۲۹۰ شهید، چند مستند و یک فیلم؛ سهم ناچیز سینما از روایت جنایت آمریکا
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که هواپیمای مسافربری ایرباس A۳۰۰ شرکت ایرانایر با شماره پرواز ۶۵۵، تنها چند دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه بندرعباس به مقصد دبی، بر فراز آبهای خلیج فارس هدف دو فروند موشک ناو جنایتکار آمریکایی «یواساس وینسنس» قرار گرفت و سقوط کرد.
در این حادثه، تمامی ۲۹۰ سرنشین هواپیما شامل ۲۷۴ مسافر و ۱۶ نفر خدمه به شهادت رسیدند؛ در میان شهدا، ۶۶ کودک نیز حضور داشتند. این رویداد، نه تنها یکی از تلخترین فجایع تاریخ هوانوردی جهان، بلکه یکی از مهمترین نقاط تنش در روابط ایران و آمریکا به شمار میرود؛ حادثهای که هنوز پس از گذشت نزدیک به چهار دهه، در حافظه تاریخی ایرانیان زنده مانده است.
پروازی که هرگز به مقصد نرسید
صبح روز ۱۲ تیر ۱۳۶۷، پرواز ۶۵۵ طبق برنامه از بندرعباس به سمت دبی به پرواز درآمد. هواپیما در مسیر هوایی بینالمللی و در کریدور رسمی پروازی حرکت میکرد و در حال اوجگیری به ارتفاع تعیینشده بود. در همان زمان، ناو جنگی آمریکایی «وینسنس» که در جریان درگیریهای نظامی در آبهای خلیج فارس حضور داشت،رد اقدامی جنایتکارانه این هواپیمای غیرنظامی را با دو موشک استاندارد به سوی آن شلیک کرد.
بر اثر اصابت موشکها، هواپیما در آسمان متلاشی شد و بقایای آن در آبهای خلیج فارس، در نزدیکی جزیره هنگام و قشم، فرو ریخت. هیچیک از سرنشینان فرصت نجات نیافتند و همه ۲۹۰ نفر شهید شدند. تحقیقات بعدی نیز نشان داد هواپیما در مسیر مجاز، با سامانه شناسایی غیرنظامی روشن و در حال افزایش ارتفاع بوده است.
واکنشهای جهانی و جنجالهای حقوقی
دولت تروریست آمریکا در همان زمان مدعی شد که خدمه ناو وینسنس، هواپیما را با جنگنده ایرانی اشتباه گرفتهاند و شلیک موشک ناشی از خطای تشخیص بوده است. این ادعا از همان ابتدا با تردیدهای فراوان روبهرو شد؛ زیرا هواپیمای ایرانایر در مسیر تجاری، با کد شناسایی غیرنظامی و در حال اوجگیری پرواز میکرد.
جمهوری اسلامی ایران این اقدام را جنایتی آشکار دانست و شکایتی را در دیوان بینالمللی دادگستری مطرح کرد. سرانجام، سالها بعد دو کشور به توافقی برای پرداخت غرامت به خانواده قربانیان رسیدند؛ هرچند آمریکا هیچگاه مسئولیت حقوقی این حمله را نپذیرفت و از عذرخواهی رسمی نیز خودداری کرد. این موضوع همچنان یکی از مهمترین پروندههای حقوقی و سیاسی روابط دو کشور محسوب میشود.

روایتی که کمتر به تصویر درآمد
با وجود اهمیت تاریخی این حادثه، سینمای ایران در مقایسه با بسیاری از رخدادهای دوران دفاع مقدس، کمتر به سراغ روایت مستقیم آن رفته است. شاید یکی از دلایل این موضوع، دشواری بازسازی فنی سقوط هواپیما، هزینههای سنگین تولید و همچنین حساسیتهای سیاسی و بینالمللی این واقعه باشد.
در چهار دهه گذشته، مستندسازان بیش از فیلمسازان داستانی به این فاجعه پرداختهاند و اغلب تلاش کردهاند با استفاده از اسناد، تصاویر آرشیوی، مصاحبه با شاهدان و بررسی روایتهای آمریکایی، ابعاد مختلف حادثه را بازخوانی کنند. با این حال، در سینمای داستانی نیز نمونههایی هرچند محدود وجود دارد که این واقعه را دستمایه روایت قرار دادهاند.
«ابلیس»؛ نخستین اشاره سینمای داستانی
یکی از مهمترین این آثار، فیلم سینمایی «ابلیس» به کارگردانی احمدرضا درویش است که در سال ۱۳۶۹ ساخته شد؛ تنها دو سال پس از حادثه پرواز ۶۵۵. این فیلم اگرچه اثری امنیتی و پلیسی است و داستان اصلی آن درباره یک شبکه جاسوسی میگذرد، اما حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانایر نقش مهمی در پیشبرد روایت دارد.
