قنادباشی در گفت‌وگو با آنا عنوان کرد

سناریوی بستن هم‌زمان هرمز و باب‌المندب/ محور مقاومت یک اتاق جنگ واحد دارد

کارشناس مسائل منطقه، با تأکید بر شکل‌گیری «اتاق جنگ واحد» در جبهه مقاومت گفت: هماهنگی عملیاتی امروز محور مقاومت علیه دشمن آمریکایی-صهیونی، نه‌تنها در زمان‌بندی بلکه در تاکتیک و هدف‌گیری نیز مشهود است و همین هم‌افزایی، بیشترین فشار را به رژیم صهیونیستی وارد می‌کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در سایه جنگ ایران با دشمن آمریکایی-صهیونیستی، تحولات میدانی و راهبردی حاکی از تغییر بنیادین در الگوی عملیاتی جبهه مقاومت است؛ الگویی که از اقدامات پراکنده و مستقل، به هماهنگی تاکتیکی و راهبردی تحت مفهوم «اتاق جنگ واحد» ارتقا یافته است. این هم‌زمانی در زمان‌بندی و هدف‌گیری، نه‌تنها اثر ضربات را چندبرابر کرده، بلکه محور مقاومت را از مرحله «دفاع نامتقارن» به فاز «بازدارندگی تهاجمی» وارد نموده است.

خبرنگار آنا در گفت‌و‌گو با «جعفر قنادباشی» کارشناس مسائل منطقه، به بررسی ابعاد این تحول راهبردی، ظرفیت‌های نوظهور انصارالله یمن، بازسازی غیرمنتظره حزب‌الله لبنان، تحولات درون‌گروهی شورای همکاری خلیج فارس و چشم‌انداز حضور آمریکا در منطقه پرداخته است.

هماهنگی عملیاتی در جبهه مقاومت

قناد‌باشی با تأیید این گزاره که محور مقاومت از «دفاع نامتقارن» به فاز «بازدارندگی تهاجمی» وارد شده است؛ اظهار کرد: پیش از این گروه‌های مقاومت بر اساس شرایط خود وارد عمل می‌شدند؛ برای مثال یمنی‌ها می‌جنگیدند در حالی که جبهه‌های دیگر فعال نبودند، یا حزب‌الله سال گذشته ۶۶ روز به تنهایی جنگید. اما تحول جدید، «همزمانی عملیات» است.

وی با تأکید بر اینکه «امروز جبهه‌های مختلف با توجه به مجموع تجربیات و شرایط موجود، به صورت «واحد» عمل می‌کنند» گفت: این هماهنگی تنها در سطح راهبردی و زمان‌بندی حملات نیست، بلکه در «تاکتیک‌ها و هدف‌گیری» نیز مشهود است.

کارشناس مسائل منطقه توضیح داد: براب مثال، اگر هدف، پالایشگاه‌ها باشند، همه جبهه‌ها همزمان آنها را مورد هدف قرار می‌دهند یا اگر تمرکز بر اطراف دیمونا باشد، همه با هم عمل می‌کنند.

به گفته قنادباشی، این هم‌افزایی، هم از جهت وارد کردن ضربات و هم بابت تقویت روحیه رزمندگان، تأثیرات بسیار زیادی دارد چراکه زیربنای این همکاری، نقشه مشترک، ساختار نظامی یکپارچه و عقیده دفاعی واحد است که از گذشته وجود داشت؛ حال آنکه «همزمانی تاکتیکی» پدیده‌ای جدید و بسیار مبارک است که بیشترین فشار را به رژیم صهیونیستی وارد می‌کند.

وی در تکمیل این بخث افزود: وقتی شلیک‌ها پراکنده باشد، اثر روانی و عملیاتی آن محدود است؛ اما وقتی همه جبهه‌ها یک هدف مشترک را همزمان مورد حمله قرار دهند، اثرگذاری چندبرابر می‌شود.

 انصارالله؛ از گروه محلی تا قدرت منطقه‌ای

کارشناس مسائل منطقه با اشاره به پتانسیل انصارالله برای بستن تنگه باب‌المندب در صورت تشدید درگیری ایران با دشمن آمریکایی صهیونیستی تاکید کرد: انصارالله دارای توانمندی بی‌نظیری است که از سه منظر جغرافیا، سابقه مبارزاتی و تاثیر روانی-اقتصادی قابل تحلیل است:

وی در توضیح موقعیت جغرافیایی یمن توضیح داد: یمن جغرافیایی وسیع‌تر از لبنان، فلسطین یا حتی برخی گروه‌های عراقی دارد؛ حدود یک‌سوم مساحت ایران. این وسعت، عمق استراتژیک و پراکندگی اهداف را برای دشمن دشوار می‌کند. 

در ادامه، قنادباشی به سابقه مبارزاتی انصارالله اشاره کرد و افزود: انصارالله طی دو سال و نیم گذشته، بمباران‌های شدید آمریکا، انگلیس و حتی اسرائیل را تجربه کرده و در مقابل، ضربات متقابل مؤثری وارد کرده است. این تجارب، ظرفیتی در حد یک کشور قدرتمند برای این گروه ایجاد می‌کند.

کارشناس مسائل منطقه در باب تأثیر روانی-اقتصادی عملکرد انصارالله نیز گفت: احتمال بستن باب‌المندب توسط انصارالله، باعث افزایش قیمت نفت و نگرانی در بازار‌های انرژی و کالای جهانی شده است. حتی بدون اقدام عملی، این توانمندی به خودی‌خود به نفع جبهه مقاومت عمل می‌کند. 

