دشمن پشت مرز تجمعات مسالمت‌آمیز/ سناریویی خطرناک برای ضربه به کل کشور

اعتراضات مدنی و مطالبات معیشتی، اگرچه ریشه در واقعیت‌های هر جامعه مدنی دارند، اما تجربه نشان داده‌ است که در بزنگاه‌های حساس می‌تواندبه‌سرعت به میدان مداخله و بحران‌سازی دشمنان خارجی تبدیل شود؛ جایی که مطالبه بحق مردم با تزریق خشونت، تحریک بیرونی و جنگ روانی دشمن، به ابزاری برای ضربه‌زدن به امنیت و انسجام ملی بدل می‌شود؛ مسیری که در نهایت، هزینه آن را نه حاکمیت، بلکه خود مردم و کل کشور می‌پردازند.

به گزارش خبرگزاری آنا، اعتراض و مطالبه‌گری مدنی، پدیده‌ای طبیعی در جوامع زنده و پویاست. مطالبات اقتصادی، اجتماعی و صنفی زمانی که به هر دلیل با تأخیر در پاسخ‌گویی مواجه می‌شود، می‌تواند خود را در قالب تجمعات مسالمت‌آمیز نشان دهد. این شکل از کنش اجتماعی، در ذات خود نه تهدید بلکه فرصتی برای اصلاح، شنیدن صدا‌های اجتماعی و ترمیم فاصله‌های تصمیم‌سازی است؛ مشروط بر آن‌که در مسیر عقلانی و مدنی باقی بماند.

در رابطه با کشورمان نیز تجربه‌های پیشین نشان داده است که بخش قابل‌توجهی از معترضان، خواسته‌هایی مشخص، واقعی و قابل فهم دارند و هدف آنها نه تخریب، بلکه اصلاح روند‌ها و سیاست‌هاست. از این منظر، هر گونه تجمع مسالمت‌آمیز بخشی از سرمایه اجتماعی کشور محسوب می‌شود و می‌تواند نقش هشداردهنده نسبت به گره‌های انباشته‌شده ایفا کند. نادیده‌گرفتن این واقعیت یا تقلیل اعتراض مسالمت‌آمیز به یک مسئله ساده، خود زمینه‌ساز پیچیده‌ترشدن بحران‌ها خواهد بود.

اما در کنار این واقعیت، یک لایه پنهان و مخاطره‌آمیز نیز همواره وجود دارد؛ لایه‌ای که به‌دنبال تغییر کارکرد اعتراض از «مطالبه‌گری» به «بی‌ثبات‌سازی» است. دشمن و بازیگران ذی‌نفع در تنش، دقیقاً در چنین بزنگاه‌هایی فعال می‌شوند و می‌کوشند از احساسات عمومی، مطالبات واقعی مردم و تجمعات مسالمت‌آمیز، به‌عنوان ابزاری برای ضربه‌زدن به کل کشور استفاده کنند.

نکته محوری آن است که مردم، جامعه و حاکمیت از یکدیگر جدا نیستند. هر آسیبی که از مسیر ناامنی، اغتشاش یا فشار خارجی به کشور وارد شود، پیش از هر چیز زندگی مردم، انسجام اجتماعی و امنیت عمومی را هدف قرار می‌دهد. از همین رو، هوشیاری جمعی و حفظ مرز روشن میان اعتراض مدنی و اغتشاش، یک ضرورت ملی است، نه یک توصیه جناحی.

ورود بازیگران فرصت‌طلب و تغییر مسیر اعتراض

یکی از خطرناک‌ترین مراحل هر اعتراض، لحظه‌ای است که بازیگران غیرمطالبه‌گر به میدان وارد می‌شوند. این گروه‌ها که می‌توانند شامل افراد هیجان‌زده، عناصر خشونت‌طلب یا شبکه‌های سازمان‌یافته باشند، نسبتی با خواسته‌های واقعی مردم ندارند. هدف آنها نه اصلاح، بلکه تشدید بحران، ایجاد درگیری و انتقال اعتراض به فاز بی‌ثبات‌کننده است.

اغتشاشگران معمولاً با کنش‌های محدود، اما هدفمند، تلاش می‌کنند واکنش‌های زنجیره‌ای ایجاد کنند؛ تخریب اموال عمومی، درگیری با نیرو‌های انتظامی یا ایجاد فضای ترس و نااطمینانی، از جمله روش‌هایی است که برای خارج‌کردن اعتراض از مسیر طبیعی به‌کار گرفته می‌شود. در این شرایط، اصل مطالبه به‌تدریج رنگ می‌بازد و جای خود را به حاشیه‌های پرهزینه می‌دهد.

دشمن دقیقاً روی همین نقطه سرمایه‌گذاری می‌کند: گسست ذهنی میان مردم و حاکمیت. القای این گزاره که جامعه در برابر کلیت نظام قرار گرفته، در حالی صورت می‌گیرد که واقعیت میدانی چنین دوگانه‌ای را تأیید نمی‌کند. این شکاف‌سازی مصنوعی، مقدمه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به فشار خارجی و افزایش هزینه‌های داخلی است.

از همین‌رو، تفکیک معترض از آشوبگر، نه‌فقط وظیفه نهاد‌های رسمی، بلکه مسئولیتی اجتماعی برای خود معترضان و نخبگان مدنی است. سکوت در برابر خشونت، یا همراهی ناخواسته با روند‌های رادیکال، به‌معنای واگذاری میدان به کسانی است که اساساً دغدغه‌ای جز تخریب ندارند.

نقش خارجی‌ها و اعتراض به‌مثابه ابزار فشار

در میانه همین فضا، واکنش‌ها و مواضع بازیگران خارجی معنا و کارکردی متفاوت پیدا می‌کند. توییت اخیر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران را نیز باید به‌عنوان بخشی از همین سناریوی فشار روانی و سیاسی برای بین‌المللی‌سازی تجمعات مسالمت‌آمیز ارزیابی کرد؛ سناریویی که هدف آن، پیوند زدن مطالبات داخلی با پروژه فشار و مداخله بیرونی است.

ترامپ در این پیام، با ادبیاتی صریح و تهدیدآمیز، تلاش کرده به‌طور هم‌زمان دو پیام ارسال کند: از یک‌سو، سیگنال حمایت خارجی به عوامل داخلی که خط جدا از مطالبات مدنی و اجتماعی را دنبال می‌کنند و از سوی دیگر، هشدار مستقیم به حاکمیت ایران که ضربه سنگینی به آمریکا و دست نشانده آن در جنگ 12 روزه وارد کرده است. این دوگانه‌سازی، دقیقاً همان الگویی است که در بسیاری از بحران‌های هدفمند منطقه‌ای تجربه شده است.

مسئولیت ملی و جدا کردن خط اعتراض از توطئه

در چنین شرایطی، راه برون‌رفت نه در نادیده گرفتن مطالبات و نه در رهاسازی فضا به‌سوی خشونت است. راه‌حل، حفظ خط روشن اعتراض مسالمت‌آمیز و جلوگیری از مصادره آن توسط اغتشاشگران و دشمنان خارجی است. این مسئولیت، به‌ویژه بر دوش معترضان آگاه، فعالان مدنی و نخبگان اجتماعی قرار دارد.

مرزبندی شفاف با تخریب، پرهیز از واکنش‌های احساسی و اصرار بر خواسته‌های مشخص و عقلانی، می‌تواند اعتراض را از مسیر خطرناک اغتشاش جدا کند. تجربه نشان داده است که هر جا این مرز حفظ شده، امکان گفت‌و‌گو و اصلاح تقویت شده و هر جا مخدوش شده، هزینه‌ها چندبرابر افزایش یافته است.

نباید فراموش کرد که دشمن به‌دنبال حل مشکلات مردم ایران نیست؛ او به‌دنبال عمیق‌ترکردن زخم‌هاست. سوءاستفاده از مطالبات بحق مردم، پوششی برای ضربه‌زدن به امنیت، انسجام و آینده کشور است. ضربه‌ای که اگر وارد شود، همه را متأثر خواهد کرد؛ بدون استثنا.

هوشیاری اجتماعی، تنها سد در برابر این سناریوست. تفکیک آگاهانه اعتراض مدنی از اغتشاش، دفاع هم‌زمان از حق مردم و منافع ملی است. مسیری که اگر به‌درستی انتخاب شود، هم صدای مطالبات را حفظ می‌کند و هم اجازه نمی‌دهد دشمن از این صدا، علیه خود مردم استفاده کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر