کارشناس حوزه قفقاز در گفت‌و‌گو با آنا

کریدور ترامپ؛ نقشه آمریکا برای نفوذ بلندمدت در قفقاز/ ایران باید ابتکار عمل ترانزیتی را در دست بگیرد

زنگزور
حامد خسروشاهی، با اشاره به تغییر نام کریدور زنگزور به «کریدور ترامپ» گفت: این پروژه صرفاً یک مسیر ارتباطی نیست، بلکه آمریکا با ایجاد سازوکارهای اقتصادی و مدیریتی بلندمدت به دنبال تثبیت نفوذ ژئوپلیتیکی خود در قفقاز جنوبی است؛ ازاین‌رو ایران برای حفظ جایگاه ترانزیتی و راهبردی خود باید با توسعه زیرساخت‌ها، تقویت همکاری با ارمنستان و جمهوری آذربایجان و افزایش مزیت اقتصادی مسیرهای داخلی، ابتکار عمل را در معادلات ارتباطی منطقه به دست بگیرد.

حامد خسروشاهی، کارشناس مسائل قفقاز در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، درباره تغییر نام کریدور زنگزور به مسیر ترامپ و اینکه آیا این اقدام صرفاً جنبه نمادین دارد یا نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای تثبیت حضور راهبردی در قفقاز جنوبی و بازتعریف نقشه ارتباطی و ترانزیتی منطقه است، اظهار کرد: تغییر نام «کریدور زنگزور» به «کریدور ترامپ» را نباید اقدامی صرفاً نمادین و تبلیغاتی تلقی کرد. این نام‌گذاری اگرچه پیام سیاسی مشخصی دارد و با تلاش دونالد ترامپ برای ثبت یک دستاورد دیپلماتیک به نام خود مرتبط است، اما تحولات یک سال گذشته نشان می‌دهد که پشت این عنوان، برنامه‌ای گسترده‌تر برای ورود آمریکا به معادلات ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی قرار گرفته است.

وی افزود: تفاوت اساسی طرح ترامپ با پیشنهاد‌های پیشین درباره گشایش مسیر ارتباطی جمهوری آذربایجان به نخجوان، در ماهیت مشارکت بازیگران خارجی است. در گذشته، این موضوع عمدتاً در چارچوب مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان، مفاد توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۰ و نقش‌آفرینی روسیه مطرح می‌شد؛ اما اکنون ایالات متحده می‌کوشد از جایگاه میانجی سیاسی به یکی از بازیگران اصلی توسعه و مدیریت زیرساخت‌های ارتباطی منطقه تبدیل شود.

این کارشناس مسائل قفقاز با اشاره به توافقات رسمی درباره ساختار اجرایی این پروژه تصریح کرد: در چارچوب اجرایی اعلام‌شده در ژانویه ۲۰۲۶ و توافق بعدی ارمنستان و آمریکا، تشکیل شرکت مشترک توسعه مسیر ترامپ با سهم ۷۴ درصدی طرف آمریکایی و ۲۶ درصدی ارمنستان پیش‌بینی شده است. همچنین دوره اولیه حقوق توسعه و بهره‌برداری از این مسیر ۴۹ سال در نظر گرفته شده که امکان تمدید آن برای ۵۰ سال دیگر نیز وجود دارد؛ بنابراین با طرحی مواجه هستیم که هدف آن تنها گشایش یک جاده یا خط‌ آهن نیست، بلکه ایجاد منافع اقتصادی و ساختار‌های مدیریتی بلندمدت برای حضور آمریکا در یکی از حساس‌ترین نقاط جغرافیایی اوراسیاست.

خسروشاهی با بیان اینکه اهمیت راهبردی این طرح فراتر از مناسبات دوجانبه باکو و ایروان است، ادامه داد: مسیر مورد بحث می‌تواند به یکی از حلقه‌های شبکه ارتباطی ترانس‌خزر و کریدور میانی تبدیل شود؛ شبکه‌ای که آسیای مرکزی و چین را از طریق قفقاز جنوبی و ترکیه به بازار‌های اروپایی متصل می‌کند. از این منظر، مشارکت آمریکا در این پروژه می‌تواند به متنوع‌سازی مسیر‌های تجاری شرق و غرب، کاهش وابستگی نسبی برخی جریان‌های ترانزیتی به روسیه و ایران و افزایش وزن ژئواکونومیک ترکیه و جمهوری آذربایجان کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: ارمنستان در پی بهره‌برداری اقتصادی از موقعیت جغرافیایی خود و خروج از انزوای ارتباطی است و جمهوری آذربایجان نیز اتصال زمینی به نخجوان را یکی از اولویت‌های راهبردی خود می‌داند. آمریکا تلاش می‌کند این منافع منطقه‌ای را در چارچوبی به یکدیگر پیوند دهد که خود در آن سهم اقتصادی و نفوذ سیاسی قابل‌توجهی داشته باشد.

این کارشناس مسائل قفقاز درباره پیامد‌های این طرح برای ایران گفت: مسئله اصلی برای ایران نه صرف نام ترامپ، بلکه پیامد‌های احتمالی تغییر توازن ارتباطی منطقه است. اگر این مسیر به تقویت تجارت منطقه‌ای، گشایش مرز‌ها و توسعه زیرساخت‌ها در چارچوب حاکمیت ملی کشور‌ها منجر شود، می‌تواند فرصت‌هایی نیز ایجاد کند؛ اما اگر در عمل به کاهش نقش ترانزیتی ایران، شکل‌گیری ترتیبات انحصاری یا محدود شدن ظرفیت ارتباطی ایران و ارمنستان بینجامد، طبیعتاً با منافع راهبردی کشورمان تعارض خواهد داشت.

خسروشاهی تأکید کرد: آنچه در قفقاز جنوبی جریان دارد، تلاشی برای بازآرایی تدریجی نقشه ارتباطی منطقه است که آمریکا می‌خواهد در آن نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.

ایران برای حفظ جایگاه ژئوپلیتیکی خود در قفقاز باید از رویکرد تدافعی فاصله بگیرد

وی در پاسخ به این پرسش که ایران برای صیانت از جایگاه ژئوپلیتیکی خود در قفقاز چه ابزار‌هایی در اختیار دارد، بیان کرد: ایران ظرفیت‌های متعددی در اختیار دارد، اما مسئله اصلی امروز بیش از آنکه فقدان ابزار باشد، ضرورت بازنگری در شیوه استفاده از این ظرفیت‌هاست. تحولات چند سال اخیر، به‌ویژه پس از جنگ دوم قره‌باغ و توافق واشنگتن، نشان داد که صرف تأکید بر خطوط قرمز ژئوپلیتیکی، بدون برخورداری از ابتکار عمل اقتصادی، ترانزیتی و دیپلماتیک، برای حفظ موازنه منطقه‌ای کفایت نمی‌کند.

این کارشناس مسائل قفقاز، موقعیت جغرافیایی ایران را نخستین و مهم‌ترین ابزار کشورمان دانست و گفت: ایران همچنان یکی از کوتاه‌ترین و مناسب‌ترین مسیر‌های ارتباطی جمهوری آذربایجان با نخجوان و ترکیه به شمار می‌رود و از طریق مرز مشترک با ارمنستان نیز امکان اتصال این کشور به خلیج فارس و بازار‌های جنوبی را فراهم می‌کند. این مزیت جغرافیایی ظرفیتی نیست که بتوان آن را با توافقات سیاسی از بین برد، اما توسعه مسیر‌های رقیب می‌تواند از اهمیت نسبی آن بکاهد.

