۱۶۸ شهید مدرسه «شجره طیبه» و سکوت معنادار سفیر سابق کودکان در یونیسف!

مهتاب کرامتی، به عنوان بازیگر از سال ۱۳۸۵ تا آبان ۱۴۰۱ در این جایگاه فعالیت داشت تا امروز و با گذشت بیش از ۵۰ روز از این فاجعه، هیچ واکنش رسمی و مستقیمی در محکومیت این جنایت از خود نشان نداده است؛ سکوتی که با توجه به پیشینه ایشان به عنوان مدافع حقوق کودکان، با پرسش‌ها و انتقادهای گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ در روزهای پس از حادثه تلخ و دلخراش حمله به مدرسه «شجره طیبه» در میناب، که به شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم انجامید، یکی از سکوت‌های معنادار در میان سلبریتی‌ها، متعلق به چهره‌ای است که پیشتر عنوان «سفیر حسن‌نیت یونیسف در ایران» را یدک می‌کشید.

مهتاب کرامتی، بازیگر سینمای کشورمان، که از سال ۱۳۸۵ تا آبان ۱۴۰۱ در این جایگاه فعالیت داشت، تا امروز و با گذشت بیش از ۵۰ روز از این فاجعه، هیچ واکنش رسمی و مستقیمی در محکومیت این جنایت از خود نشان نداده است؛ سکوتی که با توجه به پیشینه اش به عنوان مدافع حقوق کودکان، با پرسش‌ها و انتقادهای گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی روبه‌رو شده است.

و روز تلخ میناب

حادثه در بامداد شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران رخ داد. بر اساس آمار رسمی، برخورد موشک‌ها به ساختمان دبستان و پیش‌دبستانی غیرانتفاعی «شجره طیبه» در میناب، منجر به شهادت ۱۶۸ نفر و زخمی شدن ۹۶ نفر شد.

قربانیان این حمله که در سنین ۷ تا ۱۲ سال بودند, شامل ۱۱۰ دانش‌آموز (۶۶ پسر و ۵۴ دختر)، ۲۶ معلم زن و چهار تن از والدین بودند. همچنان پیکر «ماکان نصیری»، یکی از دانش‌آموزان این مدرسه، پس از گذشت بیش از ۵۰ روز پیدا نشده است. سازمان ملل با ابراز نگرانی عمیق نسبت به افزایش تلفات کودکان در این درگیری‌ها، از کشته شدن ۱۶۸ دختر در این حمله خبر داد و یونسکو نیز این حمله را «نقض فاحش قوانین بشردوستانه» توصیف کرده است.

انتظار برای واکنش مهتاب کرامتی، فراتر از یک سلبریتی معمولی، ناشی از سابقه ۱۶ ساله او به عنوان سفیر حسن‌نیت یونیسف در ایران است. او پس از علی دایی، دومین چهره ایرانی بود که به این مقام منصوب می‌شد. افکار عمومی از کسی که روزی مدافع حقوق کودکان بود، انتظار دارد در برابر بزرگ‌ترین فاجعه انسانی برای کودکان این سرزمین ساکت نماند.

سکوت اخیرش در حالی است که پیش‌تر و در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز به دلیل سکوتی مشابه مورد انتقاد قرار گرفته بود. او در آن زمان در واکنش به این انتقادات اعلام کرد که گزارش‌های مربوط به کشته شدن کودکان را به مقام‌های یونیسف منتقل کرده است و در نهایت در آبان همان سال با انتشار متنی با این مضمون که «من مهتاب کرامتی همیشه جایی بوده ام که بتوان برای کودکان کاری کرد» از سمت خود کناره‌گیری کرد.

اما این بار، با گذشت بیش از ۵۰ روز از فاجعه میناب، نه خبری از پیگیری از طریق نهادهای بین‌المللی است و نه واکنشی مستقیم در شبکه‌های اجتماعی.

سکوت چهره‌هایی چون مهتاب کرامتی در برابر این جنایت، بی‌پاسخ نمانده و واکنش‌های گسترده و گاه تندی را در پی داشته است:

سکوت، نوعی رضایت تلقی شده است: ۲۰ سینماگر نامدار ایرانی در بیانیه‌ای در چهلمین روز این حمله، سکوت در برابر این جنایت را «نوعی رضایت» دانسته و خواستار توجه جامعه جهانی به آن شده‌اند.

سکوت، خیانت به وجدان انسانی خوانده شده است: محمدکاظم حسنوند، هنرمند و پژوهشگر، سکوت هنرمندان در برابر این حادثه را «خیانت به وجدان انسانی» توصیف کرده است.

رسانه ملی نیز به سکوت سلبریتی‌ها واکنش نشان داد، مجری شبکه خبر در برنامه خود، با انتقاد از برخی سلبریتی‌ها، نسبت به سکوت آنها در قبال حادثه میناب واکنش نشان داد.

تجمع اعتراضی مقابل دفتر یونیسف از دیگر اقدامات بود، جمعی از هنرمندان و شهروندان تهرانی در اعتراض به این جنایت و شاید در اعتراض به سکوت سفیران پیشین، مقابل دفتر یونیسف در پایتخت تجمع کردند.

حادثه میناب، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش کشیده است که جایگاه و مسئولیت اجتماعی یک سلبریتی و به ویژه یک سفیر پیشین سازمان ملل تا کجاست؟ آیا سکوت در برابر مصیبتی به این عظمت، با پیشینه‌ای از فعالیت در حوزه حقوق کودکان قابل جمع است؟

سکوت مهتاب کرامتی در حالی ادامه دارد که بسیاری از همکارانش از جمله پرویز پرستویی، نرگس محمدی، مریلا زارعی، سوگل طهماسبی، پیمان معادی و... با انتشار پیام‌هایی، این جنایت را محکوم کرده و با خانواده‌های داغدار ابراز همدردی کرده‌اند.

به نظر می‌رسد آنچه بیش از همه آزاردهنده است، تضاد میان نقش دیروز و سکوت امروز است؛ گویی صدای مدافع کودکان، تنها زمانی که در جایگاه رسمی‌ای قرار دارد شنیده می‌شود و در غم‌بارترین حادثه برای کودکان این سرزمین، جایی برای شنیدن نیست.

گفتنی است، سفیر حسن‌نیت یونیسف یک عنوان عمدتاً تشریفاتی و داوطلبانه است که از سوی این نهاد به چهره‌های سرشناس اعطا می‌شود. نقش اصلی، کمک به جلب توجه جهانی برای مسائل کودکان و ترویج مأموریت یونیسف است، نه تصمیم‌گیری اجرایی.

این جایگاه با هدف بهره‌مندی از نفوذ افراد مشهور در هنر، ورزش و... برای کمک به کودکان ایجاد شده است. افراد در سه سطح بین‌المللی، منطقه‌ای یا ملی منصوب می‌شوند و هرچند نماینده یونیسف هستند، استقلال عمل داشته و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه‌های سیاسی کشور خود نیستند.

انتهای پیام/

ارسال نظر