فناوریهای نوین آموزشی؛ از انتخاب تا ضرورت/ فرمول ۵ مؤلفهای برای آموزش اثربخش
مریم تقوایی یزدی، عضو هیئت علمی تماموقت و استاد تمام دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و استاد سرآمد آموزشی در گروه علوم تربیتی که مسیر علمی خود را با تحصیل در دو رشته مترجمی زبان انگلیسی و روانشناسی عمومی آغاز کرده و در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز در رشتههای مدیریت آموزشی و روانشناسی عمومی به تحصیل پرداخته و سپس در مقطع دکتری مدیریت آموزشی را ادامه داده است، در گفتوگو با خبرنگار آنا، به تبیین رمز موفقیت خود در کسب عنوان استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی، نقش جشنوارههای علمی در شناسایی و پرورش استعدادها، ضرورت بازنگری سرفصلهای مدیریت آموزشی با رویکرد مهارتمحوری و فناوریهای نوین و همچنین راهکارهای تبدیل دانشگاه به نهادی اثرگذار در حل مسائل کشور پرداخت.
مشروح گفتوگو را میخوانید.
به عوامل کلیدی موفقیت خود در کسب عنوان استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کنید و بفرمایید که چه رویهها و رویکردهایی در طول سالهای تدریس، شما را به این جایگاه رساند؟
اگر بخوام رمز موفقیت خود را در رسیدن به مرتبه استادی و سرآمدی دانشگاهی بیان کنم، مهمترین عامل را «تلاش مستمر، یادگیری مداوم، عشق به علم و احساس مسئولیت نسبت به دانشجویان و جامعه» میدانم. در طول سالها فعالیت دانشگاهی همواره تلاش کردهام در کنار ارتقای علمی و پژوهشی، کیفیت تدریس و ارتباط مؤثر با دانشجویان را در اولویت قرار دهم و دانش و تجربه خود را در مسیر توانمندسازی نسل جوان به کار بگیرم. همچنین بهروز بودن در حوزه تخصصی، مشارکت در فعالیتهای علمی و پژوهشی، توجه به مسائل واقعی جامعه و تبدیل دانش به راهکارهای کاربردی، بخش مهمی از مسیر حرفهای من بوده است. البته این موفقیت را حاصل یک تلاش فردی صرف نمیدانم و حمایت خانواده، همراهی همکاران، اعتماد مسئولان و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی را نیز در این مسیر بسیار ارزشمند میدانم؛ برای من، عنوان «استاد سرآمد» بیش از آنکه یک افتخار باشد، مسئولیتی برای تلاش بیشتر و اثرگذاری عمیقتر در آموزش و جامعه است.
به نظر شما، جشنوارهها و رویدادهای علمی دانشگاه آزاد اسلامی تا چه اندازه در کشف استعدادهای علمی کشور و افزایش انگیزه دانشآموزان، دانشجویان و استادان مؤثر بودهاند؟
از نگاه من، رویدادها و جشنوارههای دانشگاه آزاد اسلامی میتوانند نقش بسیار مهمی در شناسایی، پرورش و شکوفایی استعدادهای علمی و خلاق کشور داشته باشند. این رویدادها زمانی ارزشمندتر میشوند که دانشآموزان، دانشجویان و استادان را در یک فضای پویا و رقابتی سالم گرد هم آورند و فرصت ارائه ایدهها، طرحهای پژوهشی و دستاوردهای علمی و فناورانه را فراهم کنند. بسیاری از استعدادهای ارزشمند ممکن است در چارچوبهای رسمی آموزشی کمتر دیده شوند؛ بنابراین جشنوارهها میتوانند بستری برای کشف ظرفیتها، افزایش انگیزه، تقویت اعتمادبهنفس و ایجاد مسیر رشد برای افراد مستعد باشند. همچنین آشنایی نسل جوان با استادان، پژوهشگران و مراکز علمی میتواند آنان را به سمت فعالیتهای علمی و پژوهشی هدفمند هدایت کند.
برای اثربخشی بیشتر این جشنوارهها، باید چند اصل مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله عدالت در فرصتها، شفافیت در معیارهای داوری، توجه به خلاقیت و نوآوری، حمایت از ایدههای برتر پس از جشنواره و ایجاد امکان ادامه مسیر برای استعدادهای شناساییشده. جشنواره نباید صرفاً به اهدای جایزه و معرفی برگزیدگان محدود شود، بلکه باید نقطه آغاز یک مسیر باشد؛ به این معنا که ایده یا استعداد شناساییشده از حمایتهای علمی، پژوهشی، آموزشی و حتی فناورانه برخوردار شود. همچنین حضور داوران متخصص، ارتباط جشنواره با نیازهای واقعی جامعه و صنعت، استفاده از ظرفیت استادان و مراکز تحقیقاتی و ایجاد شبکهای میان برگزیدگان میتواند این رویدادها را از یک رقابت مقطعی به یک نظام پایدار برای استعدادیابی و پرورش سرمایه انسانی کشور تبدیل کند.
با توجه به اهمیت اثرگذاری علوم و رشتههای دانشگاهی در حل مسائل و مشکلات کشور چه ساز و کاری را در این خصوص مناسب میدانید تا رشتههای دانشگاهی، با تکیه بر دانش بومی جوانان بتواند مسائل و مشکلات کشور را رفع کند و به اثرگذاری مستقیم در این حوزه بپردازد؟
از نگاه من، برای آنکه رشتهها و علوم دانشگاهی بتوانند نقش مستقیمتری در حل مسائل کشور داشته باشند، باید ارتباط میان دانشگاه، جامعه، صنعت و دستگاههای اجرایی از حالت مقطعی خارج شده و به یک ارتباط نظاممند و مسئلهمحور تبدیل شود. لازم است دانشگاهها بخشی از ظرفیت آموزشی و پژوهشی خود را به مسائل واقعی هر منطقه و کشور اختصاص دهند و دانشجویان و استادان در قالب پروژههای مشترک، پایاننامهها و رسالههای مسئلهمحور، طرحهای فناورانه و هستههای نوآورانه به دنبال ارائه راهحل باشند. در این مسیر، توجه به دانش بومی، ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی مناطق و ایدههای خلاقانه جوانان اهمیت ویژهای دارد. همچنین دستگاههای اجرایی باید مسائل و نیازهای واقعی خود را در اختیار دانشگاهها قرار دهند و برای طرحهای کاربردی، حمایت مالی و امکان اجرای نتایج پژوهش را فراهم کنند. اگر این چرخه از «شناسایی مسئله تا تولید دانش، ارائه راهحل و اجرای آن» بهصورت مستمر شکل بگیرد، دانشگاه از یک نهاد صرفاً آموزشی به یک نیروی اثرگذار در توسعه و حل مسائل کشور تبدیل خواهد شد.
با توجه به تحولات سریع علمی و فناوری، سرفصلهای رشتههای دانشگاهی بهویژه در حوزه تخصصی شما تا چه اندازه نیازمند بازنگری و بهروزرسانی هستند و چه محورهایی در این بازنگری باید مورد توجه قرار گیرد؟
سرفصلهای رشتههای دانشگاهی، بهویژه در حوزه مدیریت آموزشی که زمینه فعالیت من است، نیازمند بازنگری مستمر و متناسب با تحولات علمی، فناوری و نیازهای واقعی جامعه هستند. سرعت تغییرات در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، تحول دیجیتال، مدیریت دادهمحور، رهبری نوین و مهارتهای نرم بهگونهای است که برخی سرفصلهای سنتی دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیازهای نسل جدید دانشجویان و بازار کار نیستند. البته بازنگری نباید به معنای حذف مبانی نظری و دانش پایه باشد؛ بلکه باید میان دانش نظری، مهارتهای کاربردی و مسائل واقعی جامعه تعادل ایجاد شود. پیشنهاد من آن است که سرفصلها با مشارکت استادان، متخصصان، دانشجویان و دستگاههای اجرایی و بر اساس نیازهای روز جامعه بهصورت دورهای بازنگری شوند و موضوعاتی مانند حل مسئله، تفکر انتقادی، کارآفرینی، فناوریهای نوین و هوش مصنوعی، پژوهشهای کاربردی و مهارتهای حرفهای جایگاه پررنگتری در برنامههای درسی پیدا کنند.
اهمیت بهرهگیری از فناوریهای نوین آموزشی در رشتههای دانشگاهی، بهویژه در حوزه تخصصی خود را چگونه ارزیابی میکنید و چه راهبرد یا الگوی عملیاتی را برای استفاده مؤثر از این فناوریها در فرآیند آموزش پیشنهاد میدهید؟
استفاده از فناوریهای نوین آموزشی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای ارتقای کیفیت آموزش دانشگاهی است؛ بهویژه در رشته مدیریت آموزشی که موضوع اصلی آن، شناخت و هدایت فرایندهای آموزشی و مدیریتی است. فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ترکیبی، شبیهسازی، تحلیل دادههای آموزشی و پلتفرمهای تعاملی میتوانند آموزش را از حالت انتقال صرف اطلاعات به سمت یادگیری مسئلهمحور، تعاملی و مهارتمحور هدایت کنند. استراتژی مناسب را میتوان در یک فرمول ساده خلاصه کرد:
آموزش اثربخش و آیندهنگر، نتیجه تعامل پنج مؤلفه کلیدی است: فناوری مناسب بهعنوان زیرساخت تحولآفرین، استاد توانمند بهعنوان راهبر و تسهیلگر، محتوای بهروز بهعنوان منبع پویای یادگیری، مشارکت فعال دانشجو بهعنوان موتور محرکه فرآیند، و ارزیابی مستمر بهعنوان ابزار سنجش و بهبود کیفیت. این پنج عنصر در کنار یکدیگر، نظام آموزشی را از حالت انتقال صرف اطلاعات به سمت یادگیری تعاملی، مسئلهمحور و مهارتبنیان هدایت میکنند. البته هدف، استفاده صرف از فناوری نیست؛ بلکه باید ابتدا نیاز آموزشی و مسئله مشخص شود و سپس فناوری متناسب با آن انتخاب شود. در این صورت، فناوری میتواند به ابزاری برای تقویت خلاقیت، تفکر انتقادی، حل مسئله و آمادهسازی دانشجویان برای نیازهای واقعی جامعه و بازار کار تبدیل شود.
البته هدف، استفاده صرف از فناوری نیست؛ بلکه باید ابتدا نیاز آموزشی و مسئله مشخص شود و سپس فناوری متناسب با آن انتخاب شود. در این صورت، فناوری میتواند به ابزاری برای تقویت خلاقیت، تفکر انتقادی، حل مسئله و آمادهسازی دانشجویان برای نیازهای واقعی جامعه و بازار کار تبدیل شود.
به جز موارد مطرحشده، چه چالشها یا اولویتهای دیگری در نظام آموزش عالی یا حوزه تخصصی شما وجود دارد که نیازمند توجه ویژه است؟
به نظر من یکی از دغدغههای جدی در آموزش عالی کشور، فاصله میان آموزش دانشگاهی با نیازهای واقعی جامعه و بازار کار است. اگر دانشگاه قرار است نقش مؤثری در توسعه کشور داشته باشد، باید بیش از گذشته به سمت آموزشهای مسئلهمحور، مهارتمحور و آیندهنگر حرکت کند و دانشجو را صرفاً برای کسب مدرک آماده نکند، بلکه او را برای حل مسئله، نوآوری و ایفای نقش مؤثر در جامعه توانمند سازد. در حوزه مدیریت آموزشی نیز دغدغه من این است که مدیران آینده نظام آموزشی علاوه بر دانش نظری، به مهارتهایی مانند رهبری تحولآفرین، تفکر راهبردی، سواد دیجیتال، استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی و تصمیمگیری مبتنی بر داده مجهز شوند. به باور من، آینده آموزش عالی متعلق به دانشگاهی است که میان علم، فناوری، مهارت، اخلاق و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار کند؛ و ما باید تلاش کنیم تا دانشگاه آزاد اسلامی در این مسیر پیشگام باشد.
انتهای پیام/