همراه با همکلاسی‌های مدرسه بهشت/۸

«اردوی آسمانی» ستایش شهیده مدرسه میناب؛ دیداری که در زمین محقق نشد، در عرش تعبیر شد

معصومه مهران شیخ‌آبادی
بی‌مقدمه بهم گفت: «مادر، قرار است این هفته در قالب اردو به دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی برویم! اگر نرفتیم هر چه دوست داشتی بگو» من در آن لحظه به ساده‌لوحی کودکانه ستایش خندیدم و متوجه عمق ماجرا نشدم، اما تازه بعد از شهادتش فهمیدم که حق با دختر شهیدم بوده، او به «اردوی آسمانی» همراه با امام شهیدمان رفته است!

خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ گاهی عمق یک جنایت را نه در اعداد و ارقام خبری که باید در چشمان مادری جستجو کرد که پاره‌ تنش را در راه علم و ایمان تقدیم کرده است.

جنایت رژیم کودک‌کُش آمریکا و رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی در مدرسه «شجره طیبه» شهرستان میناب فراتر از یک رخداد تلخ، سندی است از تضاد آشکار «معصومیت کودکانه» با «قساوت دشمنی» که حتی حریم علم و آموزش را نیز برنمی‌تابد.

در شرایطی که دستگاه‌های تبلیغاتی نظام سلطه با توسل به دروغ‌پردازی‌های شرم‌آور، سعی در نظامی جلوه دادن این محیط آموزشی دارند تا جنایت خود را توجیه کنند، این گفت‌وگو، روایتی است بی‌واسطه و صریح از زبان معصومه مهران شیخ‌آبادی مادر شهیده ستایش علی‌حسینی؛ نوجوانی که روزه‌دار و در مسیر انس با کلامِ وحی، به ملکوت پیوست.

این مصاحبه، بازخوانی زندگی دختری است که پیش از پرواز، شهود آسمانی‌اش را به مادر هدیه کرده بود و امروز، نامش به نمادی از مظلومیت نسلی تبدیل شده که در مسیر اعتلای معنوی، جان خود را فدای آرمان‌های بلند این مرز و بوم کرده است.

آنچه پیش رو دارید، نه‌تنها شرحِ یک داغ که فریادی برای تبیین حقیقت و سندی است برای تمامی وجدان‌های بیداری که می‌خواهند بدانند پشت پرده‌ تهمت‌های دشمن، چه فرشته‌هایی قربانی شده‌اند.

در پی جنایات اخیر رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی و حامیان غربی‌اش در منطقه، ابعاد تازه‌ای از رویکردِ ضدانسانی آنان علیه کودکان و دانش‌آموزان ایرانی نمایان شده است.

در این میان، شهادت جمعی از دانش‌آموزان مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب، داغی بزرگ بر دل ملت ایران نهاد.

خبرنگار آنا در همین راستا، گفت‌وگویی با معصومه مهران شیخ‌آبادی مادرِ شهیده ستایش علی‌حسینی داشته‌ تا ضمن بررسی ابعاد این حادثه، به واکاویِ دروغ‌پردازی‌های دشمن در خصوص این جنایت بپردازد.

آنا: ابتدا بفرمایید شهیده ستایش علی‌حسینی فرزند چندم خانواده بود؟

مهران شیخ‌آبادی: خداوند به من سه دختر عطا کرده و  دختر  بزرگم هانیه، دختر دوم فاطمه‌زهرا و فرزند شهیدم ستایش کوچک‌ترین عضو خانواده و دختر آخرم بود.

مگر همراه این کودکان معصوم اسلحه یا مهمات بود که دشمنان دست به جنایت زدند؟

آنا: دشمنان ازجمله آمریکای جنایتکار و رژیم فاسد و کودک‌کُش صهیونیستی با هدف تبرئه خود از این جنایت، ادعا‌های واهی مبنی بر «نظامی بودن» منطقه محل حادثه مطرح کرده‌اند. پاسخ شما به این وارونه‌نمایی‌ها و روایت‌سازی‌های کذب چیست؟

مهران شیخ‌آبادی: این ادعا‌ها کاملاً کذب و بی‌اساس است. آن مکان یک مدرسه غیرانتفاعی بود، نه منطقه نظامی. حتی اگر فرض کنیم که آنجا منطقه نظامی بوده باشد؛ آیا فرزندان یک نظامی یا یک پاسدار، «کودک» محسوب نمی‌شوند؟ چرا دشمن تلاش می‌کند با برچسب‌زنی، کودک‌کُشی خود را توجیه کند؟ جنایتکارانی همچون ترامپ جنایتکار و فاسد و نتانیاهوی کودک‌کُش، با این دروغ‌ها تنها خوی درنده‌خویی و کودک‌کُشی خود را بیش از پیش به جهانیان ثابت می‌کنند. 

بازخوانی مظلومیت؛ گفت‌وگوی تفصیلی با مادر شهیده «ستایش علی‌حسینی»

آنها به حریم آموزش و مدرسه یورش بردند و تجاوز کردند؛ محیطی که متعلق به کودکان معصوم است، نه میدان جنگ.

من از تمام توان و دارایی‌ام استفاده کردم تا فرزندم در محیطی سالم و آموزشی رشد کند، اما این جنایتکارانِ سنگدل و کثیف، انسانیت را ذبح کردند.

به‌حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف، دل هیچ پدر و مادری که فرزندش را این‌گونه از دست داده، آرام نخواهد گرفت.

دشمنان با این دروغ‌پردازی‌ها در باتلاق رسوایی خود فرو رفته‌اند؛ چراکه افکار عمومی دنیا امروز ماهیت واقعی رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی را شناخته است.

در مدرسه شجره طیبه میناب، دانش‌آموزان تربیت دینی و قرآنی آموزش می‌دیدند، آن وقت دشمنان جنایتکار و کودک‌کُش آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی از همین هم هراس داشتند و دست به جنایت زدند.

مگر کودکان معصوم اسلحه یا مهمات داشتند؟ دشمنان جنایتکار به چه جرمی این دانش‌آموزان را به شهادت رساندند؟ْ! 

آنا: دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با نمایش و سر دست گرفتن تصویر امام شهیدمان و شهدای میناب این جنایت را به گوش جهانیان رساندند. واکنش و احساس شما نسبت به این اقدام چه بود؟

مهران شیخ‌آبادی: ما (خانواده شهدای میناب) از اقدام رئیس‌جمهور کشورمان در به تصویر کشیدن مظلومیت شهدای میناب در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تقدیر و تشکر می‌کنیم. 

این اقدام، صدایِ مظلومیت فرزندان ما را به دنیا رساند. واقعاً باید پرسید این کودکان چه گناهی داشتند؟ آنها برای کسب علم و دانش به مدرسه رفته بودند، نه برای جنگیدن.

دختر من در آن روز، روزه‌دار بود و حتی سحری هم نخورده بود. آنها کودکانِ بی‌گناهی بودند که با چهره‌ای معصوم، قربانی خوی ددمنشانه دشمن شدند.

آنا: شهیده ستایش علی‌حسینی دارای چه ویژگی‌های اخلاقی بارزی بودند که می‌توانند برای نسل امروز و آینده به عنوان الگو مطرح شوند؟

مهران شیخ‌آبادی: دخترم ( شهیده ستایش)، شخصیتی بسیار آرام و متین داشت؛ به‌گونه‌ای که شاید شنیدن صدای در و دیوار، ممکن‌تر از شنیدن صدای بلند دختر شهیدم بود؛ بسیار مظلوم و نجیب بود.

تمام دغدغه‌اش درس خواندن و پیشرفت در مسیر علم بود. او پس از بازگشت از مدرسه، با وجود خستگی، با اشتیاق به کلاس قرآن می‌رفت.

این دانش‌آموزان ازجمله دختر شهیدم در حال یادگیری و حفظ قرآن کریم بودند و تا آن لحظه، دو جزء ۲۹ و ۳۰ قرآن کریم را از حفظ بود و در حال حفظ جزء ۲۸ بود که همراه با دیگر دانش‌آموزان به دست آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی به شهادت رسید.

او به معنای واقعی یک «فرشته» در خانه ما بود. ستایش حتی در روز‌های منتهی به شهادتش، گویی پیوندی با حقیقت داشت؛ روزی به من گفت: (با بغض و گریه شدید) «مامان، من حس می‌کنم جنگ است و مدرسه ما را هدف قرار می‌دهند.»

بازخوانی مظلومیت؛ گفت‌وگوی تفصیلی با مادر شهیده «ستایش علی‌حسینی»

من در آن زمان، این سخنان را به پای سن کم او گذاشتم و با خنده از کنارش گذشتم، اما اکنون می‌بینم که او فراتر از درک معمول، حضورِ آن خطر را حس کرده بود. ستایش آرزو‌های بزرگی در سر داشت که با جنایتِ رژیم کودک‌کش، ناتمام ماند.

روایت شهادت و وصیت نهایی؛ از مکالمه با فرزند تا انتظار انتقام الهی

آنا: به نکته  تأمل‌برانگیزی اشاره کردید؛ اینکه ایشان در روزهای منتهی به شهادت، احساس می‌کردند کسی همواره همراه آن‌هاست، موضوعی که برخی دیگر از مادران شهدای میناب از دختر شهیدشان شنیده بودند!

مهران شیخ‌آبادی: بله، دقیقاً همین‌طور است. در روزهای پایانی زندگی، شهیده ستایش علی‌حسینی دختر شهیدم هم مدام می‌گفت: «مادر، خوابم نمی‌برد و من چیزی را می‌بینم؛ چیزی که مدام با من است و هرکجا که می‌روم، همراه من حضور دارد.»

این نشان می‌دهد که ایشان از پیش، حضور فرشتگان و نگهبانان الهی را احساس می‌کردند. حتی در شب پایانی که پیش از شهادت بود، همین احساسِ حضورِ نیروهای غیبی در او موج می‌زد. گویی خداوند، فرشته‌ای را برای محافظت و آماده‌سازی ایشان برای سفر ابدی، گسیل داشته بود.

آنا: درمورد آخرین مکالمات و رفتارهای شهیده ستایش علی‌حسینی در روزهای قبل از شهادتشان، آیا خاطره یا سخن خاصی مدنظر دارید؟

مهران شیخ‌آبادی: بله، خاطره‌ای هست که همیشه در ذهن من تکرار می‌شود. ما در حال تماشای تلویزیون بودیم که ایشان با لبخند و اشتیاق به من گفت: «مادر، قرار است طی اردویی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کنیم، درست است؟ این هفته با رهبرمان دیدار داریم، اگر به دیدن رهبرمان نرفتیم (با بغض و گریه شدید که قطع نمی‌شد) من در آن لحظه به ساده‌لوحی کودکانه با او خندیدم و متوجه عمق ماجرا نشدم، اما وقتی جنایت دشمنان رخ داد، تنها فریادی که از من سر زد این بود که: «چرا؟ چرا این اتفاق افتاد؟» من از خودم می‌پرسیدم چرا در آن لحظات، از حقیقت آنچه در پیش بود بی‌خبر بودم. 

اما اکنون می‌دانم که آن لحظات، در واقع همان «اردوی آسمانی» و دیدار با امام شهیدمان بوده است.

ایشان اکنون نزد آقا (امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) و در پناه حضرت زهرا سلام‌الله علیهاست و قطعاً اهل‌بیت علیهم‌السلام، نگهبان این شهدای در آسمان‌ها هستند.

آنا: به‌عنوان مادری که این درد بزرگ را تجربه کرده، چه توصیه‌ای برای مسئولان و چه خواسته‌ای دارید که این خون‌های به‌ناحق ریخته شده، پایمال نشود؟

مهران شیخ‌آبادی: از خداوند متعال و یگانه هستی، خواستارم که حق این شهدا را از ظالمان بازپس گیرد.

این کودکان، سربازان امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف هستند و من ایمان دارم که خود حضرت، خون این معصومان را بازپس خواهد گرفت.

توصیه‌ من به مسئولان این است که این خون‌های پاک ازجمله خون شهدای میناب و شهدای عزیز دوران دفاع مقدس، هرگز نباید هدر برود. این خون‌ها باید جریانی باشند که راه را برای نسل‌های آینده روشن می‌کنند و پیام مقاومت را به گوش جهانیان می‌رسانند.

من امیدوارم که ایران که با خون این کودکان صیانت شده، همواره پیروز و استوار بماند.

اطمینان دارم که روزی فرا می‌رسد که انتقام خون این کودکان از آمریکای کودک‌کُش و رژیم جنایتکار صهیونیستی گرفته می‌شود و این پیروزی، دل‌های ما را شاد خواهد کرد.

از خداوند می‌خواهم به ما صبر و استقامت عنایت کند تا شاهد روزی باشیم که عدالت الهی برقرار شود و نابودی این رژیم‌های ظالم به حقیقت بپیوندد.

انتهای پیام/

ارسال نظر