در داستان فیلم، شخصیت اصلی که با بازی خسرو شکیبایی ایفای نقش میشود، همسر و فرزندانش را راهی سفری هوایی میکند. با انتشار خبر هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی، او تصور میکند خانوادهاش در میان قربانیان این فاجعه قرار گرفتهاند. همین شوک روحی، نقطه عطف داستان و آغاز بحران روانی شخصیت اصلی است. هرچند در ادامه مشخص میشود خانواده او سوار آن پرواز نبودهاند، اما احمدرضا درویش با استفاده از این حادثه واقعی، یکی از تلخترین زمینههای دراماتیک سینمای دهه هفتاد را خلق میکند. از این منظر، «ابلیس» را میتوان نخستین فیلم داستانی سینمای ایران دانست که فاجعه پرواز ۶۵۵ را وارد روایت سینمایی خود کرد و نشان داد چگونه یک رویداد سیاسی میتواند زندگی انسانهای عادی را تحت تأثیر قرار دهد.
از خاطره تاریخی تا حافظه جمعی
حادثه ۱۲ تیر، تنها یک سانحه هوایی نبود؛ بلکه زخمی عمیق بر حافظه جمعی ایرانیان بر جای گذاشت. هر سال با فرارسیدن این روز، تصاویر بقایای هواپیما، وسایل شخصی مسافران، اسباببازی کودکان و روایت خانوادههای قربانیان بار دیگر در رسانهها بازنشر میشود و یادآور یکی از تلخترین وقایع تاریخ معاصر کشور است.
با این حال، سهم سینما و تلویزیون در روایت این واقعه، متناسب با اهمیت آن نبوده است. اگرچه مستندها و برخی آثار نمایشی تلاش کردهاند این حادثه را بازخوانی کنند، اما هنوز جای یک فیلم سینمایی بزرگ یا یک مجموعه تلویزیونی فاخر که بتواند ابعاد انسانی، حقوقی و سیاسی این فاجعه را برای نسلهای جدید روایت کند، خالی به نظر میرسد.
در بخش دوم این گزارش، به مهمترین مستندها، فیلمها و مجموعههای تلویزیونی مرتبط با این حادثه، از جمله مستندهای «پرواز ۶۵۵»، «دریای دروغ»، «هشتمین دقیقه» و دیگر آثار تولیدشده در چهار دهه اخیر خواهیم پرداخت و همچنین دلایل کمرنگ بودن این سوژه در سینمای ایران را بررسی خواهیم کرد.
با وجود آنکه سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران و از تلخترین حوادث هوانوردی غیرنظامی جهان به شمار میرود، سهم سینما و تلویزیون ایران در روایت این فاجعه، چندان پررنگ نبوده است. برخلاف بسیاری از رویدادهای دوران دفاع مقدس که بارها در قالب فیلم و سریال بازآفرینی شدهاند، این حادثه بیشتر در قالب مستند، برنامههای مناسبتی و گزارشهای تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته و آثار داستانی اندکی به آن پرداختهاند.
این کمتوجهی در حالی است که حادثه پرواز ۶۵۵، ظرفیتهای فراوانی برای روایتهای انسانی، حقوقی، سیاسی و حتی درامهای خانوادگی دارد؛ از خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادند تا نیروهای امدادی که پیکر قربانیان را از آبهای خلیج فارس بیرون کشیدند و نیز دیپلماتهایی که سالها درگیر پیگیری حقوقی این پرونده بودند.

مستندهایی که روایتگر حقیقت شدند
بیشترین سهم در ثبت تصویری این واقعه را مستندسازان برعهده داشتهاند. در سالهای مختلف، آثار متعددی با استفاده از تصاویر آرشیوی، اسناد بینالمللی، مکالمات راداری، گفتوگو با خانوادههای جانباختگان و تحلیل کارشناسان تولید شده است.
از جمله مهمترین آنها مستند «پرواز ۶۵۵» است؛ اثری که با مرور دقیق روند پرواز، شرایط حضور ناو آمریکایی «وینسنس»، نحوه شلیک موشکها و واکنشهای بعدی، تلاش میکند تصویری مستند از این فاجعه ارائه دهد. این مستند علاوه بر استفاده از اسناد رسمی، روایت خانوادههای قربانیان را نیز بازگو میکند و از این منظر، بعد انسانی حادثه را برجسته میسازد.
اثر شاخص دیگر، مستند «دریای دروغ» است که با نگاهی تحلیلیتر، روایت رسمی ایالات متحده درباره اشتباه گرفتن هواپیمای مسافربری با جنگنده نظامی را مورد بررسی قرار میدهد. این مستند با استناد به گزارشهای فنی، شهادت کارشناسان و اسناد منتشرشده، تلاش میکند تناقضهای موجود در روایت آمریکایی را نشان دهد و به پرسشهایی پاسخ دهد که همچنان پس از گذشت دههها محل بحث هستند.
