در گفت و گو با استاد سرآمد دانشگاه آزاد مطرح شد

سرفصل‌های مدیریت بازرگانی نیازمند بازنگری با رویکرد دیجیتال و اخلاق‌محوری است/ هوش مصنوعی در بازاریابی، ضرورتی برای آینده آموزش

زهرا انجم شعاع
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان و استاد سرآمد آموزشی در حوزه جهت‌گیری الهی-فرهنگی در تدریس دروس تخصصی، با تأکید بر لزوم بازنگری بنیادین در سرفصل‌های مدیریت بازرگانی، گفت: سرفصل‌های این رشته باید با رویکرد دیجیتال، اخلاق‌محوری و مهارت‌آموزی به‌روزرسانی شوند و در این میان، هوش مصنوعی در بازاریابی، نه یک انتخاب، که ضرورتی انکارناپذیر برای آینده آموزش عالی کشور است.

زهرا انجم‌شعاع، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان و استاد سرآمد آموزشی در حوزه جهت‌گیری الهی-فرهنگی در تدریس دروس تخصصی، که در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش بازاریابی به تدریس و پژوهش اشتغال دارد و تحصیلات دانشگاهی خود را نیز در همین حوزه دنبال کرده است، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا، به تبیین رویکرد خود در آموزش مدیریت و بازاریابی پرداخت.

وی با تأکید بر اینکه بازاریابی را نباید صرفاً ابزار افزایش فروش یا سهم بازار دانست، بلکه دانشی برای شناخت نیاز‌های جامعه، ایجاد ارزش واقعی، رعایت انصاف در مبادلات و تقویت اعتماد عمومی است، بر لزوم همراه‌سازی آموزش با جهت‌گیری الهی، فرهنگی و اخلاقی تأکید کرد. انجم‌شعاع همچنین با اشاره به ضرورت بازنگری در سرفصل‌های مدیریت بازرگانی با رویکرد دیجیتال و اخلاق‌محوری، هوش مصنوعی در بازاریابی را ضرورتی انکارناپذیر برای آینده آموزش عالی کشور دانست و بر لزوم پیوند دانش مدیریت با فرهنگ، ارزش‌ها و نیاز‌های واقعی جامعه برای حل مسائل کشور تأکید کرد.

در ادامه مشروح گفت و گو را می خوانید.

به عوامل کلیدی موفقیت خود در کسب عنوان استاد سرآمد دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کنید و بفرمایید که چه رویه‌ها و رویکرد‌هایی در طول سال‌های تدریس، شما را به این جایگاه رساند؟

رمز موفقیت در مسیر کسب عنوان استاد سرآمد را در تلفیق دانش تخصصی، اخلاق حرفه‌ای، تعهد فرهنگی و ارتباط انسانی سازنده با دانشجویان می‌دانم. در نگاه من، استاد دانشگاه تنها انتقال‌دهنده محتوا‌های علمی نیست؛ بلکه نقش مؤثری در شکل‌گیری نگرش، هویت حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و جهت‌گیری ارزشی دانشجویان دارد. تلاش کرده‌ام در کنار آموزش مفاهیم بازاریابی، بر اصولی مانند صداقت در تبلیغات، رعایت حقوق مصرف‌کننده، انصاف در رقابت، مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها و توجه به ارزش‌های فرهنگی جامعه تأکید کنم که همراستا با جهت گیری الهی فرهنگی است. رویداد‌ها و جشنواره‌های دانشگاه آزاد اسلامی نیز، اگر با رویکرد علمی، فرهنگی و تربیتی طراحی شوند، می‌توانند زمینه شناسایی استعدادها، تقویت خودباوری جوانان و هدایت ظرفیت‌های علمی آنان در مسیر حل مسائل کشور را فراهم آورند.

با توجه به اهمیت اثرگذاری علوم و رشته‌های دانشگاهی در حل مسائل و مشکلات کشور چه ساز و کاری را در این خصوص مناسب می‌دانید تا رشته‌های دانشگاهی، با تکیه بر دانش بومی جوانان بتواند مسائل و مشکلات کشور را رفع کند و به اثرگذاری مستقیم در این حوزه بپردازد؟

اثربخشی دانشگاه در حل مسائل کشور زمانی محقق می‌شود که دانش تخصصی با شناخت دقیق از فرهنگ، ارزش‌ها، نیاز‌های واقعی جامعه و ظرفیت‌های بومی پیوند بخورد. در حوزه مدیریت بازرگانی و بازاریابی، نمی‌توان صرفاً الگو‌های وارداتی را بدون توجه به اقتضائات فرهنگی و اقتصادی کشور به کار گرفت.

ضروری است دانشگاه‌ها با همکاری صنعت، نهاد‌های فرهنگی و دستگاه‌های اجرایی، مسائل واقعی جامعه را به پروژه‌های آموزشی و پژوهشی تبدیل کنند. آموزش دانشجویان باید به‌گونه‌ای باشد که آنان بتوانند با حفظ اخلاق کسب‌وکار، تقویت تولید داخلی، صیانت از حقوق مصرف‌کننده و شناخت فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، برای توسعه بازار، ارتقای برند‌های ملی و افزایش اعتماد عمومی راه‌حل ارائه دهند.

