چگونه گاز ارزان و نبود زنجیره علمی، زغالسنگ را از شبکه برق ایران حذف کرد؟
علی کاشانی، کارشناس مسائل انرژی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، با ارزیابی جایگاه زغالسنگ در سبد انرژی اظهار کرد: با وجود جایگاه برجسته زغالسنگ در تولید برق جهان، این سوخت راهبردی هنوز سهمی در سبد برق ایران ندارد و اتکای تاریخی به گاز ارزانقیمت، نبود زنجیره صنعتی یکپارچه و فقدان راهبرد مشخص، مانع توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز در کشور شده است؛ با این حال، تشدید ناترازی گاز، ضرورت بازنگری بنیادین در این رویکرد و توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس را دوچندان کرده است.
وی با ارائه آماری از روند جهانی تولید انرژی گفت: در سال ۲۰۲۵، حدود ۳۳ درصد از برق تولیدی در سراسر جهان از طریق نیروگاههای زغالسنگسوز تأمین شده و همچنین در همین سال، حدود ۹۷ گیگاوات ظرفیت جدید نیروگاهی مبتنی بر این سوخت به بهرهبرداری رسیده است، این در حالی است که ایران با وجود برخورداری از ذخایر قابلتوجه زغالسنگ، در شبکه برق ۱۰۳ هزار مگاواتی خود حتی یک نیروگاه زغالسنگسوز فعال ندارد.
کاشانی با اشاره به اسناد بالادستی و تکالیف قانونی معطلمانده تصریح کرد: مطابق سند تراز تولید و مصرف گاز طبیعی در کشور تا افق ۱۴۲۰ مصوب سال ۱۳۹۹، مقرر شده بود ایران تا سال ۱۴۰۵ حدود ۶۵۰ مگاوات و تا سال ۱۴۲۰ حدود ۵۰۰۰ مگاوات ظرفیت نیروگاهی زغالسنگسوز احداث کند، اما این تفاوت فاحش میان اهداف تعیینشده و وضعیت موجود، پرسشهای مهمی را درباره دلایل غیبت کامل زغالسنگ در سبد انرژی ایران به وجود میآورد.
چرایی قفل توسعه در طبس
این کارشناس مسائل انرژی با واکاوی سوابق اجرایی این حوزه یادآور شد: بررسی تاریخچه توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز در کشور نشان میدهد که پروژه نیروگاه طبس به عنوان نخستین طرح بزرگ ایران در این بخش، در سال ۱۳۸۵ با هدف بهرهبرداری بهینه از ذخایر زغالسنگ حرارتی، تنوعبخشی به سبد سوخت نیروگاهی و کاهش اتکا به گاز طبیعی تعریف شد. این نیروگاه در مجاورت معدن زغالسنگ مزینو احداث شده و ظرفیت طراحیشده آن ۶۵۰ مگاوات در قالب دو واحد ۳۲۵ مگاواتی است که تأمین سوخت آن نیز بر پایه ذخایر منطقه مزینو پیشبینی شده است.
وی در ادامه افزود: با وجود این اهداف راهبردی، پس از گذشت حدود دو دهه از آغاز پروژه، پیشرفت فیزیکی نیروگاه طبس همچنان حدود ۲۳ درصد گزارش میشود و این رکود ملموس نشاندهنده مواجهه توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز در ایران با موانع ساختاری ریشهای است که مانع از نقشآفرینی این سوخت همگام با تجارب جهانی شده است.
کاشانی ریشه شکلگیری این وضعیت را تشریح کرد و گفت: نخستین عامل بازدارنده را باید در مزیت قیمتی تاریخی گاز طبیعی در ایران جستوجو کرد؛ برخورداری از ذخایر عظیم و تثبیت جایگاه سومین تولیدکننده بزرگ گاز جهان سبب شد هزینه تأمین گاز برای نیروگاههای داخلی در قیاس با زغالسنگ فوقالعاده پایین باشد و در چنین فضایی، سرمایهگذاران ترجیح دادند توسعه ظرفیت نیروگاهی را عمدتاً بر پایه گاز طبیعی و فناوری سیکل ترکیبی پیگیری کنند که پیامد آن، شکلگیری صنعتی وابسته است که امروز حدود ۷۵ درصد از ظرفیت نیروگاهیاش به گاز متکی است.
وی در تبیین دومین چالش ساختاری بیان کرد: عامل دوم، شکلگیری زنجیره فناوری و توانمندی صنعتی منسجم در حوزه نیروگاههای گازی و در نقطه مقابل، فقدان کامل چنین زنجیرهای در بخش زغالسنگ است؛ چرا که تمرکز چنددهساله کشور بر فناوریهای گازی زمینه بلوغ مجموعهای نظیر مپنا را فراهم کرد تا بخش اعظم زنجیره طراحی، ساخت، بهرهبرداری و تعمیرات اساسی این نیروگاهها را بومیسازی کند، اما برای نیروگاههای زغالسنگسوز، هیچگاه راهبرد صنعتی مشخصی تدوین نشد تا سهم معینی به این فناوری تخصیص یابد و زنجیره تأمین قطعات شکل بگیرد.
این کارشناس حوزه انرژی ادامه داد: برآیند این خلاء استراتژیک موجب شد پروژهای مانند نیروگاه طبس برای تأمین تجهیزات راهبردی و در رأس آن بویلر اصلی، وابسته به سازندگان خارجی باقی بماند؛ آسیبی که صرفاً به مرحله احداث ختم نمیشود و در دوره بهرهبرداری نیز تأمین قطعات یدکی، خدمات فنی و اورهال را با بحران مواجه میسازد و حتی با فرض تکمیل فیزیکی، ریسک بهرهبرداری بلندمدت از آن را به شدت بالا میبرد.
وی اضافه کرد: تجمیع ارزانبودن تاریخی گاز با نبود زنجیره فناوری بومی، عملاً انگیزه بخش خصوصی و سرمایهگذاران را برای ورود به این عرصه مسدود کرد؛ زیرا نیروگاههای گازی هم سوخت ارزانتری داشتند و هم زنجیره قطعات و پشتیبانی آنها در دسترس بود، در نتیجه سرمایهگذاری در بخش گاز با حداقل ریسک عملیاتی، انتخاب غالب بازار شد.
تغییر معادلات با بحران ناترازی؛ سنجش زغالسنگ با خطکش خاموشی صنایع
کاشانی با تاکید بر دگرگونی مناسبات فعلی بخش انرژی کشور خاطرنشان کرد: شرایط کنونی صنعت برق تفاوت اساسی با گذشته پیدا کرده و تشدید روزافزون ناترازی گاز طبیعی و اعمال محدودیتهای گسترده در سوخترسانی به نیروگاهها، تجدیدنظر در ساختار سبد سوخت کشور را به یک فوریت تبدیل کرده است. در این شرایط جدید، محاسبه اقتصادی نباید محدود به مقایسه ساده قیمت ریالی گاز و زغالسنگ باشد، بلکه هزینه واقعی عدم تأمین برق و خسارتهای سنگین ناشی از قطعی انرژی صنایع باید مستقیماً در ترازنامه لحاظ شود.
وی اظهار کرد: برای صنایع بزرگ و انرژیبر کشور، هزینه تأمین زغالسنگ و راهاندازی نیروگاههای مستقل اختصاصی، بسیار کمتر از زیانهای کمرشکن توقف خطوط تولید و خاموشیهای تحمیلی خواهد بود؛ از این رو، ارزیابی مزیت اقتصادی زغالسنگ باید در چارچوب دقیق هزینه فرصت گاز طبیعی و ارزش حیاتی تأمین برق پایدار صنعتی مورد سنجش قرار گیرد.
طراحی الگوی نیروگاههای کوچکمقیاس و لزوم بهرهگیری از تجربه اندونزی
این کارشناس مسائل انرژی در تشریح راهکارهای عملیاتی برای رفع موانع فنی گفت: برای برونرفت از بنبست کنونی، در گام نخست باید یک متولی مشخص و پاسخگو برای توسعه فناوری و شکلدهی به زنجیره تأمین نیروگاههای زغالسنگسوز در کشور تعیین شود. این ساختار مدیریتی باید به جای تمرکز صرف بر طرحهای متمرکز و غولپیکر، توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس بهویژه در همجواری معادن و مراکز صنایع انرژیبر را در رأس اولویتهای اجرایی قرار دهد.
وی یادآور شد: پیادهسازی و تکرار یک الگوی استاندارد فنی مشخص در چندین پروژه مقیاسکوچک، بازاری مطمئن و پایدار برای سازندگان داخلی تجهیزات ایجاد میکند و امکان بومیسازی گامبهگام قطعات، آموزش و تربیت نیروهای متخصص و ایجاد ظرفیتهای تعمیر و نگهداری داخلی را فراهم میسازد؛ فرآیندی که توسعه ظرفیت نیروگاهی را همزمان به پیشران خلق و تکامل زنجیره صنعتی زغالسنگ مبدل خواهد کرد.
کاشانی در پایان با اشاره به الگوهای موفق بینالمللی در این زمینه تأکید کرد: در این میان، مرور و بهرهگیری از تجربه کشورهایی نظیر اندونزی بسیار آموزنده است؛ کشوری که طی سالهای اخیر با توسعه هدفمند نیروگاههای زغالسنگسوز کوچکمقیاس، بهویژه واحدهای کمتر از ۵۰ مگاوات در جوار قطبهای صنعتی، گامهای موفقی در تأمین برق پایدار، خودتأمینی صنایع انرژیبر و کاستن از بار شبکه سراسری برداشته است و بازخوانی این دستاوردها میتواند مسیر روشنی برای تدوین الگوی نیروگاههای خودتأمین زغالسنگی در ایران ترسیم کند.
انتهای پیام/