پس از ۵۴ سال در کن به نمایش درآمد؛ فریاد یک مستند علیه استعمار فرهنگی هالیوود

مستند «روزی روزگاری در هارلم» که نیم قرن پیش توسط ویلیام گریوز، مستندساز پیشگام آمریکایی، فیلمبرداری شده بود، سرانجام پس از ۵۴ سال در بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره کن به نمایش جهانی درآمد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا به نقل از گاردین، مستند «روزی روزگاری در هارلم» که نیم قرن پیش توسط ویلیام گریوز، مستندساز پیشگام آمریکایی، فیلمبرداری شده بود، سرانجام پس از ۵۴ سال در بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره کن به نمایش جهانی درآمد.

نکته قابل توجه آنکه این فیلم نه توسط گریوز که در سال ۲۰۱۴ درگذشت، بلکه توسط پسرش دیوید و نوهاش لیانی به پایان رسیده است.

ریشه‌های شکل‌گیری مستند؛ خشم از تحریف تصویر سیاه‌پوستان

ویلیام گریوز در سال ۱۹۶۹ از کلیشه‌های نژادپرستانه‌ای که تهیه‌کنندگان سفیدپوست بر پرده سینما‌های آمریکا تحمیل می‌کردند، ابراز خشم کرده و گفته بود: «برای من روشن شد که مگر ما سیاه‌پوستان خودمان دست به تولید محتوا برای سینما و تلویزیون نزنیم، همواره شاهد تحریف "تصویر سیاه" خواهیم بود.»

تنها سه سال بعد، او کار روی مهم‌ترین فیلمنامه‌ای را که تا آن زمان ضبط کرده بود آغاز کرد؛ مستندی که در آن بازماندگان شاخص «رنسانس هارلم» گرد هم می‌آمدند تا درباره جنبشی که نیم قرن پیش بنا نهاده بودند، تأمل کنند.

مهمانی کوکتل در خانه دوک الینگتون؛ قلب تپنده مستند

این مستند حول محور یک مهمانی کوکتل شکل گرفته که گریوز در آگوست ۱۹۷۲ در خانه شهری دوک الینگتون، اسطوره جاز، در هارلم برگزار کرد. هدف او گردآوری صدا‌های هنرمندان، نویسندگان، موسیقی‌دانان و فعالانی بود که آثارشان فرهنگ سیاه‌پوستان آمریکا را در دهه ۱۹۲۰ متحول کرده بود، اما روایت‌هایشان در معرض خطر به حاشیه رانده شدن قرار داشت.

خود دوک الینگتون به دلیل کسالت در مهمانی حضور نداشت، اما خواهرش روث در جمع بود. گریوز هر بازمانده‌ای را که می‌توانست پیدا کرد، دعوت نمود. بسیاری از آنان دهه‌ها بود که یکدیگر را ندیده بودند. مهمانان شامل آرون داگلاس (نقاش)، ریچارد بروس نوگنت (هنرمند و نویسنده)، آنا بونتم (شاعر)، یوبی بلیک و نوبل سیسل (موسیقی‌دانان)، جیمز ون درزی (عکاس) و آیدا می‌کالن بودند.

فضای سیال و گفت‌و‌گو‌های بداهه

دیوید گریوز که در سال ۱۹۷۲ در سن ۲۲ سالگی به عنوان فیلمبردار زیر نظر پدرش در این پروژه کار می‌کرد، در گفت‌و‌گو با گاردین گفت: «از افرادی که در آن جمع بودند و از اهمیت آنان آگاه بودم. پدرم آنها را فوق‌العاده می‌دانست و ما آنجا بودیم تا از آنان ثبت کنیم.»

وی افزود: «چهار دوربین و دو گروه فیلمبرداری در آپارتمان می‌چرخیدند و گفت‌و‌گو‌ها و لحظات کوچک میان آنان را ثبت می‌کردند. پدرم بیشتر اوقات به آنان آزادی می‌داد تا بداهه حرف بزنند؛ فضا بسیار سیال بود.»

برای چهار ساعت، گریوز از آنان فیلم گرفت در حالی که می‌خندیدند، خاطره‌ها را مرور می‌کردند و به بحث می‌نشستند. فیلم حاصل، ریتم خود مهمانی را دنبال می‌کند: احوالپرسی‌های محتاطانه و خاطرات گرم به تدریج جای خود را به بحث‌های داغ درباره سیاست، زبان و میراث فرهنگی می‌دهد.

نقاط قوت فیلم؛ آزادی عمل و امروزی بودن گفت‌و‌گو‌ها

یکی از نقاط قوت این مستند دقیقاً همین آزادی عمل و بی‌تکلفی است. در جایی از فیلم، مهمانان بحث می‌کنند که آیا باید اصطلاح «نگرو» را کنار بگذارند و به جای آن از «آفریقایی-آمریکایی» استفاده کنند. در جای دیگر، درباره مارکوس گاروی، لنگستون هیوز و بازتاب‌های جهانی مبارزات ضداستعماری گفت‌و‌گو می‌کنند. آرون داگلاس درباره جاز تأمل می‌کند و به جمع می‌گوید: «اگر جاز را با دیگر موسیقی‌ها مقایسه کنید، یک انقلاب محسوب می‌شود. اما برای خود ما انقلاب نبود.»

اکران در ساندنس و کن و اکران عمومی در آمریکا

این مستند ۱۰۰ دقیقه‌ای نخستین بار در ژانویه ۲۰۲۶ در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد و سپس در ماه مه همان سال در بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره کن روی پرده رفت. شرکت پخش مستقل «نئون» حقوق پخش این فیلم را خریداری کرده و قرار است در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ آن را در سینما‌های آمریکا اکران کند.

اهمیت تاریخی مستند

«روزی روزگاری در هارلم» نه فقط یک مستند تاریخی، بلکه سندی زنده از یکی از مهم‌ترین جنبش‌های فرهنگی و هنری قرن بیستم در آمریکا یعنی «رنسانس هارلم» (دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰) است.

این فیلم به جای مصاحبه‌های سنتی، فضای صمیمانه و خودمانی یک دورهمی هنری را به تصویر می‌کشد و چهره‌ای انسانی از چهره‌های افسانه‌ای آن دوران ارائه می‌دهد. منتقدان، این فیلم را «رویدادی احساسی و سینمایی» خوانده‌اند که سرانجام پس از نیم قرن انتظار به حق خود رسید.

انتهای پیام/

ارسال نظر