«بدنام»؛ در جستوجوی روایتی متفاوت در بستر الگوهای آشنا
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، مهسا بهادری ـ قسمت نخست سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و تهیهکنندگی حامد عنقا، تصویری آشنا، اما با بستهبندی متفاوت از فضای فساد اقتصادی و مناسبات قدرت به نمایش میگذارد. با این حال، فراتر از لایه ظاهری، پرسش اصلی این است؛ آیا این سریال توانسته از دایره تکرارهای آثار پیشین عنقا خارج شود یا صرفاً نسخهای اصلاحشده از همان آثار است؟
حامد عنقا طراح و نویسنده سریال «بدنام» است و نمیتوان این آثار را جدا از سوابق فیلمنامهنویسی او دانست. در آثار پیشین او مثل «آقازاده» و «گناه فرشته» محوریت همیشه حول فساد اقتصادی، نفوذ در ساختار قدرت و شبکههای موازی بوده است. در این سریال نیز این تداوم را میتوان مشاهده کرد. اما اینبار تفاوت در این است که متمرکزترین نقطه داستان به جای «آقازاده»، بر روی یک چهره مذهبیمنظر است که نقش اصلی آن را حسن پورشیرازی ایفا میکند. البته شاید پذیرش این نقش یعنی مرد سن داری که عاشق دختری جوان میشود، توسط حسن پورشیرازی، آن هم پس از فیلم «پیر پسر» او را وارد یک لوپ از نقش تکراری کند، اما با این حال عشق میان یک مرد جا افتاده مذهبی و یک دختر جوان فضای ذهنی را ناخودآگاه به سمت سریال «میوه ممنوعه» به کارگردانی حسن فتحی سوق میدهد.
به همینخاطر هم یکی از نگرانیهای جدی درباره «بدنام»، بازگشت به همان الگوهای تکراری است. درام عشق ممنوعه، زنِ اغواگر و رقبای عشقی بهعنوان ابزار پیشبرد داستان و فسادِ اقتصادی بهعنوان محور اصلی، ترکیبهایی هستند که مخاطب سریالهای عنقا قبلاً تجربه کرده است. پرداخت به این عناصر به صورت جداگانه مشکلی ایجاد نمیکند، اما وقتی به صورت ترکیبی و بدون نوآوری قابلتوجه به کار گرفته میشوند، خطر تکرار و یکنواختی افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل باید دید آیا فیلم میتواند روایتی عمیق شکل دهد یا صرفا یک تغییر داستان و شخصیت سطحی است.
از تغییر ترکیب بازیگران سریال نمیتوان گذشت حسن پورشیرازی، سینا مهراد و امیر آقایی در این سریال، ترکیبی از بازیگران تثبیتشده و چهرههای جدید را ایجاد کردهاند. امیر آقایی که پیش از اینها بازی خود را مخصوصا در آثار عنقا تثبیت کرده است، اما مهراد با تغییراتی در تیپ و بازی، توانسته کمی از تصویر کاراکتر پیشینش در «آقازاده» فاصله بگیرد. سینا مهراد در این سریال نشان داده که هنوز پتانسیل عبور از نقشهای تکراری را دارد. ستایش رجایینیا نیز بهعنوان چهره نوظهور عرصه بازیگری، در نقش یلدا افروز، حضور پررنگی دارد.
با این حال، بازیگری بهتنهایی نمیتواند ضعفهای روایی را پوشش دهد. در قسمت نخست، هنوز مشخص نیست که این بازیگران در خدمت چه روایتی هستند و آیا شخصیتها به اندازه کافی عمق دارند، یا خیر از آنجایی که انتهای قصه در همان ابتدا نمایش داده میشود میدانیم که ابعاد عشقی داستان چگونه پیش خواهد رفت، حتی مسیر قصه هم تا حدودی قابل حدس به همین خاطر باید گفت که این ریسک بسیار بزرگی برای نویسنده و کارگردان است به این خاطر که اگر نتوانند قصه عمیقی را روایت کنند، قطعا مخاطب را از دست خواهند داد، چون انتهای داستان در دقایق ابتدایی فیلم بر ملا میشود.
نکته مهم در قسمت اول، تمرکز بیشتر بر معرفی شخصیتها و ترسیم فضای کلی داستان است. این رویکرد، اگرچه طبیعی برای اپیزود آغازین است، اما نمیتواند جایگزین پیشبرد روایت شود. پرسش اصلی این است که آیا سریال در ادامه میتواند از این مرحلهی معرفی فراتر رود و به پیچیدگیهای واقعی داستان بپردازد؟ یا اینکه همچنان در سطح معرفی باقی خواهد ماند؟
در مجموع باید گفت سریال «بدنام» در قسمت نخست، وعدههایی داده است که نیاز به پیگیری دارند. ساختار فنی قابلقبول است، بازیگران توانمندی حضور دارند و موضوع پرداختن به فسادِ ساختاری میتواند جذاب باشد. اما برای اینکه این سریال بتواند در میان آثار ماندگار نمایش خانگی قرار گیرد، باید از سه عامل تکرار الگوها، سطحینگری در شخصیتپردازی و عدم پیشبرد واقعی روایت فاصله بگیرد.
آینده «بدنام» به نحوه ادامه این مسیر گره خورده است. اگر بتواند از این نقاط ضعف عبور کند، در شرایط فعلی که خوراک فرهنگی قابل توجهی هم وجود ندارد میتواند اثری قابلتوجه و یکهتاز باشد.
انتهای پیام/
- تور استانبول
- غذای سازمانی
- خرید کارت پستال
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس