عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت و گو با شبکه خبر:

وطن محور وحدت و شرط بقای همه آرمان‌هاست/ دفاع از وطن اولویتی فراتر از همه اختلافات است

استاد حوزه و دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در گفت‌وگویی با شبکه خبر به تبیین پیام اخیر رهبر انقلاب و زمینه‌های تاریخی و فرهنگی آن پرداخت.

به گزارش خبرگزاری آنا، حجت الاسلام و المسلمین پارسانیا در ابتدای این گفت‌و‌گو با اشاره به فضای دشوار سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی، یاد و خاطره شهدای آن دوران را گرامی داشت و اظهار کرد: زمانی که شهید آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب به شهادت رسیدند، کشور در شرایط بسیار سختی قرار داشت. در همان ایام مقام معظم رهبری نیز چند روز قبل از آن مورد سوءقصد قرار گرفته و مجروح شده بودند و اندکی بعد نیز رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر به شهادت رسیدند.

وی با اشاره به مراسم تشییع شهدای هفتم تیر افزود: در آن مراسم، رهبر شهید معظم انقلاب سخنان خود را با آیه‌ای از قرآن کریم آغاز کردند که مضمون آن بر این نکته تأکید دارد که خداوند هیچ آیه‌ای را از میان نمی‌برد یا به فراموشی نمی‌سپارد مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را جایگزین کند. این آیه به نوعی بیانگر سنت الهی در تجدید و نوسازی و حرکت رو به جلو در عالم است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: همین مضمون در پیام اخیر رهبر جدید انقلاب نیز دیده می‌شود. این نگاه نشان می‌دهد که در حوادث بزرگ تاریخی، سنت‌های الهی جاری است و جامعه انسانی در مسیر تحولات خود دچار عقب‌گرد نمی‌شود بلکه در چارچوب حکمت الهی به سوی تجدد و نوزایی حرکت می‌کند.

پارسانیا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شرایط جهان اسلام در دو قرن اخیر گفت: در حدود دویست سال گذشته بسیاری از کشور‌های اسلامی با پدیده استعمار مواجه شدند و کمتر کشوری را می‌توان یافت که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت سلطه استعمار قرار نگرفته باشد. ایران در این میان تا حدی یک استثنا به شمار می‌آید و به نظر می‌رسد یکی از دلایل آن ویژگی‌های فرهنگی جامعه ایرانی است.

وی افزود: با وجود این، مردم ایران نیز احساس عقب‌ماندگی و حضور بیگانه را تجربه می‌کردند و میل به مقاومت در برابر آن وجود داشت. در فضای دوقطبی جهان آن روز، بسیاری از جریان‌های مقاومتی در کشور‌های مختلف تحت تأثیر جریان‌های چپ شکل می‌گرفتند و حتی در ایران نیز برخی الگو‌های مبارزه از مکاتب فکری غربی الهام می‌گرفت.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه امام خمینی (ره) مسیر متفاوتی را در مبارزه با استعمار و استبداد گشود، تصریح کرد: کاری که امام راحل انجام داد این بود که مقاومت را به بستر فرهنگی و دینی جامعه بازگرداند. این حرکت از دل فرهنگ اسلامی و ایرانی جوشید، در شخصیت امام تجسم یافت و سپس با همین زبان با مردم سخن گفته شد.

پارسانیا خاطرنشان کرد: سبکی از مبارزه شکل گرفت که پیش از آن سابقه نداشت. در آن زمان بسیاری تصور می‌کردند برای پیروزی انقلاب باید دهه‌ها مبارزه چریکی و پنهانی انجام شود؛ الگویی که در برخی کشور‌های آمریکای لاتین مطرح بود. اما امام خمینی با تکیه بر حضور مردم در صحنه و حرکت آشکار اجتماعی، مسیر دیگری را پیش روی جامعه قرار داد.

وی در پایان با اشاره به خاطرات خود از روز‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: در آن سال‌ها برخی از فعالان سیاسی باور نداشتند که چنین انقلابی بتواند به سرعت به پیروزی برسد و حتی تصور می‌کردند این مسیر نیازمند چندین نسل مبارزه و فداکاری است، اما حضور گسترده مردم و رهبری امام خمینی (ره) معادلات موجود را تغییر داد.

فرهنگ برآمده از انقلاب اسلامی امروز خود به عامل هدایت جامعه تبدیل شده است

پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه گفت‌وگوی خود با شبکه خبر با اشاره به نقش مردم در تداوم انقلاب اسلامی گفت: روشی که امام خمینی (ره) برای مبارزه و پیروزی انقلاب به کار گرفتند، در ابتدا حتی برای بسیاری از انقلابیون نیز قابل تصور نبود. امام با آوردن مردم به میدان و فعال کردن بستر فرهنگی جامعه، مسیر تازه‌ای در مبارزه ایجاد کردند.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب نیز از همان زمان این مسئله را به‌خوبی درک کردند و در چهار دهه گذشته همواره بر اعتماد به حضور مردم تأکید داشته‌اند. به گفته پارسانیا، این اعتماد به مردم یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی است که در مسیر انقلاب اسلامی نقش تعیین‌کننده داشته است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به آیه‌ای که در پیام رهبر جدید انقلاب مورد توجه قرار گرفته است، اظهار کرد: مضمون این آیه بیانگر آن است که خداوند در تحولات تاریخی همواره جایگزین‌های بهتر یا همانند آنچه از دست می‌رود پدید می‌آورد. به اعتقاد وی، رخداد‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که جامعه ایران پس از چهار دهه تجربه، به بلوغی رسیده است که مسیر خود را بر پایه فرهنگی عمیق و تمدنی دنبال می‌کند.

پارسانیا ادامه داد: فرهنگ ایرانی ـ اسلامی دارای مؤلفه‌هایی همچون عاشورا، امید به آینده، باور به امام زمان (عج)، فلسفه، عرفان و نظام فکری خاص خود است و امروز این فرهنگ در سطح عمومی جامعه زنده و فعال است. به گفته وی، آنچه در این روز‌ها مشاهده شد یک حادثه کوچک نبود، بلکه نشان داد جامعه توانایی هدایت و پیشبرد مسیر خود را دارد.

وی با اشاره به شرایطی که پس از شهادت رهبر انقلاب به وجود آمد، تصریح کرد: در مقطعی چند روز جامعه بدون رهبر رسمی بود، اما جامعه خود نقش هدایتگر را ایفا کرد و این نشان‌دهنده بلوغ اجتماعی و فرهنگی مردم است. ما قدرت تنگه هرمز را داشتیم، اما استفاده نمی‌کردیم.

این استاد حوزه و دانشگاه همچنین با اشاره به تحولات عرصه بین‌المللی و تجربه دیپلماسی ایران گفت: در برخی مذاکرات و نشست‌های دیپلماتیک هدف این بود که هم در داخل کشور و هم در عرصه جهانی این واقعیت روشن شود که مسئله طرف مقابل، به‌ویژه در آمریکا، صرفاً دیپلماسی نیست بلکه مبتنی بر منطق قدرت است.

وی افزود: در سنت فکری غرب نیز برخی متفکران به این مسئله اشاره کرده‌اند. برای نمونه نیچه حقیقت را با قدرت پیوند می‌زند و حتی فیلسوفان را دلقک‌های تاریخ می‌نامد؛ یعنی در نهایت آنچه تعیین‌کننده است قدرت است. به گفته پارسانیا، بسیاری از ایدئولوژی‌ها و مکاتب فکری که در غرب شکل گرفته‌اند در نهایت به همین منطق قدرت بازمی‌گردند.

پارسانیا در مقابل، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را فرهنگی دانست که مردم در آن در جست‌وجوی حقیقت و عدالت هستند. وی گفت: در این فرهنگ صرفاً عقلانیت ابزاری و محاسبه قدرت تعیین‌کننده نیست، بلکه ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی نیز نقش اساسی دارند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تجربه تاریخی جهان افزود: قرن نوزدهم را می‌توان قرن استعمار دانست و قرن بیستم را قرن انقلاب‌های رهایی‌بخش. با این حال بسیاری از انقلاب‌های رهایی‌بخش در جهان در چارچوب مفاهیم و فرهنگ غربی شکل گرفتند، زیرا جهان در آن زمان به دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود و حتی شرق سیاسی نیز از نظر فرهنگی تحت تأثیر غرب قرار داشت.

وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ایران در واقع بازگشت به هویت فرهنگی اسلامی بود؛ هویتی که در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر جهان چنین بازگشتی در آن رخ نداده است. به گفته پارسانیا، طرح مباحثی مانند گفت‌وگوی تمدن‌ها یا برخورد تمدن‌ها در اندیشه غربی نیز نشان‌دهنده توجه آنان به مسئله تقابل فرهنگ‌ها و تمدن‌هاست.

پارسانیا در پایان با اشاره به مباحث نظری در حوزه جامعه‌شناسی و فلسفه اجتماعی گفت: برخی متفکران غربی مانند ماکس وبر عقلانیت مسلط در تمدن مدرن را عقلانیت معطوف به هدف یا همان عقلانیت ابزاری می‌دانند؛ عقلانیتی که بر محاسبه ابزار‌ها برای دستیابی به اهداف مادی تکیه دارد. در مقابل، آنچه در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مشاهده می‌شود نوعی عقلانیت معطوف به ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی است که در رفتار و کنش اجتماعی مردم جلوه پیدا می‌کند.

ایران عقلانیتی نوین و انسانی را در برابر عقلانیت ابزاری غرب به نمایش گذاشت

پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه گفت‌وگوی خود با شبکه خبر، با اشاره به تقابل دو نوع عقلانیت در جهان معاصر گفت: در جهان امروز، علم در ذیل عقلانیتی تعریف می‌شود که آن را عقلانیت ابزاری می‌نامند؛ عقلانیتی که تنها درباره ابزار و روش‌های تحقق اهداف بحث می‌کند و نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی سخنی ندارد.

وی افزود: در این نوع نگاه، علم مأمور شناخت راه‌های سلطه و تسلط است، نه در پی درک حقیقت یا ارتقای ارزش‌های انسانی. به همین دلیل، در جهان امروز ـ که به تعبیر او، جهان غرب است ـ چنین عقلانیتی که به ارزش‌ها معطوف باشد، کمتر وجود دارد. در گذشته فرهنگ‌هایی این نوع عقلانیت را داشتند، اما اکنون به حاشیه رانده شده‌اند.

پارسانیا با اشاره به تجربه جمهوری اسلامی ایران اظهار کرد: ایران نشان داد نوعی دیگر از عقلانیت در جهان ممکن است؛ عقلانیتی زنده، الهام‌گرفته از ایمان و فرهنگ، که در آن انسان‌ها صرفاً ابزار نیستند بلکه غایات و ارزش‌های متعالی هدف اصلی حرکت اجتماعی و سیاسی‌اند.

وی با استناد به تعبیر قرآنی أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ گفت: در تمدن امروز، انسان‌ها پیرو امیال و شیطان درونی خویش شده‌اند و در نتیجه دانش و علم نیز از مسیر اصلی خود منحرف شده است. علمی که به صحنه امروز وارد می‌شود، در خدمت سیاستمدارانی است که تنها به دنبال حفظ و گسترش قدرت خویش هستند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: در چنین شرایطی، دانشمند در واقع ابزار قدرت است و نه جوینده حقیقت. تعبیر نیچه از فیلسوفان به‌عنوان "دلقک‌های تاریخ" دقیقاً در همین راستا مطرح می‌شود؛ یعنی علم و فیلسوفان در خدمت صاحبان قدرت قرار گرفته‌اند، نه در خدمت کشف حقیقت و رشد انسان، چیزی است که آنها در جزیره اپستین مشاهده می‌کند.

پارسانیا اضافه کرد: امروز نیز همین واقعیت در جهان آشکار شده است؛ در تمدنی که حقیقت مستقل از انسان جایی ندارد و همه چیز در خدمت اراده قدرت تعریف می‌شود. وی در مقابل، فرهنگ ایرانی را قلب تپنده جهان بی‌روح مدرن توصیف کرد و گفت: همان گونه که در روز‌های پیروزی انقلاب اسلامی ایرانیان معنایی متفاوت از عقلانیت را به نمایش گذاشتند، امروز نیز جهان در برابر فرهنگی قرار گرفته است که عقلانیتش بر محور ارزش، ایمان و حقیقت استوار است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: ایران در چهار دهه گذشته در عرصه علم و فناوری و عقلانیت ابزاری نیز پیشرفت‌های چشمگیری داشته و تا مرز‌های دانش پیش رفته است، اما هرگز در همین سطح متوقف نشده، بلکه آن را در خدمت انسان و فرهنگ قرار داده است.

پارسانیا تأکید کرد: پیروزی‌های امروز کشور صرفاً نتیجه قدرت نظامی یا فناوری موشکی نیست؛ این پیروزی‌ها در وهله نخست ثمره فرهنگی است که در دل مردم زنده است و نیروی اجتماعی و ایمانی آنان را شکل می‌دهد. در واقع، میدان واقعی نبرد امروز، نبرد ابزار‌ها نیست، بلکه نبرد دو نوع عقلانیت است: عقلانیت ابزاری در برابر عقلانیت انسانی و الهی.

به گفته وی، فرهنگ برآمده از انقلاب اسلامی نشان داد می‌توان پیشرفت علمی و فنی را با رویکردی ارزشی، عدالت‌محور و معنوی همراه کرد؛ رویکردی که در آن، علم در خدمت انسان و حقیقت است نه در خدمت قدرت.

حضور مردم در صحنه حاصل ریشه‌های عمیق فرهنگی و تاریخی ایران است

پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه گفت‌وگوی خود با شبکه خبر با اشاره به حضور گسترده مردم در صحنه‌های مختلف اجتماعی و ملی و در پاسخ به این پرسش که چه عاملی باعث می‌شود مردم با وجود مخاطرات در صحنه حضور داشته باشند، اظهار کرد: این حضور صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه از دل یک فرهنگ زنده و تاریخی برمی‌خیزد. جامعه‌ای که از پشتوانه فرهنگی و ارزشی برخوردار نباشد، به جامعه توده‌ای تبدیل می‌شود؛ جامعه‌ای که وقتی جمع می‌شود ممکن است رفتار‌های هیجانی و حتی خشونت‌آمیز از آن بروز کند.

پارسانیا افزود: در جامعه‌ای که فاقد بنیان‌های فرهنگی مستحکم است، تجمع‌های اجتماعی می‌تواند به فوران خشم کور یا رفتار‌های غیرقابل پیش‌بینی منجر شود، اما آنچه در جامعه ایران دیده می‌شود متفاوت است. در این حضور مردمی، ایثار، همبستگی، آرامش و وحدت دیده می‌شود و این نشان می‌دهد که یک فرهنگ عمیق در حال سخن گفتن و بروز یافتن است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر ریشه‌های معرفتی این فرهنگ ادامه داد: این فرهنگ در سطوح مختلفی از جمله هنر و شعر نمود پیدا می‌کند، اما پشتوانه آن تنها هنر و ادبیات نیست، بلکه در کانون آن قرآن و آموزه‌های قرآنی و همچنین سنت عقلانیت قرار دارد.

وی تصریح کرد: تاریخ ایران تاریخی آکنده از اندیشه‌های عقلانی و گفت‌و‌گو‌های فکری است؛ اندیشه‌هایی که در طول قرن‌ها شکل گرفته و انباشته شده‌اند و امروز نیز در جامعه حضور دارند. هنر امام خمینی (ره) این بود که مقاومت در برابر سلطه بیگانه را با اتکا به همین ظرفیت‌های فرهنگی فعال کرد.

پارسانیا در ادامه با اشاره به پیوند تاریخی میان فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی گفت: فرهنگ ایرانی تنها محدود به دوره پس از اسلام نیست. حتی پیش از اسلام نیز در فرهنگ ایرانی نوعی نگاه قدسی به زمین و آسمان وجود داشته است؛ زمینی که محل تولد و زیست انسان است و آسمانی که آرمان‌های انسانی و الهی را نمایندگی می‌کند.

وی افزود: در این نگاه، زمین و زمان جایگاه تجلی اسماء الهی هستند. انسان ایرانی این پیوند میان آسمان و زمین را در فرهنگ خود حفظ کرده و همین نگاه قدسی سبب شده است که دفاع از سرزمین و هویت فرهنگی معنایی عمیق پیدا کند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به پژوهش‌های مرحوم دکتر عماد افروغ نیز گفت: یکی از پرسش‌های مهم این بود که چرا ایرانیان اسلام و به‌ویژه تشیع را با چنین عمق و گستردگی پذیرفتند. پاسخ این پرسش را باید در همان بستر فرهنگی تاریخی ایران جست‌و‌جو کرد که زمینه پذیرش چنین مفاهیمی را فراهم کرده است.

پارسانیا خاطرنشان کرد: در طول دو قرن گذشته نیز همین فرهنگ سبب شد که ایران کمتر از بسیاری از کشور‌های دیگر در معرض استعمار مستقیم قرار گیرد و توان مقاومت خود را حفظ کند.

وی با اشاره به فتاوای علما درباره دفاع از سرزمین گفت: در روز‌های اخیر نیز مراجع تأکید کردند که دفاع از خاک و سرزمین اسلامی وظیفه‌ای همگانی است و حتی کشته شدن در این راه شهادت محسوب می‌شود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به نمونه‌ای تاریخی اشاره کرد و گفت: در دوره‌ای که روس‌ها به ایران حمله کردند، میرزای قمی نامه‌ای به فتحعلی‌شاه نوشت و تصریح کرد که وقتی خاک کشور مورد هجوم قرار می‌گیرد، دفاع از آن بر همه واجب است. این یک فتوای عام بود که نشان می‌داد حفظ سرزمین و دفاع از آن یک وظیفه همگانی است.

وی تأکید کرد: در کنار این وظیفه عمومی، برای دفاع مؤثر نیاز به نظم اجتماعی و سازماندهی نیز وجود دارد و باید ساختار‌های لازم برای این دفاع شکل بگیرد.

پارسانیا در پایان خاطرنشان کرد: در فقه و اندیشه سیاسی ما مباحث فراوانی درباره حکومت، نظم اجتماعی و مشروعیت وجود دارد، اما در شرایطی که سرزمین مورد تهدید قرار می‌گیرد، دفاع از وطن و حفظ آن به یک اولویت اساسی تبدیل می‌شود؛ اولویتی که همه اختلافات و نزاع‌های تاریخی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

دفاع از وطن محور عقلانیت دینی و شرط بقای همه آرمان‌هاست

پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه گفت‌وگوی خود با شبکه خبر، با تشریح مبانی فقهی، تاریخی و فرهنگی دفاع از سرزمین، تأکید کرد که وطن در عقلانیت دینی جایگاهی محوری دارد و حفظ آن بر همه اختلافات و ملاحظات دیگر تقدم دارد.

وی با اشاره به دیدگاه فقهی میرزای قمی در مسئله دفاع از سرزمین اظهار کرد: دفاع در اصل بر عهده امام معصوم (ع) یا نایب ایشان است، اما اگر چنین حضوری وجود نداشته باشد و شخصی مانند فتحعلی‌شاه در رأس امور قرار گیرد، این‌گونه نیست که دفاع تعطیل شود؛ بلکه در همین شرایط نیز دفاع واجب است و کسی که قدرت و حکم در دست اوست، باید محور عمل قرار گیرد و دیگران برای تحقق دفاع با او همکاری کنند. این مسئله نشان‌دهنده اهمیت وطن و اولویت وحدت بر سر آن است؛ به‌گونه‌ای که همه اختلافات دیگر باید در ذیل این اولویت قرار گیرند.

پارسانیا در ادامه، به‌عنوان نمونه‌ای تاریخی دیگر، به فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی اشاره کرد و گفت: صدور این حکم نیازمند فهم دقیق فقیه از شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه بود. وی به تحلیلی از آیت‌الله شبیری زنجانی اشاره کرد و افزود: بر اساس این تحلیل، تأخیر میرزای شیرازی در صدور حکم به این دلیل بود که مسئله تنها استقلال اقتصادی جامعه ایران نبود، بلکه استقلال سیاسی ایران در برابر بیگانه نیز مطرح بود. این پرسش جدی وجود داشت که آیا این حکم، موقعیت ناصرالدین‌شاه را در برابر قدرت‌های خارجی تضعیف می‌کند یا نه.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: اینجاست که عقلانیت دینی خود را نشان می‌دهد؛ عقلانیتی که در متن آن، وطن جای دارد. ممکن است رویکرد‌های مختلف، از جمله رویکرد‌های مدرن، نسبت به وطن وجود داشته باشد، اما هیچ رویکردی به اندازه رویکرد دینی جامعه ایران نتوانسته است چنین قدرت و انسجامی را برای دفاع از وطن به میدان بیاورد و نخواهد توانست.

وی با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب بر سرود‌ای ایران گفت: این مسئله از سر تسامح نیست، بلکه ریشه در معرفت دینی، عقلانیت ارزشی و فرهنگی دارد که در جامعه ایران جاری است. امروز نیز وقتی فقها و علما به متون فقهی همچون جواهرالکلام یا آثار علامه حلی مراجعه می‌کنند، این متون سرشار از فتاوایی است که ناظر به چنین شرایطی است. این فتاوا، حکم انشایی صرف نیستند، بلکه حکم عزم است؛ یعنی عقلانیتی که جامعه را برای مقاومت آماده می‌کند و سپس در مقام عمل، اشکال اجرایی متناسب با شرایط خود را می‌یابد.

پارسانیا تأکید کرد: این عقلانیت دینی در دو قرن اخیر، جامعه ایران را برای مقاومت سامان داده است؛ چه در دوره‌هایی که خود در حاشیه قدرت بوده و چه زمانی که به قدرت مشروعیت بخشیده است. در همه این حالات، وطن جایگاهی دارد که هیچ ساحت دیگری با آن قابل قیاس نیست. اگر وطن از دست برود، دیگر چیزی باقی نمی‌ماند که بر سر آن بتوان ایستاد؛ این خط نهایی اولویت‌هاست.

وی افزود: نمونه‌ای از این اولویت‌بندی را در صدر اسلام نیز می‌بینیم؛ آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) با بازگشت مظاهر جاهلیت و نظام قبیله‌ای مواجه شد و برای حفظ هویت فرهنگی جامعه اسلامی، مسائل دیگر را کنار گذاشت و به این اولویت پرداخت. اگر آن هویت حفظ نمی‌شد، جامعه دوباره به همان نظام جاهلی بازمی‌گشت.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به دوران معاصر گفت: در عصر استعمار، وطن نقشی اساسی در عقلانیت اسلامی و به‌ویژه در ایران ایفا کرده است. امروز نیز استقامت و مقاومت مردم ایران در شرایط جنگی، نگاه جهانیان را متوجه این فرهنگ کرده است. جهان معاصر تحت سیطره عقلانیتی قرار دارد که ماکس وبر آن را عقلانیت ابزاری می‌نامد؛ عقلانیتی که در آن قدرت، تعیین‌کننده همه‌چیز است و حقیقت، ارزش، عدالت و معنای زندگی به سلیقه و نسبت با قدرت فروکاسته می‌شود.

پارسانیا افزود: در برابر این عقلانیت، ما با فرهنگی روبه‌رو هستیم که به حقیقت ایمان دارد؛ فرهنگی که فیلسوفان، قرآن، برهان، هنر و ایمان خود را دارد. امام خمینی (ره) این ایمان را زنده کرد و کوشید قدرتی را که در پناه این ایمان نهفته است، آشکار سازد.

وی با اشاره به دیدگاه‌ها درباره مواجهه تمدن‌ها با غرب گفت: بسیاری از تمدن‌ها زمانی با غرب روبه‌رو شدند که حیات و نشاط درونی خود را از دست داده بودند و حتی در مقاومت، از غرب الگو گرفتند؛ اما این تحلیل درباره فرهنگ ایرانی صادق نیست. ایران در زمانی با غرب مواجه شد که در اوج قدرت معرفتی، فقهی و فلسفی خود قرار داشت.

پارسانیا تصریح کرد: در دهه‌های اخیر، ایران راه تازه‌ای یافته است؛ راهی که نه‌تنها برای ایران، بلکه برای جهان امروز افقی جدید می‌گشاید. در جمع‌بندی این بحث، آنچه باید بر آن تأکید کرد، همان نکته‌ای است که مراجع عظام در پیام‌های خود مطرح کرده‌اند: وحدت و حفظ محور وحدت.

وی در پایان گفت: امروز صف‌بندی اصلی، صف‌بندی وطن و ساحت ملکوتی انسان در برابر جهانی است که ملکوت را به ملک فروکاسته است. حفظ این سرزمین باید با اولویت در دستور کار قرار گیرد و همه مسائل دیگر در حاشیه آن قرار گیرند. اگرچه در سایه تلاش دانشمندان و رزمندگان، توانمندی‌های اقتداری و ابزاری نیز فراهم شده است، اما رمز اصلی مقاومت و پیروزی، حضور مردم با عقلانیت، ارزش‌ها و آرمان‌هایشان است؛ آرمان‌هایی که در کانون آن، وطن قرار دارد.

وی ابراز امیدواری کرد که به برکت این حضور و وحدت، خبر فتح و پیروزی ملت ایران به‌زودی اعلام شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر