خلیل الحیه چگونه به جانشینی سیاسی نسل شهیدان مقاومت رسید؟
به گزارش خبرگزاری آنا، انتخاب «خلیل اسماعیل ابراهیم الحیه» به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و تشکیلاتی این جنبش به شمار میرود؛ انتخابی که در شرایطی صورت گرفته است که حماس پس از ماهها جنگ در نوار غزه، شهادت بخش مهمی از رهبران سیاسی و نظامی خود و فشارهای گسترده منطقهای و بینالمللی، وارد یکی از حساسترین دورههای حیات خود شده است.
الحیه که طی سالهای گذشته یکی از چهرههای اصلی تصمیمگیری در ساختار سیاسی حماس و مسئول مستقیم پرونده مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا بوده، اکنون در جایگاهی قرار گرفته که پیش از او شخصیتهایی، چون شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز الرنتیسی، خالد مشعل، اسماعیل هنیه و یحیی السنوار در آن نقشآفرینی کرده بودند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند انتخاب الحیه نه یک تغییر مسیر، بلکه نشانهای از تداوم خط سیاسی و امنیتی شکلگرفته در سالهای اخیر در حماس است؛ بهویژه مسیر نزدیک به یحیی السنوار و جریان برخاسته از غزه که تلاش داشت میان ساختار سیاسی و فرماندهی نظامی این جنبش هماهنگی بیشتری ایجاد کند.
زندگی و پیشینه؛ از اردوگاههای غزه تا رهبری حماس
خلیل اسماعیل ابراهیم الحیه که با نام «ابو اسامه» شناخته میشود، در سال ۱۹۶۰ در نوار غزه متولد شد؛ منطقهای که بعدها به مرکز ثقل سیاسی، اجتماعی و نظامی حماس تبدیل شد.
او فعالیت سیاسی خود را از سالهای جوانی در جریان اسلامی فلسطین و تحت تأثیر اندیشههای اخوانالمسلمین آغاز کرد. پس از تأسیس جنبش مقاومت اسلامی حماس در سال ۱۹۸۷ همزمان با آغاز انتفاضه اول فلسطین، الحیه به یکی از نیروهای فعال این جنبش پیوست و به تدریج در ساختارهای سیاسی و سازمانی آن رشد کرد.
الحیه تحصیلات خود را در حوزه علوم اسلامی دنبال کرد. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه اسلامی غزه دریافت کرد، سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه اردن رفت و مدرک کارشناسی ارشد گرفت. وی همچنین دکترای خود را از دانشگاه قرآن کریم و علوم اسلامی سودان دریافت کرد.
پیشینه علمی و دینی او باعث شد در سالهای نخست فعالیتش علاوه بر نقش سیاسی، در حوزههای آموزشی و فرهنگی نیز فعال باشد و در میان بدنه اجتماعی جریان اسلامی فلسطین جایگاه ویژهای پیدا کند.

سالهای زندان و تثبیت جایگاه در حماس
فعالیتهای سیاسی الحیه موجب شد که وی در دهه ۱۹۹۰ توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شود و چندین سال را در زندانهای این رژیم سپری کند.
زندان برای بسیاری از رهبران حماس، نه پایان فعالیت سیاسی، بلکه مرحلهای برای شکلگیری شبکههای ارتباطی و افزایش نفوذ درون جنبش بود. الحیه نیز پس از آزادی، به تدریج در ساختار داخلی حماس ارتقا یافت و به یکی از چهرههای اثرگذار این جنبش در غزه تبدیل شد.
او در سالهای پس از تأسیس تشکیلات خودگردان فلسطین و تحولات سیاسی دهه ۱۹۹۰، نقش بیشتری در فعالیتهای سیاسی حماس ایفا کرد و به یکی از حلقههای ارتباط میان رهبری سیاسی و بدنه اجتماعی جنبش تبدیل شد.
ظهور سیاسی پس از انتخابات ۲۰۰۶
نقطه مهم در مسیر سیاسی خلیل الحیه، انتخابات پارلمانی فلسطین در سال ۲۰۰۶ بود؛ انتخاباتی که در آن فهرست «اصلاح و تغییر» وابسته به حماس توانست پیروزی مهمی به دست آورد.
الحیه به عنوان یکی از اعضای این فهرست وارد شورای قانونگذاری فلسطین شد و پس از پیروزی حماس، به یکی از چهرههای رسانهای و سیاسی شناختهشده این جنبش تبدیل شد.
در سالهای پس از آن، او در کنار شخصیتهایی مانند اسماعیل هنیه، محمود الزهار، خلیل مشعل و دیگر اعضای رهبری سیاسی حماس، نقش مهمی در دفاع از مواضع سیاسی جنبش و مدیریت روابط داخلی فلسطین ایفا کرد.
پس از تحولات سال ۲۰۰۷ و کنترل حماس بر نوار غزه، جایگاه الحیه در ساختار سیاسی جنبش تقویت شد. او به تدریج از یک چهره سیاسی محلی در غزه به یکی از اعضای رهبری عالی حماس تبدیل شد.
چهره نزدیک به یحیی السنوار؛ پیوند سیاست و میدان
یکی از مهمترین ویژگیهای خلیل الحیه، نزدیکی فکری و سیاسی او به یحیی السنوار، رهبر سابق حماس در غزه است.
السنوار که پس از سالها حضور در زندانهای اسرائیل در سال ۲۰۱۱ آزاد شد، به یکی از قدرتمندترین چهرههای حماس تبدیل شد و تلاش کرد ساختار سیاسی این جنبش را بیش از گذشته با فرماندهی نظامی گردانهای عزالدین قسام هماهنگ کند.
الحیه در دوران رهبری السنوار بر حماس در غزه، از نزدیکترین معاونان سیاسی او بود و در بسیاری از تصمیمات راهبردی جنبش نقش داشت.
تحلیلگران معتقدند انتخاب الحیه نشان میدهد جریان نزدیک به غزه و فرماندهان میدانی همچنان نفوذ بالایی در تصمیمگیریهای حماس دارند.
بر اساس برخی گزارشها، پیش از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، السنوار از برخی اعضای دفتر سیاسی خواسته بود برای مدیریت ارتباطات خارجی و پروندههای سیاسی، خارج از غزه حضور داشته باشند. الحیه نیز در میان این افراد قرار داشت.
هرچند گفته میشود طراحی نظامی عملیات هفتم اکتبر در حلقهای محدود از فرماندهان گردانهای قسام انجام شده بود، اما الحیه از جمله شخصیتهایی بود که پس از آغاز جنگ، از این عملیات دفاع کرد و آن را اقدامی برای شکستن محاصره غزه و آزادی اسرای فلسطینی معرفی کرد.

مرد مذاکرات؛ مسئول پرونده آتشبس و تبادل اسرا
پس از آغاز جنگ غزه، نام خلیل الحیه بیش از گذشته در سطح منطقهای و بینالمللی مطرح شد.
او ریاست هیئت مذاکرهکننده حماس در مذاکرات غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی را برعهده داشت؛ مذاکراتی که با میانجیگری قطر، مصر و برخی طرفهای بینالمللی برای دستیابی به آتشبس، تبادل اسرا و ورود کمکهای انسانی انجام شد.
الحیه در بسیاری از نشستها و گفتوگوهای سیاسی، مواضع حماس را ارائه کرد و به یکی از اصلیترین سخنگویان این جنبش در پرونده جنگ تبدیل شد.
البته نقش او در مذاکرات به جنگ اخیر محدود نبود. وی در مذاکرات مربوط به پایان جنگ سال ۲۰۱۴ غزه و همچنین رایزنیهای مرتبط با جنگ «سیف القدس» در سال ۲۰۲۱ نیز حضور فعال داشت.
تجربه طولانی او در مذاکرات، اکنون یکی از مهمترین سرمایههای سیاسی وی در دوره جدید رهبری حماس محسوب میشود.
روابط با ایران و محور مقاومت
یکی از شاخصههای مهم در کارنامه سیاسی خلیل الحیه، حمایت از توسعه روابط حماس با جمهوری اسلامی ایران و گروههای همسو در منطقه است.
الحیه از جمله رهبران حماس بود که پس از بروز اختلافات میان این جنبش و دمشق در پی تحولات سوریه، از بازسازی روابط با تهران و محور مقاومت حمایت کرد.
او در سالهای اخیر در دیدارهای مختلف با مقامات جمهوری اسلامی ایران حضور داشت و بر اهمیت حمایتهای منطقهای از مقاومت فلسطین تأکید کرده است.
همچنین در سال ۲۰۲۲، ریاست هیئت حماس در سفر به دمشق برای احیای روابط با دولت سوریه را برعهده داشت؛ اقدامی که بخشی از تلاش این جنبش برای بازسازی روابط منطقهای پس از چند سال اختلاف بود.
به همین دلیل، برخی کارشناسان انتخاب الحیه را نشانهای از ادامه سیاست حماس در حفظ روابط راهبردی با ایران، حزبالله لبنان و جریانهای موسوم به محور مقاومت ارزیابی میکنند.
هدف ترورهای متعدد اسرائیل
خلیل الحیه طی دو دهه گذشته بارها هدف عملیاتهای ترور رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
در سال ۲۰۰۷، جنگندههای اسرائیلی منزل خانواده او در منطقه شجاعیه غزه را هدف قرار دادند که در نتیجه آن شماری از بستگان وی کشته شدند.
در جنگ سال ۲۰۱۴ نیز منزل فرزند ارشد او هدف حمله قرار گرفت و «اسامه الحیه»، پسر وی، به همراه همسر و سه فرزندش به شهادت رسیدند.
پس از آغاز جنگ اخیر غزه نیز تعدادی دیگر از اعضای خانواده او در حملات اسرائیل جان خود را از دست دادند.
در سال ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی در عملیاتی در دوحه قطر تلاش کرد وی را هدف قرار دهد؛ حملهای که به شهادت فرزندش «همام الحیه» و شماری از همراهان او منجر شد. پس از آن نیز یکی دیگر از فرزندان وی به نام «عزام» در حملهای در غزه کشته شد.
این حوادث باعث شد الحیه در میان هواداران حماس به عنوان یکی از رهبرانی شناخته شود که هزینه شخصی سنگینی در مسیر مبارزه سیاسی و نظامی این جنبش پرداخت کرده است.

آزمونهای بزرگ پیش روی رهبر جدید حماس
خلیل الحیه اکنون در شرایطی ریاست دفتر سیاسی حماس را برعهده گرفته که این جنبش با پیچیدهترین بحران تاریخ خود مواجه است.
مهمترین چالشهای پیش روی او عبارتند از:
۱. بازسازی ساختار رهبری حماس
جنگ غزه و عملیاتهای ترور اسرائیل بخش قابل توجهی از رهبران سیاسی و نظامی حماس را از میان برده است. ایجاد هماهنگی میان نسل جدید رهبران، یکی از نخستین مأموریتهای الحیه خواهد بود.
۲. مدیریت مرحله پس از جنگ غزه
آینده سیاسی غزه، نحوه اداره این منطقه و رابطه حماس با دیگر گروههای فلسطینی از مهمترین پروندههای پیش روی او خواهد بود.
۳. مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا
الحیه باید میان فشارهای سیاسی، مطالبات داخلی فلسطینیان و شرایط طرف مقابل در مذاکرات تعادل ایجاد کند.
۴. حفظ روابط منطقهای
ادامه روابط با ایران، حزبالله و دیگر متحدان منطقهای در کنار تلاش برای مدیریت فشارهای بینالمللی، از دیگر چالشهای دوره جدید خواهد بود.
تداوم مسیر السنوار یا آغاز فصل جدید؟
انتخاب خلیل الحیه به ریاست دفتر سیاسی حماس را میتوان بیش از هر چیز نشانه تداوم جریان سیاسی برخاسته از غزه در ساختار رهبری این جنبش دانست.
او شخصیتی است که هم تجربه سیاسی و دیپلماتیک دارد و هم ارتباط نزدیکی با فرماندهان میدانی حماس حفظ کرده است؛ ترکیبی که پس از جنگ غزه برای این جنبش اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
برخلاف برخی تحلیلها که انتظار تغییر رویکرد بنیادین در حماس را داشتند، انتخاب الحیه نشان میدهد این جنبش در شرایط پس از جنگ، به دنبال حفظ انسجام داخلی و ادامه راهبردی است که در سالهای اخیر، بهویژه در دوره یحیی السنوار، شکل گرفته است.
با این حال، ریاست خلیل الحیه در شرایطی آغاز میشود که آینده حماس، جایگاه آن در معادلات فلسطین و نقش آن در نظم جدید منطقهای، بیش از هر زمان دیگری در معرض آزمونی تاریخی قرار دارد.
انتهای پیام/