در گفتگو با آنا مطرح شد

«اهل ایران» به‌جای قهرمان‌سازی، واقعیت انسان در جنگ را روایت می‌کند

خداوردیان
بازیگر سریال «اهل ایران» با اشاره به تفاوت این مجموعه با آثار کلیشه‌ای جنگی گفت: «اهل ایران» جنگ را در مرکز روایت قرار نمی‌دهد، بلکه انسان را در مرکز می‌نشاند؛ آدم‌هایی که می‌ترسند، اشتباه می‌کنند، شوخی می‌کنند و در لحظه بحران ناگهان با لایه‌های پنهان شخصیت خود مواجه می‌شوند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، سریال «اهل ایران» با طراحی و هدایت کلی محمدحسین مهدویان، روایتی متفاوت از مواجهه مردم عادی با جنگ و بحران ارائه می‌دهد؛ مجموعه‌ای که به‌جای تمرکز صرف بر میدان نبرد و وقایع نظامی، تلاش دارد تأثیر جنگ بر زندگی روزمره، روابط انسانی، ترس‌ها، انتخاب‌ها و واکنش‌های آدم‌هایی را روایت کند که ناگهان در موقعیتی قرار می‌گیرند که هیچ آمادگی قبلی برای آن نداشته‌اند.

در این مجموعه، روایت جنگ از زاویه انسان‌هایی دنبال می‌شود که الزاماً قهرمانان شناخته‌شده یا شخصیت‌های نظامی نیستند؛ بلکه افرادی معمولی هستند که بحران، لایه‌های تازه‌ای از وجودشان را آشکار می‌کند. یکی از این روایت‌ها در اپیزود «شانه‌ها» شکل می‌گیرد؛ اپیزودی که با فضایی روزمره و حتی طنزآلود آغاز می‌شود و به‌تدریج با ورود جنگ و بحران، لحن و جهان شخصیت‌ها را دگرگون می‌کند.

عباس خداوردیان، بازیگر این اپیزود، در این مجموعه ایفاگر نقش «ناصر» است؛ جوانی شوخ‌طبع که در ابتدا چندان جدی به نظر نمی‌رسد، اما با ورود ناگهانی به فضای بحران، لایه‌های پنهان شخصیتش آشکار می‌شود. خداوردیان پیش از این نیز در سریال «صفر بیست و چهار» تجربه بازی در یک روایت مرتبط با جنگ را داشته و این بار در «اهل ایران» از زاویه‌ای متفاوت به تجربه انسان در شرایط بحران نزدیک شده است.

خداوردیان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا،  درباره همکاری با تیم «اهل ایران» و حضور در پروژه‌ای که طراحی و هدایت کلی آن بر عهده محمدحسین مهدویان بوده است گفت:  این تجربه را از نظر حرفه‌ای و انسانی متفاوت بود.  حضور در چنین پروژه‌ای از همان ابتدا این انتظار را ایجاد می‌کند که مخاطب با روایتی دقیق، انسانی و جزئی‌نگر مواجه شود. یکی از ویژگی‌های مهم نگاه مهدویان این است که جنگ را نه از زاویه شعار، بلکه از منظر زندگی آدم‌های معمولی می‌بیند؛ رویکردی که بازیگر را ناچار می‌کند به لایه‌های عمیق‌تر شخصیت فکر کند؛ به ترس‌ها، تردیدها، واکنش‌های غریزی و لحظاتی که یک انسان در آنها می‌شکند یا ساخته می‌شود.

این بازیگر  فضای حاکم بر «اهل ایران» را نیز نتیجه همین نگاه دانست و افزود: تیم کارگردانی، به‌ویژه محمد اسفندیاری، فضایی حرفه‌ای و در عین حال احساسی ایجاد کرده بودند؛ فضایی که در آن همه‌چیز با دقت طراحی شده بود، اما به بازیگر اجازه داده می‌شد لحظه‌ها را زنده نگه دارد و به جای اجرای واکنش‌های از پیش ساخته‌شده، به احساس واقعی موقعیت دست پیدا کند.

«اهل ایران» به‌جای قهرمان‌سازی، واقعیت انسان در جنگ را روایت می‌کند/ بامداد یکشنبه

وی عنوان کرد:  تمرکز بر انسان به جای حادثه، آزادی کنترل‌شده در بازی، هماهنگی عوامل پشت صحنه و توجه به جزئیات رفتاری شخصیت‌ها را از ویژگی‌های مهم این تجربه دانست و گفت از نحوه حرف زدن ناصر و شوخی‌هایش گرفته تا ترس‌ها و لحظه تغییر او، همه جزئیات با دقت مورد توجه قرار گرفته بود. به اعتقاد این بازیگر، حضور در «اهل ایران» تنها یک پروژه کاری نبود، بلکه تجربه‌ای عمیق بود که نگاه او را نسبت به مفهوم جنگ و تأثیر آن بر زندگی آدم‌های معمولی تغییر داد.

وی درباره دشواری حفظ تغییر لحن در اپیزود «شانه‌ها» نیز گفت: ساختار این اپیزود اساساً بر تضاد میان یک فضای سبک، روزمره و حتی طنزآلود با سقوط ناگهانی به دل بحران بنا شده است. به گفته خداوردیان، مهم‌ترین مسئله برای او این بود که این تغییر، مصنوعی و ناگهانی به نظر نرسد.  برای رسیدن به این هدف، ابتدا تلاش کردم دو لایه شخصیت ناصر را به‌درستی بشناسم. ناصر فردی شوخ‌طبع است، اما شوخی‌هایش از بی‌خیالی ناشی نمی‌شود؛ بلکه راهی برای سبک کردن فشار زندگی است. همین شناخت باعث شد وقتی بحران از راه می‌رسد، سکوت، ترس و تغییر رفتار او نیز ادامه طبیعی همان شخصیت باشد.

خداوردیان افزود:  که در این مسیر تلاش کردم شوخی‌های ناصر را به شکل تصنعی «بازی» نکنم، بلکه آنها را بخشی از رفتار طبیعی شخصیت قرار دهم تا زمانی که بحران وارد زندگی او می‌شود، سکوت و ترس نیز از همان جهان رفتاری سرچشمه بگیرد.عتماد به ریتم کارگردانی محمد اسفندیاری و تمرکز بر لحظه‌ای را که ناصر متوجه می‌شود دیگر نمی‌تواند پشت شوخی پنهان شود، از عوامل مهم در شکل‌گیری این تغییر بود.

این بازیگر گفت: شرایط فیلمبرداری نیز در انتقال این فضا بی‌تأثیر نبوده است. فیلمبرداری در مرکز شهر، همزمان با تعطیلات نوروز و در شرایطی که بمباران‌های داخل شهری در جریان بود، انجام می‌شد و همین فضای نیمه‌ملتهب پشت صحنه کمک می‌کرد تغییر لحن از فضای طنز به بحران، بدون نیاز به اغراق، باورپذیر شود.

خداوردیان درباره چندلایه بودن شخصیت ناصر نیز عنوان کرد: این ویژگی در فیلمنامه آقای بحرینی به‌درستی طراحی شده بود و تلاش او این بوده که این لایه‌ها نه از طریق یک تغییر ناگهانی، بلکه به شکل تدریجی برای مخاطب آشکار شوند.

«اهل ایران» به‌جای قهرمان‌سازی، واقعیت انسان در جنگ را روایت می‌کند/ بامداد یکشنبه

وی ریشه شوخ‌طبعی ناصر را یکی از کلید‌های شناخت این شخصیت دانست و گفت: شوخی‌های او از بی‌خیالی نمی‌آیند، بلکه حاصل نیاز شخصیت به سبک کردن فشار زندگی هستند. همین مسئله باعث شد لایه دوم شخصیت، یعنی حساسیت و ترس پنهان، از همان ابتدا در بازی وجود داشته باشد؛ حتی اگر مخاطب در لحظات ابتدایی متوجه آن نشود.

این بازیگر گفت: تلاش کردم حتی در صحنه‌های طنزآلود، نوعی انرژی احساسی زیرپوستی در شخصیت حفظ شود؛ لرزشی درونی که در ابتدا شاید دیده نشود، اما با وقوع بحران معنا پیدا کند. از این منظر، ناصر در لحظه بحران به آدم دیگری تبدیل نمی‌شود، بلکه شرایط تازه باعث می‌شود لایه‌ای از وجود او که پیش‌تر پنهان بوده، آشکار شود.

این بازیگر درباره بازسازی فضای روز‌های ابتدایی جنگ نیز بر اهمیت جزئیات انسانی و محیطی تأکید کرد و گفت: در این اپیزود قرار نبوده صرفاً یک صحنه بمباران با استفاده از موشک، بمب یا ساختمان‌های تخریب‌شده بازسازی شود، بلکه هدف اصلی انتقال یک «حال‌وهوا» بوده است؛ حال‌وهوای انسانی که در لحظه آغاز جنگ، مردم را با ترس و بی‌خبری مواجه می‌کند.

او صدا‌ها را یکی از مهم‌ترین عناصر شکل‌گیری این فضا دانست؛ صدای نامنظم آژیر، همهمه مردم، فریاد‌های پراکنده و سکوت‌های ناگهانی که می‌توانند حس «نمی‌دانم چه اتفاقی در حال رخ دادن است» را در مخاطب ایجاد کنند.

خداوردیان همچنین از طراحی نور و رنگ توسط سیاوش مزروعی و محمد اسفندیاری یاد کرد و گفت: نورپردازی به‌گونه‌ای انجام شده بود که فضای روزمره پیش از بحران را از فضای خاکستری و غبارآلود پس از انفجار جدا کند. به اعتقاد او، این تغییرات بصری بدون آنکه مخاطب الزاماً متوجه تکنیک آن شود، او را به‌تدریج وارد فضای بحران می‌کند.رفتار طبیعی مردم نیز از دیگر عناصری بود که به باورپذیری اثر کمک کرد. واکنش‌ها اغراق‌شده نبودند؛ آدم‌هایی دیده می‌شدند که نمی‌دانستند باید بدوند، بایستند، کمک کنند یا فقط به اتفاقی که در حال رخ دادن است خیره بمانند. همین رفتار‌های کوچک، به فضای اثر واقعیت بیشتری بخشیده است.

وی در ادامه، ریتم کارگردانی محمد اسفندیاری را نیز مؤثر دانست و گفت: صحنه‌ها به شکلی تنظیم شده بودند که مخاطب احساس کند اتفاق همین حالا در حال رخ دادن است؛ نه با شتاب و نه با کندی، بلکه با همان سرعتی که یک بحران واقعی وارد زندگی انسان می‌شود.

خداوردیان درباره ضرورت کنترل بازی در آثار مرتبط با جنگ نیز اظهار کرد که از ابتدا تلاش کرده بازی ناصر را روی مرزی میان ترس واقعی، واکنش انسانی و کنترل بازیگری نگه دارد. به اعتقاد او، در روز‌های ابتدایی جنگ، مردم هنوز دقیقاً نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده است؛ بنابراین ترس وجود دارد، اما الزاماً به فریاد و هیجان شدید تبدیل نشده است. همین ابهام، مهم‌ترین عنصر برای کنترل احساسات شخصیت بوده است.

او گفت: به جای بزرگ‌نمایی ترس، تلاش کرده آن را در جزئیاتی مانند مکث، نگاه، لرزش صدا و سکوت نشان دهد؛ عناصری که به باور او گاهی بسیار واقعی‌تر از واکنش‌های اغراق‌شده عمل می‌کنند.

خداوردیان همچنین تأکید کرد که ناصر حتی در لحظه بحران نیز نباید به شخصیتی کاملاً متفاوت تبدیل شود. سپر دفاعی او، یعنی شوخی و بی‌خیالی، در برابر بحران می‌شکند، اما خود شخصیت از بین نمی‌رود. او تلاش کرده این شکستن را آرام و قابل باور نشان دهد و در این مسیر، گفت‌و‌گو با محمد اسفندیاری نیز به پیدا کردن تعادل میان احساسات و واقع‌گرایی کمک کرده است.

این بازیگر درباره تفاوت «اهل ایران» با آثار کلیشه‌ای جنگی نیز گفت:  یکی از تفاوت‌های اساسی این مجموعه آن است که جنگ در مرکز نیست، بلکه انسان در مرکز روایت قرار دارد. در بسیاری از آثار جنگی، داستان حول قهرمان‌ها، عملیات‌ها و صحنه‌های بزرگ می‌چرخد، اما در «اهل ایران» جنگ بیشتر به‌عنوان زمینه‌ای برای قرار گرفتن انسان‌های معمولی در موقعیت بحران عمل می‌کند.

به گفته خداوردیان، شخصیت‌های این مجموعه بیش از آنکه قهرمان‌سازی کنند، واقعیت‌سازی می‌کنند؛ آدم‌هایی خاکستری که می‌ترسند، اشتباه می‌کنند، شوخی می‌کنند، گاهی جا می‌زنند و دوباره بازمی‌گردند. همین صداقت رفتاری است که می‌تواند مخاطب امروز را با آنها همراه کند.

وی زبان و ریتم امروزی مجموعه را نیز یکی دیگر از عوامل ارتباط آن با نسل جدید دانست و گفت: «اهل ایران» تلاش نمی‌کند با شعار یا تاریخ‌نگاری مستقیم، مخاطب را با خود همراه کند، بلکه از زبان و رفتار آدم‌هایی استفاده می‌کند که برای نسل امروز آشنا هستند.

خداوردیان در پایان تأکید کرد که تمرکز «اهل ایران» بر بحران انسانی، جنگ را از یک مفهوم دور و تاریخی به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که خانه، خانواده، روابط، روزمرگی و حتی شوخی‌های آدم‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این بازیگر معتقد است مخاطب امروز، به‌ویژه نسلی که تجربه مستقیمی از جنگ ندارد، با روایت‌های اغراق‌شده ارتباط کمتری برقرار می‌کند و بیش از هر چیز به صداقت نیاز دارد. از نگاه او، «اهل ایران» تلاش کرده به جای بزرگ‌نمایی و قهرمان‌سازی، با تکیه بر جزئیات کوچک و واقعی، اعتماد مخاطب را به دست آورد.

خداوردیان خاطرنشان کرد: در نهایت، مهم‌ترین ویژگی این مجموعه برای او احترام به واقعیت است؛ اینکه به جای «بازی کردن» بحران، آن را درک و تجربه کنیم. به اعتقاد این بازیگر، وقتی بازیگر در لحظه حضور داشته باشد، نیازی به اغراق نیست؛ چرا که خود واقعیت به اندازه کافی قدرتمند است.

انتهای پیام/

ارسال نظر