امتداد هویت ایرانی در نقاشی از نگارگری تا هنر معاصر

وحیدزاده
عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تشریح جایگاه هویت ایرانی در هنر تصویرگری و نقاشی تأکید کرد: فرهنگ، شالوده هویت یک ملت است و بدون فهم ریشه‌های فرهنگی، نمی‌توان از هنر ایرانی تصویری دقیق و ماندگار ارائه داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدرضا وحیدزاده، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در مصاحبه با برنامه "فرهنگسرای گفت‌و‌گو " به تبیین نسبت میان فرهنگ، هویت ملی و هنر‌های تصویری پرداخت و تلاش کرد نشان دهد که هنر ایرانی چگونه از گذشته‌های دور تا امروز حامل معنا، روایت و هویت بوده است.

وی تأکید کرد: فرهنگ تنها مجموعه‌ای از عادت‌ها، رسوم یا تولیدات هنری نیست، بلکه بنیان هویت یک ملت را شکل می‌دهد. به باور وحیدزاده، ارزش‌های فرهنگی روح و معنای حقیقی جامعه را می‌سازند و همه چیز، از نظام فکری تا نمود‌های هنری، بر شالوده فرهنگ استوار است. همین نگاه سبب می‌شود که بحث درباره نقاشی و تصویرگری، صرفاً به بررسی تکنیک یا زیبایی‌شناسی محدود نشود، بلکه به عرصه‌ای برای شناخت هویت تاریخی و تمدنی ایرانیان تبدیل شود.

وحیدزاده در ادامه با اشاره به پیشینه دیرینه هنر تصویر در ایران، از نمونه‌های باستانی و ریشه‌های ابتدایی نقاشی ایرانی یادکرد و توضیح داد: ایران از دیرباز دارای زبان تصویری خاص خود بوده است.

وی یادآور شد: ردپای تصویر و نقش در تاریخ ایران تنها به دوران اسلامی محدود نمی‌شود، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر تمدن ایرانی نیز می‌توان نشانه‌هایی از ذوق، زیبایی‌شناسی و روایت تصویری را مشاهده کرد. این نگاه تاریخی نشان می‌دهد که نقاشی در ایران، پیش از آنکه به یک هنر تزیینی تبدیل شود، حامل معنا‌های فرهنگی و نشانه‌های هویتی بوده است.

این کارشناس فرهنگی سپس به تأثیرپذیرش اسلام بر مسیر تحول هنر ایرانی پرداخت و تأکید کرد: ورود اسلام نه‌تنها به تضعیف هنر‌های تصویری منجر نشد، بلکه به بازتعریف و شکوفایی آنها در بستری تازه انجامید. به گفته او، نگارگری ایرانی در دوران اسلامی، به‌ویژه در دوره صفوی، به اوج شکوه و جلال خود رسید و توانست در پیوند با مفاهیم دینی، عرفانی و ادبی، جایگاهی ممتاز در تاریخ هنر جهان به دست آورد. این هنر در واقع تلفیقی از تخیل، معنا، زیبایی و روایت است و به همین دلیل، در حافظه فرهنگی ایرانیان حضوری ماندگار پیدا کرده است.

در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو، به مکاتب برجسته نقاشی ایرانی اشاره شد؛ مکاتبی که هر یک در دوره‌ای از تاریخ، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به زبان بصری ایران ایفا کرده‌اند. مکتب هرات، مکتب تبریز، مکتب شیراز و مکتب اصفهان از جمله جریان‌هایی بودند که در این برنامه موردتوجه قرار گرفتند. وحیدزاده با یادآوری نام هنرمندان بزرگی همچون بهزاد و فرشچیان، تأکید کرد: استمرار هنر ایرانی در طول قرن‌ها، محصول پیوند میان سنت، خلاقیت و هویت بوده است. از نگاه او، این هنرمندان تنها نقاش یا نگارگر نیستند، بلکه راویان بصری فرهنگ ایرانی به شمار می‌روند.

وی در ادامه گفت: هنر معاصر ایران نیز ناگزیر از گفت‌و‌گو با گذشته است. به بیان دیگر، هنرمند امروز اگر بخواهد اثری ریشه‌دار و اثرگذار خلق کند، نمی‌تواند نسبت خود را با میراث تصویری ایران نادیده بگیرد. به باور وی، هنر معاصر زمانی می‌تواند هویت‌مند باشد که از یک سو با دستاورد‌های نوین و ابزار‌های جدید آشنا باشد و ازسوی‌دیگر، رشته پیوند خود را با سنت‌های اصیل نگه دارد. در همین زمینه، او نسبت به‌نوعی آشفتگی و درهم‌ریختگی در فضای هنری امروز هشدار داد و از این وضعیت با تعبیر «شتر گاو پلنگ» یادکرد؛ وضعیتی که در آن، مرز میان هویت هنری و تقلید‌های سطحی، مبهم و نامشخص می‌شود.

وحیدزاده در بخش مهمی از سخنان خود، مسئله گرافیک و ابزار‌های نوین را نیز مطرح کرد و گفت: ورود فناوری‌های تازه اگرچه می‌تواند افق‌های جدیدی را پیشروی هنرمند بگشاید، اما درعین‌حال این خطر را نیز دارد که اصالت و روح هنر را تحت‌الشعاع قرار دهد. استفاده از ابزار‌های جدید نباید به حذف مؤلفه‌های هویت‌ساز هنر ایرانی منجر شود. از نظر او، هنر زمانی ارزشمند است که بتواند میان نوآوری و ریشه‌مندی تعادل برقرار کند؛ نه آن‌قدر درگذشته متوقف بماند که از تحولات روز عقب بماند و نه آن‌قدر شیفته ابزار‌های تازه شود که هویت خود را از دست بدهد.

این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش اصلی برنامه درباره اینکه «هویت ایرانی» در هنر تصویرگری و نقاشی چگونه تبیین می‌شود، تصریح کرد: هویت ایرانی را باید در مجموعه‌ای از عناصر تاریخی، فرهنگی، دینی و زیبایی‌شناختی جست‌و‌جو کرد. از نگاه او، نقاشی ایرانی تنها یک هنر دیداری نیست، بلکه نوعی زبان اندیشه است که در آن، روایت، معنا، حافظه تاریخی و جهان‌بینی ایرانی به تصویر کشیده می‌شود. به همین دلیل، بررسی نقاشی ایرانی بدون توجه به بستر فرهنگی و معرفتی آن، تحلیلی ناقص خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر