرت نظامی ایران باز شده است. اینها نشان دهنده عملکرد خوب نیروی نظامی و سطح بالای هوشمندی فرماندهی کل قوا در این صحنه است مهمترین سند ما خروجی این جنگ است، زیرا بالاخره دشمن آمده بود تا نظام را ساقط کرده، نیروی نظامی ایران را از هم بپاشاند و با شکستن مرزها به وسیله نیروهای مسلح ضدانقلاب، کشور را وارد درگیریهای داخلی کند.
وی ادامه داد: اما امروز علی رغم تمام فشارهای دشمن هیچکدام از این اتفاقات برای کشور نیافتاده و این در حالی است که راهبردهای امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی چه بر اساس قانون اساسی و چه براساس خط مشیهای سیاسی فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی بوده است. این راهبردها توانسته ایران را به یک قدرت بزرگ منطقهای در حوزه امنیتی-نظامی تبدیل کند اینها نشانههایی از موفقیت سیاستها، راهبردها و فرماندهی ایرانی در این مدت است.
مردم امکان دفاع از کشور را برای نیروهای نظامی فراهم کردند
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی-امنیتی یادآور شد: نقش مردم در این زمینه این بود که امکان دفاع از کشور را برای نیروهای نظامی فراهم کردند. زیرا وقتی یک نیروی نظامی در خط مقدم مشغول جنگ است باید پشت صحنه آرامی داشته باشد اگر یک نیروی نظامی با آشوبی در پشت صحنه مواجه باشد هم امید او به ایفای نقش خود کم میشود و هم این که اگر درخصوص امنیت خانواده خود احساس خطر کند طبیعتاً نمیتواند با آرامش بجنگد.
وی همچنین تأکید کرد: نقش مردم در هر دو مقطع جنگ و پس از آتش بس این بود که جلوی دو بحران مهم امنیتی را گرفتند. یکی از نقشههای دشمن این بود که به موازات جنگ خارجی علیه ایران مزدوران خود را در فضای داخلی ایران به صحنه بیاورد و آشوبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه را تکرار کند. دشمنان برای رسیدن به این هدف اقدامات زیادی انجام داده بودند حوادث دی ماه نشان داد که دشمن چه ظرفیتی را از حیث سازماندهی، تجهیز و ارتباطات برای آشوب در ایران فراهم کرده بودند، اما با حضور مردم در میادین این مزدوران جرأت ابراز وجود پیدا نکردند.
سرمایهگذاری دشمن بر روی عناصر مسلح ضدانقلاب
متخصص مسائل غرب آسیا در ادامه عنوان کرد: نقشه دیگر آمریکا استفاده از جریانات مسلحی بود که با کمک اسرائیل، و برخی دولتهای منطقه در محیط مرزی ایران سازماندهی کرده بودند. بخش عمدهای از این نقشه قرار بود در شمال غرب ایران و در منطقه کردستان عراق انجام شود. براساس برخی آمار منتشر شده دشمنان حدود ۵۰۰۰ نفر از نیروهای مسلح ضدانقلاب را تجمیع، آموزش و سازمان دادند تا با شکستن مرز و به آشوب کشیدن استانهای مرزی بخش زیادی از انرژی نیروهای نظامی ایران را صرف کنترل اینها کنند، اما حضور مردم در صحنه و عقیم ماندن حرکت نیروهای آشوب طلب در برابر مردم امکان تحرک را نیروهای مسلح ضدانقلاب سلب کرد؛ بنابراین مردم عملا دو ضلع اساسی طرح آمریکا را خنثی کردند.
دشمن در حال بررسی نقاط ضعف خود و نقاط قوت ایران است
زارعی در پایان خاطرنشان کرد: راهبرد اصلی دشمن در مواجه با ایران اسلامی که شامل انهدام نظامی-سیاسی و تجزیه کشور بزرگ ایران است از دستور کار خارج نشده، اما نباید فراموش کرد که دشمن عملیاتی را انجام داده و در حال ارزیابی نقاط ضعف خود و نقاط قوت ایران در این جنگ است.
وی افزود: به نظر من تا زمانی که آمریکاییها برای غلبه بر ضعف خود و نقاط قوت ایران راهی پیدا نکنند جنگ جدیدی راه نمیاندازند. اما جنگ جدید حتماً راه خواهد افتاد، اما با عبور دشمن از این دو مانع ضمن این که نباید این نکته را از یاد برد که به میزانی که بین جنگ رمضان و جنگ بعدی فاصله بیافتد ایران هم فرصت دارد نقاط قوت و ضعف خود و دشمن را شناسایی کند تا با وارد کردن ضربات غافلگیر کننده طراحی دشمن را دوباره برهم زند. البته من احتمال وقوع جنگ جدید را جدی میدانم در عین این که امکان پیروزی ایران را هم در این جنگ احتمالی بسیار جدی میبینم.
انتهای پیام/