گفت‌‌و‌گوی تفصیلی آنا با برادر شهید مالک رحمتی

شهید رحمتی؛ مردی که مرزهای «نمی‌توانم» را در هم شکست/ از ماجرای کلاس تقویتی برای دانش‌آموزان مستضعف تا زیارتی که نیمه‌تمام ماند!

برادر شهید مالک رحمتی ضمن مروری بر ویژگی‌های شخصیتی، تربیتی، اجتماعی و دغدغه‌های این شهید می‌گوید: شهید آقا مالک همواره بر این باور بودند که «کار نشد ندارد». توصیه برادر شهیدم به جوانان عزیز این بود که در تمامی مشکلات خدامحور باشند و تلاش کنند و باور داشته باشند که هر مشکلی با پشتکار و اراده، قابل حل است، مشروط بر آنکه ما خود بخواهیم و گام‌های عملی برداریم.

خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ در سالروز شهادت پرافتخار شهید والامقام مالک رحمتی بار دیگر نگاه‌ها به سیمای مردی روشن‌ضمیر دوخته می‌شود که در کوتاه عمری، چنان درخشید که یاد و نامش تا ابد در دل‌ها ماندگار شد.

شهید مالک رحمتی استاندار فقید آذربایجان‌شرقی نه‌تنها یک مدیر لایق و استاندار پرتلاش، بلکه تجسمی از عالی‌ترین فضایل اخلاقی و سرمشقی بی‌بدیل برای خدمتگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.

شهید رحمتی الگویی بود از آن دسته انسان‌های وارسته‌ای که دنیا و مادیات را در مقایسه با عشق به حق و خدمت به خلق، هیچ می‌شمردند.

شهید مالک مصداق عینی «غلام همت مردان بی‌ادعای خدمتم» بود که ارزش وجودی‌شان در گذر زمان نه‌تنها کاسته نمی‌شود، بلکه چون نگینی درخشان، راهنمای آیندگان خواهد بود.

مرور سیره این شهید عزیز سفری است به ژرفای فضایل انسانی و مدیریتی. از همان دوران کودکی، بذر مهربانی، ادب، احترام به والدین و عشق به اهل بیت علیهم‌السلام در وجودش جوانه زد و در سایه مسجد و تربیت الهی، شجره طیبه‌ای شد که میوه‌های شیرین آن، امروز الهام‌بخش ماست.

تلاش او برای برگزاری کلاس‌های تقویتی برای بچه‌های مستضعف، سازماندهی اردوهای زیارتی و فرهنگی و رسیدگی بی‌وقفه به مشکلات مردم، تنها گوشه‌ای از روح بلند او بود.

حیاتی‌ترین میراث اخلاقی و مدیریتی شهید رحمتی را باید در «خدامحوری» او جستجو کرد.

شهید مالک باور داشت که حضور خداوند در همه حال محسوس است و همین باور، او را به مدیری مسئولیت‌پذیر، متواضع، صبور و عاشق مردم تبدیل کرده بود.

تواضع او در برابر همه، صرف‌نظر از جایگاه اجتماعی‌شان، نشان از درک عمیق او از جایگاه واقعی انسان در پیشگاه حق و خدمت به خلق بود.

شهید مالک رحمتی ثابت کرد که می‌توان در مدت کوتاه مسئولیت، با صداقت، تلاش بی‌وقفه و نفوذ در دل مردم، امید را زنده کرد و گام‌های مؤثری برای پیشرفت برداشت.

پیام شهید مالک رحمتی به نسل جوان، پیام «امید» و «توانستن» است. «کار نشد ندارد»، شعاری بود که او خود به آن زیست و امروز نیز ندای آن از مزارشخصیت الهی‌اش به گوش می‌رسد.

او جوانان را به توکل بر خدا، توسل به ائمه اطهار علیهم‌السلام و تلاش بی‌وقفه برای حل مشکلات فرامی‌خواند.

سالروز شهادت شهید مالک رحمتی فرصتی است مغتنم تا با الهام از سیره نورانی او، آیینه‌های خدمت، ایثار، تواضع و عشق به مردم را در وجود خویش بازتاب دهیم و با الگوگیری از این سردار سرافراز، گامی درراستای تحقق آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و اعتلای ایران عزیز برداریم.

خبرنگار آنا به‌مناسبت سالروز شهادت شهید مالک رحمتی گفت‌وگویی را با مشکات رحمتی برادر بزرگ‌تر شهید مالک ترتیب داده است تا سیره این شهید سرافراز را مرور کرده و ویژگی‌های شخصیتی، تربیتی، اجتماعی و دغدغه‌های شهید مالک رحمتی را مورد مداقه قرار دهد.

گپ و گفت آنا با مشکلات رحمتی برادر بزرگ‌تر شهید مالک استاندار فقید آذربایجان‌شرقی و قائم مقام آستان قدس رضوی در پی می‌آید:

شهید مالک از دوران کودکی بسیار مؤدب، مهربان و خانواده‌مدار بودند

آنا: در آغاز، اگر بخواهید چند جمله برای نسل امروز درباره شهید مالک رحمتی بیان کنید، مهم‌ترین ویژگی شخصیتی ایشان چه بود و از نظر روحی و خلق‌وخو چگونه فردی بودند؟

رحمتی: در حقیقت، آقا مالک از دوران کودکی دارای یکی از ویژگی‌های اساسی و بسیار مهمی بود که بی‌تردید از عوامل بنیادین در شکل‌گیری شخصیت فعلی ایشان به شمار می‌رود؛ آن ویژگی، مهربانی، ادب و رعایت حق پدر و مادر و خانواده بود.

دومین مورد مهم اینکه شهید مالک از همان دوران کودکی، ایشان انسانی بسیار مؤدب، مهربان و خانواده‌مدار بودند و همواره نسبت به والدین و اعضای خانواده، نهایت احترام و توجه را داشتند.

دومین نکته‌ای که می‌توانم به آن اشاره کنم این است که ایشان از همان دوران کودکی اهل مسجد بودند.

با توجه به فضای مذهبی خانواده‌ای که در آن رشد کرده بودند، به‌شدت علاقه‌مند به ائمه اطهار علیهم‌السلام به‌‌خصوص مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام و امام رضا علیه‌السلام بودند.

در فعالیت‌های پایگاه بسیحج هم که حضور پیدا می‌کردند، علاقه فراوانی به تحصیل داشتند. در دوران تحصیل، معمولاً برای بچه‌های پایگاه بسیج و همچنین دانش‌آموزان مدرسه، کلاس‌های تقویتی برگزار می‌کردند.

هنگامی که وارد دوران نوجوانی و سپس جوانی شدند، به‌تدریج فعالیت‌هایشان رشد بیشتری پیدا کرد.

علاوه بر آنکه خودشان برای ادامه تحصیل و ارتقای علمی تلاش می‌کردند، به دستگیری از بچه‌هایی که از طبقه مستضعف محله بودند و نیاز به کمک داشتند نیز اهتمام ویژه داشتند و آنان را هدایت می‌کردند و برای اینگونه از دانش‌آموزان مستضعف کلاس تقویتی برگزار می‌کر‍دند.

شهید مالک رحمتی همچنین اردو‌های زیارتی برگزار می‌کردند و همان‌طور که عرض کردم، علاقه خاصی به امام رضا علیه‌السلام داشتند و بچه‌ها را برای زیارت مشهد همراهی می‌کردند.

در این زمینه حتی خاطره‌ای نیز وجود دارد؛ یک‌بار اردو را مدیریت می‌کردند و در همان اردو علاوه بر مدیریت، آشپزی هم انجام می‌دادند و برای بچه‌ها کلاس‌های اخلاقی برگزار می‌کردند و در مسیر بازگشت به یکی از برادرانشان گفته بودند: «می‌دانید این چهار روز چه گذشت؟ من اصلاً یک دل سیر امام رضا علیه‌السلام را زیارت نکردم.»

