این دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی کابوس دشمن شد!
خبرگزاری آنا ـ در عصر جنگهای نوین و تقابل فناوری با ارادههای انسانی، روایت شهادت دانشجویان مهندس دانتشگاه آزاد اسلامی، ابعادی تازه به مفهوم دفاع ملی میبخشد.
شهید امین اسعدیکلیان نمونهای بارز از نسلِ نوآموزِ علمی است که توانست دانش تخصصی خود را در خدمت امنیتِ ملی و مقابله با تهدیدهای رژیم کودککُش و جعلی صهیونیستی و استکبار جهانی قرار دهد.
خبرنگار آنا در قالب پرونده «روایت دلتنگی برای شهدای دانشجوی دانشگاه آزاد» سراغ پدر و مادر شهید اسعدیکلیان از شهدای دانشگاه آزاد اسلامی رفته و با هدف تبیین نقش نسل جدید دانشگاهیان در دفاع از امنیت ملی به بررسی ابعاد زندگی و جهاد این شهید والامقام دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی پرداخته است.
خبرنگار آنا در تلاش است تصویر دقیقی از این قهرمان جوان، بهلحاظ ویژگیهای اخلاقی و رفتاری و توانمندیهای فنی و علمی برای افکار عمومی ترسیم کند.
هدف ما در این پرونده رسانهای کردن آرمانهای شهدایی است که با گذشتن از مرزهای خودخواهی، بر حریم امنیتِ ملی ایران اسلامی پایداری کردند تا جهان بداند که صلح در این سرزمین با خون پاک دانشمندانی چون امین تضمین شده است.
این گفتو گو دو بخش دارد؛ نخست گفتوگو با ابوالفضل اسعدیکلیان پدر شهید امین اسعدیکلیان و دوم مصاحبه با مادر این شهید والامقام. شهیدی که در دفاع از ارزشها و حریم میهن اسلامی در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دشمنان آمریکایی و صهیونیستی به فیض عظیم شهادت رسید.
آنا: با سلام و احترام. لطفاً ابتدا کمی ازشهید امین اسعدیکلیان بفرمایید.
اسعدیکلیان: شهید امین اسعدیکلیان متولد دهه ۱۳۷۰ و از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بودند. ایشان در حوزه فعالیتهای فنی و مهندسی و ساخت تجهیزات نظامی فعالیت داشتند و سرانجام در تاریخ ۱۱ فروردینماه سال ۱۴۰۴ در روزهای پایانی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به درجه رفیع شهادت نائل شد.
آنا: در روزهای منتهی به شهادتشان نشانهها، الهامات یا روحیات خاصی را در شهید امین اسعدیکلیان مشاهده کرده بودید؟ آخرین اعزام و کیفیت مواجهه ایشان با این ماموریت چگونه بود؟
اسعدیکلیان: روزی که امین پسر شهیدم در حال اعزام به مأموریت بود شخصاً به او گفتم: «پسرم، این چند روز را نرو.» حتی زمان دیدار عید که خدمتشان رسیدم (فکر میکنم چهارم فروردین بود)، به او گفتم که چند روزی دست نگه دارد؛ نگفتم اصل کار را رها کند، چون بالاخره دفاع از کشور ضرورت دارد و اگر من یا دیگران کوتاهی کنیم، دفاع از مملکت اسلامی ایران دچار اخلال میشود، اما او با اصرار تمام میرفت و میگفت: «من راضی نمیشوم در خانه بنشینم در حالی که دشمنان متجاوز بخواهند به ناموس و وطن من دستدرازی کنند.»
آنا: آیا برادران ایشان نیز در همین عرصه و در کنار ایشان حضور داشتند؟
اسعدیکلیان: بله، دو برادر شهید امین نیز در آنجا حضور داشتند؛ ازجمله «میثم» که خود از دانشجویان دانشگاه آزاد است. اتفاقاً آن روز بهدلیل مرخصی تصادف در آنجا حضور داشت و در کنار امین ماند. دغدغه اصلی و ذکر دائم امین این بود که: «من باید این کار را انجام دهم؛ باید از وطن دفاع کنم.» ذهنش بهطور کامل معطوف به ولایت فقیه و دفاع از وطن و صیانت از آن بود.
آنا: با توجه به حجم تلاشها و مجاهدتهای شهید، آیا خاطرهای از دغدغههای شخصی ایشان یا مسائل پیرامونی زندگیشان به یاد دارید که نشاندهنده ابعاد شخصیتی ایشان باشد؟
اسعدیکلیان: بله؛ او ماشینی خریده بود تا آن را برای من درست کند تا رفتوآمدم راحتتر باشد؛ اکنون همان ماشین در گاراژ خوابیده و متأسفانه بعد از شهادتش، مبلغ کلانی (حدود ۵۰ میلیون تومان) عوارض و مالیات برای آن بریدند و دیروز هم که مراجعه کردم، با مشکلات اداری مواجه شدم.
او در زمانهای بیکاری میآمد و میگفت: «بابا پای شما درد میکند، بگذار این ماشین اتوماتیک باشد تا راحتتر تردد کنی.» هم و غم او خدمت به خانواده و در سطح کلانتر، عشق به وطن بود.

وظیفه ما دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارزشهاست، هرچند گاهی بروکراسیها انسان را خسته میکند.
شهید امین با اصرار رفت!
آنا: لطفاً درباره وضعیت خانواده و فرزندان پسر شهیدتان توضیح دهید.
اسعدیکلیان: ایشان متأهل بودند و دو فرزند عزیز (یک پسر و یک دختر آروین متولد سال ۱۴۰۱ و ماهلین متولد سال ۱۴۰۳) از ایشان به یادگار مانده است.
آنا: در شرایط کنونی که آمریکای جنایتکار، رژیم کودککُش صهیونیستی و سایر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی مدام در حال تهدید نظام اسلامی هستند و کارنامه ننگینشان از جنایاتی همچون به شهادت رساندن دانشآموزان میناب، دانشجویان و امام شهیدانمان انباشته است، پاسخ شما و فرزند شهیدتان به این تهدیدات چیست؟ از منظر شما، رسالت دانشجویان و دانشآموزان و آحاد جامعه در قبال انقلاب و اسلام چیست؟
اسعدیکلیان: در موقعیتهای جنگی هیچکس نمیتواند جایگاه و مسئولیت خود را از دفاع جدا کند. وطن به مثابه خانه پدر است؛ آیا عقلانی است که پدر بلند شود و برود کاری انجام دهد، اما فرزند در خانه دراز بکشد و بگوید وظیفه پدر است؟ وظیفه تکتک انسانهای ایرانی این است که از وطن دفاع کنند.
در چنین شرایطی، دیگر انگیزههای مادی رنگ میبازد و دفاع از وطن اصالت پیدا میکند.
انسان نمیتواند بگوید به فلانی امکانات بیشتری دادهاند و به من کمتر؛ در میدان جنگ، دشمن به هیچکس رحم نمیکند و همه را با یک چشم میبیند، بهخصوص آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی که روزشان جز جنایت و آدمکشی شب نمیشود، اما همانطور که امام خمینی(ره) فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» و در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و جنگ تحمیلی هشتساله این عیان شد که خداوند متعال حافظ انقلاب اسلامی است و این مملکت صاحب دارد و انسان وطنپرست، درستکردار و پاک، همانند خانواده خود از میهن دفاع میکند. انسان باید بداند که وطن، خانه ماست؛ اگر این حقیقت را درک کرد، پای کار میآید، وگرنه هرچقدر هم به او محبت شود یا کارهای دیگر صورت گیرد، فایدهای نخواهد داشت.
آنا: مطلبی شنیده بودیم مبنی بر اینکه یکی از برجستهترین ویژگیهای شهید امین اسعدیکلیان غیرت دینی و ملی ایشان نسبت به کشور و ناموس ایرانی بود؛ در این باره توضیح دهید.
اسعدیکلیان: بله. شهید امین به همسرشان تأکید کرده بودند که «من هنوز بیغیرت نشدهام که بگذارم دست اجنبی به ناموس ایرانی برسد.»
وقتی عید به دیدارشان رفتم، من خودم این موضوع را با او مطرح کردم و گفتم: پسرم، چند روزی دست نگه دار تا شرایط و قواعد کمی آرامتر شود، چراکه حفاظت جانی مناسبی ندارید. من حتی به مسوولین گفتم امنیت نیروها تأمین شود، اما او در پاسخ گفت: «بابا، غیرت من قبول نمیکند.» من به او گفتم تعصب داری؛ البته من خودم نیز در جبهه بودم و بالاخره جوانی کردهام. در دوران دفاع مقدس به من گفتند میخواهی در منطقه آزاد بمانی یا بروی؟ گفتم نه، میخواهم مستقیم به سنگر خط مقدم بروم؛ چون کار من هم ساختمانسازی بود، مستقیم در خط مقدم فعالیت میکردیم و حتی دو کیلومتر جلوتر از بقیه مستقر بودیم. ذکر و فکر امین نیز دقیقاً همین بود؛ میگفت اگر اینجا هم کار تعطیل شود، من اسلحه به دست میگیرم و شهید تأکید میکرد که اگر جنگ زمینی هم بشود، من میروم و از وطن دفاع میکنم. غیرت من قبول نمیکند که یک خارجی و اجنبی به کشورمان بیاید...
آنا: با توجه به این روحیه ایثارگری و مجاهدت در خانواده شما، لطفاً بفرمایید علاوه بر شهید امین، چند فرزند دیگر دارید و وضعیت تحصیل و فعالیت آنها چگونه است؟
اسعدیکلیان: بله، من چهار فرزند دارم که همگی در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل کردهاند؛ یکی از فرزندانم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر درس خوانده است، فرزند دیگرم به شمال رفت و میثم و سایر فرزندانم نیز در همین مسیر مشغول به تحصیل و خدمت هستند.
آنا: با توجه به تحصیل شهید امین اسعدی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، آیا حضور ذهن دارید که ایشان در چه زمینههایی از جمله فعالیتهای فرهنگی، بصیرتی یا سیاسی مشارکت داشتند؟ همچنین لطفاً درباره تحصیلات دانشگاهی ایشان و واحد محل تحصیلشان نیز توضیح بفرمایید.
اسعدیکلیان: بله، ایشان تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع کارشناسی (لیسانس) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر به پایان رساندند.
آنا: بهعنوان پرسش پایانی، اگر خاطرهای ماندگار، برجسته یا ویژگی بارزی از شهید امین اسعدیکلیان در ذهنتان دارید که همواره در خاطر شما باقی مانده و مایل هستید مخاطبان ما نیز آن را بدانند، بفرمایید.
اسعدیکلیان: خاطره از فرزندم بسیار است؛ بارزترین ویژگی ایشان همان غیرت تمامکمالشان بود. انسانی که از جان خود میگذرد، دیگر چیزی بالاتر از آن ندارد. او با تمام وجود و بهطور کامل، جان خود را در راه وطن گذاشت و صراحتاً میگفت: «من اصلاً نمیتوانم جور دیگری عمل کنم؛ زندگی بدون دفاع از وطن معنایی ندارد.»
من نمیتوانم زیاد توضیح دهم و کلمات برای توصیف آن روح بزرگ قاصرند. پسر شهیدم همیشه میآمد و هر کاری که از دستش برمیآمد برای کارهای ساختمانی بنده انجام میداد؛ پس از آن هم میرفت و به کارهای خودش میرسید. او انسانی بسیار بامحبت بود و هیچ ویژگی منفی یا صفت ناپسندی در وجودش نبود. همانطور که اشاره کردم، مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر اخذ کرده بود و با همین روحیه علمی و جهادی به خدمت ادامه داد.
مادر شهید: بعد از ولادت فرزندش آن را برای دستبوسی نزد پدرش آورد
آنا: با سلام و احترام خدمت شما مادر گرامی شهید امین اسعدیکلیان. لطفاً بهعنوان مادر شهید کمی درباره شهید امین اسعدی برای مخاطبان خبرگزاری آنا بفرمایید.
**مادر شهید:** بله، ایشان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر تحصیل میکردند و فارغالتحصیل شده بودند. ایشان انسانی بسیار با احساس و با محبت بودند. یکی از خاطرات ماندگار من، مربوط به نخستین روزی است که نوهام یعنی فرزند شهید امین به دنیا آمد.
برخلاف انتظار، او به جای اینکه در خانه خودمان باشد، در همان روزهای نخست از بیمارستان، فرزندش را نزد من آورد. آن لحظه برای من بسیار ارزشمند بود؛ چراکه با وجود کوچکیِ آن نوزاد، ایشان با تمام وجود فرزندش را برای دستبوسی نزد پدرش و من آورد.
این نشاندهنده آن بود که او از همان ابتدا نیز بسیار با ادب و محترم بود؛ همیشه به بزرگترها احترام میگذاشت و با ادب و احترام با همه رفتار میکرد؛ البته بهعنوان مادر، شاید نتوانم به طور کامل و با کلمات دقیق، ابعادِ عاطفی و بزرگی فرزندم را توصیف کنم، اما او بسیار با محبت بود.
آنا: مادر، اگر صحبت خاصی مانده، بفرمایید.
مادر شهید اسعدی کلیان: امیدوارم رسانهها جنایات رژیم صهیونیستی و اقدامات جنایتکارانه آمریکا را رسانهای کنند و شما رسانهها با یاد کردن از خانواده شهدا در حقیقت به شهدا خدمت میکنید و انشاءالله کار شما هم موجب رضایت شهداست.
انتهای پیام/