نامزد جایزه ادبی زنان:

نتوانستم از ۲۰ صفحه اول «غرور و تعصب» جلوتر بروم/کتابی که باعث شد نویسنده شوم

لیلی کینگ، نویسنده نامزد جایزه ادبی زنان که رمان «قلب عاشق» او در فهرست نهایی این جایزه قرار دارد، در گفت‌گویی از نخستین خاطره خواندنش، وسواس نوجوانی به جودی بلوم، نفرت اولیه از جین آستن، و لذت دیرهنگام کشف تووه یانسون، خالق مومی‌ها، سخن گفته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا به نقل از گاردین، لیلی کینگ، نویسنده پرفروش آمریکایی که رمان تازه‌اش با عنوان «قلب عاشق» در فهرست کوتاه جایزه ادبی زنان قرار گرفته است، در مصاحبه‌ای مفصل از کتاب‌هایی گفت که مسیر زندگی و نویسندگی او را تغییر داده‌اند.

نخستین خاطره خواندن

کینگ در این گفت‌وگو اظهار داشت: مادرم شب‌ها برایم کتاب «لوکوموتیو کوچکی که می‌توانست» را می‌خواند. یک روز توانستم خودم آن را بخوانم. بارها و بارها در رختخواب داستان لوکوموتیو شجاعی را خواندم که از فراز کوه عبور کرد، در حالی که بقیه لوکوموتیوهای بزرگ‌تر نتوانسته بودند. آن هیجان هرگز کهنه نشد. حتماً چهار ساله بودم.

محبوب‌ترین کتاب در دوران رشد

نویسنده «قلب عاشق» اعتراف کرد: «واقعاً به جودی بلوم علاقه داشتم. محبوب‌ترین کتابی که برای اولین بار مرا به فکر نویسنده شدن انداخت، «این پایان دنیا نیست» بود. این کتاب به زبان اول شخص روایت می‌شود (که برایم یک مکاشفه بود) با صدای یک دختر ۱۲ ساله که والدینش در حال طلاق هستند. دیالوگ‌هایش بامزه و تیز بود. برخلاف «آن سوی آینه»، بلوم به من کمک کرد تا در ۹ سالگی ببینم که تمام درام‌ها، جنون‌ها، شوخی‌ها و معناها همین جا در زندگی روزمره جریان دارد.

کتابی که در نوجوانی مرا تغییر داد

لیلی کینگ گفت: در ۱۴ یا ۱۵ سالگی، مجموعه داستان‌های شرود اندرسون به نام «واینزبرگ، اوهایو» را خواندم. مثل جورج ویلارد، من هم در یک شهر کوچک زندگی می‌کردم و یک ناظر بودم. مثل او، رفتارهای عجیب زیادی دیدم و می‌خواستم فرار کنم. فکر می‌کنم این کتاب در جوانی واقعاً میل مرا برای نویسنده شدن تثبیت کرد، به من احساس داد که این آرزو کار عجیبی نیست و نوشته‌های آن کتاب باعث شد بیشتر از قبل مشتاق به نوشتن شوم.

نویسندگانی که افکارم را تغییر دادند

این نویسنده توضیح داد: برای تحصیلات تکمیلی در رشته نویسندگی خلاق رفتم در حالی که داستان‌های کوتاه موجز، صدادار و مینیمالیستی زیادی نوشته بودم. به محض رسیدن به آنجا دو اتفاق افتاد: با دوست عزیزم لورا مک‌نیل آشنا شدم و برای اولین بار ویرجینیا وولف را خواندم. نوشته‌های هر دوی این زنان، نوشته‌های مرا تغییر داد. قبل از آن روی سطح اسکیت می‌زدم. از آن برنامه با یک نویسنده بسیار متفاوت خارج شدم.

کتابی که باعث شد بخواهم نویسنده شوم

کینگ تأکید کرد: باید به کتاب جودی بلوم، «این پایان دنیا نیست» برگردم. خیلی واضح به خاطر دارم که روی تخت دونفره‌ام نشسته بودم، آن کتاب را می‌خواندم و تصمیم گرفتم نویسنده شوم. فکر می‌کردم برای کودکان خواهم نوشت، کتاب‌هایی دقیقاً مثل کتاب‌های او. هنوز برایم تعجب‌آور است که اینطور نشد، و حتی یک کتاب برای کودکان ننوشته‌ام. نه‌هنوز.»

نویسنده‌ای که به او بازگشتم

کینگ گفت: در تابستان ۱۶ سالگی «غرور و تعصب» به من تکلیف شد و از آن متنفر بودم. نمی‌توانستم از ۲۰ صفحه اول جلوتر بروم. دوباره وقتی دلشکسته بودم سراغش رفتم – شاید می‌خواستم حال بدتری داشته باشم – اما این بار برایم مکاشفه بود. حالا همه کتاب‌های جین آستن را بارها و بارها خوانده‌ام. همیشه به آنها بازمی‌گردم، کمی بیشتر «ترغیب» و «غرور و تعصب» را نسبت به بقیه.

کتابی که دوباره می‌خوانم

او افزود: «خشم و هیاهو» نوشته ویلیام فاکنر کتاب دیگری است که در دبیرستان قدرش را ندانستم اما چندین بار در طول زندگی به آن برگشتم و هر بار چیزهای بیشتری در آن یافتم: صداها، زیبایی و کاوش زبان، عمق گرفتاری‌های خانوادگی، درگیری با نژاد، بیماری روانی، میراث جنوب. بیشتر تاریخ آمریکا، گذشته و آینده، را می‌توان در آن کتاب یافت که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.

کتابی که دیگر هرگز نمی‌توانم بخوانم

لیلی کینگ با خنده گفت: آه، مجبورم نکنید بگویم. «پرندگان خار» نوشته کالین مک‌کالو. چطور در نوجوانی بر آن کتاب ذوق زده شدم. اما فکر می‌کنم بهتر است آن حماسه کشیشی که عاشق یک دختر کوچک می‌شود، در حافظه‌ام مبهم بماند.

کتابی که دیر در زندگی کشف کردم

این نویسنده پرفروش اظهار داشت: کتاب «کتاب تابستان» اثر تووه یانسون سال‌ها بود که به من توصیه می‌شد. بالاخره تابستان گذشته آن را خواندم. حالا من هم مبلغ آن شده‌ام. ۱۶۶ صفحه نفیس. هیچ‌گاه کتابی نخوانده‌ام که بیشتر از این، حس زنده بودن، حس پذیرای زندگی بودن را به تصویر بکشد.

کتاب‌هایی که در حال حاضر می‌خوانم

کینگ گفت: معمولاً چند چیز را همزمان می‌خوانم. به آرامی در حال خواندن مجموعه «رقص با موسیقی زمان» اثر آنتونی پاول هستم. همچنین «سنگ‌نوشته صومعه» از شارلوت وود، «دختران شهر کوچک» از جین ان فیلیپس، و برای تحقیق یک کتاب جدید، «جنبه تاریک کاملو» از سیمور هرش، «شطرنج شیطان» از دیوید تالبوت، و «رمز و راز زنانه» از بتی فریدان را می‌خوانم – کتابی که ذهنم را منفجر می‌کند.

کتاب آرامش‌بخش من

کینگ در پاسخ به این سؤال که کتاب آرامش‌بخش شما کدام است، گفت: «قلعه را تسخیر می‌کنم» نوشته دودی اسمیت: یک رمان دست‌کم‌گرفته شده که لذتی ناب است.

رمان «قلب عاشق» اثر لیلی کینگ توسط انتشارات کنونگیت منتشر شده و در فهرست کوتاه جایزه ادبی زنان قرار دارد.

نگاهی به جایزه ادبی زنان ۲۰۲۶

گفتنی است، فهرست کوتاه (شش نامزده نهایی) جایزه ادبی زنان ۲۰۲۶ در ۲۲ آوریل (۲ اردیبهشت) توسط هیئت داورانی به ریاست جولیا گیلارد (نخست‌وزیر اسبق استرالیا) اعلام شد. این شش رمان از فهرست بلند ۱۶‌تایی انتخاب شده‌اند و برنده نهایی در مراسمی در لندن در تاریخ ۱۱ ژوئن (۲۱ خرداد) معرفی خواهد شد.

شش رمان نامزد نهایی ۲۰۲۶

 Flashlight (نوشته سوزان چوی): حماسه‌ای خانوادگی با ساختاری پیچیده؛ در مورد ناپدید شدن مرموز یک پدر و هویت و تعلق. از فینالیست‌های جایزه بوکر سال ۲۰۲۵.

Dominion (نوشته ادای ای. سیچنز): اولین رمان از نویسنده‌ای تازه‌نفس؛ داستانی قدرتمند در مورد میراث، هویت و تاب‌آوری در یک خانواده سیاه‌پوست در ایالت می‌سی‌سیپی.

The Correspondent (نوشته ویرجینیا ایوانز): اولین رمان و تبدیل شدن به یک پدیده فروش دیرآیند؛ داستانی از عشق و فرصت‌های دوباره در قالب نامه‌های زنی مسن‌تر.

The Mercy Step (نوشته مارسیا هاچینسون): اولین رمان از نویسنده‌ای ۶۰ ساله؛ روایتی گرم و امیدبخش از دوستی، بهبودی و ساختن دوباره زندگی پس از یک فقدان.

Kingfisher (نوشته روزی کلی): اولین رمان؛ داستانی درخشان و احساسی از عشق، فقدان و حافظه؛ جایی که طبیعت و خاطره در هم تنیده می‌شوند.

Heart the Lover (نوشته لیلی کینگ): آخرین رمان نویسنده پرفروش پیرامون یک رابطه

۴ اثر از ۶ اثر، اولین رمان نویسنده‌شان است که از تنوع و حضور پررنگ صدای تازه در ادبیات حکایت می‌کند. ۴ اثر از ۶ اثر توسط ناشران مستقل منتشر شده که نشان‌دهنده موفقیت این ناشران در کشف و معرفی صداهای جدید است.

این جوایز همه ساله برای شناسایی و تجلیل از برترین آثار داستانی نوشته شده توسط زنان انگلیسی‌زبان در سراسر جهان اهدا می‌شود.

هیئت داوران سال ۲۰۲۶

جولیا گیلارد (Julia Gillard)، رئیس هیئت داوران و نخست‌وزیر اسبق استرالیا.
مونا آرشی (Mona Arshi)، شاعر و رمان‌نویس.
سلمی الواردانی (Salma El-Wardany)، نویسنده و شاعر.
کاریاد لوید (Cariad Lloyd)، پادکستر و کمدین.
آنی مکمنوس (Annie Macmanus)، مجری رادیو و نویسنده

انتهای پیام/

ارسال نظر