بدن بازیگر باید برای کار تئاتر آماده باشد/از کار با کارگردانهای کم حاشیه لذت میبرم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی و کارگردانی زری آماد، اثری است که بخش مهمی از روایت خود را نه از طریق دیالوگ، بلکه با استفاده از بدن، حرکت، فرم و میزانسن پیش میبرد. بهزاد محسنی که پیش از این نیز تجربه بازیگری، دستیاری کارگردان و کارگردانی تئاتر را داشته، پس از اجرای جشنوارهای این اثر به گروه پیوست و در روند آمادهسازی نمایش برای اجرای عمومی در کنار زری اماد قرار گرفت.
خودتان را معرفی کنید و از سوابق هنریتان بگویید. فعالیت حرفهای شما در تئاتر از چه زمانی آغاز شد و چه مسیری را طی کردید؟
من فعالیت حرفهایام در تئاتر را از سال ۱۳۸۰ آغاز کردم. متولد تهران هستم و سال ۱۳۵۳ به دنیا آمدهام. سال ۱۳۷۰، زمانی که پدرم بازنشسته شد، به اصفهان نقل مکان کردیم و من مدت طولانی در اصفهان زندگی کردم. بخشی از زندگی هنری من در اصفهان گذشت و فعالیت هنریام نیز از همانجا آغاز شد. بعد از سالها به تهران برگشتم و فعالیت خودم را ادامه دادم.
در اصفهان با هنرمندان مختلفی از جمله آقای اکبر اَکلیلی کار کردم. حدود چهار سال فعالیت داشتم و دو سال نیز بازیگر فعال استان بودم. یک جایزه بازیگری استان، یک جایزه جشنواره بسیج، یک کاندیداتوری جایزه و یک کاندیداتوری بازیگری نیز در کارنامهام دارم. در تمام این سالها سعی کردم یاد بگیرم و چیزهایی به سیستم بازیگری خودم اضافه کنم، تمام تلاشم این بوده که خودم را ارتقا بدهم.
در اصفهان یک کارگردانی هم انجام دادم؛ نمایش «سیاه و سفید» نوشته حسین پاکدل که در آن دو دستیار کارگردان نیز داشتم. در مجموع فکر میکنم حدود ۲۰ و چند اثر تا نزدیک به ۳۰ کار تئاتری انجام دادهام و در تعدادی اثر تصویری نیز حضور داشتهام. از جمله کارهای تصویریام میتوانم به سریال «مردان تاریخساز» به کارگردانی محمود معظمی، «پشت کوههای بلند» به کارگردانی امرالله احمدجو، «پیک راستان» به کارگردانی زندهیاد اکبر خواجویی، «مرد نقرهای» به کارگردانی کاظم معصومی که از شبکه سه پخش شد، «رشید حرفهای»، تلهفیلم «کفشهای پارهپاره» به کارگردانی وحید پاکزاد و فیلم سینمایی «بازگشت لوک خوششانس» اشاره کنم.
در ادامه نیز در سریال «مانکن» به کارگردانی حسین سهیلیزاده، سریال «گیلدخت» به کارگردانی مجید اسماعیلی، سریال «برتا»، سریال «دفتر یادداشت» و فیلم سینمایی «ناتور» به کارگردانی سیدمهدی خردمندان حضور داشتهام. سریال «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی و فیلم سینمایی «دعوتنامه» به کارگردانی مهرداد فرید نیز از دیگر تجربههای تصویری من هستند.
در حوزه تئاتر نیز در نمایشهایی مانند «دولت ضعیف»، «دیکتاتور عاشق»، «پات» و «مدئا در قندهار» به کارگردانی اصغر خلیلی، «۲۴۲۴» به کارگردانی زری اماد، «تا سپیدهدم» به کارگردانی اصغر خلیلی و تعدادی اثر دیگر حضور داشتهام. سریال «ساعت فراموشی» و سریال «پورن» به کارگردانی عباس رنجبر نیز از دیگر تجربههای من هستند. آثار دیگری هم داشتهام که در حال حاضر به دلیل تعدد کارها، همه آنها را به یاد نمیآورم.
ابتدا قرار بود یکی از نقشهای «کمدی آغاز» را بازی کنم
همکاری شما با نمایش «کمدی آغاز» و زری آماد چگونه شکل گرفت و چه شد که مسئولیت دستیاری کارگردان این اثر را پذیرفتید؟
همکاری من با زری اماد از نمایش «۲۴۲۴» آغاز شد که فکر میکنم سه یا چهار سال پیش بود. من در آن نمایش بهعنوان بازیگر با خانم اماد همکاری کردم و از همان زمان با ایشان آشنا شدم.
در ابتدا قرار بود به درخواست زری آماد یکی از نقشهای نمایش «کمدی آغاز» را بازی کنم. اما هر کسی گاهی نیاز دارد تنها باشد و استراحت کند. در آن مقطع زمانی من از نظر کاری بسیار خسته بودم. یک فیلم سینمایی کار کرده بودم و سر تمرین یک تئاتر دیگر هم حضور داشتم که در آن اثر نیز با او همبازی بودم.
زری آماد پیشنهاد بازی در این کار را به من داد و چند روزی از ایشان فرصت گرفتم. هرچه فکر کردم دیدم به دلیل مشغله و شرایط روحیای که در آن زمان داشتم، نمیتوانم این کار را انجام بدهم. نه اینکه اصولاً نتوانم دو یا سه کار را با هم مدیریت کنم، اما در آن مقطع شرایط به شکلی بود که امکان انجامش را نداشتم. به همین دلیل از او عذرخواهی کردم و گفتم نمیتوانم بازی کنم.
بعد از مدتی، خانم اماد کار را بستند و برای جشنواره تئاتر فجر بردند. پس از جشنواره و زمانی که نمایش به مرحله اجرای عمومی رسید، از من درخواست کردند که در کنارشان باشم و بهعنوان دستیار کارگردان به ایشان کمک کنم.پیش از این دو کار دستیاری کارگردان انجام داده بودم و یک کار را نیز خودم کارگردانی کرده بودم، بنابراین تا حدودی با این موضوع اشراف داشتم. پیشنهاد ایشان را پذیرفتم، در کنارشان قرار گرفتم و شروع کردیم به کار کردن و رساندن نمایش به اجرا.
شیوه کار «زری اماد» برایم جذاب بود
پیش از آغاز تمرینهای «کمدی آغاز»، چه شناختی از شیوه کارگردانی زری اماد داشتید و این شناخت در روند همکاری شما چه تأثیری گذاشت؟
همانطور که گفتم، من پیش از این بهعنوان بازیگر با زری اماد آشنا بودم، اما تا آن زمان با او کار نکرده بودم. گروه بسیار خوب و صمیمیای هم جمع شده بود. بیشتر اعضای گروه را از کارهای قبلی میشناختم؛ از جمله نیلوفر شکری و محمدرضا فصیحینیا را میشناختم و با اخلاق، رفتار و نوع بازیشان آشنا بودم. بقیه بچهها هم بسیار خوب بودند و من از اینکه میتوانستم سهم کوچکی در این کار داشته باشم، خوشحال بودم.نوع کارگردانی خانم اماد را خیلی دوست دارم و به همین دلیل وقتی به من پیشنهاد کردند که در کنارشان باشم، با خوشحالی پذیرفتم و آمدم و مشغول کار شدم.
گروه او نیز گروه بسیار خوبی است. خدا را شکر همه بچهها کاربلد و هنرمند هستند و از نظر اخلاقی مانند خواهر و برادر کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. همه با هم تعامل میکنند و تنشی در گروه نیست. من از کار کردن با گروههایی که حاشیه ندارند و کارگردانهایی که بدون حاشیه و به بهترین شکل ممکن کارشان را انجام میدهند، لذت میبرم. بچههای این گروه هم از جان و دل برای کار مایه گذاشتند.
بیشتر هماهنگیهای گروه بر عهده من و فرزاد احمدی بود
در روند تولید «کمدی آغاز» بهعنوان دستیار کارگردان چه مسئولیتهایی بر عهده داشتید و در طول تمرینها و اجرا بیشتر درگیر چه بخشهایی بودید؟
در روند تولید «کمدی آغاز»، بهعنوان دستیار کارگردان یکسری مسئولیتها داشتم که از جمله آنها تمرین با بچهها و انجام کارهایی بود که زری اماد برای اجرا و بهتر بازی کردن بچهها از من میخواست. چون خود خانم اماد بازیگر این تئاتر بودند، تمام سعی و تلاشم این بود که دغدغهای جز بازی کردن نداشته باشند. هماهنگی با عوامل، هماهنگی با بچهها، مشخص کردن ساعتهای آفیش در گروه، تعامل با خانم اماد و انتقال مواردی که ایشان از بچهها و عوامل، هماهنگی با بچههای صحنه، عکاس، سالن، حفظ و رزرو پلاتو و هماهنگی با مجموعه تئاتر شهر نیز از دیگر مسئولیتهای ما بود.
بدن بازیگر باید با ماهها تمرین آماده شود
«کمدی آغاز» بیشتر بر فضا، بدن بازیگر، حرکت و میزانسن استوار است و صرفاً یک نمایش دیالوگمحور نیست. این ویژگی چه چالشهایی را برای شما ایجاد کرد؟
درست است که «کمدی آغاز» کاری است که دیالوگهای کمتری دارد و بیشتر بر حرکات بدن استوار است. فضای کار نیز از همین ویژگی شکل گرفته و طبیعتاً برای همه ما چالش داشت.
من کلاً آدمی هستم که چالش را دوست دارم، مخصوصاً در زمینه تئاتر، سینما و بازیگری. همیشه سعی میکنم چیزهای جدید یاد بگیرم و برای خودم چالشهای جدید ایجاد کنم. خدا را شکر تا امروز هم از پس این چالشها برآمدهام و هر چند وقت یکبار خودم را محک میزنم. برای تمرین واقعاً سخت بود. ما به روزها و ماهها تمرین با بچهها نیاز داشتیم. خود بچهها نیز مایه میگذاشتند و زحمت میکشیدند تا بدنهایشان آماده شود. تمرین داشتیم، بدنها را گرم میکردیم و بعد وارد کار میشدیم.
در کنار کار کردن با بدن بچهها، تمرین بیان هم داشتیم؛ چون بیان یک بازیگر هیچوقت نباید از بین برود و همیشه باید در خدمت کار باشد. درست است که بچهها بیشتر با بدن کار میکردند، اما یکسری نکات و راهنماییها را خانم اماد میدادند و من و فرزاد با بچهها تمرین میکردیم و آنها را اعمال میکردیم.همه دست به دست هم دادیم و این کار را پیش بردیم. برای خود من هم تجربه لذتبخشی بود، چون کمتر در کارهایی حضور داشتهام که اینقدر به بدن بازیگر وابسته باشند. بدن بازیگر باید برای کار تئاتر آماده باشد. اینها اصول اولیه بازیگری در تئاتر و حتی تصویر هستند؛ بدن و بیان بازیگر باید آماده باشد. در این نمایش نیز بخش مهمی از نتیجه به تمرینهایی برمیگشت که از بچهها میخواستیم و زحماتی که خود بازیگران میکشیدند و انجام میدادند.
در نبود کارگردان، تمرینهای بچهها را هدایت میکردیم
هماهنگی میان کارگردان، بازیگران و عوامل مختلف در چنین پروژهای چگونه انجام میشد و شما چه نقشی در ایجاد این هماهنگی داشتید؟
هماهنگی بین کارگردان و بازیگران تا حد زیادی از طریق ما انجام میشد. همانطور که گفتم، من بچهها را آفیش میکردم و هماهنگیهای لازم را انجام میدادم، چون خود خانم اماد مشغول بازی بودند. در بعضی بخشها خود خانم اماد باید تمرین میکردند و نمیتوانستند کنار بچهها باشند. در این مواقع از من میخواستند که با بچهها تمرین کنم و هدایتشان کنم. ایشان یکسری نکات و راهنماییها را به من میدادند و میگفتند با این روش و در این روند با بچهها تمرین کن. من هم مواردی را که ایشان میگفتند، یکبهیک اعمال میکردم و با بچهها کار میکردم.
من در مسیر جشنواره کنار گروه نبودم
نمایش «کمدی آغاز» پس از یک دوره طولانی تمرین به جشنواره تئاتر فجر رسید. این دوره تمرین چگونه گذشت و چه مسیری طی شد تا ایده اولیه به اجرای نهایی برسد؟
متأسفانه همان دلایلی که در پاسخ به سؤال دوم گفتم باعث شد پیش از جشنواره این افتخار را نداشته باشم که کنار خانم اماد بایستم و کار را به مرحله اجرا برسانیم. خود او زحمت کشیدند و بقیه بچهها نیز در آن مسیر کنارشان بودند و کمک کردند تا کار به اجرا برسد.
انتهای پیام/