واکاوی داده‌های گزارش پایش اشتغال دانش‌آموختگان؛

کالبدشکافی یک باور غلط؛ آیا بازار کار از دانشگاه جداست؟

دیگر داشتن هر مدرکی، کلید ورود به بازار کار نیست. تازه‌ترین آمارها حاکی از آن است که نرخ اشتغال با افزایش مدرک تحصیلی، رابطه‌ای مستقیم و معنادار دارد؛ جایی که دکتری تخصصی با ۷۶ درصد اشتغال در صدر ایستاده و هنر با نرخ ناامیدکننده ۲۴ درصد، در انتهای لیست قرار دارد. اما در این میان، یک استثنای بزرگ وجود دارد: دانشگاه فرهنگیان که با اشتغال ۱۰۰ درصدی، به تنهاترین جزیره آرام در دریای متلاطم بیکاری تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری آنا، بر اساس جدیدترین آمار نرخ اشتغال در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی آن را هفته گذشته منتشر کرده است، می‌توان نتیجه گرفت که در سال‌های اخیر، موجی از «مدرک‌ستیزی» فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی ایران را دربرگرفته است. گزاره‌هایی نظیر «فلانی درس نخواند و پولدار شد» یا «دانشگاه وقت تلف کردن است»، به نقل مجالس بدل شده است. اما، وقتی گرد و غبار شعار‌های عامه‌پسند فرو می‌نشیند، واقعیت‌های سخت آماری رخ می‌نمایند. گزارش «پایش وضعیت اشتغال دانش‌آموختگان سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰» نه تنها خط بطلانی بر فرضیه «بی‌فایده بودن دانشگاه» می‌کشد، بلکه نشان می‌دهد که بازار کار مدرن، بیش از هر زمان دیگری به تخصص‌های آکادمیک وابسته است.

بسیاری از منتقدان نظام آموزشی معتقدند که محتوای دروس دانشگاهی با نیاز بازار کار همخوانی ندارد. اگرچه این نقد در جزییات (مانند رشته‌های گروه هنر با ۲۴٪ اشتغال یا علوم انسانی) تا حدی وارد است، اما کلیت آمار چیز دیگری می‌گوید. نرخ مشارکت اقتصادی ۵۴ درصدی دانش‌آموختگان نشان می‌دهد که «دانشگاه» همچنان اصلی‌ترین کانال ورود به ساختار رسمی اقتصاد کشور است.

در واقع، کسانی که معتقدند «درس خواندن فایده ندارد»، عمدتاً به لایه‌های سطحی و غیررسمی بازار کار (مشاغل کاذب یا خدماتی ساده) نگاه می‌کنند. اما وقتی صحبت از «اشتغال پایدار» و «امنیت شغلی» به میان می‌آید، آمار‌ها نشان می‌دهند که هرچه سطح تحصیلات بالاتر می‌رود، احتمال بیکار ماندن به شدت کاهش می‌یابد.

پلکان صعودی؛ رابطه مستقیم «مدرک» و «استخدام»

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این گزارش، رد ادعای بیکاری گسترده در سطوح عالی تحصیلی است. برخلاف تصور عموم که فکر می‌کنند «دکترها بیکارند»، آمار‌ تازه منتشر شده موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی نشان می‌دهد که مقطع دکتری تخصصی با نرخ اشتغال ۷۶.۶۲٪، امن‌ترین جایگاه را در بازار کار دارد.

کارشناسی ارشد با فاصله اندکی، وضعیت بسیار بهتری نسبت به مقاطع پایین‌تر دارد و کاردانی با نرخ ۳۹.۲۴٪، در پایین‌ترین سطح قرار دارد.

این داده‌ها یک پیام روشن دارند که بازار کار ایران به دنبال «تخصص عمیق» است، نه «آشنایی سطحی». کسانی که در میانه راه (کاردانی) تحصیل را رها می‌کنند یا به حداقل‌ها بسنده می‌کنند، بیشترین ضربه را از بیکاری می‌خورند. بنابراین، مشکل از «اصلِ درس خواندن» نیست، بلکه از «نیمه‌تمام گذاشتن مسیر تخصص» است.

 پارادوکس شهریه؛ وقتی «پول» انگیزه اشتغال می‌شود

یکی از شوکه‌کننده‌ترین بخش‌های آمار، پیشتازی دانشجویان شهریه‌پرداز (۵۴.۵۲٪) نسبت به دانشجویان تحصیل رایگان (۳۷.۲۵٪) است. این تفاوت ۱۷ درصدی، فرضیه «بی‌انگیزگی تحصیل‌کردگان» را تقویت می‌کند. دانشجویی که برای هر واحد درسی هزینه پرداخت می‌کند، نگاهی سرمایه‌گذاری‌محور به دانشگاه دارد. او از همان روز اول به دنبال پیوند میان آموخته‌هایش و کیف پول بازار کار است. این نشان می‌دهد که دانشگاه نه تنها مدرک، بلکه «انگیزه ورود به بازار» را هم در فرد ایجاد می‌کند؛ به شرطی که دانشجو بداند بابت این آموزش، بهای اقتصادی پرداخته است.

جزیره‌های ثبات و گرداب‌های بیکاری

در تحلیل نهایی، نباید از یاد برد که «رشته تحصیلی» قطب‌نمای اشتغال است. دانشگاه فرهنگیان با آمار خیره‌کننده ۹۹.۹۳٪ نشان می‌دهد که اگر نظام آموزشی بر اساس «نیازسنجی واقعی» دانشجو بپذیرد، بیکاری به صفر متمایل می‌شود.

در مقابل، بحران در گروه هنر و علوم تجربی (به جز پزشکی) نشان‌دهنده اشباع یا عدم پیوند این رشته‌ها با بدنه صنعتی و خدماتی کشور است. اما آیا این به معنای بی‌فایده بودن این رشته‌هاست؟ خیر؛ بلکه به معنای ضرورت تغییر رویکرد از «آموزش تئوریک» به «آموزش مهارتی» در این حوزه‌هاست.

دانشگاه، همچنان مسیر طلایی

در پاسخ به کسانی که می‌گویند «درس نخوانیم و وارد بازار کار شویم»، باید گفت: بازار کار بدون پشتوانه علمی، بازاری ناپایدار، کم‌درآمد و به شدت آسیب‌پذیر در برابر بحران‌های اقتصادی است. آمار‌ها به ما می‌گویند که شاید عصر «مدرک‌گراییِ صرف» به پایان رسیده باشد، اما عصر «تخصص دانشگاهی» تازه آغاز شده است.

دکتری تخصصی با آن نرخ اشتغال بالا، ثابت می‌کند که جامعه و صنعت همچنان برای «بالاترین سطح دانش» فرش قرمز پهن می‌کنند. پس به جای تشویق نسل جوان به رها کردن تحصیل، باید آنها را به سمت «تحصیل هدفمند»، «رشته‌های بازارمحور» و «ادامه تحصیل تا سطوح عالی تخصص» هدایت کرد. دانشگاه بیراهه نیست؛ بلکه نقشه‌ای است که اگر درست خوانده شود، مستقیم به مقصد اشتغال پایدار ختم می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر