پیامرسانی قیام امام حسین(ع)، شیوههای تبلیغ دین و نقش مناظره در تبیین حقایق
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حجتالاسلام مصطفی دهستانی همزمان با دهه اول ماه محرم به برخی پرسش ها درباره مهمترین پیام قیام امام حسین (ع) برای جامعه امروز پاسخ داد. آنچه در ادامه میخوانید متن مصاحبه این کارشناس دینی با خبرنگار آناست.
آنا: یکی از موضوعات مهم در نهضت عاشورا، مسئله پیامرسانی این قیام است. این موضوع را چگونه تبیین میکنید؟
حجتالاسلام مصطفی دهستانی: یکی از مباحث مهمی که درباره قیام امام حسین(ع) مطرح است پیامرسانی این قیام است. اصلاً هدف پیامبران و بعثت پیامبران این بود که پیام حق را به مردم برسانند، مردم را بیدار کنند و حجت را بر مردم تمام کنند.
بحثی علما دارند به عنوان بحث «قبح عقاب بلابیان»؛ یعنی زشت است که کسی را ما تنبیه کنیم برای کار زشتی در حالی که زشتی آن کار را بر او بیان نکرده باشیم. یعنی کسی را تنبیه کنیم برای شراب خوردن ولی به او نگوییم که شراب حرام است و بر او بیان نکرده باشیم که شراب حرام است.
در دعای ندبه میخوانیم: «مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلى مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدینِکَ، وَ حُجَّةً عَلى عِبادِکَ»؛ خدا پیامبری را بعد از پیامبر دیگری فرستاد؛ برای چه فرستاد؟ که دین را حفظ کند. برای چه فرستاد؟ که دین را برپا بدارد. برای چه فرستاد؟ برای اینکه حجت را بر مردم تمام کند؛ یعنی هیچ انسانی روی کره زمین دلیلی نداشته باشد که بگوید حرف حق و پیام حق به من نرسیده است.
«وَ حُجَّةً عَلى عِبادِکَ»؛ یعنی حجت را بر مردم تمام کنند. در بعضی نسخههای دعای ندبه آمده است: «وَلا یَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَ أَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً»؛ هیچکس نگوید خدایا اگر پیامبری بر ما فرستاده بودی و اگر نشانه هدایتی برای ما قرار داده بودی، «فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ»؛ ما از آیات تو پیروی میکردیم، «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى»؛ پیش از آنکه ذلیل و خوار شویم.
یعنی کسی برای گناه کردن عذری نداشته باشد. خدای متعال بر همه اقامه دلیل و اتمام حجت کرده است. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (رعد: ۷). هر قومی را خدا هدایتگری برایشان فرستاده تا پیام را به گوششان برساند. پیامبران مبعوث شدند که پیام حق را به گوش مردم برسانند و تبلیغ کنند. ادیان الهی همه همینگونه بودند و این هدف را دنبال میکردند. مکاتب باطل نیز همینطور هستند و پیام خود را تبلیغ میکنند.
آنا: شیوههای تبلیغ و رساندن پیام در اسلام چیست؟
دهستانی: شیوههای تبلیغ متعدد است. یکی از شیوههای رساندن پیام در دین مقدس اسلام، موعظه است. موعظه دو عنصر دارد که باید رعایت شود؛ یکی خیرخواهی و دیگری لطافت در سخن و ادای کلام.
وقتی میخواهیم کسی را نصیحت یا موعظه کنیم باید از روی خیرخواهی باشد. نباید بخواهیم او را تحقیر کنیم یا در جمع از بین ببریم. گاهی فردی سخنی درست میگوید، اما از روی خیرخواهی نیست و قصد دارد مخاطب را کوچک کند.
عنصر دوم، ملاطفت در سخن است؛ یعنی با نرمی و آرامش سخن بگوییم نه با خشونت و تندی.
روزی فردی خدمت مرحوم آیتالله شیخ عبدالکریم حائری(ره) رسید. ایشان مشاهده کرده بودند که آن شخص در برخی احکام کوتاهی میکند و از جمله صورت خود را کاملاً تیغ میزند. مرحوم حائری صورت او را بوسیدند و فرمودند: «خواهش میکنم جای بوسه مرا دیگر تیغ نکشید.» این شیوه موعظه است.
ما گاهی تعییر را با موعظه اشتباه میگیریم. تعییر یعنی سرزنش کردن شخص به خاطر گناه و این در اسلام منع شده است. ما حق نداریم کسی را بر گناه سرزنش کنیم. باید موعظه کنیم و پند بدهیم، اما پند دادن غیر از سرزنش است.
اینکه بگوییم «خاک بر سرت با این قیافه»، «خاک بر سرت با این لباس» یا «خاک بر سرت با این عمل» تعییر است. در دین اسلام حتی گنهکار را هم حق نداریم تحقیر و سرزنش کنیم، اما میتوانیم او را با لطافت موعظه کنیم.
حضرت آشیخ محمدتقی بافتی شخصی را موعظه کرده بودند. آرام سر در گوش او گذاشتند و سخنی گفتند. آن فرد سیلی به صورت ایشان زد. آقا فرمودند: «یک سیلی دیگر هم به من بزن، اما این گناهی را که انجام میدهی دیگر مرتکب نشو؛ من دوست ندارم تو جهنمی شوی.»
این موعظه است. ما گاهی به جای موعظه، تعییر میکنیم؛ یعنی شخص گناهکار را سرزنش میکنیم و این اثر منفی بر او میگذارد. علت اینکه بسیاری از فرزندان ما لجوج میشوند این است که به جای موعظه، آنان را تحقیر و سرزنش میکنیم.
آنا: در منابع دینی درباره پرهیز از سرزنش چه توصیهای شده است؟
دهستانی: امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند وقتی کودک را زیاد سرزنش کنید، این کثرت سرزنش آتش لجاجت را در درون او شعلهور میکند. یکی از اشتباهات مهم تربیتی ما همین است که به جای موعظه، سرزنش میکنیم. امیرالمؤمنین(ع) حتی از سرزنش گنهکار نیز نهی فرمودهاند.
در روایتی دیگر آمده است فردی را در زمان حضرت عیسی(ع) برای اجرای حکم اعدام میبردند. هر کس در مسیر او را سرزنش میکرد. یکی میگفت خاک بر سرت که چنین گناهی کردی، دیگری سخن دیگری میگفت. اما حضرت عیسی(ع) هیچکدام از این سخنان را نگفتند. وقتی به او رسیدند، قریب به این مضمون فرمودند: «تو سرت به سنگ خورده، ما را نصیحت کن.»
ببینید برخورد با گنهکار چگونه بوده است. موعظه با دو عنصر خیرخواهی و ملاطفت همراه است. اگر واقعاً خیرخواه هستیم و خطایی در همسر یا فرزند خود میبینیم، نباید در جمع او را نصیحت کنیم. باید در خلوت و به گونهای رفتار کنیم که شخصیت او آسیب نبیند.
آنا: منبر چه جایگاهی در تبلیغ دین دارد؟
دهستانی: یکی از شیوههای تبلیغ دین و رساندن پیام در تاریخ اسلام، منبر و خطابه بوده است. در زمان پیامبر اکرم(ص)، ایشان به درختی تکیه میدادند و برای مردم سخن میگفتند.
ابنعباس که در آن زمان کودک بود و علاقه فراوانی به پیامبر داشت، عرض کرد: عموجان! شما هنگام سخنرانی خسته میشوید، اجازه دهید برایتان منبری بسازند. پیامبر(ص) پذیرفتند و نجار مدینه منبری سهپلهای ساخت.
از آن زمان سنت شد که پیامبر(ص) بر پله سوم منبر مینشستند و مردم را موعظه میکردند. منبر به رسانهای برای رساندن پیام حق، روشنگری، بیداری و گسترش فرهنگ دین تبدیل شد.
امروز نیز تحقیقات نشان داده است که منبر همچنان یکی از مؤثرترین شیوههای تبلیغ دینی است.
خبرنگار آنا: به جز منبر، چه شیوه دیگری برای تبلیغ دین و تبیین حقایق در جامعه اسلامی وجود دارد؟
حجتالاسلام مصطفی دهستانی: یکی دیگر از شیوههای تبلیغ دین، مناظره است؛ یعنی بزرگان دین با بزرگان دیگر ادیان و مذاهب به گفتوگو بنشینند، حقایق را بیان کنند، سوءتفاهمها را برطرف سازند و مسائل ناشناخته را برای مردم روشن کنند. متأسفانه امروز این شیوه کمرنگ شده است، در حالی که معتقدم شیعیان میتوانند با مناظره و گفتوگوی علمی با علمای دیگر مذاهب، پیام مکتب اهلبیت(ع) را به جهان معرفی کنند. اگر این مناظرات بهدرستی انجام شود، حقایق برای مردم روشن خواهد شد و گرایش گستردهای به مکتب امام حسین(ع)، مکتب امام زمان(عج) و تشیع ایجاد میشود.
تجربه تاریخی نیز این موضوع را تأیید میکند؛ زیرا پشتوانه تشیع، پشتوانهای بسیار قوی، علمی، عقلانی و منطقی است. هرجا علمای شیعه مناظره و گفتوگو کردهاند، توانستهاند بخشی از حقایق را روشن و بسیاری از جهالتها و گمراهیها را برطرف کنند.
خبرنگار آنا: لطفاً به برخی از نمونههای تاریخی این مناظرات اشاره کنید.
حجتالاسلام مصطفی دهستانی: یکی از نمونههای مشهور، مناظرات مرحوم سلطانالواعظین شیرازی است. ایشان سفری به هندوستان قدیم داشتند؛ زمانی که هند و پاکستان هنوز از یکدیگر جدا نشده بودند. ایشان در شهر پیشاور چند شب با حدود پانزده نفر از علمای اهل سنت به بحث و گفتوگو پرداختند. روزنامهنگاران نیز این مباحث را ثبت و در روزنامههای هند منتشر میکردند. پس از چند شب، این گفتوگوها در قالب کتاب «شبهای پیشاور» منتشر شد که گزارش همان مناظرات است. این نمونه نشان میدهد که مناظره چه نقش مهمی در رساندن حقایق به مردم دارد و چگونه میتواند در آگاهیبخشی و تبیین معارف دینی اثرگذار باشد.
انتهای پیام/