شش شرط غیرقابلمذاکره ایران برای پایان جنگ/ پرداخت بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار غرامت و آزادسازی داراییهای بلوکهشده
به گزارش خبرگزاری آنا، سعیدرضا عاملی، در آغاز این گفتوگو، شهادت امام جعفر صادق (ع) را به مردم شریف ایران تسلیت گفت و سپس با اشاره به تحولات اخیر منطقهای از جمله جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و جنگ سوم، چهار مولفه اصلی قدرت ایران را برشمرد که در تقابل با قدرت آمریکا قابل تحلیل است.
به باور عاملی، نخستین و برجستهترین مولفه قدرت ایران، قدرت تمدنی و معنوی ایران است که در بحرانهای اخیر بهوضوح نمایان شده است. وی تأکید کرد: ملت ایران با عظمت، شکوه، حضور آگاهانه و فهم راهبردی خود، در شرایط پیچیده کنونی، تصویری والا از ایران در سطح جهانی به نمایش گذاشته است.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: قدرت تمدنی ایران یک آرمانشهر خیالی نیست، بلکه واقعیتی زنده است که در آن عدالتگرایی عمیق، والانگری به زندگی و جهان، خداخواهی، توحیدگرایی، احترام به حقوق دیگران، پرهیز از تجاوز و دوری از جنگطلبی، عناصر محوری آن را تشکیل میدهند. این قدرت تنها در بناهای مادی و میراث محسوس تمدنی متبلور نمیشود، بلکه در جنبههای معنوی و ارزشی جامعه ریشه دارد.
عاملی با اشاره به سخنرانیهای پایانی رهبر معظم انقلاب گفت: ایشان ایران قوی را محصول قدرت علمی ایران، قدرت نظامی ایران و قدرت سیاسی و ساختاری دولت میدانستند.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تقدیر از تلاشهای صورتگرفته در عرصه علمی کشور افزود: خوشبختانه با رنجها و زحمتهای کشیدهشده در سالهای گذشته، امروز ایران از نظر شاخص سرمایه انسانی در زمره کشورهای بسیار خوب جهان قرار دارد و در بنیه مهندسی، سومین قدرت جهانی محسوب میشود. این سرمایه عظیم علمی در همه حوزهها از جمله حوزه مهندسی، زیربنای اصلی قدرت علمی کشور است.
عاملی دومین رکن ایران قوی را قدرت نظامی دانست و با استناد به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب تصریح کرد: ایشان فرمودند ایران باید به لحاظ نظامی قدرتمند شود. امروز متأسفانه واقعیت حاکم بر جهان پیرامون ما، مبتنی بر زور، ظلم و نگاه تبعیضآمیز است؛ لذا ایران باید از نظر نظامی قوی باشد تا بتواند در این مسیری حرکت کندکه توانائی صیانت از منافع ملی و استقلال خود را داشته باشد.
وی تأکید کرد: تقویت بازدارندگی دفاعی، نهتنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ امنیت و آرامش کشور در منطقهای پرتنش است.
سومین مولفه قدرت ایران از منظر رهبر شهید انقلاب، قدرت دولت و ساختار سیاسی کشور است. وی گفت: قدرت سیاسی ایران باید در درجه اول در خدمترسانی به مردم، پیشرفت اقتصادی و ایجاد ساختارهایی متجلی شود که ذیل آن، مردم در فرآیند زندگی روزمره دچار دشواری نشوند.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با اشاره به تحولات دیجیتال در حکمرانی افزود: ارائه خدمات هوشمند، توسعه خدمات الکترونیک، تحقق دولت هوشمند و تحول دیجیتال، از زمینههای کلیدی هستند که یک دولت را به دولتی قوی، کارآمد و پاسخگو تبدیل میکند.
عاملی تأکید کرد: تحقق ایران قوی، مستلزم تقویت همزمان سه رکن علم و فناوری، قدرت نظامی و قدرت سیاسی-دولتی است. این مثلث قدرت، نهتنها ضامن امنیت و پیشرفت کشور است، بلکه ایران را به بازیگری تأثیرگذار و مسئول در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل کرده و خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: سرمایه انسانی نخبه، بنیه مهندسی قدرتمند و اراده سیاسی برای خدمترسانی هوشمند، سه بال پرواز ایران به سوی قلههای تمدنی هستند که با همت جوانان و هدایتهای راهبردی رهبری و نظام سیاسی کشور، دستیافتنی خواهد بود.
قدرت مردم: سرمایهای وفادار و ایثارگر
عاملی دومین مولفه قدرتی ایران را مردم دانست و تصریح کرد: این یک تعارف یا نگاه تصنعی نیست؛ مردم ایران در بزنگاههای تاریخی همواره حضوری پررنگ داشتهاند، پای کار کشور ایستادهاند و با ایثار و فداکاری، از منافع ملی دفاع کردهاند.
وی افزود: وفاداری، تعهد و آمادگی مردم ایران برای مایهگذاری از خود در هر مقطع و شرایطی، یکی از ارکان غیرقابلانکار قدرت ملی کشور محسوب میشود که در معادلات راهبردی منطقهای و جهانی تأثیرگذار است.
قدرت نظامی: پازلی منعطف، متحرک و چندلایه – تبدیل جنگ منطقهای به جنگ فرامنطقهای در صورت ادامه جنگ
سومین رکن قدرت ایران از منظر عاملی، قدرت نظامی است. وی با استناد به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، تأکید کرد: با توجه به واقعیتهای جهان پیرامون ما که متأسفانه بر پایه زور، ظلم و نگاه تبعیضآمیز استوار است، ایران باید از نظر نظامی قدرتمند باشد تا بتواند در مسیر پیشرفت و استقلال حرکت کند.
وی با توصیف قدرت نظامی ایران به عنوان قدرتی پازلی، منعطف و متحرک، گفت: در تحلیلهای راهبردی، قدرت نظامی ایران را نمیتوان با پارامترهای ثابت و خطی سنجید؛ این قدرت دارای متغیرهای پارامتریک متعدد و لایههای پنهان و آشکار است.
وی با اشاره به برجستهسازی قدرت موشکی و پهپادی ایران در رسانههای جهانی، یادآور شد: اگرچه قدرت موشکی و پهپادی ایران بخش بسیار مهم و قدرتمندی از این پازل است، اما تمام ماجرا نیست. آمریکاییها نباید این واقعیت راهبردی را سادهسازی کنند. وی افزود: این موازنه نه بر پایه برتری عددی یا مادی صرف، بلکه بر اساس ترکیبی از ارزشها، ظرفیتهای انسانی، توان بازدارندگی و حکمرانی هوشمند شکل گرفته است که ایران را به بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل کرده است.
یکی از شروط پایان جنگ محقق شده است
عاملی با اشاره به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کرد: اگر دشمنان دست از ماجراجویی برندارند و مسیر اشتباه خود را ادامه دهند، شاهد آغاز دور جدیدی از درگیریها و تبدیل جنگ منطقهای به جنگ فرامنطقهای خواهیم بود؛ چراکه منابع خطرزایی منعطف وجود دارد که ظرفیت این امر را فراهم میکند.
وی با اشاره به عملیاتهای اخیر علیه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه گفت: یکی از شروط اصلی جمهوری اسلامی ایران برای پایان جنگ، خروج نیروها و پایگاههای نظامی آمریکا از منطقه است. خوشبختانه آسیبهای واردشده به پایگاههای آمریکا در بحرین، قطر، امارات، کویت و اردن به حدی جدی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند ترمیم این پایگاهها و بازگرداندن توان عملیاتی پیشین، حدود ۴۰ سال زمان خواهد برد. بر این اساس یکی از شروط پایان جنگ یعنی برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه عملا محقق شده است.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی افزود: در برخی از این پایگاهها، توان عملیاتی به کمتر از ۱۰ درصد و در مواردی به نقطه صفر رسیده است. این واقعیت، موازنه قدرت را در منطقه به نفع جبهه مقاومت تغییر داده است.
توصیه راهبردی به همسایگان: همپیمان بهتر از ایران نمییابید
عاملی با نقل توصیه رهبر معظم انقلاب به کشورهای منطقه خاطرنشان کرد: ایشان فرمودند: شما همپیمانی بهتر از ایران و مدافعی قدرتمندتر از ایران نخواهید یافت؛ آمریکاییها مدافع واقعی شما نیستند.
وی با اشاره به پیامدهای حضور برخی کشورهای منطقه در جنگهای نیابتی و مداخلات خارجی هشدار داد: ارزش و اعتبار ژئوپلیتیک برخی کشورهای منطقه به دلیل همراهی با سیاستهای آمریکا کاهش یافته است. آسیبهای واردشده به این کشورها به حدی است که ممکن است دیگر سرمایهگذاران بینالمللی با روحیه پیشین حاضر به فعالیت در این بازارها نباشند.
عاملی با اشاره به ساختار جمعیتی امارات متحده عربی گفت: امارات با جمعیت بومی حدود ۲ میلیون نفر و جمعیت ساکن حدود ۱۰ میلیون نفر، بخش عمدهای از سرمایهگذاریهای خود را به نیروی کار و سرمایه خارجی متکی کرده است. اما آیا پس از جنگ، شرایط امنیتی و اقتصادی پیشین برای جذب سرمایهگذاران فراهم خواهد بود؟ به نظر میرسد تداوم بیثباتی، این مدل توسعه را با چالش جدی مواجه کند.
قدرت نظامی ایران: فرامنطقهای، بازدارنده و با ظرفیت تخریب بالا
عاملی در بخش دیگری از سخنان خود، قدرت نظامی ایران را فرامنطقهای توصیف کرد و گفت: اگرچه مسئولین نظامی کشور ممکن است بنا به ملاحظات راهبردی، تمام ابعاد این قدرت را علنی نکنند، اما واقعیت این است که توان دفاعی ایران امروز مرزهای منطقه را درنوردیده و به یک قدرت بازدارنده جهانی تبدیل شده است.
وی با مقایسه سبک جنگافروزی آمریکا در ۲۵۰ سال گذشته با واقعیتهای امروز تصریح کرد: آمریکاییها همواره عادت داشتهاند جنگهای خود را از راه دور و با کمترین تلفات انسانی برای خودشان مدیریت کنند؛ برای مثال در جنگ کره، با وجود کشته شدن حدود ۳ میلیون نفر از کرهایها، تلفات آمریکا حدود ۳۷ هزار نفر اعلام شد. اما این الگو دیگر تکرار نمیشود.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با اشاره به تحولات اخیر گفت: علائم شکست راهبردی آمریکا در منطقه آشکار است؛ از جمله اینکه آنها نتوانستند فشارهای واردشده را تحمل کنند و برای دستیابی به آتشبس، مجبور به میانجیگری کشورهایی مانند پاکستان شدند. مشابه این وضعیت در جنگ ۱۲ روزه نیز رخ داد؛ جایی که آمریکا از روز پنجم به دنبال راهی برای توقف درگیریها بود.
وی تأکید کرد: قدرت نظامی ایران امروز از دو ویژگی کلیدی برخوردار است: ظرفیت تخریب بالا و بازدارندگی مؤثر. این ترکیب، معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده است.
قدرت خطرزایی اقتصادی برای آمریکا و جهان: اهرمی تأثیرگذار در معادلات جهانی
عاملی در ادامه به بُعد اقتصادی قدرت ایران پرداخت و گفت: ایران امروز به یک قدرت اقتصادی بزرگ تبدیل شده که میتواند در صورت تداوم تنشها، خطرزایی اقتصادی جدی برای آمریکا و اقتصاد جهانی ایجاد کند.
وی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران هرگز خواهان تضعیف معیشت مردم در داخل یا خارج نیست، افزود:، اما وقتی دشمن راهی جز جنگ باقی نمیگذارد، ایران نیز از تمام ظرفیتهای خود برای دفاع از منافع ملی استفاده خواهد کرد.
عاملی با استناد به گزارشهای اقتصادی معتبر جهانی هشدار داد: گزارش صندوق بینالمللی پول (۱۴ آوریل ۲۰۲۶) که شش ماه یکبار منتشر میشود تأکید دارد که تداوم جنگ، وضعیت اقتصادی جهان را بدتر خواهد کرد. نکته کلیدی این گزارش آن است که راه حل، پایان جنگ است؛ در غیر این صورت، آمریکا با چشمانداز اقتصادی تاریکتر و تضعیف موقعیت سیاسی رهبران خود مواجه خواهد شد.
وی با اشاره به گزارش ماهانه دانشگاه میشیگان در خصوص میزان اعتماد مصرف کننده است، گفت: این گزارش که یکی از شاخصهای مهم انتظارات مصرفکنندگان آمریکایی و اعتماد آنها به بازار را منعکس میکند نشان میدهد که امید به بهبود وضعیت اقتصادی در آینده به پایینترین سطح در ۴۰ سال گذشته رسیده است. این شاخص که پیش از جنگ حدود ۵۹ درصد بود، اکنون به ۴۶ درصد کاهش یافته؛ به این معنا که سطح اعتماد به مصرف به زیر ۵۰ درصد رسیده است که یک نوعی بی اعتمادی و ناامیدی به آینده بازار را منعکس میکند.
وی افزود: بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول در صورت از سگیری جنگ ممکن است واردسناریوی حاد شویم که در ان رشد اقتصاد جهانی به سطح ۲ درصد سقوط میکند که در پنج دههی گذشته فقط چهار با تا این میزان تنزل پیدا کرده است که یکبار آن در دوره کرونا بوده است.
عاملی در پایان این بخش از سخنان خود تأکید کرد: تمامی سناریوهای اقتصادی مطرحشده برای ماههای آینده، حاوی عناصر نگرانکنندهای است. سیاستهایی که اخیراً از سوی ترامپ و تیم اقتصادی او دنبال میشود، نهتنها راهحلی برای خروج از بحران ارائه نمیدهد، بلکه ممکن است عمق چالشها را افزایش دهد.
عاملی با اشاره به حساسیت راهبردی تنگه هرمز گفت: هرگونه اقدام برای محاصره یا ایجاد اختلال در این آبراه حیاتی از سوی آمریکا، نهتنها مشکل واشنگتن را حل نمیکند، بلکه اوضاع را برای آنها پیچیدهتر خواهد کرد.
وی با انتقاد از سیاستهای دوگانه آمریکا در بازار انرژی تصریح کرد: جالب است که آمریکاییها خودشان مجوزهایی صادر کردهاند تا روسیه بتواند نفت خود را به سایر کشورها بفروشد یا ایران بتواند نفتش را به سایر کشورها عرضه کند؛ هدف از این رفع تحریمها، کاهش فشار و کنترل قیمت نفت بوده است، اما در عمل این سیاستها جدیدی منطقهای مسئله بحران انرژی را عمیقتر میکند.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با ارائه آمارهای دقیق از وضعیت بازار نفت گفت: اگرچه در گزارشهای رسمی، قیمت نفت برنت را بین ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار اعلام میکنند، اما واقعیت بازار معاملات فوری نشان میدهد که قیمتها به مرز ۱۴۰ تا ۱۵۲ دلار رسیده است.
وی هشدار داد: اگر این روند ادامه یابد، پیشبینی میشود سبد هزینههای جهانی ماهانه ۲.۵ تریلیون دلار افزایش یابد؛ رقمی که بیانگر یک وضعیت اقتصادی بسیار بحرانی و نگرانکننده برای اقتصاد جهان است.
افول قدرت نرم آمریکا: چالشهای معنوی و اخلاقی
عاملی در بخش دیگری از سخنان خود، به بررسی جایگاه آمریکا در منظر معنوی و تمدنی جهان پرداخت و گفت: آیا آمریکاییها همچنان میتوانند خود را به عنوان یک کشور متمدن در نگاه جهانیان معرفی کنند؟ اظهارات اخیر رئیسجمهور آمریکا، این پرسش را با جدیت بیشتری مواجه کرده است.
وی با اشاره به سخنان جنجالی دونالد ترامپ درباره پاپ لئوی چهاردهم اظهار داشت: نکته جالب توجه اینجاست که برای اولین بار در تاریخ، فردی با تبار آمریکایی به عنوان رئیس واتیکان و رهبر کلیسای کاتولیک – که مهمترین نهاد در جهان مسیحیت است – انتخاب شده است. قاعدتاً یک رئیسجمهور فهیم و دارای عرق ملی، باید از این افتخار و جایگاه دفاع میکرد، اما شاهد بودیم که چه ادبیات ناسزاگونهای علیه ایشان به کار رفت و باز با زبان تحقیر و ملامت بیان کرد که من این پاپ را دوست ندارم و کارآمد نمیبینم و خود را در جایگاه حضرت عیسی علیه السلام قرار داد.
عاملی افزود: این نوع رفتار و ادبیات، از یک ذهنیت فاسد و خودخواه حکایت میکند. جا دارد از حریت رهبر کلیسای کاتولیک و رئیس واتیکان تشکر کرد که با شجاعت از اقدام آمریکا در ونزوئلا و حمل به ایران انتقاد کرد و این را خلاف تعالیم حضرت عیسی علیه السلام دانست.
عاملی در ادامه به شروط لازم برای تداوم آتشبس و پایان نهایی جنگ اشاره کرد و گفت: یکی از شرایط اساسی برای رسیدن به صلح پایدار، این است که آمریکاییها بپذیرند که مقصر و آغازگر جنگ بودهاند و جنایات جنگی و اقدامات غیرقانونی انجام دادهاند.
وی با استناد به تحولات سیاسی در داخل آمریکا خاطرنشان کرد: واقعیت این است که امروز بسیاری از سناتورها و مقامات آمریکایی اذعان دارند که آغازگر این جنگ، آمریکا بوده و یک اقدام غیرقانونی صورت گرفته است. از جمله سناتور الیزابت وارن تاکید میکند که جنگ با ایران غیرقانونی و برپایه دروغپردای و بدون وجود هیچ تهدیدی صورت گرفته است. آنها میپذیرند که این یک جنگ غیرقانونی بوده و جنایات جنگی در جریان آن رخ داده است.
عاملی با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان وقار دینی و وقار تمدنی گفت: اگر دولتمردان آمریکایی دارای وقار تمدنی و دینی بودند، این امر قطعاً در نوع رفتار و تعامل آنان با دیگر ملتها بروز و ظهور مییافت. اما واقعیت میدانی نشان میدهد که ادعای تمدنسازی با عملکرد خشونتآمیز و یکجانبهگرایانه در تضاد کامل است.
وی افزود: تمدن واقعی آن است که در آن احترام به کرامت انسانی، پرهیز از تجاوز و عدالتورزی محور باشد؛ نه اینکه در پوشش تمدن، به کشتار جمعی، بردهداری مدرن و نقض سیستماتیک حقوق ملتها مبادرت ورزید.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با مرور تاریخ نظامی ایالات متحده اظهار داشت: در طول ۲۵۰ سال عمر ایالات متحده، این کشور تنها ۱۶ سال بدون جنگ بوده است؛ این آمار نشاندهنده یک فرهنگ عمیق جنگطلبی در ساختار حاکم بر آمریکاست.
عاملی با اشاره به دوره پس از جنگ جهانی دوم توضیح داد: پس از پایان جنگ دوم در ۱۹۴۴ و تأسیس سازمان ملل با منشوری که بر پایه جلوگیری از کشتار جمعی (با بیش از ۱۰۰ میلیون کشته در دو جنگ جهانی) استوار بود، انتظار میرفت جهان درس عبرت بگیرد و به سمت آرامش حرکت کند. اما آمریکاییها از ۱۹۵۰ مجدداً چرخه جنگهای خود را آغاز کردند.
وی با برشمردن جنگهای بزرگ آمریکا در قرن بیستم گفت: ۱۹۵۰ جنگ با کامبوچ را شروع کردند و تا ۱۹۷۹ طول کشید، جنگ کره ۱۹۵۰-۱۹۵۳ صورت گرفت که نزیک به ۳ میلیون نفر کشته شدند. جنگ ویتنام بین سالهای ۱۹۵۵-۱۹۷۹ طول کشید که بیش از ۳ میلیون ۲۰۰ هزار نفر کشته شدند.
عاملی تأکید کرد: این جنگها نهتنها کشتارهای جمعی به همراه داشت، بلکه ویرانیهای زیرساختی و آسیبهای جبرانناپذیر زیستمحیطی و انسانی را برای ملتهای منطقه به بار آورد.
عاملی با نقل خاطرهای از سفر به اتریش گفت: در وزارت خارجه اتریش دپارتمانی تحت عنوان حقوق بشر وجود دارد که در ملاقات با مسئولین آن اظهار کردند که در اتریش آموزش هولوکاست برای دانش آموز اتریش انجام میشود. تا جنایات آن دوره فراموش نشود. این اقدام خوبی است، اما پرسش اساسی اینجاست: چرا کشتارهای جمعی دیگری که توسط قدرتهای غربی در سراسر جهان رخ داده، در کتب درسی و رسانههای جهانی بازتاب نمییابد؟
وی افزود: ملتهای زیادی قربانی حماقتها و سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا و اروپا شدهاند؛ کشتارهایی که همچنان در اشکال جدید ادامه دارد. کسانی که خود را ملت متمدن و مرکز تمدن جهان مینامند، چگونه میتوانند همزمان مرتکب بردهداری مدرن، بهرهکشی از کودکان و فجایعی مانند اپستین شوند؟
مقایسه تمدنی: روحیه مردم ایران در برابر دولتمردان آمریکا
عاملی با تأکید بر تمایز میان مردم آمریکا و دولتمردان آمریکا گفت: مردم آمریکا واکنشهای هوشمندانه و محترمانهای دارند و بسیاری از آنان با سیاستهای جنگطلبانه دولتهای خود مخالفاند. اما روحیه حاکم بر دولتمردان کنونی آمریکا، روحیهای تهاجمی، تحقیرآمیز و فاقد وفاق تمدنی است.
وی ادامه داد: در مقابل، روحیه مردم ایران بر پایه مقاومت، ایثار، فهم راهبردی و دفاع از ارزشهای الهی و انسانی استوار است. این تفاوت بنیادین، مرز میان دو تمدن را به وضوح ترسیم میکند.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با استناد به تحلیلهای متخصصان نظامی داخلی و خارجی گفت: واقعیت این است که آمریکا دیگر توانایی ادامه جنگهای طولانیمدت و فرسایشی را ندارد. همه کارشناسان نظامی، از جمله متخصصان آمریکایی، اذعان دارند که توان رزمی و استراتژیک ایالات متحده بهطور محسوسی کاهش یافته است.
وی با اشاره به اظهارات اخیر هیلاری کلینتون خاطرنشان کرد: خانم کلینتون صراحتاً اعلام کرد که در این جنگ، ایران قویتر شد و آمریکا ضعیفتر. این ضعف تنها اقتصادی نیست؛ بلکه یک افول همهجانبه در ابعاد نظامی، دیپلماتیک و معنوی است.
عاملی با اشاره به تحولات سیاسی در اروپا گفت: کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و اسپانیا که پیشتر از مواضع جنگطلبانه حمایت میکردند، اکنون به صف درخواستکنندگان پایان جنگ پیوستهاند. صدای نخستوزیر آلمان، رئیسجمهور فرانسه و سایر رهبران اروپایی اکنون بر ضرورت آتشبس و بازگشت به گفتوگو متمرکز است.
وی افزود: این تغییر موضع، نشاندهنده درک عمیقتر اروپا از هزینههای سرسامآور جنگ و بینتیجه بودن سیاستهای فشار حداکثری است.
افکار عمومی: نارضایتی گسترده از جنگ در آمریکا و اسرائیل
عاملی با استناد به نظرسنجیهای معتبر بینالمللی از جمله مرکز پیو (Pew) گفت: در اسرائیل محبوبیت نتانیاهو به زیر ۳۰ درصد رسیده است؛ رقمی که برای یک رهبر سیاسی در شرایط جنگی، نشانهای از بحران مشروعیت است. در آمریکا ترامپ پایینترین میزان محبوبیت را در دورههای ریاستجمهوری خود تجربه کرده و رضایت عمومی از سیاستهای جنگی به زیر ۴۰ درصد رسیده است.
وی با اشاره به جنبشهای مردمی ضد جنگ افزود: طی تنها سه روز، بیش از ۷ میلیون نفر در ایالات متحده در پویشها و تظاهرات ضد جنگ شرکت کردند. در انگلستان نیز راهپیماییهایی با حضور بیش از ۵۰۰ هزار نفر برگزار شده است. این امواج اعتراضی نشان میدهد که مردم غرب دیگر حاضر نیستند هزینه جنگهای نیابتی و یکجانبهگرایانه دولتهایشان را بپردازند.
ایران: مقاومت شبانهروزی در برابر جنگطلبی
عاملی با افتخار به حضور مردم ایران گفت: بیش از چهل شب است که مردم ایران هر شب با حضور آگاهانه و امضای پویشهای ملی، عظمت ایران، قدرت نظامی و اراده مقاومت خود را در برابر جنگطلبان منطقه به نمایش میگذارند. این حضور، سرمایهای راهبردی و غیرقابلانکار برای امنیت ملی کشور است.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی به چالشهای دیپلماتیک اشاره کرد و گفت: روحیه حاکم بر ترامپ و تیم همراهش، روحیهای وحشیانه و فاقد حداقلهای دیپلماسی است. هر کس کوچکترین انتقادی از سیاستهای او کند، با واکنشهای تهاجمی و حتی تهدید به بازداشت مواجه میشود.
وی با اشاره به مذاکرات اخیر تأکید کرد: تعابیر سخیف و تحقیرآمیزی که ترامپ پیش و پس از مذاکرات درباره هیئت ایرانی به کار برد، و حتی تهدیدهای آشکار علیه جان اعضای تیم مذاکرهکننده، هرگونه امکان اعتمادسازی را از بین برده است.
عاملی اضافه کرد: وقتی یک طرف مذاکره، با زورگوئی و ادبیاتی توهینآمیز وارد میدان میشود، طبیعی است که نتیجهای جز بنبست و تشدید تنش حاصل نشود. دیپلماسی واقعی بر پایه احترام متقابل، صداقت و تعهد به منافع دوجانبه استوار است؛ نه تهدید، تحقیر و یکجانبهگرایی.
عاملی در جمعبندی تحلیلهای خود تأکید کرد: موازنه قدرت – چه به لحاظ تمدنی، چه نظامی، چه مردمی و چه اقتصادی – امروز به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر یافته است. آمریکاییها تنها در حوزه نظامی دچار ضعف نشدهاند؛ بلکه با یک ضعف بزرگ اعتباری و معنوی مواجهاند که شاید بتوان گفت که اصلاً اعتباری باقی نگذاشتهاند و با حرفهای متناقض تونالد ترامپ، انتظار تغییر حرفها در میان افکار عمومی بالاست.
وی با اشاره به نماد پنجه گرگ در فرهنگ سیاسی آمریکا گفت: آمریکاییها همواره تلاش میکنند پنجه گرگ را پنهان کنند، اما مردم جهان امروز این چهره واقعی را دیدهاند. علت اینکه امروز تنوع وسیعی از اقشار مردم ایران در خیابانها حاضر میشوند و عظمتی بینظیر خلق میکنند، همین آگاهی نسبت به واقعیتهای جهان و دفاع از نظام دفاعی کشور است.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی افزود: حضور گسترده و متنوع مردم در میدان، نهتنها روحیه دولت و مسئولین را تقویت میکند، بلکه پیامی روشن به دشمنان مخابره مینماید که ایران یکپارچه و بیدار است.
هشدارهای اقتصادی: از پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول تا سناریوی نفت ۲۵۰ دلاری
عاملی با اشاره به گزارشهای اقتصادی معتبر جهانی هشدار داد: اگر آمریکا به مسیر جنگطلبی خود ادامه دهد، پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول محقق خواهد شد و وضعیت اقتصادی جهان بدتر خواهد شد. برخی تحلیلها حتی از احتمال رسیدن قیمت نفت به ۲۵۰ دلار خبر میدهند؛ سناریویی که تبعات آن برای اقتصاد جهانی غیرقابلتحمل است.
وی با تحلیل بودجه نظامی آمریکا گفت: بودجه کل ایالات متحده برای سال ۲۰۲۶ حدود ۷.۴ تریلیون دلار برآورد شده است که از این مبلغ، ۱.۱ تریلیون دلار به سیستم دفاعی و جنگ اختصاص یافته است. پرسش اساسی اینجاست: آمریکا با چه توجیهی میخواهد با چنین حجم عظیمی از منابع، با کل جهان بجنگد؟
عاملی با اشاره به تجربه دولت اوباما خاطرنشان کرد: برخی رؤسای جمهور آمریکا مانند اوباما با وعدههایی مانند بستن گوانتانامو و پایان دادن به فضای جنگ روی کار آمدند، اما به نظر میرسد لابیهای نظام صهیونیسم و ذینفعان صنعت جنگ، همواره چرخه درگیری را تقویت کرده و اجازه نمیدهند فضا به سمت آرامش حرکت کند.
وی افزود:، اما امروز مطالبه جهانی، یک مطالبه تمدنی است: حرکت به سوی جهانی بدون جنگ و سرشار از آرامش. این خواستهای است که ریشه در فطرت انسانی و ارزشهای مشترک همه ملتها دارد.
در پاسخ به پرسش درباره نحوه ارزیابی موازنه قدرت با وجود مقایسههای انجامشده، عاملی گفت: این تحلیلها یک قضاوت عمومی مبتنی بر واقعیتهای میدانی است. همان عواملی که باعث شد آمریکاییها جنگ را متوقف کنند و به دنبال آتشبس باشند، نشاندهنده کاهش توان نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
وی با ارائه آمارهای راهبردی تأکید کرد: تعداد راکتها و موشکهای در اختیار اسرائیل بهشدت رو به افول بوده است. آسمان اسرائیل غاصب آن امنیت سابق را ندارد و نتوانستند امنیت کشورهای منطقه را تأمین کنند. میزان اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی به اهداف تعیینشده به سطح ۸۰ درصد رسیده بود.
عاملی افزود: با این شرایط، طرف مقابل دیگر تحمل ادامه درگیری را نداشت. ممکن است در بازههای کوتاهمدت مانند دو هفته، جابجاییهایی برای جبران ناتوانیها انجام دهند، اما مسئله اصلی تولید نظامی است؛ توانی که برای بازسازی ظرفیتهای از دسترفته نیازمند زمان و زیرساخت است.
سناریوی بمب اتم: حماقتهای پایانناپذیر یا بازدارندگی جهانی؟ در ۸۱ سال گذشته از بمب اتم استفاده نشده است
عاملی به یکی از حساسترین پرسشهای افکار عمومی پرداخت: آیا آمریکاییها به سمت استفاده از بمب اتم خواهند رفت؟ وی با صراحت گفت: حماقتهای آمریکاییها پایانناپذیر است و ممکن است دست به اقدامات غیرعقلانی بزنند، اما وضعیت امروز با وضعیت هیروشیما و ناکازاکی قابل مقایسه نیست. بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی در ۶ اوت ۱۹۴۵ بر سر آنها ریخته شد و از آن تاریخ ۸۱ سال میگذارد و دیگر از بمب اتم در هیچ نقطه جهان استفاده نشده است.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با تحلیل تاریخی رفتار آمریکا توضیح داد: وقتی آمریکاییها بمب اتم را بر سر هیروشیما و ناکازاکی ریختند، قضاوت مردم خود آمریکا این بود: چرا بمب را بر سر کل ژاپن نریختید؟ زیرا آنها هراس بزرگی از ژاپن ایجاد کرده بودند. فیلمهایی ساختند و ابتدا بهصورت محرمانه به ارتش نشان دادند تا جنایات ژاپنیها را به نمایش بگذارند و توجیهی برای خشونت بسازند.
وی افزود: روش آمریکا همواره دیگریهراسی بوده است: یک روز ژاپنهراسی، یک روز روسهراسی، یک روز چینهراسی و امروز ایرانهراسی را در سطحی بالا به نمایش میگذارند. اما آیا آن نگاه نفرتآمیز نسبت به ژاپن، امروز نسبت به ایران وجود دارد؟
عاملی تأکید کرد: امروز تصویر جهان از ایران تغییر کرده است. جنایت جنگی آمریکاییها در واقع نوعی رمزگشایی از معصومیت مردم ایران بود. وقتی مدرسه شجره طیبه میناب هدف قرار گرفت، وقتی در لبنان بخشی از بیمارستان که ویژه زایمان زنان باردار بود بمباران شد، جهان دید که ایران و محور مقاومت، هدفی جز دفاع از انسانهای بیگناه ندارند.
عاملی جمعبندی کرد: به نظر من امروز افکار عمومی جهان چنین اجازهای به آمریکاییها نمیدهد که از بمب اتم استفاده کنند؛ و اگر هم چنین حماقتی رخ دهد، آمریکاییها باید بدانند که ایران همه سناریوهای محتمل – از جمله سناریوی استفاده از سلاحهای غیرمتعارف – را پیشبینی و برای آن آماده است.
وی خاطرنشان کرد: ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی، هوشمندی راهبردی و حمایت مردمی، ثابت کرده است که میتواند در سختترین شرایط، هم از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کند و هم به عنوان عاملی برای ثبات و عدالت در منطقه عمل نماید.
عاملی در پاسخ به پرسش در باره سناریوهای پایان جنگ، با سادهسازی تحلیلهای پیچیده راهبردی گفت: به طور معمول باید از دو سناریوی اصلی صحبت کنیم. سناریوی نخست این است که آمریکاییها شرایط پایان جنگ را که ابتداً پذیرفتند و بر مبنای آن سفر هیئت ایرانی صورت گرفت، در مذاکرات بعدی نیز جدی بگیرند و جنگ بر مبنای همان تعهدات به پایان برسد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تأکید بر لزوم تبدیل تعهدات کتبی به اقدامات عملی افزود: اگر این سناریو انتخاب شود، باز هم نگرانیهایی وجود دارد؛ زیرا صرف پذیرش شرایط پایان جنگ روی کاغذ کافی نیست. آمریکاییها باید اقدامات نقد و ملموسی انجام دهند که مهمترین آنها پرداخت غرامتهای جنگی است.
عاملی با انتقاد از رفتار غیرقابلاعتماد تیم مذاکرهکننده آمریکایی گفت: سناریوی دوم این است که آمریکاییها همان روحیه دبهکردنی که در گفتوگوها و مذاکرات دارند را ادامه دهند. متأسفانه سخنگوی رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که ترامپ آن ده قاعده و ضابطهای را که ایران برای گفتوگوها تعیین کرده بود و طرف مقابل پذیرفته بود، "در سطل آشغال ریخته است".
وی هشدار داد: این نگاه سخیف که دائماً در تحقیر دیگران استفاده میشود و چرخه زندگی سیاسی ترامپ بر تخریب دیگران استوار است، بلافاصله منجر به تخریب اجتماعی و سیاسی خود آنها میشود. دیپلماسی بر پایه تحقیر، نهتنها به نتیجه نمیرسد، بلکه هزینههای آن برای طرف تحقیرکننده سنگینتر خواهد بود. عاملی با مرور تجربه برجام هشدار داد: من در مقالهام مروری کردم بر معاهدات و تفاهمهایی که آمریکاییها داشتند، از جمله برجام که حجم زیادی از وقت، عمر و تلاش کشور را مشغول خود کرد و در نهایت ترامپ در دوره اول آن را پاره کرد.
وی تأکید کرد: در دوره دوم نیز طبیعتاً بازگشت به آن قاعده ممکن نیست. کسانی که مفروض میگیرند میتوان با همان قواعد برجام به این دوره نگاه کرد، باید بدانند که این همان فردی است که آن تفاهمنامه را پاره کرد. بنابراین، هر توافق جدیدی باید مبتنی بر ضمانتهای اجرایی قویتر و مکانیزمهای نظارتی مؤثرتر باشد.
شش اقدام عملی برای تحقق صلح پایدار
عاملی با اشاره به مقالهای که حدود دو هفته پیش منتشر کرده است، شش اقدام ضروری برای پایان واقعی جنگ را برشمرد: اولین اقدام، تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است. نکتهای که رهبر معظم انقلاب نیز در چهلمین روز شهادت رهبر شهیدمان مجدداً بر آن تأکید کردند: تنگه هرمز در حاکمیت ایران است و این یک اصل غیرقابلمذاکره است. عاملی با ارائه آمارهای دقیق گفت: برآوردها درباره غرامت جنگی که باید به ایران پرداخت شود، بسیار گسترده است و ارقامی تا بالای ۲۰۰ میلیارد دلار نیز ذکر شده است. هزینههای جنگی که به ایران وارد شده، باید جبران شود و پرداخت شود.
رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با استناد به تحقیقات مستند تصریح کرد: لیستی که ما با تحقیق و استناد به منابع اصلی منتشر کردیم، نشان میدهد بین ۱۲۸ تا ۱۶۵ میلیارد دلار از داراییهای ایران در نقاط مختلف جهان بلوکه شده است: در چین، کره جنوبی، امارات، قطر، عراق و سایر کشورها. وی افزود: این پولهای بلوکهشده باید رفع ممنوعیت شوند و ایران بتواند از منابع خود استفاده کند. این منابع باید به حسابهای بانک مرکزی واریز شود تا چرخه اقتصادی کشور با ثبات بیشتری ادامه یابد. آمریکاییها باید به عنوان آغازگر جنگ، این واقعیت را بپذیرند. جالب اینجاست که امروز برخی از آنها ادعای غرامت از ایران میکنند! در حالی که مسلم است که آغازگر جنگ، آمریکا بوده است و این مسئولیت باید پذیرفته شود.
عاملی با تأکید بر بعد انسانی جنگ گفت: مسئله مهمتری که جنبه بسیار حیاتی برای ما دارد، جانهای گرانقدری است که از دست دادیم. کسانی که مسئول این جنایات هستند، باید به عنوان جنایتکار جنگی شناخته شوند.
وی با اشاره به پرونده نتانیاهو افزود: جنایتکار جنگی تعریف مشخصی در نظامات حقوقی بینالمللی دارد. نتانیاهو هماکنون یک مجرم جنگی است که تحت تعقیب دادگاه لاهه قرار دارد و باید پاسخگوی اقدامات خود باشد.
اگر قرار است جنگ پایان یابد، این شروط باید در صورتجلسههای رسمی و الزامآور ثبت شود و اقدامات مرتبط صورت گیرد. اگر دوباره بخواهیم روی کاغذ با هم تفاهم کنیم بدون ضمانت اجرایی، عملاً این اتفاق نمیافتد. تجربه برجام نشان داد که تفاهمهای کاغذی بدون مکانیزمهای نظارتی و ضمانت اجرا، پایدار نیستند.
عاملی در جمعبندی نهایی درباره سناریوی تداوم جنگ گفت: اگر آمریکاییها سناریوی ادامه جنگ را دنبال کنند، قطعاً با پیامدهای سنگینی مواجه خواهند شد: وضعیت اقتصادی در جهان قطعاً بدتر خواهد شد و هیمنه آمریکا شکستهتر خواهد شد.
انتهای پیام/