قنادباشی به این نکته نیز اشاره کرد که سناریوی بستن همزمان دو تنگه هرمز و باب‌المندب، از نظر فنی و راهبردی دور از ذهن نیست. اما مهم‌تر از اجرا، «اثر بازدارندگی» این گزاره است و همین احتمال است که محاسبات دشمن را برهم می‌زند.

حزب‌الله؛ بازسازی شگفت‌انگیز

وی درباره تحلیل وضعیت فعلی حزب‌الله به عنوان یکی دیگر از گروه‌های محور مقاومت به توان بازسازی عیرمنتظره این گروه اشاره کرد و یادآور شد: نقش حزب‌الله بسیار حیاتی است؛ زیرا بسیاری از برآورد‌ها این بود که حزب‌الله توان عملیاتی خود را از دست داده است. اما واقعیت میدانی نشان داد که این گروه نه‌تنها بازسازی شده، بلکه توانایی شگفت‌انگیزی در گشودن جبهه‌های جدید دارد.

قنادباشی با اشاره به ظرفیت مقاومت برای تهدید هم‌زمان شمال و جنوب اسرائیل به عنوان یک عامل کلیدی دیگر بیان کرد: موشک‌های انصارالله اکنون حتی شهر‌های شمالی فلسطین اشغالی را تحت پوشش قرار داده‌اند حال آنکه حزب‌الله هم اخیراً یک کشتی اسرائیلی را در مدیترانه مورد هدف قرار داد که این امر، ناامنی جدی برای تردد‌های دریایی رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است.

به گفته کارشناس مسائل منطقه، در نتیجه هم‌افزایی محور مقاومت، فشار اجتماعی بر اسرائیل هم بیشتر شده و شهر‌های شمالی اسرائیل مجدداً با بحران تخلیه مواجه هستند و تل‌آویو دیگر امن نیست و این وضعیت، فشار اجتماعی و اقتصادی سنگینی بر رژیم تحمیل می‌کند.

قناد‌باشی از ورود زمینی اسرائیل به جنوب لبنان در شرایطی که با ایران درگیر بود، به عنوان یک اشتباه بزرگ یاد کرد و گفت: این اقدام باعث بازگشایی جبهه حزب‌الله شد که اکنون تمام توان نظامی اسرائیل را به خود مشغول کرده است.

 شورای همکاری خلیج فارس؛ تضاد منافع یا وحدت مواضع؟

کارشناس مسائل منطقه در قبال رویکرد متناقض اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در قبال ایران نیزاظهار کرد: این تقسیم‌بندی جدید نیست و ریشه در ماهیت نظام‌های حاکم بر این کشور‌ها دارد؛ برای مثال عمان از زمان سلطان قابوس تاکنون، سیاستی متعادل و مبتنی بر منافع ملی دنبال کرده و روابط دوستانه‌ای با ایران داشته است. اما کشور‌های هم‌سو با آمریکا (امارات، بحرین، کویت، عربستان) وابستگی ماهوی به غرب دارند و حتی اگر امروز به آمریکا یا انگلیس اعتمادی نداشته باشند، به دلیل ساختار حکمرانی و پیوند‌های تاریخی، چرخش استراتژیک به سمت ایران برای آنها دشوار است.
 
اما از نظر قنادباشی، نکته مهم این است که دشمنی جمعی این کشور‌ها با ایران، هرگز به اندازه فشار مستقیم آمریکا علیه ما نخواهد بود. 

وی در تکمیل این مطلب افزود: اگر این کشور‌ها سیاست خارجی مستقل و مبتنی بر منافع ملی اتخاذ کنند، طبیعتاً باید از آمریکا فاصله بگیرند و به پیشنهاد‌های همکاری منطقه‌ای ایران بپیوندند. اما تا زمانی که ساختار حکمرانی آنها وابسته باقی بماند، تغییر بنیادین دشوار است. با این حال، شرایط بدتر از قبل نخواهد شد. 

چشم‌انداز حضور آمریکا در منطقه

به گفته کارشناس مسائل منطقه، پیروزی ایران در این جنگ و تثبیت بازدارندگی، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری منطقه‌ای بدون حضور آمریکا باشد؛ سناریویی که اکنون بیش از هر زمان دیگری محتمل به نظر می‌رسد.

وی ادامه داد: اگر آمریکا در این تقابل شکست بخورد، پیامد‌های آن فراتر از منطقه خاورمیانه خواهد بود.

قنادباشی استدلال کرد: ناکامی‌های اخیر و ناکارآمدی سیاست‌های ترامپ، لرزه‌ای در ساختار سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است. این زلزله، پشتوانه حضور آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار می‌دهد. از سوی دیکر، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه آسیب‌پذیر شده‌اند و بازسازی آنها زمان‌بر و پرهزینه است.
 
کارشناس مسائل منطقه در ادامه این استدلال افزود: حضور نیرو‌های آمریکایی در منطقه اکنون با ریسک امنیتی جدی همراه است و حوادثی مانند شهادت فرماندهان ایرانی یا آسیب به شهروندان در میناب و بوشهر، حساسیت‌های منطقه‌ای را افزایش داده است. 

قنادباشی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این هزینه‌های عظیم نتواند امنیت یا منافع استراتژیک آمریکا را تأمین کند، فشار داخلی برای بازنگری در تعهدات جهانی افزایش خواهد یافت. به این ترتیب، آمریکایی‌ها به راحتی نمی‌توانند مانند گذشته در منطقه تردد کنند حال آنکه اگر شکست آمریکا قطعی شود، نه‌تنها حضور منطقه‌ای، بلکه حضور جهانی این کشور نیز زیر سوال خواهد رفت.

انتهای پیام/

ارسال نظر