16:07 29 / 06 /1405

بازار آسانسور ایران در سال ۱۴۰۵؛ رکود، افزایش قیمت و فرصت‌های جدید

بازار آسانسور
اگر شرایط بازار را از ابتدای ۱۴۰۵ تا شهریور ۱۴۰۵ در نظر بگیریم، به‌نظر میرسد بازار آسانسور ایران وارد یک دوره‌ی «رکود تورمی همراه با کمبود قطعه» شده؛ اما این به معنی از بین رفتن بازار نیست. اتفاقاً ترکیب درآمدی بازار در حال تغییر است: نصب آسانسور جدید ضعیف‌تر می‌شود و سرویس، تعمیر، نوسازی و فروش قطعات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به گزارش گروه بازار خبرگزاری آنا، اگر شرایط بازار را از ابتدای ۱۴۰۵ تا شهریور ۱۴۰۵ در نظر بگیریم، به‌نظر میرسد بازار آسانسور ایران وارد یک دوره‌ی «رکود تورمی همراه با کمبود قطعه» شده؛ اما این به معنی از بین رفتن بازار نیست. اتفاقاً ترکیب درآمدی بازار در حال تغییر است: نصب آسانسور جدید ضعیف‌تر می‌شود و سرویس، تعمیر، نوسازی و فروش قطعات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

شواهد موجود نشان نمی‌دهد که تمام مرزهای زمینی، هوایی و دریایی ایران به‌صورت دائمی و کامل بسته بوده‌اند؛ بلکه اختلال، بسته‌شدن مقطعی برخی گذرگاه‌ها و افزایش شدید ریسک و هزینه حمل رخ داده است. برای مثال، در شهریور ۱۴۰۵ بسته‌شدن مرزهای شلمچه و چذابه گزارش شد، ولی یکی از این مرزها بعداً موقتاً باز شد؛ هم‌زمان مسیر زمینی چین–ایران فعال شده و گزارش‌ها از کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی واردات دریایی از چین به‌دلیل ریسک حمل حکایت دارند.

وضعیت بخش های مختلف بازار آسانسور در ایران

 
بخش بازار وضعیت فعلی 1405 چشم انداز
نصب آسانسور در ساختمان جدید ضعیف کاهش حجم
فروش پکیج کامل آسانسور ضعیف /متوسط رقابت شدید
فروش قطعات خوب بسیار جذاب
تعمیر و سرویس بسیار خوب رو به رشد
نوسازی آسانسور های قدیمی بسیار خوب بهترین فرصت
دلیل اصلی این تغییر، فقط جنگ نیست. بازار ساختمان از قبل هم وارد رکود شده بود. طبق داده‌های منتشرشده با استناد به مرکز آمار، تعداد پروانه‌های ساختمانی کشور در زمستان ۱۴۰۴ نسبت به زمستان ۱۴۰۳ حدود ۳۷.۴ درصد و تعداد واحدهای مسکونی پیش‌بینی‌شده در این پروانه‌ها ۴۳.۵ درصد کاهش داشته است
بنابراین صنعت آسانسور با یک مشکل دوگانه مواجه شده:

رکود ساخت‌وساز + اختلال زنجیره تأمین

و این ترکیب برای فروش آسانسور نو بسیار سخت است .

 بزرگ‌ترین تغییر: «آسانسور» از محصول سرمایه‌ای به «قطعه و خدمات» تبدیل می‌شود

قبل از بحران، شرکت آسانسوری می‌توانست از سازنده پول بگیرد، قطعات را تهیه کند و یک پروژه کامل تحویل دهد.

الان سازنده با خودش می‌گوید:

«ساختمان را فعلاً تمام کنم؛ آسانسور را بعداً somehow حل می‌کنم.»

در نتیجه فروش پروژه جدید کاهش پیدا می‌کند.

اما یک اتفاق بسیار مهم در طرف دیگر بازار رخ می‌دهد:

آسانسورهای موجود همچنان باید کار کنند.

اگر مثلاً یک ساختمان ۱۰ ساله موتور، درایو، برد، انکودر، درب، قفل، پاراشوت یا تابلوش مشکل پیدا کند، مالک نمی‌تواند بگوید «به‌خاطر جنگ آسانسور را تعطیل می‌کنم.»

بنابراین تقاضای خدمات کشش بسیار بیشتری نسبت به تقاضای نصب آسانسور جدید دارد.

این روند با داده‌های فعلی هم همخوان است: سازمان ملی استاندارد اعلام کرده در سال ۱۴۰۴ تعداد ۶۵٬۹۵۸ تأییدیه ایمنی آسانسور صادر شده و فقط در پنج ماه نخست ۱۴۰۵ نیز ۲۵٬۴۴۳ تأییدیه صادر شده است. این یعنی ناوگان بزرگی از آسانسورهای فعال همچنان نیازمند سرویس، تعمیر و تأمین قطعه است

 کدام قطعات بیشترین ریسک را دارند؟

این قسمت به نظرم برای یک فعال بازار خیلی مهم‌تر از خودِ تعداد آسانسورهای نصب‌شده است.

گروه اول: قطعاتی که کمبودشان می‌تواند بازار را قفل کند

به‌خصوص:

  • موتورهای گیرلس و بعضی موتورهای خاص
  • درایو/VFD
  • انکودر
  • بردهای الکترونیکی
  • درب اتوماتیک و اپراتور درب
  • بعضی سنسورها
  • بلبرینگ‌های خاص
  • قطعات ایمنی خاص
  • بعضی کنترلرها و تجهیزات ارتباطی
  • UPS و تجهیزات برق اضطراری
  • قطعات یدکی برندهای خارجی

مشکل این قطعات این نیست که الزاماً در ایران تولید نمی‌شوند؛ مشکل این است که تنوع، کیفیت، موجودی و سازگاری آنها بسیار مهم است.

مثلاً اگر یک ساختمان ۲۰ طبقه یک موتور یا درایو خاص داشته باشد، نمی‌توان همیشه آن را با یک قطعه داخلی جایگزین کرد بدون اینکه کل سیستم بازطراحی یا تنظیم شود.

اما یک فرصت بسیار بزرگ برای تولید داخل ایجاد شده

این بخش را نباید دست‌کم گرفت.

صنعت آسانسور ایران برخلاف بسیاری از صنایع، از قبل زیر فشار تحریم‌ها به سمت داخلی‌سازی رفته است.

در یک گزارش صنعتی، سهم ساخت داخل برای برخی تولیدکنندگان بالای ۸۰ درصد اعلام شده و یک تولیدکننده بزرگ نیز گفته حدود ۸۵ درصد اقلام تولیدی خود را داخلی کرده و فقط برخی اقلام مانند بلبرینگ را وارد می‌کند. 

حتی سال‌ها قبل نیز برآوردهایی از حدود ۸۰ درصد ساخت داخل قطعات آسانسور مطرح شده بود. 

بنابراین بحران فعلی می‌تواند یک شتاب‌دهنده داخلی‌سازی باشد.

مثلاً اگر واردات یک قطعه ۵ سال قبل صرفه اقتصادی داشت، امروز ممکن است تولید آن در ایران توجیه اقتصادی پیدا کند.

نکته بسیار مهم درباره قیمت موتور آسانسور 

اینجا احتمالاً یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازار ۱۴۰۵ است.

در یک گزارش بازار منتشرشده در مرداد ۱۴۰۵، نمونه‌هایی از افزایش شدید قیمت تجهیزات ذکر شده؛ مثلاً یک موتور مونادرایو ۶ نفره از حدود ۱۱۱ میلیون تومان در بهار ۱۴۰۴ به حدود ۲۸۱ میلیون تومان در بهار ۱۴۰۵ رسیده و موتور ۸ نفره MRL از حدود ۱۰۶ میلیون به حدود ۳۸۰ میلیون تومان رسیده است. برای موتور ساسی ایتالیا نیز رقم حدود ۱۲۰ میلیون به ۴۲۰ میلیون تومان گزارش شده است. این اعداد را باید قیمت‌های نمونه بازار، نه شاخص رسمی قیمت دانست. 

در فاصله مرداد تا نیمه شهریور ماه مجدد  با افزایش شدید نرخ ارز  و تشدید محدودیت ها قیمت موتور آسانسور بشدت رشد کرد برای مثال قیمت همان موتور 6 نفره مونادرایو از 281 به 390 میلیون تومان  و موتور ساسی از 420به 550 میلیون تومان تغییر کرد.

یعنی مسئله فقط «گران شدن آسانسور» نیست.

مسئله این است که:

قیمت قطعه‌ای که امروز می‌فروشید، ممکن است فردا هزینه جایگزینی خودش را نداشته باشد.

این برای فروشنده خطر بزرگی ایجاد می‌کند.

بنابراین انبار قطعات در ۱۴۰۵ ارزش بسیار بیشتری پیدا کرده

در شرایط عادی:

موجودی انبار = هزینه خواب سرمایه

در شرایط جنگ و اختلال واردات:

موجودی انبار قطعات حیاتی = دارایی استراتژیک

این دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند.

مثلاً شرکتی که ۵۰ دستگاه موتور، ۱۰۰ درایو و تعداد زیادی برد و انکودر در انبار دارد، ممکن است از شرکتی که فروش بیشتری دارد ولی موجودی ندارد، سودآوری بیشتری داشته باشد.

اما یک اشتباه هم وجود دارد:

نباید هر چیزی را انبار کرد.

باید روی قطعاتی سرمایه‌گذاری کرد که:

  1. مصرف بالایی دارند.
  2. وارداتشان دشوار است.
  3. جایگزین داخلی محدودی دارند.
  4. خرابی آنها باعث خواب آسانسور می‌شود.
  5. تاریخ مصرف یا ریسک از رده خارج شدن کمی دارند. بازار نوسازی احتمالاً برنده اصلی است به‌نظر من این قسمت  یکی از جذاب‌ترین فرصت‌های بازار ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷ است. فرض کنید ساختمانی آسانسور ۱۵ ساله دارد. مالک به جای خرید یک آسانسور جدید چند میلیارد تومانی، می‌تواند:
    • تابلو را عوض کند
    • درایو را عوض کند
    • موتور را در صورت نیاز عوض کند
    • درب‌ها را نوسازی کند
    • کابین را بازسازی کند
    • سیستم نجات اضطراری نصب کند
    • سیم‌بکسل و فلکه را تعویض کند
    • سیستم کنترل را به‌روز کند
    در نتیجه یک  بازار Retrofit / Modernization شکل می‌گیرد. این بازار از نظر من حتی از بازار نصب آسانسور نو جذاب‌تر است.

یک تغییر مهم در رفتار مشتری

قبل از بحران، مشتری می‌گفت:«بهترین برند را می‌خواهم.»

الان بیشتر می‌گوید:«قطعه‌ای می‌خواهم که اگر سه سال دیگر خراب شد، بتوانم پیدایش کنم.»

این تغییر بسیار مهم است.

یعنی برند بخشی از اهمیت خود را از دست می‌دهد و دسترسی به قطعه و خدمات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به همین دلیل ممکن است یک موتور یا درایو با کیفیت متوسط اما دارای شبکه خدمات و قطعات قوی، از یک برند بسیار معتبر ولی بدون قطعه، سهم بازار بیشتری بگیرد.

سه سناریو برای بازار آسانسور

سناریوی A — ادامه جنگ و اختلال شدید

احتمالاً:

  • پروژه‌های جدید کاهش بیشتری پیدا می‌کنند.
  • قیمت قطعات جهش می‌کند.
  • موجودی انبار ارزشمند می‌شود.
  • نوسازی رشد می‌کند.
  • سرویس و تعمیر بسیار جذاب می‌شود.
  • قطعات داخلی سهم بازار می‌گیرند.
  • مشتری به سمت سیستم‌های ساده‌تر و قابل تعمیر می‌رود.

برنده‌ها: واردکننده دارای موجودی، تولیدکننده داخلی، شرکت خدماتی، تعمیرکار حرفه‌ای.

سناریوی B — آتش‌بس ولی ادامه محدودیت‌های تجاری

به‌نظر من این سناریو از نظر اقتصادی بسیار مهم است.

جنگ تمام می‌شود، ولی:

  • تحریم‌ها می‌مانند
  • ارز گران می‌ماند
  • حمل‌ونقل گران می‌ماند
  • واردات به سرعت به شرایط قبلی برنمی‌گردد

در این حالت بازار آسانسور به تدریج به سمت نرمال جدید حرکت می‌کند.

نصب آسانسور پروژه‌های جدید برمی‌گردد، ولی خدمات و نوسازی همچنان سهم بالایی خواهند داشت.

سناریوی C — عادی‌شدن تجارت

در این شرایط:

  • واردات بیشتر می‌شود.
  • قیمت قطعات وارداتی تعدیل می‌شود.
  • رقابت دوباره بالا می‌رود.
  • حاشیه سود واردکننده کم می‌شود.
  • پروژه‌های جدید رونق می‌گیرند.

اما حتی در این حالت هم داخلی‌سازی‌ای که در دوره بحران اتفاق افتاده، به‌سادگی برنمی‌گردد.

نکته‌ای که خیلی‌ها ممکن است اشتباه کنند

در بحران، اولین واکنش بسیاری از فعالان بازار این است:

«قطعه وارد نمی‌شود؛ پس قیمت را هر چقدر خواستم بالا می‌برم.»

این کار کوتاه‌مدت شاید سود بدهد، ولی بازار را به سمت جایگزین داخلی می‌برد.

مثلاً اگر یک درایو وارداتی به‌دلیل کمبود ۳ برابر شود، تولیدکننده ایرانی انگیزه بسیار بیشتری پیدا می‌کند که یک درایو جایگزین تولید کند.

پس کمبود قطعه در کوتاه‌مدت برای واردکننده فرصت است، اما در بلندمدت می‌تواند تهدید باشد.

انتهای رپورتاژ آگهی

انتهای پیام/

ارسال نظر