تشییع رهبر شهید؛ از «رسانه زنده تمدنساز» تا تجلی عقل اشراقی جامعه
به گزارش خبرگزاری آنا، نشست علمی سویههای نظری و معرفتی روایتپردازی از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و با ارائه سیدرضا نقیبالسادات، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مهدی جمشیدی، نویسنده و پژوهشگر مسائل انقلاب برگزار شد.
نقیب السادات: شهادت؛ یک کنش ارتباطی نمادین فراتر از زمان و مکان است

سیدرضا نقیبالسادات، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ارائه با عنوان شهید در مکتب تشیع؛ در چارچوب ارتباطات آیینی با تاکید بر ضرورت مفهومشناسی شهادت در فرهنگ شیعی گفت: شهادت در بستر نظام اعتقادی شیعه صرفاً یک واقعه زیستی که با پایان عمر فرد خاتمه یابد نیست، بلکه یک رخداد معنایی، هویتی و ارتباطی است. حافظه جامعه دینی بهطور مستمر این رویداد تاریخی را بازتولید میکند؛ از این رو میتوان به شهادت به عنوان یک «کنش ارتباطی نمادین» نگاه کرد که فراتر از زمان و مکان حرکت میکند.
ویژگیهای اساسی شهید در اندیشه شیعی
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به پیوند عمیق مفهوم شهادت با نهضت امام حسین (ع) و واقعه عاشورا، چهار ویژگی اساسی را برای شهید برشمرد: شاهد حقیقت بودن یعنی شهادت تنها کشته شدن در راه خدا نیست، بلکه گواهی دادن بر یک حقیقت است. حامل پیام و آگاهی اجتماعی یعنی شهادت آغاز یک پیام و مساوی با آگاهی اجتماعی است. همانطور که شهادت رهبری، جامعه را به این شعور اجتماعی رساند که رهبر انقلاب همواره جلوتر از ملت حرکت کرده است. عنصر هویتساز یعنی بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی ما از طریق مفهوم شهید بازتولید میشود. سرمایه نمادین جامعه دینی یعنی مفاهیمی، چون ایثار، عدالت و مقاومت به واسطه شهید، کارکردی فراتر از یک فرد تاریخی پیدا میکنند.
شهادت به مثابه یک پدیده و متن فرهنگی
نقیبالسادات با نگاهی ارتباطی به این پدیده اظهار داشت: از منظر مطالعات ارتباطی، شهادت یک «متن فرهنگی» حاوی معانی متعدد است که در آن، خودِ شهید مساوی با پیام و شهادت یک کنش ارتباطی است. در این میان، آیینها و یادبودها فرآیند بازتولید معنا هستند؛ همانطور که عزاداریهای محرم معنای عاشورا را زنده نگه میدارند، آیینهای پس از شهادت رهبری نیز باید به عنوان یک آگاهیبخشی مستمر برای تولید شعور اجتماعی دنبال شوند. در این نظام ارتباطی با چهار عنصر «شهید، شهادت، آیینها و جامعه مؤمنان» مواجه هستیم.
نظریه ارتباطات آیینی و کارکردهای تشییع
این استاد دانشگاه با استناد به نظریه «ارتباطات آیینی»، ارتباطات را فرآیندی برای حفظ و بازآفرینی فرهنگ دانست و افزود: این مفهوم در فضای ما با «ارتباطات اسلامی و شیعی» گره میخورد. بر این اساس، آیین تشییع پیکر شهید به عنوان یک آیین ارتباطی، کارکردهایی همچون «معنابخشی»، «هویتسازی»، «انتقال حافظه جمعی و ایجاد همدلی» و «انتقال ارزشها به نسلهای بعدی» را ایفا میکند. این چرخه در نهایت از تولید معنا به آیین تشییع، حافظه جمعی، هویت دینی، انسجام اجتماعی و تداوم فرهنگ شیعی ختم میشود.

ابعاد ۶ گانه و تمدنساز تشییع رهبری
نقیبالسادات با تاکید بر اینکه تشییع پیکر رهبر شهید صرفاً یک مناسک نیست، بلکه یک «رسانه زنده» در سطح ملی و بینالمللی است، ابعاد نظری این رویداد را در ۶ سویه تبیین کرد: بعد آیینی به منزله مناسک، نمادها و برنامهریزیهای حضور مهمانان خارجی. بعد ارتباطی به منزله تمرکز رسانههای جهان بر این رویداد عظیم و پیامرسانی عناصر نمادین نظیر پیکر شهید، پرچم و شعارها. بعد عاطفی به منزله شکلگیری همدلی عمیق و احساس مشترک در جامعه عاطفی شیعه. بعد معرفتی به منزله تولید معرفتی که منجر به آگاهی اجتماعی، بازتفسیر ولایت و بازخوانی تاریخ میشود. بعد هویتی به منزله حل شدن هویت فردی در هویت جمعی و احساس عضویت در یک «امت» و بعد تمدنی به منزله بازتولید فرهنگ مقاومت و ارسال پیامی تمدنی به سراسر جهان.
طراحی «مدل چرخه ارتباطات آیینی شیعه»
وی در پایان با اشاره به طراحی یک ماتریس و نقشه جامع پژوهشی شامل ۲۰ بعد مختلف، خاطرنشان کرد: این سویهها در رأس هرم خود به «تمدنسازی» منجر میشوند که بر مبانی معرفتی و الهیاتی شیعه استوار است. در حوزه رسانه، فرآیندهای بازتولید معنا شامل «روایتسازی، نمادسازی، عاطفهسازی، هویتسازی، مشروعیتبخشی و حافظهسازی» است. هدف از این پژوهش چندماهه، تبیین ابعاد شهادت رهبر عزیز و دستیابی به یک دستگاه فکری تحت عنوان «مدل چرخه ارتباطات آیینی شیعه» است.
جمشیدی: تبیین مکتب رهبر انقلاب؛ از اسطورهشناسی قدسی تا افول غرب و ابرقدرتی ایران

مهدی جمشیدی، نویسنده، پژوهشگر مسائل انقلاب و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نیز در ارائهای با عنوان چگونگی روایت معرفتی از تشییع رهبر شهید، (صورتبندی در چارچوب مفاهیم رهبر شهید) به تبیین پنج مقوله مفهومی و کلیدی در ذهنیت و مکتب رهبر انقلاب پرداخت و ابعاد مختلف جبهه حق و باطل را تشریح کرد.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ذهنیت رهبر انقلاب، مفاهیم کلیدی این مکتب را ذیل پنج مقوله اصلی شامل «اسطوره»، «جبهه حق»، «موقعیت»، «جبهه باطل» و «افق» دستهبندی کرد.
تجلی ولیالله و حقیقت اسطوره در تاریخ معاصر
این پژوهشگر مسائل انقلاب در تشریح اولین مقوله که به «اسطوره، قهرمان و مرد بزرگ تاریخی» اختصاص دارد، به ابعاد گفتاری رهبر شهید اشاره کرد و گفت که او ولیّ، امام، نایب امام معصوم و رهبر شیعیان جهان بود. وی شهادت او را بسیار عظیم خواند و بیان کرد در حالی که دیگران اسطوره میسازند، ما اسطوره را در واقعیت یافتیم؛ چرا که او حقیقتی بود که نشان داد میتوان بر کرسی سیاست نشست، اما مهذب ماند و غباری بر دل و عبایش ننشیند. وی او را یک ولیالله دانست که ولایتش امتداد ولایت رسولالله است و تصریح کرد که او شهید شد و رحلت نکرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه همین مقوله، مسئله اصلی را مقاومت، مشت گرهکرده، عدم بیعت و شهادت دانست و اظهار کرد که امام و رهبری همواره بر قیام لله تأکید داشتهاند. وی امام خمینی را مرد حکمت عملیِ حسینی نامید و یادآور شد که رهبر سوم نیز در بیانیهشان او را یک مجاهد مصلح و نه صرفاً یک متفکر توصیف کردهاند. وی تفاوت سیاست در عالم تجدد را که مبتنی بر عملگرایی و لابیگری برای قدرت است، با این مکتب مقایسه کرد و گفت در اینجا سیاست و مجاهدت با هم جمع شدهاند و او، چون ایستادگی کرد، به شهادت رسید.
جمشیدی همچنین به نقل از رهبر شهید بیان کرد که ایشان به نظرسنجیها اعتنا نمیکردند و معتقد بودند حقیقت جامعه را باید زیر تابوت شهید سلیمانی و در عقل اشراقی و سرخ مردم دید. وی این امر را دست غیبی و قدسی در تقدیر انقلاب دانست و خاطرنشان کرد که رهبری تمام پیامهایشان را به امام زمان (عج) ختم میکردند، در حالی که بیانیه برخی دولتها حتی لفظ اسلام را هم نداشت که این همان سکولاریسم رسمی و تقلیل دفاع به مسائل میهنی است.
بعثت قدسی جامعه و تحقق وحدت ساحات در جبهه حق
این نویسنده در توضیح مقوله دوم تحت عنوان «جبهه حق و جنود الهی»، دو مطلب اساسی را مطرح کرد و گفت مطلب اول شامل بعثت الهی مردم و برآمدن قدسی جامعه در متن تاریخ است.
وی مطلب دوم را نوع جدیدی از بیداری اسلامی و «وحدت ساحات» یا همان عمق راهبردی در منطقه دانست و افزود که رهبر سوم همواره تعبیر امت-ملت را به کار میبرند که نشاندهنده عقبه وسیع منطقهای است. وی به مجاهدتها و فداکاریهای مردم کشمیر، عراق و لبنان اشاره کرد و ابراز داشت در عالم تجدد، اتحادیهها بر اساس منافع مادی شکل میگیرند، اما در امت اسلامی مرزهای سیاسی و قومیت کنار گذاشته شده و این ایستادگی، ساحتهای تاریخ محمدی است؛ همانطور که امام راحل میفرمودند ما ایران و لبنان نداریم.
