«خادمالرضا (ع)»؛ روایت فرزند وزیر شهید اطلاعات از ارادت پدرش به امام هشتم (ع)
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سید محمدرضا خطیب، فرزند شهید حجتالاسلاموالمسلمین سیداسماعیل خطیب، در یادداشتی از پیوند روحی پدرش با حضرت امام رضا (ع)، خدمت بیادعا در آستان قدس رضوی و اشتیاق او برای دفن در جوار بارگاه منور رضوی روایت کرده است.
سید محمدرضا خطیب، فرزند وزیر شهید اطلاعات، در یادداشتی برای خبرگرازی آنا نوشت:
بهطور کلی، ایشان رابطه روحی بسیار خاصی با امام رضا (ع) داشتند؛ بهویژه از سال ۱۳۹۸ که عضو هیئت امنای آستان قدس رضوی شدند و مسئولیتهایی را در این آستان مقدس برعهده گرفتند. این رابطه در سالهای اخیر بهگونهای بود که گویی با امام رضا (ع) زندگی میکردند و حضرت را حی و حاضر میدیدند.
هیچ عنوانی؛ از وزیر و وکیل و… برای ایشان مهم نبود، مگر عنوان «خادمالرضا (ع)». به بنده نیز میفرمودند: «من خادمالرضا هستم و باید در حرم امام رضا (ع) دفن شوم.»
ما، فرزندان ایشان، در قم و تهران ساکن هستیم و با رفتن ایشان به مشهد مخالف بودیم؛ اما میفرمودند: «چه چیزی بهتر از اینکه صبح تا شب در حرم باشی؟»
ایشان نقل میکردند که در جوانی قصد سفر چندروزه به مشهد را داشتند، اما وقتی دیدند هزینه آن را ندارند، منصرف شدند. در عالم رؤیا دیدند که به مشهد مشرف شدهاند و در دستانشان به اندازه چند روز، برگه دعوتنامه مهمانسرای تبرکی حضرت رضا (ع) وجود دارد. متوجه شدند که مقصود امام رضا (ع) این است که به مشهد مشرف شوند و نگران هزینه سفر نباشند.
اشتیاق همیشگی به زیارت و خدمت در آستان
خیلی مشتاق زیارت مشهد بودند و در هر فرصتی این زیارت را از دست نمیدادند. ما و پرسنل خود را نیز به زیارت تشویق میکردند. در ایام وزارت، هنگامی که به مشهد مشرف میشدند، تا حد امکان به نیروهای حفاظت خود میفرمودند که همراه خانواده برای زیارت بیایند. تلاش زیادی هم داشتند تا سفر زیارتی مشهد برای پرسنل تسهیل شود.
از سال ۱۳۹۸ اطرافیان این ایام میگفتند، خدمات خالصانه فراوانی برای آستان قدس رضوی انجام دادند و از هیچ کاری که در توانشان بود، دریغ نمیکردند. ایشان تا سال ۱۴۰۰ مسئول حراست آستان قدس و دستیار ویژه تولیت محترم آستان بودند؛ اما عنوان کاری، اتاق، جایگاه و تشریفاتی و… اصلاً برایشان اهمیت نداشت و یک مکان اداری ساده نزدیک به روضه مونوره را انتخاب کردند. هر خدمتی که در هر زمینهای از عهدهشان برمیآمد، انجام میدادند.
بعدها گوشهای از خدمات ایشان برای ما نقل شد؛ ذکر خدمات شهید خطیب به آستان، خود حدیث مفصلی است.
سال ۱۳۹۹ در مراسم غبارروبی ضریح مطهر امام رضا (ع) شرکت داشتند. مسئول دفتر ایشان، عکس غبارروبی داخل ضریح را خدمتشان برد و انتظار تشویق داشت؛ اما شهید خطیب تا عکس را دیده بودند، فرمودهاند: «چرا پول آستان را خرج این چیزها میکنید؟!»
یکی از دوستان ایشان میگفت یکی از نهادهای دولتی در حق آستان ظلمی کرده بود و حاجآقا با مسئول مربوطه چنان تند و عصبانی برخورد کردند که هیچگاه ایشان را در آن حالت ندیده بودم. نسبت به امام رضا (ع) و اموال آستان قدس، غیرت بسیاری داشتند.
دفتر کار ایشان در یکی از صحنهای حرم مطهر بود. به احترام حضرت (ع) و آن مکان مقدس، با وجود جراحات جانبازی، هرگز روی تخت استراحت نمیکردند و بر روی زمین مختصر استراحت میکنند. همچنین همواره مقداری تبرکی از آستان قدس تهیه میکردند و بهعنوان هدیه به اقوام و آشنایان میدادند.
«حکم تبعید است، هر جایی به غیر از مشهدت»
ایشان اصلاً مایل نبودند مشهد و آستان قدس را رها کنند و به تهران بیایند تا مسئولیت وزارت را بپذیرند. صرفاً به دلیل تمایل رهبر معظم انقلاب، این مسئولیت را قبول کردند.
ایشان میفرمودند: «شبی در مشهد بسیار دلم گرفته بود و با تضرع و اندوه، خدمت امام رضا (ع) عرض کردم: آقاجان! ما را نخواستی و از آستانت بیرونمان کردی. همان شب خوابی دیدم که عالمی آن را چنین تعبیر کرد: “تو هر جا باشی، خادم امام رضا (ع) هستی. ”»
تا مدتها بعد از آن، تصویر صفحه گوشی ایشان، عکس گنبد مطهر امام رضا (ع) بود که روی آن نوشته شده بود: «حکم تبعید است، هر جایی به غیر از مشهدت.»
حتی پس از پذیرش مسئولیت وزارت نیز پرچم آستان قدس در اتاقشان بود و چند ساعت از هفته را به وظایف خود در قبال آستان قدس رضوی اختصاص میدادند. تولیت محترم آستان قدس رضوی، حضرت آیتالله مروی، میفرمودند گاهی به جای آنکه ما امور را از ایشان پیگیری کنیم، ایشان با ما تماس میگرفتند و امور را دنبال میکردند. اگر آستان با دیگر وزرای دولت کاری داشت، برای تسریع و بهبود روند امور رایزنی میکردند.
سالهای نخست وزارت، برای انجام و پیگیری امور مربوط به آستان قدس، سفرهای زیادی به مشهد مقدس داشتند؛ بهگونهای که یکی از محافظان ایشان به بنده گفت: «من به اندازه تمام عمرم، این یکی دو سال مشهد رفتم.»
در اواخر، با سختتر شدن مسائل امنیتی، سفرهای ایشان بسیار محدود شده بود. پس از مدتها که به مشهد رفتند، با یکی از مسئولان آستان تماس گرفتند تا پروندهای مربوط به آستان قدس را پیگیری کنند. آن شخص به حاجآقا گفته بود: «حاجآقا! بعد از مدتها آمدهای مشهد؛ برو اول یک دل سیر زیارت کن.» شهید خطیب پاسخ داده بودند: «وظیفه اول من خدمت به امام رضا (ع) است؛ بیا اول این پرونده را بررسی کنیم.»
نقل شده است که در آخرین زیارتشان از حرم مطهر امام رضا (ع)، همه بخشهایی را که پیشتر در آنها زیارت کرده بودند، دوباره زیارت کردند.
آرام گرفتن در جوار امام مهربانیها
پس از شهادت ایشان، هیئتی از ما دعوت کرد تا در مراسمی که به یاد این شهید برگزار میشد، شرکت کنم. اتفاقاً آن جلسه هیئت، مربوط به ذکر مصیبت امام رضا (ع) بود.
البته امام رضا (ع) هزاران برابر، بلکه بسیار بیشتر، خدمت خالصانه خادمان خود را با رأفت پاسخ خواهد داد و بیش از لیاقت ما جبران و جزا خواهد داد. یقیناً عزت و کرامت این شهید، به لطف و عنایت امام رضا (ع) است.
رسیدن ایشان، همسر و دخترشان به مقام شهادت، با امضا و تأیید امام رضا (ع) بوده است. پیکر مطهر هر سه عزیز را امام رضا (ع) در آغوش خود، در حرم مطهر و در موقعیتی بسیار خوب در دارالحجه، روبهروی پنجره فولاد، جای داد.
ابوی شهید ما انگشتر عقیقی داشتند که میفرمودند: «پنجاه سال است که این انگشتر با من بوده و در تمام نمازها و زیارتها همراهم بوده است؛ این انگشتر را در کفن من قرار دهید.»، اما ایشان بهگونهای به شهادت رسیدند که انگشتر پیدا نشد. انگشتر و دیگر امور مربوط به کفن و دفن را نیز خود امام رضا (ع) عنایت کرد و آستان قدس آنها را به ما هدیه داد.
انتهای پیام/