یعنی آن‌قدر درگیر رسیدگی به امور اردو و توجه به بچه‌ها و روحیه ایثارگری  بودند که حتی فرصت کافی برای بهره‌مندی شخصی از زیارت پیدا نکرده بودند و این نشان‌دهنده روحیه ایثارگری ایشان بود؛ روحیه‌ای که موجب می‌شد از نیاز‌های شخصی خود بگذرند و به دیگران برسند و نتوانند یک دل سیر زیارت کنند.

همین روحیه خالص و ایثارگرانه موجب شد که در نهایت، ایشان به‌عنوان خادم امام رضا علیه‌السلام و سپس قائم‌مقام آستان قدس رضوی انتخاب شوند.

از دیگر ویژگی‌هایی که می‌توانم درباره ایشان عرض کنم اینکه ایشان بسیار خدامحور بودند. من وقتی به ایشان فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که رابطه ایشان با مردم عاشقانه و صمیمی بود. ایشان مردم را از صمیم قلب دوست داشتند و با تمام وجود در پی رفع مشکلات و حل مسائل آنان بودند و برای خدمت به مردم از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کردند و سر از پا نمی‌شناختند.

نکته مهم دیگر این بود که آةقا مالک در همه کارها به ما نیز توصیه می‌کردند و خودشان نیز عملاً رعایت می‌کردند که حضور خداوند را احساس کنیم.

شهید مالک رحمتی می‌فرمودند: «در هر کاری که انجام می‌دهید، باور داشته باشید که خداوند حاضر و ناظر است و باید با تمام وجود، حضور او را احساس کنید. مطمئناً این مسئله موجب می‌شود کار‌ها نتیجه بهتری داشته باشد.» و خود ایشان واقعاً چنین بودند؛ یعنی در عمل، خدامحور بودند و در رفتار و تصمیماتشان توکل خاصی داشتند.

نکته مهم دیگری که به آن اعتقاد داشتند این بود که انسان برای موفقیت در کار‌ها باید به ائمه اطهار علیهم‌السلام متوسل شود، به‌طوری که توسل‌های ایشان واقعاً زبانزد بود؛ به‌‌خصوص شب‌زنده‌داری‌ها(خواندن نماز شب، قرائت قرآن کریم و دعا و مناجات با خداوند متعال) و شرکت در مراسم و همچنین خلوت‌های معنوی که با خداوند داشتند، بسیار تأثیرگذار بود. 

ما در خانواده، با اینکه در کنار هم راحت و صمیمی بودیم، از این حالات معنوی ایشان متأثر می‌شدیم و این روحیه بر همه ما اثر می‌گذاشت.

اگر بخواهم راز موفقیت ایشان را به‌صورت خلاصه بیان کنم، باید بگویم که مسئولیت‌پذیری، توسل ایشان به ائمه اطهار علیهم‌السلام، خدامحوری و عشق به مردم از عوامل اصلی شکل‌گیری شخصیت ایشان بود.

این ویژگی‌ها موجب شد شخصیتی از آقا مالک شکل بگیرد که هنوز هم پس از گذشت دو سال از آن حادثه، در دل مردم جایگاه ویژه‌ای دارد.

مردم همچنان ایشان را دوست دارند، در مراسم‌ها حضور پیدا می‌کنند و با عشق و ارادت به شهدا ادای احترام می‌کنند و انسان آرزو می‌کند که ان‌شاءالله خداوند توفیق دهد ما نیز در مسیر آنان باشیم.

آنا: بزرگ‌ترین دغدغه یا آرزوی شهید مالک رحمتی برای استان آذربایجان‌شرقی و نیز برای کشور چه بود؛ به طور خاص، ایشان توسعه و پیشرفت را در چه می‌دانستند؟

رحمتی: شهید مالک رحمتی در دعا‌ها و دغدغه‌های فراوان خود، نسبت به هر منطقه و هر موضوعی که با مشکلات مردم همراه بود، حساسیت ویژه‌ای داشتند و دوست داشتند تمام مشکلات حل شود.

برای نمونه، در منطقه خودمان موضوعی وجود داشت که مربوط به یک بزرگراه بود و سال‌ها راکد مانده بود و ایشان بسیار تأکید داشتند که این موضوع هرچه سریع‌تر حل شود.

شهید مالک رحمتی در دعا‌ها و دغدغه‌های فراوان خود، نسبت به هر منطقه و هر موضوعی که با مشکلات مردم همراه بود، حساسیت ویژه‌ای داشتند و دوست داشتند تمام مشکلات حل شود.

حتی شنیده‌ام که از برخی فرمانداران آن شهرستان خواسته بودند هر روز گزارش دهند و گزارش‌ها را برای ایشان ارسال کنند.

شهید مالک تأکید داشتند که پیگیری‌ها باید مستمر باشد و خودشان نیز روزانه موضوع را پیگیری می‌کردند و باور عمیق ایشان این بود که حق مردم این نیست که چنین زندگی‌ای داشته باشند و مسئولان باید عدالت اجتماعی را به‌معنای واقعی برای مردم ایجاد کنند.

ایشان معتقد بودند مردم حق دارند زندگی بهتری داشته باشند و وظیفه مسئولان این است که این زمینه را فراهم کنند.

خودشان نیز حقیقتاً خدمتگزار مردم بودند و مردم این را به‌خوبی می‌دانستند و شهید مالک به مطالعه، درس، توسعه علمی و توسعه اقتصادی بسیار تأکید داشتند و در تمام کار‌های خود، نگاهشان معطوف به پیشرفت بود.

در تمام سازمان‌هایی که حضور پیدا کردند، جدیت ایشان دررابطه با ارتقای عملکرد آن سازمان‌ها کاملاً مشهود بود.

به‌عنوان مثال در دوره‌ای که در سازمان اقتصادی کوثر حضور داشتند، همواره نگاهشان معطوف به توسعه بود و حتی بار‌ها شنیده‌ام که شرکت‌هایی وجود داشتند که در آستانه ورشکستگی بودند، اما با جدیت، تلاش و مدیریت آقا مالک از ورشکستگی خارج شدند و نه‌تنها نجات یافتند، بلکه به سمت رشد و توسعه حرکت کردند.

شهشید مالک رحمتی اعتقاد داشتند که ملت ایران شایسته و مستحق زندگی بسیار بهتر از شرایط موجود است و این ملت نجیب، مؤمن و شریف ایران باید زندگی بهتر، با کیفیت‌تر و شایسته‌تری داشته باشد، از همین رو، ایشان در همه زمینه‌ها بر توسعه و پیشرفت تأکید می‌کردند و برای تحقق آن، با تمام توان تلاش می‌‌کردند.

شهید مالک برای گره‌گشایی از کار مردم سر از پا نمی‌شناخت

آنا: اگر بخواهید در یک جمع‌بندی کوتاه، مهم‌ترین آموزه‌ها و ویژگی‌های شهید مالک رحمتی را برای نسل امروز بیان کنید، چه می‌گویید؟

رحمتی: اگر بخواهم به‌صورت خلاصه عرض کنم، مهم‌ترین ویژگی‌های ایشان عبارت بودند از: مسئولیت‌پذیری، توسل، خدا محوری، عشق به مردم، ادب، مهربانی، رعایت حق خانواده، اهتمام به تحصیل، توجه به محرومان و تلاش برای حل مسائل مردم و پیشرفت کشور.

این ویژگی‌ها از ایشان شخصیتی ساخته بود که نه‌تنها در خانواده، بلکه در جامعه نیز محبوب و اثرگذار بود و یاد و نامشان همچنان در دل مردم زنده است.

آنا: به نظر جنابعالی، حیاتی‌ترین و ماندگارترین میراث اخلاقی و مدیریتی شهید رحمتی که مسئولان امروزِ کشور بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند، چیست؟

رحمتی: سؤال خوبی پرسیدید. امروز که در سالروز شهادت شهدای خدمت قرار داریم، شایسته است به مفهوم «خدمت» عمیق‌تر بیندیشیم.