خسروشاهی افزود: ازاین‌رو، ایران باید به جای اتکای صرف به اهمیت تاریخی و جغرافیایی خود، این مزیت را از طریق توسعه زیرساخت‌ها، کاهش هزینه حمل‌ونقل و تسهیل تشریفات گمرکی به یک مزیت اقتصادی رقابتی تبدیل کند.

وی گسترش همکاری‌های راهبردی با ارمنستان را دومین ابزار ایران برشمرد و اظهار کرد: مرز ایران و ارمنستان تنها یک مرز دوجانبه نیست، بلکه یکی از عناصر مهم توازن ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی به شمار می‌رود. هرچند به نظر می‌رسد ارمنستانِ پاشینیان تصمیم خود را برای حرکت به سمت غرب گرفته است، ایران نباید مناسبات خود با ایروان را صرفاً به مخالفت مشترک با تغییر مرز‌های منطقه محدود کند.

این کارشناس مسائل قفقاز ادامه داد: سرمایه‌گذاری در محور ارتباطی شمال به جنوب ارمنستان، توسعه ظرفیت‌های مرزی نوردوز و مغری، افزایش مبادلات انرژی و تقویت زیرساخت‌های حمل‌ونقل می‌تواند همکاری دو کشور را از سطح تفاهمات سیاسی به سطح وابستگی متقابل اقتصادی ارتقا دهد. ایران باید به جای مطالبه انتخاب میان تهران و واشنگتن، شرایطی ایجاد کند که همکاری با ایران از نظر اقتصادی و امنیتی برای ارمنستان جذاب و ضروری باقی بماند.

خسروشاهی، توسعه روابط با جمهوری آذربایجان را سومین ابزار ایران در معادلات قفقاز دانست و تصریح کرد: یکی از اشتباهات احتمالی در تحلیل تحولات قفقاز این است که تصور کنیم ایران تنها از طریق تقویت روابط با ارمنستان می‌تواند موازنه منطقه‌ای را حفظ کند؛ درحالی‌که جمهوری آذربایجان نیز به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و ترانزیتی ظرفیت‌های گسترده‌ای برای همکاری با ایران دارد.

وی افزود: تکمیل طرح ارتباطی آغبند ـ کلاله، توسعه همکاری‌های حمل‌ونقلی در امتداد رود ارس و تسریع در اجرای کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب می‌تواند منافع متقابل تهران و باکو را افزایش دهد. در واقع، اگر ایران بتواند بخشی از نیاز‌های ارتباطی جمهوری آذربایجان را با هزینه رقابتی و قابلیت اطمینان بالا تأمین کند، از ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری بر تصمیمات منطقه‌ای باکو برخوردار خواهد شد.

این کارشناس مسائل قفقاز تأکید کرد: سیاست قفقازی ایران زمانی مؤثرتر خواهد بود که روابط با باکو و ایروان را مکمل یکدیگر بداند، نه دو مسیر الزاماً متعارض.

وی، دیپلماسی منطقه‌ای و استفاده از سازوکار‌هایی مانند قالب ۳+۳ را چهارمین ابزار ایران عنوان کرد و گفت: این قالب با مشارکت سه کشور قفقاز جنوبی و سه همسایه بزرگ آن، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، تعریف شده است. البته اختلافات میان اعضا و مشارکت‌نکردن گرجستان در نشست‌های این قالب، کارآمدی آن را محدود کرده است؛ با این وجود، ایران می‌تواند از این سازوکار و گفت‌و‌گو‌های دوجانبه برای پیگیری اصولی مانند احترام به تمامیت ارضی کشورها، حفظ مرز‌های بین‌المللی و جلوگیری از تبدیل رقابت‌های ترانزیتی به منازعات امنیتی استفاده کند.

خسروشاهی با اشاره به نقش ترکیه در تحولات منطقه خاطرنشان کرد: آنکارا یکی از ذی‌نفعان اصلی گشایش مسیر‌های ارتباطی جدید است و تهران نیز روابط اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای با این کشور دارد. گفت‌وگوی مستقیم ایران و ترکیه درباره آینده شبکه‌های حمل‌ونقل منطقه می‌تواند زمینه تعریف برخی منافع مشترک را فراهم کند؛ هرچند رقابت ژئوپلیتیکی دو کشور همچنان پابرجا خواهد ماند.

این کارشناس مسائل قفقاز، ظرفیت‌های امنیتی و دیپلماتیک برای صیانت از مرز‌ها را پنجمین ابزار ایران دانست و گفت: ایران حق دارد نسبت به هرگونه تحول در مجاورت مرز‌های خود که پیامد‌های امنیتی داشته باشد، حساسیت نشان دهد؛ به‌ویژه پس از جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان و شهادت رهبر انقلاب و مسئولان کشور. پیگیری تضمین‌های شفاف درباره ترتیبات امنیتی، گمرکی و مدیریتی کریدور از طریق مذاکره با ایروان می‌تواند اقدامی مؤثرتر از مخالفت کلی با اصل اتصال منطقه‌ای باشد.

خسروشاهی در جمع‌بندی این بخش تأکید کرد: ایران برای حفظ جایگاه خود در قفقاز جنوبی باید از رویکرد عمدتاً تدافعی به رویکردی فعال و فرصت‌ساز حرکت کند. واقعیت این است که نقشه ارتباطی قفقاز جنوبی در حال تغییر است و ایران نمی‌تواند صرفاً با مخالفت سیاسی مانع توسعه مسیر‌های جایگزین شود. آنچه می‌تواند موقعیت کشورمان را حفظ و تقویت کند، تبدیل ایران به یکی از بازیگران ضروری شبکه جدید ارتباطی منطقه است.

قدرت ایران در قفقاز به توانایی پرهزینه کردن مسیر‌های رقیب محدود نمی‌شود

وی در پاسخ به این پرسش که آیا ایران ابزار‌هایی برای تأثیرگذاری بر هزینه اقتصادی و محاسبات راهبردی کریدور‌های انرژی و ترانزیت در قفقاز در اختیار دارد، گفت: ایران از ظرفیت‌هایی برخوردار است که می‌تواند بر هزینه اقتصادی و محاسبات راهبردی این پروژه‌ها تأثیر بگذارد؛ اما باید میان توانایی افزایش هزینه اجرای یک پروژه و امکان جلوگیری از تحقق آن تفاوت قائل شد. ایران در برخی حوزه‌ها از قدرت اثرگذاری قابل‌توجهی برخوردار است، اما این قدرت نامحدود نیست و استفاده نادرست از آن حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

این کارشناس مسائل قفقاز با بیان اینکه کریدور‌های ترانزیتی صرفاً بر اساس اراده سیاسی دولت‌ها شکل نمی‌گیرند، اظهار کرد: هزینه احداث زیرساخت، طول مسیر، ظرفیت جابه‌جایی بار، تعرفه‌ها، امنیت سرمایه‌گذاری، سرعت عبور از مرز‌ها و قابلیت اطمینان مسیر، همگی در موفقیت یا شکست اقتصادی یک کریدور نقش دارند. ایران می‌تواند با ارائه مسیر‌های جایگزین رقابتی، بخشی از توجیه اقتصادی طرح‌هایی را که با هدف دور زدن کشورمان طراحی شده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.

خسروشاهی ادامه داد: برای مثال، اگر مسیر ارتباطی جمهوری آذربایجان به نخجوان از خاک ایران با تعرفه مناسب، زیرساخت مطلوب و تضمین عبور پایدار توسعه پیدا کند، سرمایه‌گذاران و شرکت‌های حمل‌ونقل هنگام انتخاب مسیر ناگزیر خواهند بود مزایای آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.

وی با اشاره به ظرفیت‌های ایران در حوزه انرژی نیز گفت: برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز، شبکه انتقال انرژی و مرز مشترک با ارمنستان و جمهوری آذربایجان به تهران امکان می‌دهد در معادلات انرژی منطقه نقش‌آفرینی کند. برای نمونه، همکاری گازی و برقی ایران و ارمنستان می‌تواند به یک پیوند اقتصادی پایدار تبدیل شود و اهمیت ارتباط با ایران را برای ایروان افزایش دهد. البته محدودیت‌های داخلی انرژی، مشکلات سرمایه‌گذاری و تحریم‌ها بر قدرت مانور کشورمان تأثیر می‌گذارند.

این کارشناس مسائل قفقاز، دیپلماسی و تأثیرگذاری بر محیط سیاسی و حقوقی اجرای پروژه‌ها را از دیگر ابزار‌های ایران دانست و تصریح کرد: هیچ کریدور بین‌المللی مهمی در خلأ امنیتی و سیاسی فعالیت نمی‌کند. کشور‌هایی که در یک مسیر مشارکت دارند، برای جذب سرمایه و تضمین فعالیت بلندمدت آن به ثبات و همکاری همسایگان نیازمندند. ایران می‌تواند با پیگیری ترتیبات شفاف مرزی و امنیتی، حضور در مذاکرات منطقه‌ای و تقویت همکاری با ارمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکیه، در شکل‌گیری قواعد ارتباطی منطقه نقش داشته باشد.

خسروشاهی با اشاره به توانمندی‌های دفاعی و بازدارندگی کشورمان خاطرنشان کرد: ایران از ظرفیت‌های دفاعی و بازدارندگی برخوردار است و نسبت به تغییر مرز‌های بین‌المللی یا تهدید امنیت سرزمینی خود حساسیت دارد. جنگ اخیر این موضوع را برای همه بازیگران منطقه‌ای ملموس‌تر کرده است.

وی با اشاره به تجربه توسعه زیرساخت‌های ارتباطی در منطقه گفت: جمهوری آذربایجان و ترکیه در دو دهه گذشته توانسته‌اند شبکه مهمی از خطوط انتقال انرژی و حمل‌ونقل را با مشارکت سرمایه‌گذاران خارجی توسعه دهند. خطوط نفت باکو ـ تفلیس ـ جیهان، خط لوله گاز قفقاز جنوبی و همچنین راه‌آهن باکو ـ تفلیس ـ قارص نمونه‌هایی از این روند هستند. این تجربه نشان می‌دهد که مخالفت ایران به‌تنهایی برای متوقف کردن طرح‌های ارتباطی منطقه کافی نیست؛ به‌ویژه زمانی که کشور‌های مسیر و بازیگران اقتصادی خارجی برای اجرای آن منافع مشترک داشته باشند.

این کارشناس مسائل قفقاز با تأکید بر اینکه تنوع‌بخشی به مسیر‌های تجاری بخشی از منطق طبیعی تجارت بین‌المللی است، گفت: مسئله زمانی برای ایران اهمیت راهبردی پیدا می‌کند که یک پروژه علاوه بر ایجاد مسیر جایگزین، با ترتیبات سیاسی یا امنیتی همراه شود که جایگاه ایران را محدود کند یا منافع مشروع آن را تحت تأثیر قرار دهد.

خسروشاهی در پایان تأکید کرد: قدرت واقعی ایران در قفقاز بیش از آنکه در توانایی پرهزینه کردن مسیر‌های دیگران باشد، در توانایی کم‌هزینه و جذاب کردن مسیر‌های خودش است. هرچه عبور کالا و انرژی از ایران اقتصادی‌تر، سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر باشد، حذف ایران از معادلات ارتباطی منطقه دشوارتر خواهد شد. برعکس، اگر زیرساخت‌های کشور توسعه پیدا نکند و موانع تجاری و ترانزیتی برطرف نشود، حتی مخالفت سیاسی با مسیر‌های جایگزین نیز نمی‌تواند مانع کاهش تدریجی سهم ایران از شبکه ارتباطی منطقه شود.اده شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر