پیشنهاد سردبیر
پایان مأموریت «پیمانکاران آشوب» در بزنگاه مذاکرات مسقط 

گزارش آنا از پشت‌پرده بازداشت ۴ عنصر کلیدی حلقه «ضدوفاق» و متلاشی شدن شبکه سایه

کابوس «پاسخ آنی»؛ چرا عقربه‌های جنگ در مسقط متوقف شد؟

واکاوی تغییر دکترین نظامی پنتاگون از «ضربه اول» به «انفعال استراتژیک»

 قمار با کارت‌های سوخته 

چرا واشنگتن همزمان با لبخند در مسقط تحریم جدید وضع می‌کند؟

عقب نشینی کاخ سفید و سکوت رسانه‌های عبری در برابر گرز تهران

چرا دکترین جنگ منطقه‌ای ترامپ را به زانو درآورد؟

راهپیمایی ۲۲ بهمن و نظریه «جوانک ترسو» در روابط بین‌الملل

در میانه یکی از پرتنش‌ترین دور‌های مذاکرات ایران و آمریکا، جایی که تهدید نظامی، جنگ روانی و نمایش قدرت هم‌زمان با گفت‌و‌گو‌ها جریان دارد، می‌توان این رویارویی را نه صرفاً یک مذاکره دیپلماتیک، بلکه یک «بازی خطرناک» در چارچوب نظریه‌های روابط بین‌الملل دانست؛ بازی‌ای که در آن، راهپیمایی ۲۲ بهمن می‌تواند همان سیگنالی باشد که فرمان ماشین طرف مقابل را در لحظه برخورد می‌چرخاند.

«بشیر اسماعیلی» کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان اصفهان در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: بین تحلیل‌های بیشمار این روز‌ها در محافل سیاسی، مذاکرات دور جدید ایران و آمریکا را می‌توان از طریق نظریه بازی هم مورد تحلیل و بررسی قرار داد. در بین نظریه‌های موجود در این رابطه، بازی «جوانک ترسو» شاید تطابق نظری بیشتری با وضعیت کنونی مذاکرات داشته باشد. 

در سناریوی این بازی که رقابت دو جوان بر سر یک معشوق است، کسی برنده می‌شود که شجاعت بیشتری از خود نشان دهد؛ بنابراین این دو جوان قرار می‌گذارند که به طور دوئل وار روی یک پل به سمت یکدیگر با سرعت شروع به رانندگی کنند و هر کدام از جوان‌ها که بترسد و زودتر ماشین را کنار بکشد بازنده شده است. 

در این بازی چند سناریو محتمل است؛ اول اینکه هر دو ماشین به طور همزمان کنار بکشند که در این حالت هیچ برنده‌ای وجود نخواهد داشت. حالات بعدی کنار کشیدن یک نفر است که طبعا به برنده شدن طرف مقابل منجر می‌شود و در آخر بدترین حالت این است که هیچ یک تا آخر کنار نکشد تا این دو خوردو در حالت به اصطلاح شاخ به شاخ تصادف کنند و هر دو از بین بروند. 

اما از آنجایی که هر دو نفر از تصادف و نابودی اجتناب می‌کنند، هر یک می‌کوشند تا طرف مقابل را قانع کنند که بترسد و جا بزند. در عین حال شجاعت خود را نیز به نحوی به او نشان دهند. مثلا در حین رانندگی، یک شیشه خالی الکل از پنجره بیرون بیاندازد به نشانه اینکه مستی غالب شده و قدرت تعقل ندارد تا طرف مقابل بترسد و کنار بکشد. یا اینکه یک غربیلک فرمان اضافه همراه داشته باشد که از پنجره بیرون بیاندازد تا طرف مقابل بلوف بخورد و از بازی انصراف بدهد.

وقتی این بازی را در روابط بین الملل تطابق می‌دهیم، دو راننده، ما به ازای دو کشور هستند و معشوق در حکم منافع ملی است، بلوف‌های رانندگان هم به مثابه جنگ روانی و «رتوریک» کشورهاست تا طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهند و بیشترین امتیاز را از او بگیرند. 