خدمت‌رسانی در مراتب مختلف تعریف می‌شود؛ برخی آن را صرفاً در انجام وظایف اداری و شغلی در ساعات موظفی می‌بینند. برخی دیگر معتقدند برای خدمت باید فراتر از وظیفه عمل کرد و حتی از اموال شخصی برای گره‌گشایی از کار مردم هزینه کرد، اما در مرتبه بالاتر، کسانی هستند که تمامی اوقات و زندگی خود را وقف خدمت به مردم می‌کنند.

در سطحی والاتر، به مجاهدانی می‌رسیم که برای خدمت به مردم از بذل جان نیز دریغ نمی‌ورزند و حاضرند جانشان را فدا کنند؛ این همان «ایثار واقعی» است و در اینجا بیتی از حافظ به ذهنم متبادر می‌شود که می‌فرماید: «غلام همت رندان بی‌سر و پایم ـ که هر دو کون نیرزد به پیششان یک کاه»، بنابراین انسان‌هایی که دنیا در برابر همت بلندشان به اندازه کاهی ارزش ندارد، اینان وارستگان و عاشقان واقعی حضرت حق هستند که در راه خدمت به مردم، از بذل جان نیز ابایی ندارند.

شهدای خدمت ما ازجمله برادر شهیدم، در مسیر اعتلای کشور و خدمت به مردم، جان خود را تقدیم کردند؛ چراکه عاشقان راستین خداوند بودند و جز به وصال حق نمی‌اندیشیدند و در نهایت به شهادت رسیدند.

آنا: با توجه به اینکه شما اخوی بزرگوار شهید رحمتی هستید، خاطره‌ای ماندگار که در ذهن شما نقش بسته و در زندگی شخصی و کاری خود از آن الهام می‌گیرید، چیست؟

رحمتی: باید عرض کنم که دوران مسئولیت ایشان به‌عنوان استاندار آذربایجان شرقی، حدود چهار ماه بیشتر به طول نینجامید؛ اما در همین مدت کوتاه، اقداماتی انجام دادند که شاید در طول چهار سال نیز محقق نمی‌شد.

ایشان توانستند در دل مردم جای بگیرند و به آن‌ها امید ببخشند و شهید رحمتی ثابت کردند که می‌توان در مدت چهار ماه نیز در دل مردم نفوذ کرد و بذر امید کاشت و این موفقیت، مرهون تواضع و فروتنی ایشان بود.

هرگز ندیدم که ذره‌ای غرور در رفتار ایشان باشد و. هنگامی که با مردم مواجه می‌شدند، چه در برابر شخصیت‌های بلندپایه و چه در برابر یک فرد عادی، با نهایت تواضع، مهربانی و صبر رفتار می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که گویی سال‌هاست این افراد را می‌شناسند.

صبر ایشان در شنیدن درددل مردم واقعاً ستودنی بود و خدا گواه است که ایشان شب‌ها تا ساعت ۱۱ و حتی پس از آن نیز مشغول کار بودند؛ به گونه‌ای که حتی پس از اتمام دیدارهای رسمی به صورت تلفنی پیگیر مشکلات مردم بودند.

من همیشه به این حجم از تعهد و مجاهدت ایشان غبطه می‌خوردم و بی‌تردید تمامی این رفتارها ریشه در خدامحوری ایشان داشت و ایشان می‌دانستند که عمر کوتاه و زمان زودگذر است و همواره تلاش می‌کردند از این فرصت محدود، به نحو احسن برای رضای الهی استفاده کنند.

آنا: توصیه شما به نسل جوان، دانشجویان و کسانی که شهید رحمتی را الگوی خود قرار داده‌اند، چیست؟

رحمتی: شهید آقا مالک همواره بر این باور بودند که «کار نشد ندارد». توصیه برادر شهیدم به جوانان عزیز این است که در تمامی مشکلات همچون ایشان خدامحور باشند، به خداوند توکل کنند، از ائمه اطهار علیهم‌السلام استمداد بطلبند و آن‌ها را واسطه خیر قرار دهند.

باید تلاش کنند و باور داشته باشند که هر مشکلی با پشتکار و اراده، قابل حل است، مشروط بر آنکه ما خود بخواهیم و گام‌های عملی برداریم.

انتهای پیام/

ارسال نظر