عالم انقلاب اسلامی؛ عهدی تاریخی و عاشورایی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تبیین مقوله سوم که به «موقعیت، زمینه و بافت» اشاره دارد، دو عنصر را در فرمایشات امام و رهبر شهید برجسته کرد. وی عنصر اول را متولد شدن یک عالم تازه و عهد تاریخی قدسی در برابر عالم تجدد دانست و به نقل از رهبر شهید بیان کرد که ما دیگر ذیل تاریخ غرب و تقیزادههای جدید نیستیم. وی عنصر دوم را عاشورایی بودن این تاریخ خواند و یادآور شد که رهبری از اردیبهشت سال ۷۹ در مصلی فرمودند اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه صلح امام حسن رخ نخواهد داد بلکه حادثه کربلا رخ میدهد.
جمشیدی با اشاره به اینکه رهبری از آن تاریخ به بعد چفیه را از خود جدا نکردند، گفت دو یادگار عمامه سیاه به عنوان نماد تشیع قدسی پیشا انقلاب و چفیه سفید به عنوان تابلوی رشادت دفاع مقدس از ایشان به جا مانده است.
وی تأکید کرد کسی که مذاکره و بیعت میکند چفیه نمیاندازد و رهبری از جوانی دنبال شهادت بودند و سخن خود را نمادین کردند. جمشیدی با استناد به فرموده امام مبنی بر اینکه اگر ایران صد بار با خاک یکسان شود، ارزش ادامه این راه را دارد، از بایکوت شدن صحیفه امام و حرفهای رهبری انتقاد کرد و عامل آن را کوتاهی خودمان دانست.
ماهیت جبهه باطل و ضرورت انتقام سخت
این پژوهشگر در تشریح مقوله چهارم یعنی «جبهه باطل و جنود شیطان»، به نقل از رهبر شهید گفت که دشمن تمام نشده است. وی سه مطلب را در این خصوص تبیین کرد؛ اول اینکه دشمن همان استکبار غرب، فرعون، یزید، سیاست وحشی غرب، شیطان بزرگ و غده سرطانی است که باید شناخته شود. دوم اینکه هدف دشمن سلطه، تسلیم و بلعیدن ایران و تبدیل آن به گاو شیرده است تا جمهوری اسلامی نباشد یا یک جمهوری اسلامی تقلبی با صورتی معمم در رأس آن شکل بگیرد، بنابراین نباید دشمن را تبرئه کرد و آن را سوءتفاهم دانست.
وی مطلب سوم را «انتقام سخت، خونخواهی و قصاص» به عنوان شعار مردم مطرح کرد و هشدار داد اگر از این خون بگذریم، زنجیره ترور ادامه مییابد و شیعه بیحرمت میشود. وی با طرح این سوال که چرا تاریخ پسا امام حسین مختار داشت، اما انقلاب اسلامی نداشته باشد، به ذات استکباری و ناسازگاری دشمن اشاره کرد.
چشمانداز افق؛ پیچ تاریخی و ابرقدرتی تمدن اسلامی
این نویسنده در بخش پایانی سخنان خود به مقوله پنجم یعنی «افق، چشمانداز، امید و فرجام» پرداخت و سه تعبیر از رهبری را نقل کرد. وی تعبیر اول را «پیچ تاریخی و تحول جهانی» و از بین رفتن هژمونی آمریکا دانست و اظهار کرد رهبری فرمودند فتح قله در سایه مقاومت رخ میدهد و نه مذاکره، بنابراین مواضع برخی نهادها و افراد درباره برد-برد پس از رفتن روحانی و ظریف قابل قبول نیست. وی این تحول پیشرو را عظیم توصیف کرد و گفت کاری که پیامبر در ۲۳ سال انجام داد، در روال عادی به ۴۰۰ سال زمان نیاز داشت.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تعبیر دوم را «زوال صهیونیسم و افول آمریکا» یا همان شرقی شدن قدرت نامید و با استناد به کلام آیتالله بهاءالدینی بیان کرد آیندهای برای آمریکا وجود ندارد و این کشور تمام شده است، مگر اینکه با نگه داشتن دلار به آن تنفس مصنوعی داده شود؛ چرا که این یک حماسه حسینی است و نه فقط یک سوگ.
وی تعبیر سوم را «ابرقدرتی ایران و تمدن اسلامی» به عنوان تاریخ تمهیدی انقلاب معرفی کرد و گفت حتی غربیها نیز به ابرقدرتی ایران اذعان دارند. وی به نقل از رهبری خاطرنشان کرد که ملت ایران به شرط مقاومت، روزی را که به جایگاه شایسته خود و مهد تمدن اسلامی برسد خواهد دید.
وی در پایان به آخرین سخنرانی ایشان درباره تناقضهای درونی آمریکا اشاره کرد و گفت در حالی که برخی تفکر کنار آمدن با آمریکا را ترویج میکنند، رهبری معتقدند این کار شدنی نیست و همه چیز به اراده و ارادت بستگی دارد، چرا که در پس این شهادت، ابرقدرتی ایران نهفته است.
انتهای پیام/