معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد در یادداشتی مطرح کرد

از تزکیه تا تمدن؛ مدرسه و دانشگاه در آیینه‌ی اندیشه‌های تربیتی رهبر شهید انقلاب

معاون امور تحول و تعالی دانشگاه آزاد
معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد در یادداشتی که در وصف رهبر شهید انقلاب نگاشته، با بازخوانی آموزه‌های ناب ایشان، مدرسه و دانشگاه را میراث‌دار تزکیه و تمدن دانست و تأکید کرد که از نگاه آن رهبر فرزانه، «تربیت» جوهره انقلاب اسلامی، «تزکیه» مقدم بر تعلیم، و استقلال علمی تنها راه خروج از سلطه فکری غرب است.

به گزارش خبرگزاری آنا، در متن یادداشت فاطمه حمیدی فر معاون امور تحول و تعالی سما دانشگاه آزاد اسلامی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

به پیشگاه ملکوتی رهبر شهید فرزانه انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای (مدظله العالی) مقدمه؛ چرا از «تربیت» سخن می‌گوییم؟ در میان انبوه واژگانی که برای توصیف انقلاب اسلامی به کار می‌روند، شاید کمتر کلمه‌ای به اندازه «تربیت» با جوهره این نهضت الهی گره خورده باشد. انقلابی که نه برای تغییر یک رژیم، که برای «تغییر انسان» و «ساختن تمدنی نوین» پا به عرصه وجود نهاد، به ناچار باید در کانون توجه خود، مسئله «پرورش انسان متعهد و متخصص» را قرار می‌داد. این همان نکتة ظریفی است که در اندیشه و سلوک عملی شما، بار‌ها و بار‌ها به منصه ظهور رسیده است.

دانشگاه و مدرسه، این دو رکن اساسی نظام آموزشی کشور، نه به مثابه کارخانه‌های تولید مدرک و مدرک‌گرایی، که چونان دو بال طلایی برای اوج‌گیری نسلی معرفت‌یافته، آرمان‌خواه و مسئولیت‌پذیر ترسیم شده‌اند.

این دلنوشته، تلاشی است برای بازخوانی آن آموزه‌های ناب، در روزگاری که سردرگمی هویتی و هجوم شبهات، بیش از هر زمان دیگر، نظام آموزشی ما را به دریایی از پرسش‌ها فرستاده است. بخش اول: تزکیه پیش از تعلیم؛ بنیان نظری تربیت در مکتب انقلاب نگاه عمیق شما به آموزش و پرورش، ریشه در نگاه قرآنی به انسان دارد.

قرآن کریم، نخستین سخنی که از نبوت به میان می‌آورد، نه «تعلیم» محض که «تزکیه» را مقدم بر آن می‌شمارد: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ». این آیه شریفه، سنگ بنای فلسفه تربیتی انقلاب اسلامی است.

شما بار‌ها بر این نکته تأکید کرده‌اید که تا نفس انسان، از آلایش‌های جهل، خودباختگی، وابستگی و دنیازدگی پاک نشود، هیچ دانشی نمی‌تواند او را به سرمنزل سعادت رهنمون شود. علم بدون اخلاق، نه تنها چراغ راه نیست، که گاه به آتش سوزنده‌ای بدل می‌گردد که تمدن‌ها را به کام خاک می‌کشاند. این هشدار شما نسبت به «علم نافع» در مقابل «علم مضر» و یا «علم بی‌هویت»، پاسخی بود به همان مدرنیته‌ای که انسان را به ابزاری برای تولید و مصرف تقلیل داده و روح او را از معنا تهی ساخته است.

در منظومه فکری شما، مدرسه و دانشگاه، سنگر‌های اصلی «جهاد تبیین» و «جهاد علمی» به شمار می‌روند. اما این جهاد، پیش از آنکه میدانی بیرونی باشد، جهادی درونی و اکبر است؛ جهادی برای شکستن بت‌های جهل، تقلید کورکورانه و خودکم‌بینی. تربیت در این چارچوب، به معنای پرورش «انسان خودساخته»‌ای است که هویت خویش را در منزلت «خلافت الهی» جست‌و‌جو می‌کند و خود را در برابر خدا، جامعه و تاریخ مسئول می‌داند.

بخش دوم: نقد الگو‌های وارداتی و دفاع از استقلال علمی

یکی از دغدغه‌های اصلی شما در سال‌های اخیر، مسئله «استقلال علمی» بوده است. این استقلال، نه به معنای قطع ارتباط با جهان علم، که به معنای نفی «نگاه استعماری» به علم است. شما به صراحت اعلام فرمودید که الگو‌های وارداتی در حوزه علوم انسانی و حتی علوم پایه، نمی‌توانند پاسخگوی نیاز‌های هویتی و بومی ما باشند. دانشگاهی که صرفاً به ترجمه و تکرار نظریات غربی بپردازد، در بهترین حالت، تصویری کم‌رنگ و وامانده از آن تمدن خواهد بود و هرگز نمی‌تواند به «نهضت نرم‌افزاری» و «تمدنی‌سازی» منجر شود.

از نگاه شما، علم واقعی، علمی است که از متن فرهنگ و ارزش‌های یک جامعه برآید و در عین حال، در تراز جهانی عرضه شود. این موضع شما، به ویژه در قبال علوم انسانی، بسیار راهگشاست. علوم انسانی رایج در دانشگاه‌های ما، اغلب بر پایه مبانی انسان‌شناختی و هستی‌شناختی لیبرالیسم استوار است؛ مبانی که محور آن، «انسان خودبنیاد» و فارغ از هرگونه تعهد متعالی است. 

شما با طرح نظریه «علوم انسانی اسلامی»، در حقیقت، در پی تحقق انقلابی روش‌شناختی و معرفتی در نظام آموزشی کشور بودید. به باور شما، این علوم باید بتوانند الگویی از زیست جمعی، مدیریت، اقتصاد و روابط انسانی ارائه دهند که هم از کارآمدی لازم برخوردار باشد و هم در چارچوب ارزش‌های الهی تعریف شود. تربیت دانشگاهی، بدون این بازنگری اساسی، نه تنها قدرت حل مسائل کشور را نخواهد داشت، بلکه نسلی تحقیرشده و وابسته به بازار‌های فکری غرب پرورش خواهد داد.

بخش سوم: تربیت سیاسی و اجتماعی در بستر نظام آموزشی

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تربیتی که در سخنرانی‌های شما بر آن تأکید فراوان شده، «تربیت سیاسی» جوانان است. اما این تربیت سیاسی، هرگز به معنای حزبی‌زدگی تنگ‌نظرانه، شعارزدگی یا ترویج تعصبات قومی و جناحی نیست. بلکه منظور شما از این مفهوم، پرورش نسلی است که نسبت به «سرنوشت جامعه» و «منافع ملی» احساس مسئولیت می‌کند و با درک صحیح از «مردمسالاری دینی»، در صحنه‌های بزرگ سیاسی و اجتماعی حضوری فعال و هوشمندانه دارد.

شما بار‌ها تأکید کرده‌اید که مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، ریشه در همان تربیت اجتماعی و سیاسی دارد که از مدارس و دانشگاه‌ها آغاز می‌شود. دانشجویی که در محیط دانشگاه، حق نقد و گفت‌و‌گو را نیاموخته باشد، چگونه می‌تواند در آینده، مدیری کارآمد و شهروندی فعال در نظام جمهوری اسلامی باشد؟ از سوی دیگر، تأکید شما بر «گفتمان مقاومت» و «استکبارستیزی»، نیز ریشه در همین نوع تربیت دارد.

شما به جوانان آموختید که استقلال و عزت یک ملت، در گرو آن است که از «دائره سلطه» و «نفوذ» قدرت‌های زورگو خارج شود و بتواند بر پایه «عقلانیت انقلابی»، نقش خود را در نظم جدید جهانی ایفا کند. این به معنای پرورش نسلی است که علاوه بر دانش فنی، از «روحیه انقلابی»، «شجاعت»، «آسیب‌شناسی اجتماعی» و «توان تحلیل سیاسی» برخوردار باشد. مدرسه و دانشگاه در این مسیر، دو کانون اصلی برای شکل‌دهی به این هویت جمعی و ملی هستند.

بخش چهارم: خانواده، حلقه گمشده زنجیره تربیت در آثار و بیانات

شما، به نقش کانون خانواده نیز توجه ویژه‌ای شده است. خانواده را «اولین و مهم‌ترین مدرسه انسان‌سازی» می‌دانید و بر این باورید که هرگونه تحول در نظام آموزشی، اگر با اصلاح فرهنگ خانواده همراه نباشد، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. پدر و مادر، نخستین مربیان اخلاقی، دینی و عاطفی فرزندان هستند و آنچه در دانشگاه و مدرسه به عنوان «آسیب‌های اجتماعی» با آن مواجهیم، غالباً ریشه در کانون گرمی دارد که یا از کارکرد تربیتی خود فاصله گرفته یا به دلیل تهاجم فرهنگی، کارکرد خود را تا حد زیادی از دست داده است.

شما بار‌ها از نفوذ شبکه‌های اجتماعی و ابزار‌های نوین ارتباطی در فضای تربیتی ابراز نگرانی کرده‌اید و هشدار داده‌اید که این ابزارها، اگرچه می‌توانند مفید باشند، اما بی‌ضابطه و بی‌نقشه، آسیب‌های جدی به هویت دینی و فرهنگی نسل جوان وارد می‌کنند. از این منظر، مسئولیت نظام آموزشی دوچندان می‌شود؛ نه تنها باید خود را به دانش روز مجهز کند، که باید پادزهر این شبهات و آسیب‌ها را در قالب برنامه‌های تربیتی هدفمند به دانش‌آموزان و دانشجویان ارائه دهد.

بخش پنجم: چشم‌انداز آینده و تجدید میثاق

امروز که جهان با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت تحولات شگرف فناورانه و گفتمانی پیش می‌رود، نظام آموزشی ما بیش از هر زمان دیگر به چراغ راهنمای شما نیازمند است. نسل جوان، با انبوهی از اطلاعات و در عین حال، خلأ‌های عمیق معنوی دست‌به‌گریبان است. از یک سو، پیشرفت‌های خیره‌کننده در عرصه هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و ارتباطات، افق‌های تازه‌ای را پیش روی او می‌گشاید و از سوی دیگر، تهاجم فرهنگی بی‌سابقه‌ای که مرز‌های هویتی و ارزشی را نشانه گرفته، او را با بحران معنا مواجه ساخته است. در چنین شرایط پیچیده‌ای، تنها اتکا به آن آموزه‌های اصیل و راهبردی شما می‌تواند مسیر درست را نشان دهد؛ آموزه‌هایی که «ایمان»، «علم»، «عمل»، «اخلاق» و «سیاست» را در سایه «ولایت» به هم پیوند می‌زند.

ما، قلم‌زدگان و خیل عظیم معلمان، اساتید و دانشجویان، با تأسی از پیام همیشگی شما، عهد می‌بندیم که در مسیر تحقق «بیانیه گام دوم انقلاب»، که سند چشمانداز و راهگشای حرکت آینده کشور است، از هیچ تلاشی فروگذار نکنیم. عهد می‌بندیم که مدرسه را به «کانون تربیت مجاهدانه» و دانشگاه را به «خاستگاه تمدن‌سازی نوین» تبدیل کنیم؛ جایی که در آن، «جوان مومن انقلابی» با ایمانی راسخ، علمی بالنده و عملی جهادی، برای ساختن «تمدن اسلامی-ایرانی» در تراز شهدای عزیز، از جان مایه بگذارد. در پایان، با قلبی آکنده از حسرت و شوق، در محضر روح پر فتوح شما و شهدا، دستان خالی از عمل خود را به آسمان برمی‌افرازیم و از خداوند متعال می‌خواهیم که توفیق عمل به منویات و رهنمون‌های حکیمانه‌تان را نصیب همه ما سازد.

یادمان باشد که هر قدمی که در کلاس درس، آزمایشگاه، مسجد و میدان سیاست برداریم، جزئی از آن سازه عظیم و رفیعی است که معمار کبیر انقلاب برای ما به یادگار نهادند. باشد که از این پس، «دانش» ما زینت «تقوا» و «تقوا» ما مایه «افتخار ایرانی اسلامی» باشد و هرگز راهی جز راه «استقلال»، «آزادی»، «عدالت» و «پیشرفت» در پیش نگیریم.

انتهای پیام/

ارسال نظر