شعر رضا اسماعیلی تقدیم شهدای مدرسه میناب شد/ گرگِ این قصه تشنۀ خون است

اجرای هنری به یاد دانش‌آموزان شهید مدرسه میناب
رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان همزمان با مراسم تشییع پیکر شهدای شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب، شعری را تقدیم شهدای این مدرسه کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان همزمان با مراسم تشییع پیکر شهدای شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب، شعری را تقدیم به فرشتگان به خون خفته «میناب» که جان دادند و به ایران جانی دوباره بخشیدند، کرد که در ادامه می‌خوانید؛

دخترِ من، فرشته‌ی زیبا!

نوبهارِ همیشه گل پوشم

من برای تو قصه‌ای دارم

جانِ بابا، بیا در آغوشم

من برای تو قصه‌ای دارم

قصۀ نوبهار و باغِ گل

گرچه اکنون نشسته‌ام غمگین

مثلِ پروانه‌ها به داغِ گل

توی این قصه بَرّه و گرگ است

گرگِ این قصه تشنۀ خون است

کوله بارش پُر است از حیله

کینه اش از حساب بیرون است

گرگِ این قصه دل ندارد که

تا بفهمد بهار و گل زیباست

او به دنبالِ جنگ و خونریزی ست

پیشِ او حرف صلحِ بی معناست

گرگِ این قصه آمد و یک شب

حمله ور شد به باغِ گل، میناب

ناگهان خونِ غنچه‌ها را ریخت

شد زمین از گلابِ خون سیراب

از دلِ مادران مینابی

چشمه‌هایی ز اشک و خون جوشید

نه فقط این دیار، یک ایران

جامه‌ی ماتم و عَزا پوشید

من به آیینه می‌خورم سوگند

ماه در چنگِ شب نمی‌ماند

ظلم هرگز نمی‌شود پیروز

حرفِ حق، پُشتِ لب نمی‌ماند

جانِ بابا! برای تو گفتم

قصه‌ای پُر ز غصه، اما سبز

پشتِ شب، چلچراغی از روز است‌

می‌شود باغِ قصه فردا سبز

جانِ بابا، فرشته‌ی زیبا!

پُشتِ این قصه خندۀ روز است

آخرین فصلِ قصه شیرین است

حق به باطل همیشه پیروز است

انتهای پیام/

ارسال نظر