دعا و حضور جمعی در بحرانها ریشه در هویت تاریخی ایرانیان دارد/حضور در میدانها «اضطباعِ جهاد» است
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا؛ با افزایش حضورهای مردمی در تجمعات شبانه، مراسم دعا و قرائت قرآن در نقاط مختلف کشور، این پرسش بیش از پیش مطرح شده است که ریشههای دینی و فرهنگی این نوع همبستگیهای معنوی چیست و چرا در شرایط حساس اجتماعی یا هنگام بروز تهدیدهای خارجی، جامعه به سمت نیایشهای جمعی و حضور میدانی گرایش پیدا میکند. بسیاری از صاحبنظران دینی معتقدند سنت دعا و عبادت جمعی در فرهنگ اسلامی و همچنین در سنت تاریخی ایرانیان، همواره نقشی مهم در تقویت روحیه عمومی، ایجاد همبستگی اجتماعی و افزایش امید در میان مردم داشته است. به همین منظور با حجتالاسلام سیدحسین خادمیان از خطبای تهران گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
دعای جمعی و همبستگی ملی؛ میراث دین و تمدن ایرانی
در شرایطی که جامعه با بحرانها یا تهدیدهای خارجی روبهرو میشود، از نگاه دینی چه عواملی مردم را به تجمعات شبانه، دعا، مناجات و حضور جمعی سوق میدهد؟
ما ملتی هستیم که هم برترین پیشینه دیانتی ـ مذهبی یعنی اسلام و تشیع و کهنترین عقبه ملی و تمدنی یعنی ایرانیت را داریم. دیانت و ملیت اصیل سرمایه غنی و چند ضلعی برای ایرانیان در همه ابعاد و اشکال زندگی است؛ بنابراین وقتی ما به آموزههای دینی مراجعه میکنیم با تعلیم «یدالله مع الجماعه» و اینکه دعا و نیایش به صورت جمعی به اجابت نزدیکتر است و … مواجه میشویم. فقهای بزرگ ما مانند مرحوم صاحب جواهر در کتب فقهی خود در اهمیت دعای جمعی مطالب مهمی را تبیین فرمودهاند.
محدث سترگ حضرت کلینی از امام صادق (ع) نقل میکند که پدرم حضرت مولانا امام باقر (ع) هر وقت میخواست دعا کند همسر و همه فرزندان و نوهها و غلامان و … را جمع و جمعی دعا میکرد، زیرا دعای جماعت مستجاب است.
در این راستا آموزههای ملی و تمدنی ما هم به ما یاد داده است هر وقت اتحاد داشته و جمعی عمل کردهایم پیروز شدهایم. ما در تعالیم دینی عنوانی به نام «نماد وحدت» یا بهتر بگوییم «دعای وحدت» داریم.
شیخ صدوق و دیگر بزرگان امامیه مانند شیخ طوسی در کتاب «المقنع» و «مصباح المتهجد» نقل کردهاند بعد از فتح مکه پیامبر اکرم (ص) نماز ظهر را به جماعت در بیتاللهالحرام در کنار حجرالاسود اقامه کردند، دستهای خود را بالا بردند و سه بار تکبیر گفتند و سپس دعای وحدت را خواندند و توصیه فرمودند بعد از هر نماز واجب این عمل انجام شود و الحمدلله بعد از انقلاب و در زمان جنگ مؤمنان به این مهم مقید بودند و الان کمرنگ شده و باید احیا شود.
«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ إِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لاَ نَعْبُدُ إِلاَّ إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّ آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لاَ یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ شایسته است «دعای وحدت» که تأکید شخص پیامبر اکرم (ص) است در تعقیب همه نمازهای واجب توسط امامان جماعت احیا و در تجمعات شبانه در آغاز و پایان مراسم تلاوت شود و قطعاً همانطور که در جریان هشت سال دفاع مقدس تأثیرش دیده شد، در این دوره هم تأثیر آن نمایان خواهد شد.
نماز جماعت، دعای جمعی و نمایش وحدت در برابر دشمن
وقتی مردم در شبها با قرائت دعا، قرآن یا حضور در میدانها ابراز همراهی میکنند، این رفتار از نظر دینی چه ریشههایی دارد؟
واضح است وقتی ستون دیانت نماز است و دین به شدت بر نماز جماعت تأکید دارد، این یعنی خیر، فایده و تأثیر در جماعت و همبستگی است. پس نماز جمعی، دعای جمعی، جهاد جمعی، انفاق جمعی و … تأثیر شایسته دارد. چرا «فطریه» این همه مؤثر و مهم است؟ زیرا در یک روز خاص و به صورت جمعی این مهم صورت میگیرد و بنده بارها در منابر فطر گفتهام همانطور که ما نماز جماعت داریم، زکات جماعت هم داریم و «فطریه» همان زکات جماعت است و به همین خاطر این همه اثر، ثمر و عظمت دارد.
برخی فقها از آیه ۱۰۲ سوره مبارکه نساء در اهمیت خاص نماز جماعت استفاده کردهاند که «وَ إِذا کُنْتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ…»؛ این آیه مبارکه در اهمیت جماعت عمل کردن و تأثیر شگرف آن در شکستن دشمن دلالت دارد. در جریان چند جنگ پیامبر اکرم (ص) دستور داد آتشهای اضافه روشن کنند تا دشمن توهم کند تعداد جماعت حاضر در میدان و عقبه میدان بسیار زیاد است؛ بنابراین در برابر دشمن باید همبستگی و اتحاد داشت و به صورت جماعت حاضر شد تا برکت و اثر شایسته را داشته باشد. وقتی ما نفرت جمعی خود را در خیابان و میدان به دشمن نشان میدهیم این تجمع سبب قوت قلوب ایرانیان مؤمن و وحشت و یأس دشمنان خبیث ما میشود.
«اضطباع»؛ الگوی حضور میدانی و نمایش اقتدار مسلمانان
حضور در خیابان در سیره معصومان چگونه قابل برداشت است؟
سیره معصومان مالامال از حضور جمعی و اقدام میدانی برای مقابله با دشمن است. یک فرع فقهی مطرح در حج داریم به نام «اضطباع». بنده عرض میکنم امروز ما باید مانند اضطباع در احرام حج، اضطباع در جهاد داشته باشیم. مرحوم علامه سید جعفر مرتضی نقل میکند: در سال هفتم هجری قمری، پیامبر اکرم (ص) با جماعتی از مسلمانان برای انجام عمرة القضاء به مکه مشرف شدند. این واقعه پس از صلح حدیبیه رخ داد.
در طول عمرة القضاء، پیامبر اکرم (ص) به همراه اصحاب خود وارد مسجدالحرام شدند. ایشان با اضطباع، یعنی بیرون گذاشتن شانه و بازوی راست از احرام، نشان دادند که مسلمانان نه تنها ضعیف نیستند، بلکه از قدرت و توانایی بالایی برخوردارند. این عمل بهگونهای انجام شد که مشرکان مکه که در آن زمان در اطراف کعبه حضور داشتند، شاهد این نمایش قدرت بودند. پیامبر با این اقدام، اصحاب خود را نیز به انجام همین عمل تشویق کردند و آنها نیز از ایشان پیروی کردند.
«اضطباع» در این واقعه نه تنها یک عمل عبادی بود، بلکه پیامی سیاسی و اجتماعی نیز به همراه داشت. این عمل نشان داد که مسلمانان با وجود شرایط سخت صلح حدیبیه، از قدرت و توانایی لازم برخوردار هستند و میتوانند در برابر دشمنان خود بایستند. همچنین این واقعه تأثیر عمیقی بر روحیه مسلمانان گذاشت و آنها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده کرد.
واقعه «اضطباع» پیامبر اکرم (ص) در عمرة القضاء، یکی از رویدادهای مهم تاریخ اسلام است که نشاندهنده قدرت و اقتدار مسلمانان در آن زمان بود. این عمل نه تنها تأثیر عمیقی بر اصحاب داشت، بلکه پیامی روشن به مشرکان مکه نیز ارسال کرد و به عنوان نمادی از قدرت و توانایی مسلمانان در تاریخ اسلام ماندگار شد.
واضح است در این سفر، پیامبر اکرم (ص) با انجام یک اقدام جمعی و علنی به تعبیر امروزین خیابانی و میدانی، نمادی از قدرت و اقتدار را به نمایش گذاشتند تا دشمنان سلامت، صلابت و اقتدار مسلمانان را ببینند و شایعه ضعف و بیماری که توسط دشمنان منتشر شده بود از بین برود. روشن است اگر اضطباع به صورت فردی انجام میگرفت اثری نداشت، اما وقتی جمعی و در میدان صورت گرفت اقتدار جسمی و صلابت روحی مسلمانان را به دشمنان نشان داد.
این روزها حضور در خیابان همان «اضطباع» است؛ یعنی اضطباع در جهاد، اضطباع در جنگ و اضطباع در برابر دشمن تا با حضور در خیابان دشمن بفهمد با اینکه ما شهید دادهایم و رهبرمان شهید شد و ۱۶۰ دانشآموز ما در میناب در آتش دشمن خاکستر شدند، هنوز سلامت، صلابت و اقتدار داریم.
در واقعه غصب حق خلافت امیرالمؤمنین (ع)، حضرت زهرا (س) دعوت به حضور جمعی و میدانی برای دفع شر و اعلان حق وصایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) داشتند.
خطیب دینی باید بر پایه معارف معتبر سخن بگوید
خطباء دینی چه نقشی در تقویت امید، آرامش روانی و روحیه معنوی مردم در چنین شبهای ویژهای دارند؟
خطیب اسلامی یعنی بلندگوی اسلام. در گذشته هر کس حق نداشت خطابه داشته باشد مگر اینکه از سطح علمی بالایی از معارف و معالم اسلامی برخوردار بود؛ لذا به حضرت علامه مجلسی، «خطیب مجلسی» میگویند. یک خطیب باید معلومات بالای فقهی، حدیثی، تاریخی و … داشته باشد. ولی اکنون متأسفانه این معیارها شکسته شده و گاهی صرف رابطه و شهرت سبب میشود افرادی خطابه کنند و تصور کنند، چون مشهور شدهاند یا رئیس یک مجتمع علمی، دانشکده یا مدرسه هستند، حق دارند ذوقیات خود را در جامعه ترویج کنند.
این گروه با نشر خوابهای صوفیمحور، خاطرات مجعول و ذوقیات شخصی، جامعه را به ابتذال ایمانی و معنوی میکشانند. مثلاً فردی میگفت طبق خواب شخصی که نامش را نمیتوان گفت، سردار سلیمانی در برزخ مشاور عالی حضرت زهرا (س) است. این خوابهای ساختگی ضمن اینکه برخلاف اعتقادات شیعی و هتک حرمت معصومان (ع) است، سبب زدگی امت و بهانهای برای وهن مکتب توسط جریانهایی مانند بهائیت و وهابیت میشود. واقعاً چه لزومی دارد ما درباره سردار دلها حاج قاسم سلیمانی چنین سخنانی بگوییم؛ مردی که دوست و دشمن در عظمت وجودی او متحیر و معترفاند. یا اخیراً خطیبی نقل کرده بود که چند روز قبل از شهادت رهبر شهید، ایشان در مشهد فرمودهاند: «این آخرین زیارت من است و ما واقعهای در پیش داریم…»؛ حقیقتاً گوینده و سازنده چنین مطالبی از کمترین سطح فهم و عقل بهره ندارد.
رهبر شهید هیچگاه تن به ذلت ندادند و از انقلابی بودن و مبارزه پشیمان نبودند و هرگز از ضعف سخن نمیگفتند. آخرین سخنانشان «مثلی لا یبایع مثل یزید» بود و فرمودند اگر حادثهای پیش بیاید خداوند این ملت را مبعوث میکند تا کار را تا پیروزی پیش ببرد؛ بنابراین خطیب باید با تکیه بر متون معتبر دینی مانند آیات قرآن، روایات و تاریخ صحیح اهلبیت (ع) به ارتقای فرهنگ و اندیشه دینی، ملی و انقلابی جامعه کمک کند و مانند شهید مطهری، علامه مصباح یزدی و آیتالله العظمی جوادی آملی در مسیر تعالی امت گام بردارد.
انتهای پیام/