در سالهای اخیر نیز همزمان با سالگرد این حادثه، شبکههای مختلف تلویزیونی بارها مستندهای کوتاه، ویژهبرنامهها و گفتوگوهای کارشناسی درباره پرواز ۶۵۵ تولید و پخش کردهاند. هرچند بسیاری از این آثار تولیدات مناسبتی بودهاند، اما در زنده نگه داشتن حافظه تاریخی این واقعه نقش مهمی ایفا کردهاند.
اشارههای پراکنده در تلویزیون
تلویزیون ایران نیز طی سالهای گذشته، هرچند نه در قالب یک مجموعه نمایشی مستقل، اما در برنامههای مختلف به این حادثه پرداخته است. مستندهای مناسبتی، گفتوگوهای تاریخی، برنامههای ترکیبی و بخشهایی از مجموعههای مرتبط با دفاع مقدس، بارها تصاویر و اسناد مربوط به پرواز ۶۵۵ را بازخوانی کردهاند.
همچنین در برخی آثار نمایشی با موضوع جنگ تحمیلی، اگرچه این حادثه مستقیماً محور داستان نیست، اما در دیالوگها یا فضای روایی به حضور ناوگان آمریکایی در خلیج فارس و افزایش تنشهای ماههای پایانی جنگ اشاره میشود؛ اشارههایی که مخاطب را به فضای سیاسی و نظامی منتهی به حادثه نزدیک میکند.
نخست آنکه بازسازی سقوط یک هواپیمای ایرباس در میانه دریا، نیازمند جلوههای ویژه پیچیده و بودجهای قابل توجه است؛ امکاناتی که تا سالها در سینمای ایران فراهم نبود.
دوم آنکه این حادثه ابعاد بینالمللی و حقوقی گستردهای دارد و پرداخت دقیق به آن مستلزم پژوهش فراوان، دسترسی به اسناد و دقت تاریخی است. همین مسئله بسیاری از فیلمسازان را از ورود به این حوزه بازداشته است.
عامل سوم نیز به سیاستهای تولید بازمیگردد. در چهار دهه گذشته، سینمای دفاع مقدس بیشتر بر روایتهای میدانی جنگ، عملیاتها و زندگی رزمندگان متمرکز بوده و موضوعاتی مانند جنگ نفتکشها، حضور ناوگان آمریکا در خلیج فارس و حادثه پرواز ۶۵۵ کمتر در اولویت تولید قرار گرفتهاند.

ظرفیتی که همچنان مغفول مانده است
امروزه با پیشرفت فناوریهای تصویری و جلوههای ویژه رایانهای، امکان بازسازی دقیق این حادثه بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است. زندگی مسافران، خدمه پرواز، خانوادههای قربانیان، عملیات جستوجو و نجات، پیگیریهای حقوقی ایران در مجامع بینالمللی و حتی روایت متقابل از داخل ناو آمریکایی، هر یک میتواند دستمایه ساخت فیلمها و سریالهایی باشد که علاوه بر جذابیت دراماتیک، بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان را برای نسلهای جدید حفظ کند.
سینمای جهان بارها به فجایع هوایی و رخدادهای مشابه پرداخته و توانسته است از دل یک واقعه تاریخی، آثاری ماندگار خلق کند. پرواز ۶۵۵ نیز از این ظرفیت برخوردار است؛ ظرفیتی که تاکنون تنها بخش کوچکی از آن در آثار مستند و معدود فیلمهای داستانی بازتاب یافته است.
دوازدهم تیر ۱۳۶۷، تنها سالروز یک سانحه هوایی نیست؛ یادآور از دست رفتن ۲۹۰ انسان بیگناه در آسمان خلیج فارس است؛ حادثهای که همچنان یکی از مهمترین نقاط اختلاف در روابط ایران و آمریکا و یکی از تلخترین خاطرات جمعی ایرانیان محسوب میشود.
در چهار دهه گذشته، مستندسازان بیش از فیلمسازان داستانی کوشیدهاند این واقعه را ثبت و روایت کنند. مستندهایی همچون «پرواز ۶۵۵» و «دریای دروغ» از مهمترین آثار تولیدشده در این زمینه هستند و در میان فیلمهای داستانی نیز «ابلیس» احمدرضا درویش را میتوان نخستین و مهمترین اثری دانست که این فاجعه را وارد روایت سینمایی کرد.
با وجود این، هنوز جای یک فیلم سینمایی یا سریال فاخر که با نگاهی جامع و انسانی به این رویداد بپردازد، در سینمای ایران خالی است. شاید در سالهای آینده، فیلمسازان با بهرهگیری از امکانات فنی امروز و دسترسی به اسناد تاریخی، بتوانند اثری خلق کنند که هم ادای دینی به شهدای این حادثه باشد و هم روایتی ماندگار از یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران برای نسلهای آینده به یادگار بگذارد.
انتهای پیام/