راز 7 دوره ماندگاری؛ تحلیلی بر الگوی نمایندگی احمد ناطق‌نوری

احمد ناطق نوری
درگذشت احمد ناطق‌‌نوری، رئیس اسبق فدراسیون بوکس و نماینده‌ 7 دوره‌ مجلس شورای اسلامی در ۸۹ سالگی، اگرچه پایان‌بخش یک عمر فعالیت سیاسی و اجرایی اوست، اما ورایِ ابعاد شخصی‌اش، بهانه‌ای است برای تأملی جامعه‌شناختی در باب پدیده‌ «تداومِ نمایندگی» در سپهر سیاسی ایران.

به گزارش خبرگزاری آنا مجتبی سلطانی‌احمدی دانشیار دانشگاه پیام نور، 7 دوره حضور مستمر یک فرد در کسوت نمایندگی مجلس، آن‌هم از یک حوزه‌ انتخابیه با مختصات اقلیمی خاص (شهرستان نور، با بافت متراکم کشاورزی و خرده‌فرهنگ‌های روستایی)، پدیده‌ای است که در نگاه نخست، تحلیل‌گران سطحی‌نگر را به دام تقلیل‌گرایی می‌اندازد. بسیاری به‌ سهولت و با استناد به شبکه‌ی قدرت یا نفوذ منسوب به برادرش، شیخ علی‌اکبر ناطق‌ نوری (رئیس اسبق مجلس)، این توفیق مکرر انتخاباتی را تبیین می‌کنند. اگرچه نفوذ نام و اعتبار خانوادگی، متغیری انکارناپذیر در مناسبات سیاسی ایران است، اما تقلیل هفت دوره پیروزی در یک حوزه‌ی محلی به این تک‌متغیر، خطایی فاحش و فروکاستن امر پیچیده‌ی محبوبیت و پایگاه اجتماعی به صرف پشتوانه‌ی سیاسی است.

نقطه‌ی عزیمت تحلیلِ من برای فهم چرایی این دوام، خاطره‌ای است که سال‌ها پیش در راهروهای سازمان مرکزی دانشگاه پیام‌ نور رقم خورد؛ تصویری که گویی پاسخ معما را در خود داشت. در آخرین دوره‌ای که او ردای نمایندگی بر تن داشت، ایشان را در راهروهای سازمان مرکزی دیدم؛ نه با تبختر و پرستیژ یک وکیل متنفذ مجلس، بلکه در کسوتِ یک ارباب‌رجوعِ سمج و پیگیر که از این اتاق به آن اتاق می‌رفت تا گرهی از کار دانشجویی از اهالی نور بگشاید.

او با چنان خضوع و پیگیری بی‌وقفه‌ای پرونده‌ی آن دانشجو را دنبال می‌کرد که گویی کار فرزند خویش را تمشیت می‌کند. سر‌به‌زیر، محترمانه و بی‌ادعا کار موکل خود را پیش می‌برد. همان‌جا بود که دریافتم، «بقای سیاسی» در بافت سنتی و پیرامونی ایران، بیش از آنکه حاصل مانورهای سیاسی در سطوح کلان باشد، ریشه در میدان‌داری در سطح خُرد دارد. او رمز ماندگاری خود را نه در نطق‌های آتشین مجلس، که در کارگزاری متعهدانه برای موکل یافته بود.

این شیوه، تجسم عینی مفهومی است که می‌توان آن را مردم‌داریِ پیگیرانه نامید؛ خصلتی که در فرهنگ سیاسیِ حوزه‌های انتخابیه کوچک، اصلی‌ترین منبع تولید سرمایه‌ی اجتماعی است. نماینده‌ای که از شکستن فاصله‌ها و تشریفات ابایی ندارد تا گره از کار یک هم‌شهری بگشاید، در حقیقت شبکه‌ای زنده و پیوسته از اعتماد می‌سازد که با اعتبار عینی و لمس‌پذیر استمرار می‌یابد، نه با وعده‌های انتزاعی.

البته ناگفته پیداست که این مشاهده‌ی عینی، به‌معنای نادیده گرفتن سایر متغیرهای اثرگذار (از جمله ساختارهای قدرت، خاستگاه خانوادگی و مناسبات محلی) نیست. تحلیل جامع چرایی توفیقِ هفت‌باره‌ی یک چهره در یک حوزه‌ی انتخابیه، موضوعی درخور است که می‌تواند دستمایه یک پایان‌نامه یا پژوهش میدانی روشمند دانشگاهی قرار گیرد تا نسبتِ میانِ کنش فردی با ساختارهای جامعه‌شناختی حوزه‌های محلی دقیق‌تر واکاوی شود.

با این همه، رفتن احمد ناطق‌ نوری فرصتی است برای تأمل بر این سبک از نمایندگی؛ سبکی متکی بر «پیگیری شخصی» و «ارتباط چهره‌به‌چهره با مردم» که در فقدان احزاب فراگیر، همواره یکی از کارآمدترین الگوهای کسب و حفظ مشروعیت در جغرافیای انتخاباتی ایران بوده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر