روشنفکر دینی بهدنبال معنا و منطق در دین است، نه تبعیت از سنتهای کورکورانه
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حسن یعقوبی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمانشاه در حاشیه سیزدهمین دوره طرح ضیافت اندیشه استادان که با موضوع روشنفکری دینی در عصر حاضر و فضای مجازی و قدرت نرم برگزار میشود؛ روشنفکری دینی را تلاشی هوشمندانه برای پیوند میان آموزههای وحیانی و عقلانیت مدرن دانست و تأکید کرد که روشنفکر دینی بهجای پذیرش سنتهای کورکورانه، به دنبال کشف معنا و منطق درونی دین است.
در ادامه با هم این گفتوگو را میخوانیم:
آنا: روشنفکری دینی امروز چه تعریفی دارد ومهمترین مسئله آن چیست؟
یعقوبی: مفهوم «روشنفکری دینی» یکی از پیچیدهترین و در عین حال حیاتیترین مباحث در اندیشه معاصر است و این مفهوم در واقع تلاش برای ایجاد پلی میان دو دنیای به ظاهر متضاد است: «دین» (بهعنوان مأخذ حقیقت، ارزش و وحی) و «عقلانیت/علم مدرن» (بهعنوان ابزار فهم جهان و روشهای مدرن زندگی).
تعریف مدرن آن عبارت است از «نگاهی هوشمندانه، انتقادی و تحلیلی به دین و جهان، که در آن فرد تلاش میکند مفاهیم دینی را با چالشهای دنیای معاصر (مانند علم، حقوق بشر، سیاست و اخلاق مدرن) سازگار کند، بدون آنکه به ریشههای ایمان خود خیانت کند.»
به عبارت دیگر، روشنفکر دینی کسی است که دین را براساس سنتهای کورکورانه نمیپذیرد، بلکه به دنبال یافتن معنا و منطق در آن است.
- عقل را دشمن دین نمیبیند، بلکه عقل را ابزاری برای فهم عمیقتر وحی میداند.
- میان «ایمان» و «انتقاد» تعادل برقرار میکند؛ یعنی میتواند به دین باور داشته باشد و در عین حال، رفتارهای غلط یا تفاسیر نادرست از دین را نقد کند.
آنا: مهمترین مسئله روشنفکری دینی چیست؟
یعقوبی: این مسئله را میتوان در سه محور اصلی باز کرد:
الف) مسئله «تفسیر معاصر» (چگونه دین را بازخوانی کنیم؟) مهمترین چالش این است که چگونه میتوانیم متون کهن (قرآن، سنت و...) را در دنیای امروز (دنیای تکنولوژی، نسبیگرایی و پیچیدگیهای اجتماعی) معنا کنیم؟
- آیا باید تفسیرها را تغییر داد یا متغیرهای زمانه را نادیده گرفت؟
- چگونه میتوان «ثبات حقیقت دین» را با «تغییرات زمانه» همسو کرد؟
ب) مسئله «بسط اخلاق دینی در فضای عمومی»
روشنفکر دینی میپرسد: آیا ارزشهای دینی (مثل عدالت، صداقت و رحمت) میتوانند در یک جامعه مدرن و پلورال (چند فرهنگی) بهعنوان یک زبان مشترک برای همه (حتی غیرمذهبیها) عمل کنند یا خیر؟ چالش این است که چگونه دین از یک «مجموعه دستورات شخصی» به یک «الگوی اخلاقی اجتماعی» تبدیل شود.
ج) مسئله «دین در برابر علم و عقلانیت»
این چالش سنتی، اما همیشه تازه است: چگونه میتوان میان یافتههای علمی (مانند تکامل یا فیزیک کوانتوم) و آموزههای دینی، بدون ایجاد تضاد، یک جهانبینی منسجم ساخت؟ روشنفکری دینی میکوشد از «علمزدگی» و «دینزدگی» به سمت یک «جامعیت» حرکت کند.
جمعبندی (در یک نگاه)
اگر بخواهیم خلاصه کنیم، روشنفکری دینی امروز یعنی: «پیدا کردن جایگاهِ معنای دین در دنیای مدرن.»
او میخواهد ثابت کند که دین، برخلاف تصور مدرنیستها، یک «پدیده تاریخی و منسوخ» نیست، و برخلاف تصور سنتیگرایان، یک «مجموعه احکام خشک و بیارتباط با عقل» نیست؛ بلکه دینی است که میتواند در قلبِ تپنده عصر حاضر، به انسان «معنا» و به جامعه «اخلاق» ببخشد.
آنا: مسئولیت دانشگاه برای تقویت عقلانیت، اخلاق و گفتگوی اجتماعی چیست؟
یعقوبی: دانشگاه تنها یک مرکز برای انتقال دانش فنی و تخصصی نیست؛ بلکه از نظر جامعهشناختی، «مرکز تولید و بازتولید فرهنگ» و «محل پرورش شهروندان» است.
اگر دانشگاه صرفاً به آموزش مهارتهای شغلی بپردازد، در واقع در حال تربیت «ماشینهای انسانی» است، نه «انسانهای کامل».
برای تقویت اخلاق و گفتگوی اجتماعی، دانشگاه مسئولیتهای چندگانه و عمیقی در سه سطح دارد:
۱. سطح آموزشی و برنامهریزی (درونی)
دانشگاه باید ساختار خود را به گونهای تغییر دهد که اخلاق و گفتوگو در ذاتِ یادگیری نهفته باشد.
مسئولیت دانشگاه این است که اخلاق را از یک درسِ جانبی (مثل «اخلاق عمومی») به یک جزء جداییناپذیر از هر رشته تبدیل کند. مثلاً در مهندسی، بحث «اخلاق در تکنولوژی» و در پزشکی، «اخلاق بالینی» نباید فقط تئوری باشند، بلکه باید در پروژهها و تمرینها درونی شوند.
دانشگاه باید از روشهای سنتی (دریافت محض اطلاعات) به سمت روشهای پرسشگری حرکت کند. وقتی دانشجو یاد میگیرد «چرا» و «چگونه» بپرسد، در واقع در حال تمرینِ خردورزی و عقلانیت است که ریشه اخلاق است.
۲. سطح فرهنگی و محیطی (زیستبومی)
دانشگاه باید «فرهنگِ گفتوگو» را در اتمسفر خود جاری کند. استادان مهمترین الگو هستند و اگر استاد در کلاس، برخورد مستبدانه داشته باشد یا اجازه ندهد دانشجو از او سوال کند، دانشگاه در حال تخریب «گفتگوی اجتماعی» است. اساتید باید «اخلاقِ گفتوگو» (گوش دادن، احترام به مخالف، پذیرش محدودیت دانش خود) را در عمل نشان دهند.
دانشگاهها کانون برخوردِ تفاوتها هستند (تفاوتهای مذهبی، سیاسی، قومی و...). مسئولیت دانشگاه این است که این تفاوتها را نه به عنوان «منشأ درگیری»، بلکه به عنوان «فرصتی برای یادگیری و غنای فکری» مدیریت کند.
اگر فضای دانشگاه صرفاً بر پایه «امتیاز گرفتن» و «رتبه گرفتن» باشد، اخلاقِ همکاری و گفتگوی جمعی قربانی میشود. دانشگاه باید فضایی برای «همکاری علمی» و «پروژههای گروهی» ایجاد کند.
۳. سطح اجتماعی و مسئولیتپذیری (بیرونی)
دانشگاه باید پل ارتباطی میان «دانش» و «جامعه» باشد.
دانشگاه باید دانش خود را برای حل مشکلات اخلاقی و اجتماعی جامعه (مثل فقر، بیعدالتی یا محیط زیست) به کار بگیرد. این کار باعث میشود دانشجویان درک کنند که دانش، ابزاری برای خدمت و بهبود جهان است، نه صرفاً برای ثروتمند شدن.
دانشگاه باید دانشجو را برای مشارکت در امور عمومی آماده کند. گفتوگو در جامعه زمانی تقویت میشود که افراد بدانند چگونه در فضای عمومی، به شکلی عقلانی و اخلاقی بحث و تبادل نظر کنند.
اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم، مسئولیت دانشگاه این است که «از تبدیل شدن به کارخانه تولید نیروی کار، به سمت تبدیل شدن به کانونِ تربیت انسانهای متفکر، اخلاقمدار و همافزا حرکت کند.» دانشگاه باید به دانشجو یاد بدهد که «دانستن» بدون «اخلاق» خطرناک است، و «توانایی سخن گفتن» بدون «توانایی شنیدن»، تنها به ایجاد آشوب میانجامد.
آنا: قدرت نرم در فضای مجازی چگونه برافکار عمومی اثر میگذارد؟
یعقوبی: مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) که نخستین بار توسط «جوزف نای» مطرح شد، به توانایی یک کنشگر (دولت، سازمان یا گروه) برای دستیابی به اهداف خود از طریق جذابیت و ترغیب به جای اجبار و زور (قدرت سخت) گفته میشود.
در فضای مجازی، این قدرت از حالت سنتی (مانند فیلم و موسیقی) خارج شده و به شکلی بسیار زیرکانه، سریع و همهگیر، در تار و پود افکار عمومی نفوذ میکند. در ادامه، مکانیسمهای اثرگذاری قدرت نرم در فضای مجازی را تحلیل میکنیم:
۱. مدیریت روایتها
در فضای مجازی، جنگ بر سر «داستانها» است. قدرت نرم از طریق کنترل روایتها عمل میکند:
- ساخت تصویرسازی ذهنی: از طریق اینفلوئنسرها، ویدئوهای کوتاه و اینفوگرافیکها، یک سبک زندگی، یک ارزش سیاسی یا یک مدل اقتصادی به عنوان «جذاب»، «مدرن» یا «برتر» به نمایش در میآید.
- تغییر زاویه دید: وقتی یک اتفاق مهم رخ میدهد، قدرت نرم تلاش میکند تا روایتِ «آنچه باید دیده شود» را جایگزین «واقعیت محض» کند. این کار با بازنشر مداوم یک دیدگاه خاص در شبکههای اجتماعی انجام میشود تا آن موضوع به «حقیقت بدیهی» تبدیل شود.
۲. استفاده از «الگوسازی» توسط اینفلوئنسرها
این یکی از قدرتمندترین ابزارهای جدید است. در گذشته، پیامهای قدرت نرم از طریق رسانههای رسمی (تلویزیون/رادیو) منتقل میشد، اما امروز
- اعتماد جایگزین اقتدار شده است: مردم به اخبار رسمی اعتماد کمتری دارند، اما به اینفلوئنسری که با آنها «احساس نزدیکی» دارند، اعتماد میکنند.
- تبلیغ غیرمستقیم ارزشها: یک اینفلوئنسر لزوماً پروپاگاندای سیاسی نمیکند؛ او با نمایش سبک زندگی، نوع پوشش، یا نحوه مصرف کالاها، در واقع در حال انتقال «ارزشهای فرهنگی و اجتماعی» یک جامعه به مخاطب است. این نوع ترغیب، چون مستقیماً با شعار همراه نیست، بسیار نفوذناپذیر است.
۳. الگوریتمها و «اتاقهای پژواک»
قدرت نرم در فضای مجازی با استفاده از زیرساختهای فنی تقویت میشود:
- شخصیسازی پیام: الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، محتوایی را به شما نشان میدهند که با علایق شما همسو است. این موضوع باعث میشود فرد در یک «اتاق پژواک» قرار بگیرد؛ جایی که فقط صداهای مشابه خود را میشنود.
- تثبیت باورها: وقتی قدرت نرم میخواهد افکار عمومی را تغییر دهد، از الگوریتمها استفاده میکند تا پیامهای خود را به شکلی «تصادفی و طبیعی» در فید (Feed) کاربران قرار دهد. این کار باعث میشود کاربر تصور کند که «همه دارند درباره این موضوع حرف میزنند» و در نتیجه، آن دیدگاه را به عنوان نظر اکثریت بپذیرد.
۴. استفاده از «دیپلماسی دیجیتال» و عملیات اطلاعاتی
- سربازان سایبری: استفاده از اکانتهای جعلی یا رباتها برای ایجاد یک «احساس کاذب از حمایت عمومی». وقتی هزاران اکانت درباره یک موضوع خاص با لحنی مثبت صحبت میکنند، افکار عمومی واقعی ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته و تصور کنند که این نظر، نظر اکثریت جامعه است.
- دیپلماسی عمومی: دولتها از طریق حسابهای رسمی خود در شبکههای اجتماعی، مستقیماً با ملتهای دیگر گفتوگو میکنند تا تصویر خود را بهبود بخشند و برهم کنند.
چالش اصلی: مرز میان «ترغیب» و «دستکاری ذهنی»
در بررسی علمی، باید میان دو مفهوم تمایز قائل شد:
ترغیب: ارائه اطلاعات و جذابیت برای تغییر نظر (که بخشی از قدرت نرم سالم است).
دستکاری: استفاده از فریب، اطلاعات غلط (Fake News) و الگوریتمهای مخفی برای هدایت ناخودآگاه افکار عمومی (که به ابزار جنگ اطلاعاتی تبدیل شده است).
آنا: و سخن پایانی...
یعقوبی: قدرت نرم در فضای مجازی، مانند یک «عطر در فضا» عمل میکند؛ شما آن را نمیبینید، اما با تنفس در آن، وجودش را حس میکنید و تدریجاً بخشی از محیط زندگی شما میشود. این قدرت، از طریق جذابیتِ سبک زندگی و مدیریتِ روایتها، به جای اینکه بگوید «باید این کار را بکنی»، به شما القا میکند که «دوست داری این کار را بکنی».
آنا: مهمترین دستاورد کارگاه ضیافت اندیشه این دوره چیست؟
۱. مهمترین دستاورد آشنایی وآموزش وآگاهی استادان دانشگاه با موضوعات
۲. تغییر نگرش یا عملکرد استادان
۳. تعمیق وتحلیل موضوعات
۴. انتقال این تغییر نگرش واصلاح نگرشها به دانشجویان و مخاطبان خود است.
گفتوگو از جبار حبیبوندی
انتهای پیام/