در مسأله مذاکرات آمریکا با کشورمان، همانطور که دیدیم، ابتدا آمریکا شروع به پرتاب کردن فرمان اضافی از پنجره ماشین کرد؛ در واقع لشکرکشی ناوگان آمریکا به خلیج فارس در کنار جابه‌جایی نیرو‌ها در پایگاه‌های منطقه‌ای و جنگ روانی ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی، همگی در راستای تحت ترساندن ایران و گرفتن امتیازات بیشتر بود. 

در طرف ما هم تهدید به منطقه‌ای شدن جنگ، رونمایی از موشک جدید خرمشهر۴، آرایش جنگی نیروی دریایی و امثال آن برای کنار کشیدن آمریکا بود.

 آمریکایی‌ها در عین حال پهپاد شناسایی ایران را بر فراز ناو آبراهام لینکلن ساقط کردند، در حین مذاکرات فرمانده سنتکام به جلسه پیوست و کوشنر و ویتکاف پس از مذاکره از ناو ابراهام لینکلن بازدید کردند تا همچنان مانور قدرت در حین مذاکره ادامه داشته باشد. 

به موازات آمریکا، رتوریک مذاکره ایران هم ادامه دارد؛ اما در اینجا یک مناسبت مهم برای قانع کردن آمریکا به کنار کشیدن وجود دارد و آن، راهپیمایی روز بیست و دوم بهمن است. 

می‌دانیم که ماجرای اسنپ‌بک در کنار فشار حداکثری آمریکا و برنامه وزارت خزانه داری این کشور برای ایجاد نارضایتی اقتصادی و تعمیق شکاف بین مردم و حاکمیت در جهت تسلیم ایران صورت گرفت. با وقایع تلخ دی ماه گذشته، این شکاف بیشتر هم شد و آمریکا در حال حاضر تصور می‌کند به مقصود خود رسیده است و از یک حاکمیت تحت فشار داخلی، راحت‌تر می‌شود امتیاز گرفت و انتظار تسلیم داشت.

در عین حال آنان اوضاع داخلی کشور را به دقت رصد می‌کنند. یکی از دلایلی که آمریکا از حملات نظامی به ایران منصرف شد و به مذاکرات بازگشت نمایش حمایت مردمی در ۲۲ دی ماه بود. اکنون یک حمایت دیگر در ۲۲ بهمن در حکم نشانه‌ای است که بر پیچاندن فرمان ماشین آمریکا موثر خواهد افتاد.

فراموش نکنیم که بدترین سناریو یعنی برخورد دو خودرو به همدیگر کاملاً منتفی نیست و این برخورد هم برای نظامیان آمریکا در منطقه، حزب جمهوری‌خواه و پایگاه رأی ترامپ و هم برای ایران، زیرساخت‌های حیاتی و جان ایرانیان یک تهدید بزرگ خواهد بود. در حالتی که ایران تسلیم شود هم طبعاً این منافع ملی کشور است که قربانی می‌شود. 

همچنین باید واقف بود که اگر حاکمیت را راننده در نظر بگیریم، ماشین در این بازی به مثابه کشور ایران است. پس اینکه ما با راننده اختلاف نظر داشته باشیم باز هم نسبت به سرنوشت ماشینی که همگی سوار بر آن هستیم نمی‌توانیم بی تفاوت باشیم؛ بنابراین فارغ از هر نظر و ایده و فکری و جدا از هر گرایش سیاسی و با همه خشم یا اندوهی که در ما هست، راهپیمایی پیش روی می‌تواند پیامی مهم را به آمریکا مخابره کند و در ادامه مسیر او در مذاکرات تاثیر بسزایی بگذارد.

از میان تماشاگران این دوئل حساس، نه کشور‌های منطقه، نه چین و روسیه و نه حتی اروپا مایل نیستند دو ماشین با همدیگر تصادف کنند، تنها تماشاگری که آرزوی این برخورد را دارد، رژیم اسرائیل است. در این وضعیت باید هوشیار و منطقی بود و به طور موثر و عقلانی پر حمایت از ایران عمل کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر