آخرین زمزمههای شهیدان زینب و زهرا بهرامی در مدرسه شجره طیبه
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری: فصل پاییز و آغاز مهرماه، برای آحاد جامعه تداعیگر شور و نشاط خرید کیف و کتاب و طراوت حضور در پشت نیمکتهای مدرسه است؛ اما برای خانوادههای معظم شهدا بهخصوص پدران و مادرانی که جگرگوشههای خود را در تجاوز نظامی رژیم تروریست و کودککُش آمریکا و رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی به مدرسه شجره طیبه میناب از دست دادهاند، این ایام با داغی عمیق و دلتنگیهایی جانکاه همراه است.این دانشآموزان بهشت مدسهشان شد.
در این ایام، تقویم عاطفی خانوادههای معظم شهدا بهخصوص والدینی که شاهد پَرواز زودهنگام گلهای باغ زندگیشان در جنایت آمریکای تروریست و رژیم جعلی و جنایتکار صهیونیستی بودهاند، حالوهوایی متفاوت دارد.
گفتوگوی پیش رو با اسحق بهرامی پدر شهیدان زینب و زهرا بهرامی روایتی است از جنس صبر، استقامت و تبلور اراده؛ همسخنی با پدری داغدیده، اما استوار که دو تن از فرشتگان خود را تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرده، هرچند بسیار دشوار، اما سرشار از درس است، درسی از مقاومت و عشق.
این مصاحبه دعوتی است به بازخوانی رسالت خطیر نظام آموزشی و خانوادهها در صیانت از روایت مقاومت و ادامه راه پرفروغ دانشآموزانی که اثبات کردند «علم، سلطانِ قدرت است».
گپ و گفت آنا با اسحق بهرامی پدر شهیدان زینب و زهرا بهرامی در پی میآید:
معلم شهیدی که نبوغ زینب را به پدرش مژده داد
آنا: در آستانه سال تحصیلی جدید میدانیم که فرارسیدن ماه مهر برای خانوادههای معظم شهدای مدرسه شجره طیبه میناب تداعیگر خاطرات تلخ و شیرین است. با توجه به نزدیکی بازگشایی مدارس، بفرمایید شرایط حضرتعالی و سایر خانوادههای شهدا در این ایام چگونه سپری میشود؟
بهرامی: در حقیقت، شرایط بسیار دشواری را سپری میکنیم و هرگز تصور نمیکردیم که در این مقطع زمانی، در حالی که مردم و جامعه دغدغه کیف، کتاب و ملزومات آموزشی فرزندان خود را دارند و جامعه با تب و تاب شروع سال تحصیلی عجین است، ما به دنبال جای خالی عزیزانمان باشیم.

دلمان برای آن فضای پرنشاط خرید مهرماه و آن دغدغهها تنگ شده و وقتی شرایط کنونی را میبینیم، یاد سال گذشته و شرایط میافتیم و دلمان به درد میآید، اما راضی به رضای الهی هستیم.
وقتی شرایط کنونی را میبینیم، ناخودآگاه یاد آن روزها میافتیم؛ شرایط واقعاً دشواری است، اما ما راضی به رضای الهی و تقدیر پروردگار هستیم.
آنا: با توجه به نزدیکی سال تحصیلی و دغدغههای نسل نوجوان و دانشآموز کشور، چه توصیهای به همسالان فرزند شهیدتان دارید تا بتوانند مسیر علمی و فناوری ایران اسلامی را با قدرت ادامه دهند؟
بهرامی: اگرچه بنده خود را در جایگاهی نمیبینم که توصیه کنم، اما اصل اساسی این است که علم، سلطان و قدرت است.
تمامی دستاوردهای کشور در عرصههای گوناگون از جمله پیشرفتهای دفاعی، موشکی و اقتصادی، مرهون همین غنای علمی است، بنابراین توصیه بنده به دانشآموزان این است که با درک این واقعیت، با جدیت و اقتدار در کلاسهای درس حاضر شوند و بر تحصیل دانش تمرکز کنند.
آنا: همانطور که مستحضرید، در جریان فاجعه تجاوز نظامی رژیم تروریست و جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی و کودککُش صهیونیستی، رژیم آمریکای پلید و عناصر متجاوز مرتکب جنایتی هولناک علیه دانشآموزان بیگناه شدند. به نظر شما، نقش خانوادهها و نظام آموزشی در انتقال صحیح روایت مقاومت و شهادت این ۱۲۰ دانشآموز عزیز چیست تا در برابر تحریف و وارونهسازی دشمنان مصون بماند؟
بهرامی: درباره واقعه شهادت ۱۲۰ دانشآموز عزیز، نقش خانوادهها و نظام آموزشی در انتقال روایت صحیح مقاومت بسیار کلیدی و مهم است. مدارس باید بهعنوان کانونهای فرهنگسازی، بستری را فراهم کنند که این ارزشها بهدرستی به نسل جدید منتقل شود تا راه بر هرگونه تحریف و وارونهسازی واقعیت توسط دشمنان مسدود شود.
چنانچه این روایت اصیل به شایستگی تبیین نشود، بیم آن میرود که روایتهای جعلی جایگزین حقیقت شوند؛ از اینرو، رسالت معلمان و فرهنگیان در تبیین فرهنگ ایثار و شهادت، نقشی محوری و تعیینکننده است.
الحمدالله در سراسر کشورمان فرهنگ روایتگری صحیح جنایت آمریکای تروریست و رژیم جعلی صهیونیستی حاکم شده و باید این را به نسلهای آینده هم منتقل کنیم و نقش فرهنگیان و معلمان در این زمینه بسیار حیاتی است.
آنا: دغدغه اصلی فرزند شهیدتان در زمان تحصیل چه بود و آیا نشانهای از نبوغ یا آیندهنگریِ ایشان در مسیر تحصیلیاش وجود داشت که برای دانشآموزان امروز الهامبخش باشد؟
بهرامی: بهعنوان پدری که فرزندانش را در مسیر علم دو از نظر علمی در جایگاه بالایی بودند؛ بهخصوص دختر بزرگم زینب که هوش و استعدادش مورد تحسین معلمان بود.
بهدلیل شرایط دوران کرونا، تحصیلات آنها مدتی غیرحضوری بود، اما از سال سوم که مدارس حضوری شد، تمامی معلمانشان، بدون استثنا، از نبوغ و استعداد زینب سخن میگفتند.

نمونه بارز آن، معلم شهیدشان بود که همراه با آنان به شهادت رسید. روزی خود من که مسئولیت سرویس رفتوآمد بچهها را برعهده داشتم، در حیاط مدرسه توسط ایشان فراخوانده شدم. معلمشان تأکید داشت که حتماً زینب را در «مدرسه درخشان» ثبتنام کنم. او میگفت: «در کلاس چیزی نیست که من بگویم و زینب آن را نداند؛ هر مطلبی که مطرح میکنم، او نکتهای فراتر به آن میافزاید.»
آنها علاقه شدیدی به مطالعه کتابهای غیردرسی هم داشتند. من مرتب برایشان کتاب تهیه میکردم یا از کتابخانه امانت میگرفتم و سطح اطلاعات فرادرسی آنها بسیار مطلوب بود و همین علاقه وافر به مطالعه، نشاندهنده نبوغ و آیندهنگری آنان در مسیر علمآموزی بود.
خاطرهای که هرگز از یاد پدر شهید نمیرود
آنا: یکی از دختران شهیدتان قبل از شهادت بهتازگی به سن تکلیف رسیده بود؟
بهرامی: بله، زینب از کلاس سوم دبستان به سن تکلیف رسیده بود و به لطف الهی، بسیار به انجام واجبات و تکالیف دینی مقید بود. جالب است بدانید در روزی که آن جنایت توسط آمریکای تروریست و رژیم جعلی صهیونیستی رخ داد، ایشان روزهدار بود و صبح آن روز پس از صرف سحری و استراحتی کوتاه، بنده شخصاً ایشان را به مدرسه رساندم.
آنا: خاطرهای از آن آخرین لحظات و مسیر رفتوآمد دختران شهیدتان دارید که در ذهن شما ماندگار شده باشد؟
بهرامی: خاطرهای که هرگز از یادم نمیرود، استمرار آنها در حفظ قرآن بود. برنامه ما اینگونه بود که شبها قرآن را حفظ میکردند و برای مادرشان میخواندند؛ صبحها نیز در مسیر مدرسه، آیاتی را که شب قبل حفظ کرده بودند، برای من قرائت میکردند.
آن صبح نیز به همین منوال گذشت؛ آیات قرآن کریم را برای من خواندند و پس از خداحافظی، راهی مدرسه شدند. آخرین سورهای که زینب مشغول حفظ آن بود، آیات «سوره مبارکه قلم» بود که تا ابد در حافظه من باقی ماند و زهرا هم سوره مبارکه «تکاثر» را حفظ کرده بود.
آنا: با توجه به شناخت عمیقی که از روحیات شهیدان زینب و زهرا بهرامی دارید، آیا ویژگی بارز یا خاطرهای شاخص از ایشان در ذهن دارید که بتواند برای نسلهای آینده، بهویژه دانشآموزان امروز، درسآموز و راهگشا باشد؟
بهرامی: وجه مشترک بارز هر دو شهید عزیز من، علاقه مفرط و پیوند ناگسستنیشان با مقوله «کتاب و کتابخوانی» بود.
این علاقه به قدری بود که آنها لیستی از کتابهای موردنیاز خود را از ماهها قبل برای نمایشگاه کتاب آماده میکردند و با جزئیات دقیق، زمان برگزاری نمایشگاه کتاب و نمایشگاه قرآن را دنبال میکردند.
حتی دو روز پیش از آن جنایت رژیم آمریکا و رژیم فاسد صهیونیستی، زمانی که به آنها گفتم بهدلیل تعطیلی کتابخانه، امکان دسترسی به کتابهای جدید نیست، به اتفاق به یک فروشگاه کتاب که در آن منطقه دایر شده بود رفتیم و کتاب تهیه کردیم.
آنان نهتنها خودشان مشتاقانه مطالعه میکردند، بلکه نسبت به دوستانشان نیز بسیار سخاوتمند بودند؛ کتابها را به دوستانشان هدیه میدادند یا به امانت میسپردند تا فرهنگ مطالعه را در میان همکلاسیهایشان نیز ترویج کنند.
این اشتیاق علمی و فرهنگی، همان میراثی است که امیدوارم در نسلهای آینده نیز زنده بماند.
آنا: و سخن پایانی...
بهرامی: بنده نیز از شما و خبرگزاری وزین آنا سپاسگزارم. از اینکه وقت و توان خود را برای انعکاس این مفاهیم و روایتها صرف میکنید، قدردانی میکنم، امیدوارم همه ما در تداوم راه شهدا موفق باشیم.
انتهای پیام/