«پیمان محمد (ص)» و گذار از نظم وستفالیایی؛ پروژه‌ای برای امت‌سازی به جای ائتلاف دولت‌ها

فلسطین
فارسیان، حقوقدان و پژوهشگر ژئوپلیتیک جهان اسلام، تحولات اخیر غرب آسیا را نه یک منازعه نظامی، بلکه «زلزلۀ معرفتی» در بنیاد‌های نظم منطقه‌ای می‌داند و با صورتبندی تقابل «پیمان ابراهیم» و «پیمان محمد (ص)»، از گذار به عصری سخن می‌گوید که در آن ملت‌های فراسرزمینی، جایگزین دولت‌های وستفالیایی به‌عنوان کنشگران اصلی سیاست می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری آنا، محمدرضا فارسیان، پژوهشگر ژئوپلیتیک جهان اسلام و استاد دانشگاه، در تحلیلی از تحولات اخیر غرب آسیا تأکید کرده است که آنچه در چند ماه اخیر رخ داده، صرفاً یک منازعه نظامی یا وقفه در آن نیست، بلکه «زلزله‌ای معرفتی در بنیاد‌های نظم منطقه‌ای» محسوب می‌شود.

 به گفته وی، ما شاهد گذار از دورانی هستیم که «دولت-ملت‌های وستفالیایی» یگانه کنشگران عرصه سیاست بودند و اکنون در آستانۀ عصری قرار گرفته‌ایم که «ملت‌های فراسرزمینی» با تکیه بر حافظه تاریخی و اشتراکات تمدنی، به‌عنوان بازیگران نوپدیدی ظهور کرده‌اند که نظم موجود را به چالش می‌کشند.

فارسیان در تحلیل تطبیقی خود، تقابل دو پروژه را اینگونه صورتبندی می‌کند: در یک سو، «پیمان ابراهیم» که زاییدۀ نگاه امنیتی غرب و رژیم صهیونیستی است و بر پایۀ «ائتلاف سران دولت‌ها» و منافع مقطعی امنیتی-اقتصادی بنا نهاده شده؛ این پیمان، قدرت را صرفاً در توان نظامی و پشت میز‌های مذاکره جست‌و‌جو می‌کند و از سنخ معاهدات کاغذی سنتی است که به باور وی، سرنوشتی چونان پیمان‌های استعماری پیشین خواهد داشت.

از سوی دیگر وی «پیمان محمد (ص)» را به‌مثابۀ یک «پروژۀ تمدنی تمام‌عیار» تعریف می‌کند که نه در اتاق‌های بسته، بلکه در متن زیست‌جهان توده‌ها جریان دارد و از نظریه‌پردازی صرف عبور کرده و به دنبال مهندسی «عاملیت جمعی» در سطح امت‌ها است.

از منظر این استاد دانشگاه، مهم‌ترین وجه تمایز این دو رویکرد، نه در ابزارها، که در «منبع قدرت» و «هستی‌شناسی نظم» است. پیمان ابراهیم به دنبال بازتولید «نظم سلطه» با چهره‌ای جدید است؛ اما پیمان محمد (ص) در پی «امت‌سازی توده‌محور» برآمده و بر سه رکن اساسی استوار است: نخست، اتصال شبکۀ افکار عمومی از طریق گفتمان مقاومت و عدالت؛ دوم، پیوند زنجیرۀ ارزش اقتصادی میان کشور‌های اسلامی برای مصون‌سازی در برابر تحریم و فشار؛ و سوم، همبستگی نخبگان علمی و فرهنگی برای بازتعریف هویت و تمدن اسلامی در عصر پساغرب.

فارسیان با تأکید بر اینکه دیپلماسی دولت‌محور ذاتاً با «بازی با حاصل‌جمع صفر» سر و کار دارد، خاطرنشان کرد که الگوی امت‌سازی مبتنی بر میثاق تمدنی، به دنبال «بازی با حاصل‌جمع مثبت» است؛ جایی که همگرایی ملت‌ها، خود به‌منزلۀ بازدارنده‌ای راهبردی عمل می‌کند که نه تنها از مرز‌های سیاسی، که از کیان فرهنگی و هوشمندی اقتصادی جهان اسلام حراست می‌نماید. وی دوران «پیمان‌های بوروکراتیک» را رو به افول دانسته و بر طلوع عصر «میثاق‌های وجدانی» و اراده‌های جمعی اصرار می‌ورزد.

این پژوهشگر در پایان تصریح کرد از نگاه وی، «پیمان محمد (ص)» نه یک قرارداد عادی، که یک «پارادایم وجودی» برای بازآفرینی نظم منطقه است؛ پارادایمی که در واکنش به ناکارآمدی نظم لیبرال غربی و بحران مشروعیت حکمرانی تحمیلی، به دنبال مشروعیت‌زدایی از هندسۀ قدرت موجود و مشروعیت‌بخشی به هندسۀ نوینی است که ستون آن، نه منافع دولتی متزلزل، بلکه «ارادۀ ملی ملت‌های مسلمان» در تعیین سرنوشت خویش است. به تعبیر دکتر فارسیان، آینده از آنِ نظمی است که از کف خیابان‌ها و از عمق تاریخ تمدنی برآید، نه آنچه بر کاغذ معاهدات دولتی نقش بسته است؛ و «پیمان محمد (ص)» دقیقاً همان افق تمدنی است که می‌تواند این گذار سترگ را هدایت نماید.

انتهای پیام/

ارسال نظر