با توجه به تحولات سریع علمی و فناوری، سرفصل‌های رشته‌های دانشگاهی به‌ویژه در حوزه تخصصی شما تا چه اندازه نیازمند بازنگری و به‌روزرسانی هستند و چه محور‌هایی در این بازنگری باید مورد توجه قرار گیرد؟

سرفصل‌های دانشگاهی، به‌ویژه در رشته مدیریت بازرگانی و گرایش بازاریابی، نیازمند بازنگری جدی و دوره‌ای هستند؛ زیرا محیط کسب‌وکار، رفتار مشتریان و فناوری‌های مؤثر بر بازار با سرعت زیادی تغییر می‌کنند.

اگرچه مبانی کلاسیک مدیریت، اصول بازاریابی و نظریه‌های رفتار مصرف‌کننده همچنان ضروری‌اند، اما کافی نیستند. لازم است موضوعاتی مانند بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی در بازاریابی، تحلیل داده‌های مشتری، تجارت الکترونیک، مدیریت تجربه مشتری، بازاریابی محتوا، برندینگ در فضای رقابتی و اخلاق داده در برنامه‌های درسی تقویت شوند. علاوه بر این، آموزش باید از حالت صرفاً نظری خارج شود و با مطالعه موردی، پروژه‌های واقعی، کارورزی، شبیه‌سازی‌های مدیریتی و همکاری با کسب‌وکار‌ها همراه باشد تا دانش‌آموختگان آمادگی بیشتری برای ورود به بازار کار داشته باشند.

با توجه به نیاز‌های آینده کشور، چه راهبرد‌هایی برای احیا و بازطراحی رشته‌های کم‌متقاضی می‌تواند مؤثر باشد؟

درباره رشته‌های کم‌متقاضی، تصمیم‌گیری نباید صرفاً بر مبنای تعداد داوطلبان انجام شود؛ بلکه باید نیاز‌های آینده کشور، ظرفیت اشتغال، نقش راهبردی رشته و امکان بازطراحی آن مورد توجه قرار گیرد. نخستین اقدام، انجام مطالعات آینده‌پژوهی و نیازسنجی بازار کار است تا مشخص شود کدام رشته‌ها نیازمند تقویت، ادغام، میان‌رشته‌ای‌شدن یا بازتعریف هستند. بسیاری از رشته‌ها به دلیل فاصله گرفتن از نیاز‌های روز جامعه و فقدان مهارت‌های کاربردی، جذابیت خود را از دست می‌دهند. بنابراین، افزودن مهارت‌های نوین، تعریف گرایش‌های کاربردی، ایجاد دوره‌های مشترک با حوزه‌هایی مانند فناوری، داده، محیط‌زیست و کارآفرینی و طراحی مسیر‌های شغلی روشن می‌تواند به احیای آنها کمک کند. در مواردی نیز ادغام هدفمند رشته‌ها، تصمیمی علمی و منطقی خواهد بود.

اهمیت بهره‌گیری از فناوری‌های نوین آموزشی در رشته‌های دانشگاهی، به‌ویژه در حوزه تخصصی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه راهبرد یا الگوی عملیاتی را برای استفاده مؤثر از این فناوری‌ها در فرآیند آموزش پیشنهاد می‌دهید؟

فناوری‌های نوین آموزشی در رشته مدیریت بازرگانی و بازاریابی بسیار ضروری هستند؛ اما استفاده از آنها باید با رویکردی آگاهانه، اخلاق‌مدار و متناسب با فرهنگ جامعه صورت گیرد. هوش مصنوعی، تحلیل داده، آموزش مجازی و شبیه‌سازی‌های کسب‌وکار می‌توانند کیفیت یادگیری و مهارت‌آموزی دانشجویان را افزایش دهند، مشروط بر آنکه جایگزین تفکر نقادانه، ارتباط انسانی و تربیت فرهنگی نشوند. راهبرد مناسب، بهره‌گیری از الگوی «آموزش ترکیبیِ مهارت‌محور و ارزش‌بنیان» است؛ یعنی دانشجو ضمن فراگیری ابزار‌های روز بازاریابی، با مسئولیت‌پذیری در استفاده از داده‌ها، حفظ حریم خصوصی مشتریان، صداقت در تبلیغات و آثار فرهنگی پیام‌های بازاریابی نیز آشنا شود. فناوری باید در خدمت ارتقای کیفیت آموزش و تعالی انسان قرار گیرد.

به جز موارد مطرح‌شده، چه چالش‌ها یا اولویت‌های دیگری در نظام آموزش عالی یا حوزه تخصصی شما وجود دارد که نیازمند توجه ویژه است؟

یکی از دغدغه‌های اصلی بنده در آموزش عالی، ضرورت توجه هم‌زمان به سه مؤلفه دانش، مهارت و تربیت فرهنگی ـ اخلاقی است. دانشگاه نباید تنها نیروی متخصص برای بازار کار تربیت کند، بلکه باید دانش‌آموختگانی مسئول، متعهد، دارای هویت فرهنگی و توانمند در حل مسائل جامعه پرورش دهد. در حوزه بازاریابی نیز لازم است دانشجویان بیاموزند که موفقیت تجاری پایدار، بدون اعتماد عمومی، صداقت، رعایت حقوق مشتری، مسئولیت اجتماعی و توجه به فرهنگ جامعه امکان‌پذیر نیست. تقویت کرسی‌های گفت‌و‌گو، فعالیت‌های فرهنگی، پژوهش‌های کاربردی و پیوند میان استاد، دانشجو، صنعت و جامعه می‌تواند به تربیت مدیرانی منجر شود که هم از توان علمی و فناورانه برخوردارند و هم در مسیر توسعه اخلاقی و فرهنگی کشور نقش مؤثری ایفا می‌کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر