نظریه امنیت مشترک منطقهای سردار سلیمانی، پررنگتر از گذشته در معادلات غرب آسیا
«محسن پاکآیین» سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به ابعاد شخصیتی و راهبردی شهید حاج قاسم سلیمانی، اظهار کرد: سردار سلیمانی صرفاً یک فرمانده نظامی یا یک سیاستمدار نبود، بلکه یک نظریهپرداز برجسته نیز بهشمار میرفت که تلاش داشت نظریههای خود را بهصورت میدانی و عملیاتی اجرا کند.
وی افزود: یکی از مهمترین نظریههای شهید سلیمانی، ایده «امنیت مشترک منطقهای» بود؛ به این معنا که امنیت منطقه باید بهصورت جمعی، با حضور و مشارکت کشورهای منطقه تأمین شود. این امنیت نیز در تقابل با محور اصلی ناامنی در منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی، تعریف میشد.
سفیر اسبق کشورمان تصریح کرد: سردار سلیمانی این ایده را در دو مسیر دنبال میکرد؛ نخست تلاش برای متحد کردن کشورهای منطقه بهمنظور تأمین امنیت جمعی خودشان و دوم، سازماندهی و بسیج گروههایی که ظرفیت تبدیل شدن به محور مقاومت در برابر اشغالگری را داشتند تا در کشورهای خود در مقابل شرارتهای رژیم صهیونیستی بایستند.
شکلگیری محور مقاومت
پاکآیین با اشاره به شکلگیری محور مقاومت گفت: از دل همین گروههای معتقد به استقلال و مقابله با محور ناامنی، گروههای مقاومت شکل گرفتند. مهمترینِ این گروهها حزبالله لبنان بود که برای حفظ استقلال لبنان و مقابله با اشغال بخشهایی از این کشور توسط رژیم صهیونیستی وارد میدان شد و در نهایت توانست به اخراج اسرائیل از لبنان منجر شود. تا امروز نیز علیرغم فشارهای گسترده، حزبالله همچنان محور اصلی حفظ استقلال و تمامیت ارضی لبنان است.
وی ادامه داد: نمونه مشابه این روند را در یمن شاهد بودیم؛ جایی که انصارالله در برابر تجاوز برخی کشورهای منطقه ایستادگی کرد و از یک گروه مقدماتی نظامی به یک نیروی قدرتمند و در عمل به یک ارتش بزرگ منطقهای تبدیل شد. این گروه در جریان جنگ غزه، عملاً پنجه در پنجه آمریکا و رژیم صهیونیستی انداخت، بر تنگه راهبردی بابالمندب مسلط شد و از این طریق، رژیم صهیونیستی را در محاصره قرار داد.
اضلاع محور مقاومت
این دیپلمات پیشین با اشاره به سایر اضلاع محور مقاومت اظهار کرد: در کنار این موارد، گروههایی مانند حماس و جهاد اسلامی نیز شکل گرفتند و در سوریه و سایر مناطق نیز نیروهایی همچون فاطمیون و زینبیون به کمک محور مقاومت آمدند. این محور، علیرغم برخی تحولات و فراز و فرودها، از جمله سقوط بشار اسد، همچنان قدرتمند باقی مانده است.
پاکآیین تأکید کرد: امروز مردم لبنان بهخوبی میدانند که حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشورشان منوط به حضور مقتدرانه حزبالله است. در یمن نیز شاهد هستیم که این کشور به یک بازیگر مستقل و مقتدر تبدیل شده است. گروهی مانند حماس هم با وجود نزدیک به دو سال فشار شدید از سوی رژیم صهیونیستی، همچنان بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده در صحنه حضور دارد؛ تا جایی که کشورهایی مانند آمریکا ناچار به مذاکره با این گروه شدهاند.
وی افزود: بهتدریج برخی کشورها، از جمله سوریه در دوره بشار اسد، لبنان و دیگر کشورهای منطقه نیز به اهمیت ایده امنیت مشترک سردار سلیمانی پی بردند و حمایتهایی از محور مقاومت بهعمل آوردند. این مسیر و این نظریه، پس از شهادت سردار سلیمانی نهتنها متوقف نشد، بلکه امروز بیش از گذشته خود را نشان میدهد.
سفیر اسبق ایران در آذربایجان با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: با توجه به رویکرد تهاجمی رژیم صهیونیستی و طرحهایی مانند «اسرائیل بزرگتر»، تجاوز این رژیم به کشورهای عربی از جمله سوریه، لبنان و فلسطین، پیگیری اهداف جدیدی مانند شناسایی سومالیلند و حتی تجاوز مستقیم به جمهوری اسلامی ایران ــ که البته با پاسخ محکم مواجه شد ــ همگی نشان میدهد که کشورهای منطقه باید در برابر این محور بیثباتکننده متحد شوند.
ایده امنیت مشترک منطقهای سردار سلیمانی در مسیر اجرا قرار دارد
پاکآیین خاطرنشان کرد: مواضعی که کشورهای عربی در حمایت از ایران هنگام تجاوز رژیم صهیونیستی اتخاذ کردند یا واکنش جمعی آنها به برخی اقدامات اخیر این رژیم، نشاندهنده آن است که محور شرارت و ناامنی در منطقه بهدرستی شناسایی شده و ایده امنیت مشترک منطقهای سردار سلیمانی همچنان در مسیر اجرا قرار دارد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه «دیپلماسی مقاومت» گفت: دیپلماسی و مقاومت از یکدیگر جدا نیستند. دیپلماسی بهمعنای مذاکره و استفاده از استدلال قوی برای متقاعد کردن طرف مقابل در جهت دفاع از منافع و امنیت است. سردار سلیمانی با همین منطق، با مقامات کشورهای منطقه گفتوگو میکرد و از طریق ملاقات و مذاکره، گروههایی را که اختلافات قومی و مذهبی داشتند، متقاعد به همکاری و مقاومت میکرد.
پاکآیین افزود: این زبان دیپلماسی در مسیر مقاومت کاملاً کارآمد بود. نمونه روشن آن، جلب نظر روسیه و ولادیمیر پوتین بود که در مقطعی به حضور و کمک روسیه به محور مقاومت در سوریه منجر شد. این نشان میدهد که دیپلماسی مقاومت همچنان میتواند مؤثر و قابل اتکا باشد.
وی در پایان تصریح کرد: برای حفظ و تقویت محور مقاومت، نیازمند رابطهسازی، تعمیق مناسبات با کشورهای منطقه و تقویت همکاریهای سیاسی هستیم. مقدمه طبیعی این مسیر، اقدامات فعال و هوشمندانه دیپلماتیک است و دیپلماسی مقاومت میتواند همچنان امتداد داشته باشد و به مسیر خود ادامه دهد.
انتهای پیام/