محمدرضا لطفی؛ چاووش سرایِ موسیقی معاصر ایران

محمدرضا لطفی را می‌توان در ابعاد نسبتا وسیع، صاحب کاراکتری بسیار برجسته و دارای کیفیت حضوری منحصر‌به‌فرد دانست که از منظر پدیده شناختیِ آثار و همچنین بنیان‌های اندیشه گی هنری، او را از هم نسلانِ خود متمایز و بحق، از تاثیرگذارترین موسیقی‌دان‌های، حوزه‌ی موسیقی سنت گرایِ دستگاهی، در دهه‌های اخیر قرار می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری آنا، بابک رضائی در این یادداشت نوشت: محمدرضا لطفی را می‌توان در ابعاد نسبتا وسیع، صاحب کاراکتری بسیار برجسته و دارای کیفیت حضوری منحصر‌به‌فرد دانست که از منظر پدیده شناختیِ آثار و همچنین بنیان‌های اندیشه گی هنری، او را از هم نسلانِ خود متمایز و بحق، از تاثیرگذارترین موسیقی‌دان‌های، حوزه‌ی موسیقی سنت گرایِ دستگاهی، در دهه‌های اخیر قرار می‌دهد.

برای درک گرایش موسیقایی و نگرش فکری این استاد برجسته، بهتر است از این نقطه آغاز کنیم که: یکی از مهم‌ترین ادوار، در مسیر تبارشناسیِ «گفتمان هویّت» در ایران و تاثیر این گفتمان در همه‌ی شئونات فرهنگی این سرزمین طی یک قرن گذشته، بی تردید مقطع زمانیِ دهه چهل شمسی است و در این مسیر، موسیقی دستگاهی ایران نیز همپای سایر شاخه‌های هنری، در همین دوره، تحوّلات بنیادینی دارد و در راستای همان جستجوی هویّت، بزرگانی نظیر داریوش صفوت، با تاسیس گروه موسیقی دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران و سپس، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، به عنوان منش سنّت گرایانه جدّی، خود را نمایان می‌کند.

از جمله جوانانی که در آن دوره، مبانی سنّت را به خوبی فراگرفته و تا دهه‌های بعد به این «پارادایم»  تاکید داشته؛ محمد رضا لطفی بود.

چهره‌ای که علاوه بر تسلط عمیق بر ردیف سازی و آوازی، توانایی شگرفی در شناساندنِ موسیقی قدمایی دارد و به دلایلی که خواهیم گفت، در جذب هنرآموزان جوان حوزه موسیقی و شکل‌دهی به پارادایم سنّت، با شخصیت کاریزماتیک خود، نقش منحصر به فردی ایفا می‌کند. این تفاوت تاثیرگذار، دلایلی از جمله این موارد دارد:

۱. منحصر‌به‌فرد بودنِ مختصّات موسیقایی لطفی، از منظر نحوه‌ی جمله بندی و ملودی پردازی، سیّالیّت و آزادگی در اجرای گوشه‌ها (در عین تعهّد به چارچوبِ مایگیِ آنها)، غنایِ ملودیک فارغ از حواشی و اضافات که بنیاد موسیقی خاورمیانه بر آن استوار است، زمان بندیِ منطقی و قابل شمارش جمله‌های موسیقایی.

۲. جواب آواز های خاص او، آنچنان که پاسخ نعل به نعلِ خواننده نیست بلکه معادلِ محتوایِ صوتی آواز خواننده است و حتی در برخی موارد، تکمیل‌تر از او.

۳. نوازندگی و بداهه‌پردازی بی بدیل در تمامی آثار صحنه‌ای و استودیویی.

۴. تلفیق شکوهمند شعر و موسیقی، در سایه شناخت عمیق از هر دو حوزه.

۵. همراهی شاخص با دغدغه‌های مردم و انعکاس موثّر آن در ساخت و ارائه سرود‌ها و تصانیف متفاوت ملّی میهنی، به فراخورِ اوضاع اجتماعی سیاسی زمانه خود، نظیر کاروان شهید و  سپیده (ایران‌ای سرای امید)، آنچنان که طبقه‌ی دانشجو و روشنفکران جوان ایران، به نخستین مصرف کنندگان فرهنگیِ آثار او تبدیل شدند.

۷. قدرت رهبری او، که در تشکیل و هدایت گروه شیدا، ریاست دانشکده موسیقی، بنیان گذاری کانون فرهنگی هنری چاووش و مکتب میرزا عبدالله، جلوه می‌کند.۹. توان علمی آکادمیک او در تدوین کتاب ارزشمند موسیقی آوازی ایران، که تا به امروز، تنها مرجعِ شناساییِ انواع تحریر‌ها و برخی دیگر از مسائل پیرامون آواز ایرانی است.

همه‌ی این موارد و سایر نکات و مولفه‌های دیگری که در تجربه و ذهن دقیق و منصف شما عزیزان می‌آید؛ از این ردیف‌دان، موسیقی‌دان، آهنگساز، و نوازنده برجسته‌ی تار، سه تار، کمانچه، دف، نی و سنتور، هنرمندی آنچنان قابل اتکاء، و شخصیت و نگرشی قابل اعتنا می‌سازد که نه تنها در ایران، به‌عنوان بارزترین موزیسین دستگاهی شناخته شود؛ بلکه اقبال عمومی فروانی را در اجرا‌های جهانی، برای او فراهم آورد.

از این روی و با عنایت به وزانت بی‌بدیل این چهره‌ی فاخر، جای آنست که رویدادی تخصصی در حوزه‌ی موسیقی دستگاهی، با عنوان جشنواره گروه نوازی استاد محمدرضا لطفی ، هر ساله به میزبانی استان سربلند گلستان و شهر نخبه پرور گرگان، تمهید شود تا موجبات شناخت درست‌تر و گسترده‌ترِ این چهره‌ی معتبر موسیقایی، و تداوم و تکرار این الگوی برتر هنری فرهنگی، بیش از پیش و در خورِ جایگاه منیع ایشان، فراهم شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر